دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٧ - ابشه
ابشه
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبِشه، شهری از جمهوری چاد، واقع در منطقۀ استوایی افریقا، در جنوب شهر واره پایتخت سابق سلاطین وَدائی و در ٦٥٠ كیلومتری شمال شرقی فورلامی (نجامنا) نزدیك مرز سودان غربی و مركز اداری ناحیۀ ودائی با °١٣ و ′٤٩ عرض شمالی و °٢٠ و ′٤٩ طول شرقی. تلفّظهای دیگر این نام اَبِشْر (EI٢) و اَبِشْر (İA) و اَبیش (تقویم البلدان الاسلامیة، ٦٩) است. این شهر در دشتی پهناور و خشك بنا شده است كه كوههای منفردی به آن مشرفند (EI٢) و رودخانههای فصلی جنوب شرقی دریاچۀ چاد آن را سیراب میكنند (TA). ابشه در ١٨٥٠م (١٢٦٧ق) بنیان گرفت و به عنوان پایتخت سلاطین ودائی (اوآدائی) به جای شهر واره انتخاب شد. اشاعه و رواج گستردۀ دین اسلام در این منطقه در سدۀ ١١ق / ١٧م، با تأسیس سلطنت ودائی در آنجا مقارن بوده است (احمد سعید، ١ / ١٨٧؛ بروكلمان، ٦٤٠). ابشه از ابتدا سلطاننشین اسلامی بوده و در آن روزگار وضع بسیار درخشانی داشته است (TA). در ١٨٨٠-١٨٨٧م (١٢٨٩-١٣٠٥ق) دولت فرانسه به سرزمینهای افریقایی چنگ انداخت و با حملات پیدرپی خود به سلطاننشینهای افریقایی به تدریج آنها را به مستعمرات خود بدل كرد. به موجب معاهدات ١٨٩٣ و ١٨٩٤م (١٣١١ق) بریتانیا، فرانسه و آلمان كه مناطق پیرامون دریاچۀ چاد را میان خود تقسیم كردند، سرزمین چاد به فرانسه رسید (تقوم البلدان الاسلامیة، ٧٢). در ١٩٠٩م (١٣٢٧ق) ابشه به اشغال فرانسه در چاد درآمد و در ١٩١٢م فرانسه بر كل ناحیه ودائی مسلط شد (احمد سعید، همانجا) و از همان سال ابشه به صورت بخشی از مستعمرات فرانسه در چاد درآمد (TA). مردم شهر بیشتر از فرقۀ تیجانیه هستند. بسیاری از تجّار «جَلاّبۀ» سودانی از امّ دُرمان به این منطقه آمدند و در این شهر اقامت گزیدند (EI٢). چنانچه از بعضی مآخذ بر میآید این شهر در دوران شكوفایی، در حدود ٠٠٠‘٣٠ نفر جمعیت داشته است كه بر اثر قحطی ١٩١٣-١٩١٤م به ٠٠٠‘٥ تن كاهش یافت (TA)، اما در سالهای بعد، جمعیت آنجا باز رو به فزونی نهاد، چنانچه در ١٩٥٧م به ٠٠٠‘٨ تن و در ١٩٦٢ تا ١٩٦٨م به ٠٠٠‘٢٠ تن (مایر، I / ٥١) رسید و در ١٩٧٣م به ٦١٧‘٣٤ نفر افزایش یافت (بریتانیكا، I / ١٧). در ابشه و حومۀ آن زبانهای فرانسوی و عربی و شاخهای از زبانهای محلی چاد به نامها مابا و تاما رواج دارد (بریتانیكا، IV / ١٥). این شهر از قدیم یكی از مراكز مهم فروش برده و بازرگانی میان سودان و چاد بوده است (EI٢). اكنون داد و ستد اسب و دام، حبوبات، پنبه، پارچه، پوست، عاج، پَر شترمرغ و قهوه در آن رواج دارد و تجارت گاو و گوسفند به ویژه گوسفند قره كُل در ناحیۀ ابشه رایج است (همانجا). از ابشه جادۀ كاروان روی به بن غازی میرود كه از صحرای بزرگ میگذرد. جادهای دیگر كه راه حجاج نام دارد، از جنوب ابشه تا خرطوم ادامه مییابد. خانههای ابشه آجری و شهر دارای بازار زیبایی است. مركز فرماندهی نظامی آن با قلعههایی احاطه شده كه دارای بناهای بزرگ و ایستگاه بیسیم است (TA). شهر دارای ٥ روستای بزرگ و یك شهرك اروپایینشین است كه در ١٩٥١م دارای یك مدرسه فرانسوی ـ عربی با رئیسی از فرقۀ تیجانیه بوده است (EI٢). به علاوه دارای بیمارستان، مركز رادیو و فرودگاهی است كه در ٦٠ كیلومتری شمال ابشه قرار دارد (مایر، I / ٥٢).
مآخذ
احمد سعید سلیمان، تاریخ الدول الاسلامیة و معجم الاسرالحاكمة، قاهره، ١٩٦٩م؛
بروكلمان، كارل، تاریخ الشعوب الاسلامیة، و ترجمۀ نبیه امین فارس و مُنیر بعلبكی، بیروت، ١٩٨٤م؛
تقویم البلدان الاسلامیة، به كوشش انعامالله خان، كراچی، ١٩٦٤م؛
نیز:
Britannica;
EI٢;
İA;
Meyer;
TA.
علی رفیعی