دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٧ - اسپارتا
اسپارتا
نویسنده (ها) :
ابوالحسن دیانت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْپارْتا، نام استان و شهر مركز آن در حوضۀ مديترانه در ناحيهای معروف به گوللر (درياچهها) در جنوب كشور تركيه.
موقعيت، چهرۀ طبيعی و جمعيت
استان اسپارتا در ٣٧ و ١٨ تا ٣٨ و ٣٠ عرض شمالی و ٣٠ و ٢ تا ٣١ و ٣٣ طول شرقی قرار گرفته است. مساحت آن ٩٣٣ ،٨ كم٢ (YA, V/ ٣٥٠٥), و ارتفاع مركز استان از سطح دريا ٠٢٥ ،١متر است (EI٢, IV/ ٢١٠). استان اسپارتا از شمال به استان افيون قره حصار، از جنوب به استان آنتاليا، از مشرق به استان قونيه و از غرب و جنوب غربی به استان بوردور محدود است ، YA) همانجا؛ «آمار... »، نقشۀ تركيه). جمعيت استان برابر سرشماری عمومی ١٩٩٠م، بالغ بر ٧٧١ ،٤٣٤ نفر بوده است كه ٥٧٤ ،٢٢٩ نفر آن در شهرها و ١٩٧ ،٢٠٥نفر در روستاها زندگی میكردند. جمعيت شهرستان اسپارتا ٠٦١ ،١٣٣ نفر بوده كه ١١٧ ،١١٢ نفر در شهر اسپارتا و ٩٤٤ ،٢٠نفر در روستاهای آن زندگی میكردند (همان، ٢٩). شهرهای تابع استان اسپارتا اينهاست: آتابيك، ايريدير، گلن دوست، گچی بورلو، سنيركنت، سوتچولر، شرقی قره آغاچ، اولوبورلو و يالواچ (همانجا).
بخش وسيعی از اين استان (٤/ ٦٨% مساحت آن) كوهستانی است. كوههای مهم آن اينهاست: رشته كوههای سلطان در شرق با ارتفاع ٦١٠ ،٢متر؛ قاراقوش در شمال ميان اسپارتا و استان افيون قرهحصار با ارتفاع ٩٩٥ ،١متر؛ قويوجاك كه بخشی از توروس غربی است با ارتفاع ٣٣٧ ،٢ متر؛ قاپی داغ، ٤٤٧ ،٢ متر؛ داوراز، ٦٣٥ ،٢ متر؛ بارلا ٧٩٩ ،٢ متر؛ و نيز گول داغلاری با ارتفاع ٨٩٢ ،٢ متر كه بلندترين كوه استان است ( YA, V/ ٣٥٠٥-٣٥٠٦).
رودخانههای مهم اسپارتا اينهاست: ايری چای كه از جنوب سلطان داغی سرچشمه میگيرد و به درياچۀ بيك شهر میريزد؛ آق سو كه از شهر اسپارتا میگذرد؛ و نيز كوپروسويو (همان، V/ ٣٥٠٦-٣٥٠٧). در ايناستاندرياچههايینيزوجود دارندكهبراثرآتشفشانيهاايجاد شدهاند، مانند درياچۀ ايريدير، كوادا و گولجوك (همان، V/ ٣٥٠٧-٣٥٠٨ ).
استان اسپارتا از نظر آبوهوا تحت تأثير شرايط اقليمی مديترانه ای و آناتولی مركزی است، اما نه رطوبت مديترانه را دارد و نه خشكی آناتولی مركزی را. در نواحی ييلاقی اغلب هوا سرد است. از نظر پوشش گياهی حدود ٣٣% از كل مساحت استان را جنگل پوشانيده است و انواع درختان جنگلی و نيز درختان ميوه در آنجا وجود دارد (همان، V/ ٣٥١٢).
نامگذاری
پژوهشهای باستان شناختی و تاريخی نشان میدهد كه اسپارتای كنونی در محل قديمی باريس، يكی از شهرهای باستانی پيسيديا قرار گرفته است (پلينی، II/ ٣٣١؛ IA, V(٢)/ ٦٨١). آگاهی دربارۀ منشأ نام اين شهر از سدۀ ٨قم فراتر نمیرود. چنين گمان میرود كه سبارداييها و كيمرها كه توسط اسكيتها (سكاها) از شمال دريای سياه بيرون رانده شدند، در اين ناحيه سكنی گزيدند و نام خود را به منطقه دادند. اين موضوع را نوشتۀ ابن بطوطه (ص ٢٨٧) كه آنجا را سبرتا ناميده است، تا حدودی تأييد میكند. برخی محققان نيز واژۀ باريس را از ريشۀ واری كه در زبان سانسكريت معنی آب میدهد و نام رودخانهای نيز بوده است، میدانند (YA, V/ ٣٥١٨). در ٣٢٥م هنگامی كه نخستين شورای ازنيك (ازنيق) تشكيل شد، اين شهر به نام هراكليوس بارنسيس پيسيديا ناميده شد. استفان بيزانسی نيز از آن با عنوان شهری مهم نام میبرد ( پاولی، V/ ١٧). هرودت از اين محل با نام پاتارا ياد میكند (نك: هيتسيگ، ٧٣١). در مآخذ كهن سلجوقی و عثمانی نيز به صورتهای سپرته (مختصر...، ٢٤)، اسپرده (نشری، ١/ ٢٠٨)، اسپارته (سعدالدين، ١/ ٩٨؛ حاجی خليفه، ٦٤٠)، و در مآخذ عربی به صورت سبارطه (هيتسيگ، همانجا) آمده است. به نوشتۀ سامی، نام باستانی شهر، باريس بوده كه در تركيب ادات ظرف در زبان يونانی به شكل ايس بارتيا و ضمن تغييری در شكل به صورت اسپارته درآمده است (٢/ ٨٥٨). در روزگار عثمانيها به عنوان مركز سنجاق حميد ايلی خوانده میشد و در سدۀ ١٩م با نام حميدآباد به ولايت قونيه منضم شد (YA، همانجا).
تاريخ
مسكون بودن منطقۀ اسپارتا به دوران ديرينه سنگی میرسد. در حفاريهای ١٩٤٤م در ١٥ كيلومتری شمال اسپارتا در ميان دشت بوزان اونو به مغارهای از دوران ديرينه سنگی بر میخوريم. اين مغاره و غارهای اطراف نشان میدهند كه اين ناحيه در آن دوران مسكون بوده است (همانجا).
دورۀ تاريخی در اسپارتا از دو هزار سال قم آغاز میشود. اين منطقه در آن زمان محل زندگی اقوام لووی و آرزاوا بوده است. آرزاواها در اين زمان كه حِتّيها به عنوان نيروی سياسی در منطقۀ هاليس (قزلايرماق) حضور داشتند، قدرتی كوچك، ولی متنفذ در آسيای صغير بودند. آنان به حاكميت هيچ قدرت ديگری گردن ننهادند، چنانكه حتيها در طول ٥٠٠ سال نتوانستند حاكميت قطعی خود را بر ايشان اعمال كنند. سرانجام سلطۀ آرزاواها در ١٢٠٠قم با هجوم طوايف جزاير بالكان به آناتولی كه چهرۀ سياسی منطقۀ آناتولی كنونی را كلاً تغيير داد، سرآمد. در ميان اين طوايف كوچنده از بالكان، فريگيها مقتدرترين عنصر قومی بودند كه ميان سالهای ١٢٠٠- ١١٠٠قم در بيشتر مناطق، از جمله اسپارتا پخش شدند و به همراه برخی قبايل آنجا اتحاديۀ بزرگی تشكيل دادند. فريگيها در اواخر سدۀ ٨قم بر اثر جنگ با آشوريها قدرت و برتری خود را از دست دادند. در ٦٩٥قم نيز در برابر سبارداييها و كيمريان كه از سوی اسكيتها (سكاها) از قفقاز به سوی جنوب رانده شده بودند، دوام نياوردند و مغلوب شدند. در همين زمان ليدياييها با كمك سبارداييها و كيمريان به حاكميت فريگيها خاتمه دادند و خود جای آنان را گرفتند. ليدياييها نيز سپس مغلوب كيمريان شدند و اين گروه اخير در ٦٣٣قم در برابر حملۀ مادها نتوانستند مقاومت كنند و به سوريه و فلسطين رفتند (همان، V/ ٣٥١٩-٣٥٢٠ ).
با پايان يافتن دولت ليدی، پارسها (ايرانيها) قدم به صحنۀ تاريخ آسيای صغير نهادند و شهرهای سواحل اژه را كه در دست يونانيان بود، تصرف كردند. در اندك زمانی آسيای صغير از جمله اسپارتا و منطقۀ پيسيديا كه اسپارتا نيز در آن قرار داشت، جزو كوچكی از ساتراپ بزرگ ايونی در قلمرو حاكميت امپراتوری هخامنشی قرار گرفت.
در ٣٣٤قم با حملۀ اسكندر و تصرف آسيای صغير، فرمانروايی هخامنشيان به سر آمد. اسكندر شهرهای سواحل اژه، از جمله ناحيۀ پيسيديا را تصرف كرد، ولی فرصت اشغال اسپارتا را نيافت و تصرف آنجا را به يكی از فرماندهان خود محول كرد. پس از مرگ اسكندر اين منطقه به حاكميت و پادشاهی برگاما درآمد. در حالی كه دولت برگاما قلمرو خود را به سوی آناتولی غربی گسترش میداد، سلوكوس، سر دار ديگر اسكندر، دولت سلوكيان را در سوريه تأسيس كرد. سلوكيان درصدد توسعۀ قلمرو خود به جانب سواحل اژه برآمدند. به همين سبب برخورد ميان دولت برگاما و سلوكيان مدتها ادامه داشت. سرانجام اسپارتا تحت فرمانروايی سلوكيان درآمد و در ١٨٨قم تمام سرزمين آسيای صغير زير فرمان روميها قرار گرفت (همانجا).
هنگامی كه روميان به تثبيت موقعيت خود در اين سرزمين مشغول بودند، پادشاهی برگاما با اعمال سياست جديدی با رضايت دولت روم نواحی اسپارتا را بار ديگر به قلمرو خود افزود و سپس در ١٢٩قم تمام اين ناحيه را به تصرف قطعی خود درآورد (همان، V/ ٣٥٢١). از زمان تسلط روم تا پايان سدۀ ٣م تغيير مهمی در منطقۀ اسپارتا پديد نيامد، جز آنكه اسپارتا يكی از ولايات بزرگ روم بود و در زمان امپراتوری ديوكلتيانوس (٢٨٤- ٣٠٥م) يكی از ١٢ منطقۀ امپراتوری به شمار میرفت. پس از تقسيم امپراتوری روم در ٣٩٥م، منطقۀ اسپارتا جزو روم شرقی (بيزانس) باقی ماند و در تقسيمات اداری زمان هراكليوس ضميمۀ ولايت آناتوليكون شد (همانجا).
در زمان خلافت بنیاميه در ٩٤ق دوبار به اسپارتا حمله شد ، ولی در هر دو بار مهاجمان عرب در برابر بيزانس كاری از پيش نبردند و عقب نشينی كردند. پس از جنگ ملازگرد، سلجوقيان در مدت كوتاهی بر قسمت بيشتری از خاك آناتولی غربی دست يافتند، ولی حاكميت آنان به سبب مقاومت بيزانس از يك سو و جنگهای صليبی از سوی ديگر، قطعيت نيافت و منطقه بارها ميان سلجوقيان و بيزانس دست به دست گشت (همانجا).
در زمان قليچ ارسلان دوم (٥٥١ -٥٨٨ق/ ١١٥٦- ١١٩٢م) لشكريان بيزانس در نزديكی ايريدير از سلجوقيان شكست خوردند ( مختصر، ١/ ٢٣-٢٤؛ مشكور، ٩٠). ناحيۀ اسپارتا در دورۀ سلطنت قليچ ارسلان سوم در ٦٠٠ق/ ١٢٠٤م به تصرف كامل سلجوقيان درآمد. با ضعف سلجوقيان و حملۀ مغول، اميرنشين حميد (حميد اوغوللاری) در ناحيۀ اسپارتا و ايريدير تشكيل شد. رئيس اين امارت، فلك الدين دُندار، نخست بورلو و آنگاه ايريدير را مركز خود قرار داد (اوزون چارشيلی، «اميرنشينها... »، ٦٢ ؛ YA، همانجا).
با قدرتگيری عثمانيان، آخرين امير خاندان حميد - حسين بيك ابن الياس - پس از مذاكرات زياد اسپارتا را همراه با ٥ شهر ديگر (آقشهر، بيك شهر، سيدی شهر، يالواچ، شرقی قرهآغاچ) در ٧٨٣ق/ ١٣٨١م به ٨٠ هزار سكۀ طلا به سلطان مراد فروخت (همانجا؛ نشری، ١/ ٢٠٨-٢١٠؛ عاشق پاشازاده، ٥٩ -٦٠؛ سعدالدين، ١/ ٩٨؛ قونيهلی، ٢٠٩). به اين ترتيب، اسپارتا به قلمرو عثمانی منضم شد. پس از نبرد آنكارا و پيروزی تيمور، دولت عثمانی دچار بحران سياسی شد و امرای قرامان با استفاده از اين اوضاع برخی از نواحی قلمرو عثمانی، از جمله اسپارتا را تحت حاكميت خود درآوردند. پس از آنكه محمد چلبی، از فرزندان بايزيد، در رأس حكومت قرار گرفت، اسپارتا در ٨١٨ق/ ١٤١٥م بار ديگر به قلمرو عثمانی پيوست (YA, V/ ٣٥٢٢). بر اثر بروز بحرانهای سياسی - اقتصادی در سدۀ ١٠ق/ ١٦م، در قلمرو عثمانی، قيامهای چندی با اهداف گوناگون روی داد. اين قيامها اسپارتا و اطراف آن را نيز تحت تأثير قرار داد و باعث ويرانی و كشتار شد. از جمله مهمترين آنها قيام شيعيان اسپارتا به رهبری شاه قلی بود كه در ٩١٧ق/ ١٥١١م با كشته شدن وی پايان يافت. پس از آن دولت عثمانی، شيعيان را به موره تبعيد، و در آنجا زندانی كرد (اوزون چارشيلی، «تاريخ... »، ٢٥٥ ,II/ ٢٣١). از قيام دهقانان اسپارتا كه مزارع خود را رها ساخته، و به غارت شهرها و آباديها پرداخته بودند و از شورشهايی كه دولتمردان عثمانی به وجود میآوردند، نيز میتوان سخن گفت (YA، همانجا). يكی ديگر از مهمترين رويدادهای سدۀ ١١ق/ ١٧م شورشهايی است كه در ١٠٥٥ق/ ١٦٤٥م توسط حيدراوغلی و قاطرچی اوغلی در اسپارتا و اطراف آن به وقوع پيوست (نك: اوزون چارشيلی، همان، III/ ٣١١-٣١٤)؛ سرانجام، اسپارتا در سدۀ ١٩م به ايالت قونيه ملحق شد.
سياحانی كه در طول تاريخ از اسپارتا بازديد كردهاند، هر يك آنجا را به نحوی ستودهاند. ابن بطوطه (ص ٢٨٧- ٢٨٨) از عمارتها، باغها، آبهای روان و قلعۀ آن ياد كرده است. اولياچلبی از سياحان سدۀ ١٧م، آنجا را «شهر شيرين» خوانده، و گفته است كه در اقليم هفدهم قرار دارد. همو از نقيب الاشرافها و علمای آنجا نيز ياد میكند (IX/ ٢٨٣-٢٨٤). همچنين تكسيه از آنجا با عنوان زيباترين شهر ولايت حميد ياد كرده است و گويد كه روميهای مقيم اسپارتا زبان خود را فراموش كردهاند و به تركی سخن میگويند، زيرا تركها پس از فتح آنجا مدارس رومی را تعطيل كردند (٣/ ٢٦٢).
اقتصاد
اسپارتا هم در دورۀ فرمانروايی حميد اوغوللاری و هم در روزگار عثمانيان يكی از مراكز مهم بافندگی بوده است، چنانكه فرشهای آنجا از سدۀ ١٥م در بازارهای جهانی شهرت پيدا كرد. ماركوپولو از وسعت قالی بافی اين منطقه ياد كرده است (نك: اوزون چارشيلی، همان، II/ ٦٢٨). قالی بافان اسپارتا در كارگاههايی كه در ١٨٩١م تأسيس شده بود، با نقش قاليهای ايرانی آشنايی يافتند («دائرۀالمعارف... »، XIX/ ٤٧٧).
صمغ به دست آمده از جنگلهای اطراف اسپارتا در بازارهای اروپايی شهرت داشت (YA، همانجا). كشاورزی مهمترين منبع درآمد اقتصادی منطقه است، چنانكه ٤/ ٦٠% جمعيت به كشاورزی اشتغال دارند و ٢٥% تا ٢٨% درآمد ناخالص مردم را محصولات كشاورزی تشكيل میدهد (همان، V/ ٣٥٤٠). غلات مهمترين فرآوردۀ كشاورزی منطقه است. در ميان گياهان صنعتی، خشخاش مقام مهمی را داراست (همان، V/ ٣٥٨٣)، چندانكه جهانگردان نيز به صدور ترياك اشاره كردهاند (IA, V(٢)/ ٦٨١). دانههای روغنی نيز در آنجا به عمل میآيد كه ٣/ ٢% كل توليد تركيه را شامل میشود ، YA) همانجا). يكی از مهمترين توليدات اسپارتا عصاره و روغن گل است كه در صنايع عطرسازی و روغن سازی از آن استفاده میشود. اين محصول بزرگترين رقم صادرات اسپارتا را تشكيل میدهد (همانجا). اسپارتا از نظر صنعتی توسعۀ چندانی نيافته است، معادن گوگرد و لينييت در اين استان وجود دارد كه از گوگرد آن در تهيۀ مواد صنعتی و داروهای دفع آفات نباتی استفاده میشود. درياچۀ ايريدير مركز ماهيهای آب شيرين در تركيه است (همان، V/ ٣٥٨٤).
آثار تاريخی
در ٣٣ كيلومتری جنوب شرقی شهر اسپارتا برخی كتيبهها و نيز خرابههای تئاتر و معبد ديده میشود. مهمترين آثار برجای مانده از دورۀ اسلامی اسپارتا اينهاست: مسجد خضربيك كه در ٧١٢ق/ ١٣١٢م از جانب خضربيك امير حميد اوغوللاری ساخته شده؛ مسجدكوتلوبيك كهازجانبكوتلوبيك نخستينامير ازحميداوغوللاری شاخۀ اسپارتا در ٨٢٠ق/ ١٤١٧م ساخته شده؛ مسجد فردوس بيك، كه توسط معمار سنان در ٩٦٨ق/ ١٥٦١م به دستور والی اسپارتا ساخته شده؛ بازارچۀ فردوس بيك كه موقوفۀ مسجد است (همان، V/ ٣٦٠٠-٣٦٠١). همچنين كتابخانۀ خليل حميد پاشا كه در اواخر سال ١١٩٧ق/ ١٧٨٣م ساخته شده، نيز قابل ذكر است (ارونسال، II/ ١٠٩).
از ميان مشاهير اسپارتا از مولانا عبدالقادر (مجدی، ١٩٨)، محمدبن عبدالغنی، معروف به ياوری زاده كه به مدرسی و قضا اشتغال داشته است (شيخی، ١/ ٢٠) و خواجه منصور عطار كه آرامگاهش نيز در اين محل قرار دارد،میتوان نامبرد(سامی،٢/ ٨٥٨؛رفعت،١/ ١٤٤).
مآخذ
ابن بطوطه، رحلة، بيروت، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛
تكسيه، شارل، كوچوك آسيا، ترجمۀ علی سعاد، استانبول، ١٣٤٠ق؛
حاجی خليفه، جهان نما، استانبول، ١١٤٥ق؛
رفعت افندی، احمد، لغات تاريخيه و جغرافيه، استانبول، ١٢٩٩ق؛
سامی، شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
سعدالدين، محمد، تاج التواريخ، استانبول، ١٢٧٩ق؛
شيخی محمد افندی، وقايع الفضلاء (ذيل الشقائق النعمانية )، به كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
عاشق پاشازاده، درويش احمد، تاريخ، استانبول، ١٣٣٢ق؛
مجدی محمد افندی، حدائق الشقائق (ذيل الشقائق النعمانية )، استانبول، ١٩٨٩م؛
مختصر سلجوقنامة ابن بیبی، به كوشش هوتسما، ليدن، ١٩٠٢م؛
مشكور، محمدجواد، مقدمه بر اخبار سلاجقة روم، تهران، ١٣٥٠ش؛
نشری، محمد، جهان نما، به كوشش رشيد اونات و محمد ا. كويمن، آنكارا، ١٩٨٧م؛
نيز:
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١;
EI ٢ ;
Erünsal, I., Türk kütüphaneleri tarihi , Ankara , ١٩٨٨ ;
Evliya Çelebi, Seyahatname, Istanbul, ١٩٣٥;
Hitzig, F., «Das Lycische Sparta», ZDMG, ١٨٥٥, vol. IX;
IA;
Konyali, İ. H., Ereğli tarihi, Istanbul, ١٩٧٠;
Pauly;
Pliny, Natural History, tr. H. Rackham, London, ١٩٤٧;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧١;
Uzunçarṣılı, İ. H., Anadolu beylikleri, Ankara, ١٩٦٩;
id, Osmanl o tarihi, Ankara, ١٩٨٣;
YA.
ابوالحسن ديانت