دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٠ - ارجیش
ارجیش
نویسنده (ها) :
ابوالحسن دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَرْجیش، شهری باستانی، در امتداد شمال شرقی دریاچۀ وان، مركز بخش، تابع استان وان، به عرض شمالی °٣٩ و طول شرقی °٤٣ و ´٢٠. جمعیت مركز بخش ٤٨١‘٤٠ نفر («آمار...»، ٣٥)، فاصلۀ شهر تا مركز استان ٩٥ كمـ (YA, X.٧٤٨٢) دارای ٣٥ روستا (همان، X/ ٧٥٩١)، و مساحت بخش ١١٥‘٢ كمـ ٢ (همان، X/ ٧٥٤٢) بوده است.
محتملاً نام این شهر را از نام آرگیستیس (آرگیشتی) دوم كه در اوایل سدۀ ٧قم در منطقۀ وان حكومت میكرده است، گرفتهاند .(IA) ارجیش در دورۀ اورارتو وجود داشته است و جغرافینویسان یونانی و رومی به آن اشاره كردهاند (EI٢) و همان است كه در تواریخ یونان، آرسیسا (پاولی، II/ ١٢٩٠)، و در كتیبههایی كه به خط میخی است، بهشكل آرزاشكو آمده است (EI١)، ولی برخی عقیده دارند كه محل آرسیسای قدیم ساحل دریاچۀ وان نبوده است و شاید بتوان آن را با موقعیت فعلی ارجیش تطبیق داد (IA, IV/ ٢٨٥) نام آن در حدودالعالم (ص ١٦٠) ارجیج قید شده است. مورخان قدیم آن را جزو اقلیم چهارم ارمنستان بزرگ و از توابع اخلاط نوشتهاند (ابنخردادبه، ١٢٢؛ یاقوت، ١/ ١٩٦، ٤٥٥) كه فاصلهاش از بركری، ٢ روز و از اخلاط، ٣ روز راه بوده است (اصطخری، ١٦١).
شهر قدیم ارجیش بر اثر توسعۀ شهر وان و پیشروی آب دریاچه،رو به ویرانی نهاد. شهر جدید در شمال غربی شهر قدیم واقع شده است (EI٢).
این شهر را از شمال، آلاداغ و از جنوب، میدان داغی در بر گرفته است. كوه سیپان با قلۀ همواره پوشیده از برف، در این منطقه است (نك : حمدالله، چ ١٩١٥م، ١٩٧). كوه ارجیش نیز كه یكی از رشتههای آنتی توروس است، در نزدیكی این شهر قرار گرفته است (رفعت، ١/ ١٨١). رودخانهای از وسط شهر میگذرد كه پلی با ٥ طاق بر آن بسته شده است (سفرنامه، ٩٥). رودهای ارشات و زیلان در غرب، و رود دلی چای نیز در شرق آن جاری است (YA, X/ ٧٥٣٤). دریاچۀ وان، در جنوب غربی شهر واقعشده است. مقدسی (ص ٣٨٠) آن را بحیرة ارجیج و حمدالله مستوفی (چ ١٩١٥م، ٢٤١) بحیرۀ ارجیش آورده است.
ارجیش دارای آبوهوای قارهای است. هوای آن در تابستان، تحتتأثیر بادهای جنوبی گرم است، ولی زمستانهایی طولانی دارد (YA, X/ ٧٥٣٩) پوشش گیاهی آن نیز اندك است.
سابقۀ تاریخی
در ٢٥ق/ ٦٤٦م حبیب بن مَسلمۀ فِهری از سوی عثمان بن عفان به ارجیش لشكر كشید و آنجا را فتح كرد و بر مردمش جزیه نهاد (یاقوت، ١/ ٥١٣)، ولی مردم بومی تسلط عربها را نپذیرفتند (YA, X/ ٧٥٦٤). در ٣٧٣ق/ ٩٨٣م ابوعبدالله حسین بن دوستك، معروف به باذكردی [مروانی] كه از كردهای حمیدیه و دایی بنیمروان بود، به منظور جنگ با كفار وارد خاك ارمنستان شد و اولین شهری را كهبهتصرف درآورد، ارجیشبود (ابن اثیر، ٩/ ٣٥-٣٦). در ٣٨٢ق/ ٩٩٢م پادشاه روم وارد ارمنستان شد و شهرهای اخلاط، ملازگرد و ارجیش را محاصره كرد؛ مردم دچار تنگی شدند، ناچار ابوعلی حسن ابن مروان به مدت ١٠ سال قرارداد متاركۀ جنگ بست و پادشاه روم به ملك خود بازگشت (همو، ٩/ ٤٩؛ ابن ازرق، ٦١).
در ٤١٦ق/ ١٠٢٥م شهر ارجیش به تصرف امپراتوران بیزانس درآمد (EI٢) و در ٤٤٦ق/ ١٠٥٤م طغرل اول آنجا را متصرف شد (بستانی، ٩/ ٧٥). در ٤٩٣ق/ ١١٠٠م منطقۀ تحت سلطۀ خاندان سُكمن قطبی به تصرف تركها و مغولها درآمد (YA، همانجا). در ٤٩٦ق سلطان محمد سلجوقی به ارجیش كه از اقطاعات امیر سكمن قطبی بود، وارد شد (ابناثیر، ١٠/ ٣٦١). در زمان این پادشاه و نیز چندینبار بعد از آن، شهر غارت شد (رفعت، ١/ ١١٧- ١١٨). در تقسیماتی كه در زمان طغرل اول و اواخر سدۀ ٥ق/ ١١م به عمل آمد، ارجیش جزو ایالات پادشاهان ارمنستان شد (EI٢).
در ٦٠١ق/ ١٠٢٥م گرجیان به شهرهای آذربایجان تاختند و به غارت و فساد پرداختند و زنان و كودكان را اسیر كردند. آنگاه روی به اخلاط نهادند تا به شهر ارجیش و حومۀ آن رسیدند. فرمانروای اخلاط با یاری گرفتن از طغرل، فرزند قلجارسلان، فرمانروای ارزروم موفق شد گرجیان را شكست دهد (ابن اثیر، ١٢/ ٢٠٤). در ٦٠٤ق نجمالدین ایوب پسر ملك عادل به قصد تصرف اخلاط بدان شهر روی آورد، ولی فرمانروایان اطراف او را قبول نداشتند، لذا عدهای از لشكریان اطراف با كمك جمعی از گرجیان، قلعۀ وان را متصرف شدند و با یاری عدهای دیگر شهر ارجیش را گرفتند. نجمالدین به اتفاق برادرش ملك اشرف قلعۀ وان را بازپس گرفت و در فرمانروایی منطقه پایدار شد (همو، ١٢/ ٢٧٢-٢٧٣) و بدینترتیب ارجیش به دست جانشینان ایوبی افتاد.
در ٦٠٥ق عدهای از گرجیان ارجیش را به تصرف خود درآوردند و شهر را آتش زدند و ویرانیها بار آوردند كه درنتیجه برای مدتی مردم مجبور به ترك شهر شدند (همو، ١٢/ ٢٧٩؛ دفرمری، ٥١٨-٥١٧؛ سامی، ١/ ٩٨).
ارجیش نیز همانند شهرهای دیگر، از تاخت و تاز و كشت و كشتار مغولاندر اماننماند. وقتی كه در ٦٢٧ق/ ١٢٣٠م جلالالدین خوارزمشاه از دست آنان گریخت، مغولان در تعقیب او شهرها را یكی پس از دیگری به تصرف خود درآوردند و در ذیحجۀ همین سال به ارجیش كه شهر بزرگ و با عظمتی بود، رسیدند و دست به چپاول و كشتار مردم آنجا گشودند (ابن اثیر، ١٢/ ٤٩٩- ٥٠٠).
در سدۀ ٨ق/ ١٤م بایرام خواجه، اولین پیشوای قره قویونلوها، شهر را متصرف شد (هینتس، ١٦٣). در ٧٩٦ق/ ١٣٩٤م امیر تیمور آهنگ قلعۀ ارجیش كرد (ابنعربشاه، ٧٣) و سعی در ویران ساختن آن نمود، اما موفق نشد (اولیاچلبی، ٤/ ١٤٧)؛ سرانجام وی در ٨٠٣ق/ ١٤٠١م آنجا را به تصرف خود درآورد (YA, X/ ٧٥٦٤).
در اواسط سدۀ ١٠ق/ ١٦م سام میرزا به همراهی چند تن از امیران به دستور شاه طهماسب بر قلعۀ ارجیش تاخت (عالم آرا...، ١٠٣). در ٩٤١ق/ ١٥٣٤م بهرام میرزا برادر شاه طهماسب همراه امیرانی روانۀ ارجیش شد. سنان پاشا، سردار عثمانی، در اثنای جنگ به دست قوای بهرام میرزا كشته شد، وان و ارجیش به تصرف بهرام میرزا درآمد و ایالت آن دیار و كوتوالی آن حصار به احمد سلطان صوفی اوغلی واگذار شد (روملو، ٣٣٩).
در ٩٥٩ق/ ١٥٥٢م شاه طهماسب پس از فتح اخلاط به ارجیش روی آورد، آنجا را محاصره كرد و تا ٣ ماه موفق به گشودن قلعه نشد، ولی ساكنان قلعه، پس از بازگشت اسماعیل میرزا از ارزروم و آگاه شدن از پیروزی او و مشاهدۀ سرهای بریدۀ مخالفان كه در برابر قلعه آویخته بودند، مقاومت را بیحاصل دیدند و حاكم قلعه را كشتند و نیروی قزلباش را به قلعه راه دادند. قزلباشها به دستور شاه دست به كشتار زدند و قلعه را ویران ساختند (همو، ٤٧٢-٤٧٦). در ٩٦١ق ارجیش و شهرهای اطراف آن به دست شاهزاده اسماعیل میرزا غارت شد (همو، ٤٨٤). در ١٠١٤ق/ ١٦٠٥م احمد پاشا، حاكم وان، شهر را به قصد تسخیر محاصره كرد، ولی شاه عباس، اللهوردی خان حاكم فارس را مأمور گوشمال او كرد. احمد پاشا ناگزیر دست از محاصره برداشت و به وان بازگشت (اسكندربیك، ٢/ ٦٦٤؛ هدایت، ٨/ ٣٥٨- ٣٥٩).
در جنگ جهانی اول، در ١٠ مۀ ١٩١٥، ارجیش بار اول از طرف قوای روس اشغال شد. در ٢ اوت همان سال از تصرف روسها خارج شد، ولی ١٠ روز بعد دوباره به تصرف آنان درآمد و روسها تا پایان سال ١٩١٧م در آنجا ماندند. سپس ارجیش به دست ارامنهای كه از سوی روسها پشتیبانی میشدند، تخریب گردید و سرانجام در ١٦ آوریل ١٩١٨ (بعد از عهدنامۀ آماسیه) به طور قطعی به دولت عثمانی بازگردانده شد (IA, IV/ ٢٨٦).
مردم ارجیش ترك و ساكنان نواحی آن كرد (شیروانی، حدائق...، ٥٤) و پیرو دین اسلام هستند (همو، بستان...، ٦٩).
آثار تاریخی
از آثار این شهر میتوان قلعۀ ارجیش را نام برد. این قلعه در ساحل دریاچۀ وان بر زمین همواری به شكل مربع بنا شده، و سنگهای بسیار بزرگ در ساخت آن بهكار رفته است. دیوارهایش چندان بلند نیست، ولی عرض آنها زیاد است. نشانی از خندق در اطراف آن دیده نمیشود. گاهی در فصل بهار كه سطح آب دریاچه بالا میآید، آب وارد قلعه میشود و فقط راه باریكی در سوی عادلجواز باقی میماند. در داخل قلعه، مسجدی است به نام «سلیمان خان جامعی» ــ مسجد قدیم یوسف شاه ــ كه تعمیر اساسی شده است (اولیا چلبی، ٤/ ١٤٨). این محل پیش تر شهر بوده است. تاجالدین علیشاه، وزیر ایلخانی، آن را حصاری كشید و به صورت قلعهای استوار درآورد (حمدالله، چ ١٣٣٦ش، ١١٧- ١١٨). هوای قلعه در تابستان بسیار گرم است و از این رو بیشتر مردم آن، ٦ ماه از سال را به باغهای آلاداغ میروند (اولیاچلبی، ٤/ ١٤٩).
ساكنان قلعه در روزگار سلیمان قانونی از مردم بوسنی و آلبانی تبار بودهاند. به نوشتۀ لینچ، این قلعه تا ١٨٣٨م مسكون بود و در ١٨٤١م به سبب بالا آمدن آب دریاچه، سكنۀ قلعه آنجا را ترك گفتند و در روستاهای اطراف جای گرفتند. در اواخر سدۀ ١٩م، هنگام بازدید لینچ، فقط دیوارهای فرو ریختۀ قلعه، یك معبد مسیحی و یك مناره از آن باقی بوده است (IA، همانجا؛ برای آگاهی از جزئیات و خصوصیات قلعه، نك : اولیا چلبی، ٤/ ١٤٧-١٥٠). مقبرۀ مادر جهانشاه در ارجیش واقع شده است (سفرنامه، ٩٥).
جسد قرایوسف را نیز از تبریز به ارجیش آوردند و در جوار مرقد نیاكانش به خاك سپردند (میرخواند، ٦/ ٦٥٤).
محصولات ارجیش شامل غلات، پنبه، لوبیا، كلم، هویج، گوجه فرنگی و انگور است كه امروزه به وان فرستاده میشود. گذران مردم بیشتر از كشاورزی و باغداری است. سابقاً راه بازرگانی تبریز ـ ارزروم از این شهر میگذشت و ارجیش نقطهای مهم در پیوند راههای ارتباطی بهشمار میآمد (IA، همانجا).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن ازرق، احمد، تاریخ الفارقی، به كوشش بدوی عبداللطیف عوض، بیروت، ١٩٧٤م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، لیدن، ١٨٨٩م؛
ابن عربشاه، احمد، زندگانی شگفتآور تیمور (ترجمۀ عجایب المقدور)، ترجمۀ محمدعلی نجاتی، تهران، ١٣٥٦ش؛
اسكندربیك منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك و ممالك، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٧ش؛
اولیاچلبی، محمد، سیاحتنامه، استانبول، ١٣١٤ق؛
بستانی؛
حدودالعالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٢ش؛
حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به كوشش گ. لسترنج، لیدن، ١٩١٥م؛
همو، همان، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٦ش؛
رفعت افندی، احمد، لغات تاریخیه و جغرافیه، استانبول، ١٢٩٩ق؛
روملو، حسن، احسن التواریخ، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٤٩ش؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
سفرنامههای ونیزیان در ایران، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، ١٣٤٩ش؛
شیروانی، زینالعابدین، بستان السیاحة، كتابخانۀ سنایی؛
همو، حدائق السیاحة، تهران، ١٣٤٨ش/ ١٣٨٩ق؛
عالمآرای شاه طهماسب، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٧٠ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، لیدن، ١٩٠٦م؛
میرخواند، محمد، روضةالصفا، قم، ١٣٣٩ش؛
هدایت، رضاقلی، روضةالصفای ناصری، قم، ١٣٣٩ش؛
هینتس، والتر، تشكیل دولت ملی در ایران، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، ١٣٤٦ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Census of Population ١٩٩٠, Ankara, ١٩٩١;
Defrémery, Charles, «Récit de la guerre entre les Musulmans et les Géorgiens», JA, ١٨٤٩, vol. XIII;
EI١;
EI٢;
IA;
Pauly;
YA.
ابوالحسن دیانت