دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٤٦ - ابوعریش
ابوعریش
نویسنده (ها) :
گیتی صلاحی اصفهانی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوعَریش، شهر و ناحیهای در منطقۀ عسیر تهامه، واقع در جنوب غربی عربستان سعودی. عریش به معنای مسكن محصور به بوتهها و شاخههای درختان است و از آنجا كه قسمت عمدۀ خانههای این ناحیه شامل كلبههایی از این نوع بوده، به این نام خوانده شده است (فیلبی، «مرتفعات عربستان»، ٥٧٢-٥٧٣).
ناحیۀ ابوعریش
عسیر تهامه زمانی «مقاطعۀ» ادریسی خوانده میشد و شامل سه ناحیه بود: صَبیا، جیزان و ابوعریش (حمزه، ٧٧). ناحیۀ ابوعریش كه در جلگۀ ساحلی عربستان (فیلبی، همان، ٤٤) و در °١٥ و ´٥٠ تا °١٧ و ´٤٠ عرض شمالی واقع شده، در منطقۀ خشك قرار دارد و حیات آن متكی به جریان آبهایی است كه از ارتفاعات پیرامون آن سرایز میشوند (نیبور، ٢٦٦). وجود قلههای آتشفشانی و نیز چشمههای آبگرم حاكی از فعالیت آتشفشانی در كوههای این ناحیه است (فیلبی، همان، ٥٧١-٥٧٢).
ناحیۀ ابوعریش به علت اینكه در مرز عربستان سعودی و یمن واقع شده، مدتها مورد اختلاف حكمرانان این دو سرزمین بوده است (همو، «عربستان سعودی»، ٣٢١). با اشغال جنوب حجاز و عسیر و یمن توسط عثمانیها در اوایل سدۀ ١١ ق، نفوذ اشراف ابوعریش گسترش یافت (حمزه، ٣٥٧) و اینان تا زمان سیطرۀ امام صنعا بر ابوعریش و صبیا در ١٠٣٤ ق / ١٦٢٥ م با حكومت مركزی درگیر بودند (همانجا؛ نك : بستانی)، از ١٠٣٦ ق به مدت ٥ سال امامان زیدی ابوعریش را در تصرف خود داشتند و از آن پس، این ناحیه بار دیگر به دست حكومت عثمانی افتاد و تاظهور فرقۀ وهابی كه موقتاً اهالی ابوعریش را مطیع خود ساختند (١٢١٧ ق / ١٨٠٢ م)، خبری از ابوعریش در دست نیست. در این زمان، حكومت ابوعریش به دست یكی از اشراف محلی به نام شریف حمود بن محمد، معروف به ابومسمار (د ١٢٣٣ ق / ١٨١٨ م) افتاد (عمری، ١٢٨؛ EI٢). پس از مرگ شریف حمود، پسرش احمد به جانشینی او رسید، اما به هنگام لشكركشی نیروهای عثمانی و مصری ابوعریش به تصرف مصر درآمد وپس از مدت كوتاهی به امام صنعا كه زیدی بود، واگذار شد (حمزه، ٣٥٩). در ١٢٨٨ ق / ١٨٧١ م ابوعریش بار دیگر به تصرف عثمانیها درآمد وتا زمان انعقاد معاهدۀ لوزان در ١٩٢٣ م جزو سرزمینهای تابع دولت عثمانی بود (نک : IA). از این زمان به بعد، زد و خوردهای داخلی در منطقۀ عسیر مجدداً آغاز شد، تا سرانجام امام یحیی بر قسمت جنوبی این منطقه استیلا یافت و قسمتهای دیگر از جمله ابوعریش به عربستان سعودی ملحق گردید (بستانی).
ناحیۀ ابوعریش جمعاً دارای ٦٤ روستا و شهر است (عقیلی، ٢٩). روستاهای این ناحیه در واقع آبادیهای كوچكی هستند كه معمولاً از كلبههای ساخته شده از بوتهها و شاخههای درختان تشكیل شده است. بسیاری از این آبادیها جزو حومۀ شهر اصلی ابوعریش به شمار میآیند. بخش وسیعی از این ناحیه زیر كشت ارزن بوده است (فیلبی، «مرتفعات عربستان»، ٥٧١).
شهر ابوعریش
مركز ناحیۀ ابوعریش، شهری است واقع در جنوب غربی عربستان كه در حدود °١٦ و ´٤٥ عرض شمالی قرار دارد (همو، «عربستان سعودی»، نقشه؛ سامی، ١ / ٧٤٠). ارتفاع این شهر از سطح دریا تقریباً ٧٦ متر است (فیلبی، «مرتفعات عربستان»، ٥٧٢) و از جنوب به صبیا و لحیه (علی، ١ / ١٨٨، حاشیه) محدود است و از سوی شرق در فاصلۀ ٣٢ كیلومتری شهر جازان قرار دارد (عقیلی، ٥٨؛ IA).
فیلبی با توجه به آثار ویرانههای پیرامون ابوعریش مینویسد، این شهر درگذشته دارای وسعت و اهمیت بیشتری بوده است. همو طول آن را از شمالیترین نقطۀ شمال غربی تا جنوبیترین نقطه در جنوب شرقی كمتر از یك میل ذكر میكند كه قسمتی از آن را همان ویرانهها تشكیل میداده است (همانجا). از سوی دیگر، نیبور آن را شهری دارای حصار و دیوار ذكر میكند (ص ٢٦٧).
دربارۀ سكنۀ این شهر درگذشته اطلاع دقیقی در دست نیست. شمار ساكنان آن را در ١٨٣٤ م حدود ٧ تا ٨ هزار نفر دانستهاند (IA)، اما در آمار ١٨٧٥ م، ٠٠٠‘٥ نفر ذكر شده است (بستانی). فیلبی جمعیت شهر را در ١٩٥٢ م حدود ٠٠٠‘١٢ نفر برآورد میكند كه غالباً در كلبههای مخروطی شكل زندگی میكردهاند (همان، ٥٧٢-٥٧٣).
اهالی شهر بیشتر كشاورزند و غالباً به كشت ارزن و كنجد اشتغال دارند. گذشته ازآن به صورتی ابتدایی در كارگاههای كوچك خود با استفاده از نیروی چارپایان، به روغنكشی، به خصوص روغن كنجد، نیز میپردازند (همان، ٥٧٣-٥٧٤). ضمناً از كوههای اطراف نمك استخراج و صادر میكنند (نیبور، همانجا). بیشتر بازرگانان این شهر از مردم حضرموت بودهاند (فیلبی، همان، ٥٧٤).
ابوعریش دارای ٣ مسجد خوش نما بوده كه از آن میان مسجد جامع شهر است كه در سدۀ ١١ ق توسط امام منصور بن عمادالدین ساخته شده است. در زمان دیدار فیلبی از ابوعریش، در نزدیكی مسجد اشرف قلعهای قدیمی به نام اشرف وجود داشته كه در حال ویرانی بوده است (همان، ٥٧٣). همو گزارش میدهد كه در زمان شكوفایی ابوعریش، در این شهر و حومۀ آن ١٠٦ مسجد و ١٠٦ چاه آب وجود داشته كه در زمان دیدار او هنوز ٣٠ مسجد و حدود ٢٥ چاه آب باقی مانده بوده است (همانجا). قسمت اعظم این شهر در ١٩٣٢ م توسط گروههای وهابی به آتش كشیده شد و پس از آن، كار بازسازی هیچ گاه با جدیت دنبال نشد (همانجا).
مآخذ
بستانی؛
حمزه، فؤاد، قلب جزیرة العرب، ریاض، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛
سامی، ش.، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ ق / ١٨٨٩ م؛
عقیلی، محمد بن محمد، المعجم الجغرافی البلاد العربیة السعودیة، جازان، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، ١٩٧٦ م؛
عمری، حسین عبدالله، مائة عام من تاریخ الیمن الحدیث، دمشق، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
نیز:
EI٢;
IA;
Niebuhr, Carsten, Beschreibung von Arabien, Graz, ١٩٦٩;
Philby, H. St. J. B., Arabian Highlands, New York, ١٩٥٢;
id, Saʿudi Arabia, Beirut, ١٩٥٥.
گیتی صلاحی اصفهانی