دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣ - ابده
ابده
نویسنده (ها) :
یوسف رحیم لو
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٥ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُبَّده، از شهرهای کوچک اندلس در جنوب اسپانیا. این شهر در °٣٨ و ´١ عرض شمالی و °٣ و ´٢٢ طول غربی در جنوب شرقی اسپانیا واقع و نام آن به زبان محلی اوبدا ست (بریتانیکا، X / ٢٣٠ طول شهر را شرقی نوشته است که درست نیست). در تاریخ اسلامیِ اندلس این شهر تابع ولایت جَیّان (به اسپانیایی خائن) در ایالت قُرطبه (کردوبا) بوده و در فاصلۀ ٢٠ میلی شمال شرقی جیان و ٧ میلی شرق بیاسه (به اسپانیایی بائسا) قرار داشته است (ادریسی، ٢٠٣؛ ابوالفداء، ٢١٣). الطنجی در تعلیقات التعریف بابن خلدون فاصلۀ جیان و ابده را ٥٧کمـ نوشته است (ص ١١٩، حاشیۀ ٣).
ابده در نزدیکی نهرالکبیر بر روی تپههایی به همین نام گسترده شده و کشتزارهای گندم و جو فراوان دارد (ادریسی، ٢٠٣). در ابده نیز مانند بیاسه زعفران به عمل میآید (همانجا؛ ابوالفداء، ٢٠٢). سنگ مَرقشیثای طلایی یا سنگ نورِ کوههای ابده در جهان بیهمتا بوده است (مَقری، ١ / ١٤٢). در ابده تاک چنان زیاد است که در آنجا انگور را تقریباً بهایی نیست. ابده به داشتن اماکن تفریح و رقاصان ماهر معروف بوده است (همو، ٣ / ٢١٧).
به نظر میرسد ابده آبادی کهن ایبریایی بوده و نام آن از دورۀ پیش به عصر اسلامی رسیده است و عربها آن نام را با تغییری نگاه داشتهاند (EI٢). با وجود این، نویسندگان مسلمان آغاز بنای ابده را به عبدالرحمن دوم (اوسط) پسر حکم فرمانروای اموی اندلس (٢٠٧-٢٣٨ ق / ٨٢٢-٨٥٢ م) و ادامه آن را به محمد پسر عبدالرحمن (٢٣٨-٢٧٣ ق / ٨٥٢-٨٨٦ م) نسبت داده، آن را شهری اسلامی دانستهاند (ابن اثیر، اللباب، ١ / ٢٣؛ یاقوت، ١ / ٧٨؛ ابوالفداء، ٢٠٢). این شهر را در تألیفات مسلمانان گاه ابدة العرب نامیدهاند (یاقوت، همانجا) تا از شهر دیگری به نام ابدة البیرة یا ابدة فروة (ابن عذاری، ٢ / ١٧٨) باز شناخته شود.
منطقۀ ابده و جیان در ٩٢ ق / ٧١١ م در مسیر نیروهای طارقبن زیاد به طُلیطله به دست آنان افتاد (ابن اثیر، الکامل، ٤ / ٥٥٦-٥٦٣) و تا ٦٠٩ ق / ١٢١٢ م در تابعیت فرمانروایان مسلمان بود. از تاریخ ابده در این مدت آگاهی زیاد در دست نیست. این قدر میتوان گفت که سرنوشتش با جیان پیوسته بود و معروفترین حادثۀ تاریخی مربوط به این دو همانا واقعۀ آیندهساز العقاب است. در اوایل ٦٠٩ ق لشکر ناصر (٥٩٥-٦١١ ق / ١١٩٨-١٢١٤ م) از آخرین امرای موحدین اندلس (٥٤١- ٦٦٨ ق / ١١٤٦- ١٢٦٩ م) با نیروهای متحد صلیبی اسپانیا و اروپا در کوهپایۀ تولوسا در سمت ابده درگیر شدند (آشباخ، ٣٦٩). در این جنگ بیش از ٠٠٠‘١٠٠ مسلمان کشته شدند (آیتی، ١٧٨). در روایات مسلمانان این جنگ را با نام عِقاب یا ابده و در ١٥ صفر ٦٠٩ ق / ١٦ ژویه ١٢١٢ م یاد کرده، آن را از سیاهترین روزهای تاریخ آن سامان دانستهاند (ابن خلدون، ٦ / ٢٤٩؛ آشباخ، ٣٦٩). مسیحیان فاتح به غنیمت سرشاری در اردوی مسلمانان دست یافتند و توانستند در اندک زمانی پس از این پیروزی دژهای چندی را از دست مسلمانان به در آورند که از آن جمله بود شهرهای بیاسه و ابده. مسیحیان در ابده با باروهای بلند و سرسختیِ مدافعان، که در انتظار فصل سرما بودند، روبهرو شدند. بهرغم رخنههای چندی که در دیوار شهر ایجاد کردند، ارگ شهر و دیگر جاهای آن همچنان ایستادگی میکرد. پس از ١٣ روز پایداری، با افتادن بعضی جاهای حصار به دست نیروهای مهاجم، مسلمانان از عاقبت کار ترسیدند و با تقدیم پیشکش از امرای مسیحی خواستند که شهر را با ساکنان مسلمان آن آزاد گذارند. پیمانهایی میان طرفین بسته شد، چرا که مسیحیان از دشواریهای گشودن شهر آسوده میشدند، اما روحانیان مسیحی تشنۀ خون مسلمانان به مخالفت با این پیمان برخاستند و بر آن شدند که شهر بدون قید و شرط تسلیم شود. تنی چند از امیران نیز برای شکستن پیمان بهانه تراشیدند که مسلمانان پس از گشودن دروازهها به روی مسیحیان، فدیۀ مقرر را به موقع نپرداختهاند. مسیحیان بیدرنگ با سنگدلی تمام به جان مسلمانان افتادند. در ابده نزدیک به ٠٠٠‘٦٠ نفر کشته و به همان تعداد اسیر شدند. چون شهر از جمعیت خالی شد همۀ خانهها را ویران کردند. پس از این خونآشامی، روحانیان مسیحی خشنودی خود را ابراز داشتند. مسیحیان در ابده به لهو و زیادهروی پرداختند، اما به زودی سیورسات کمیاب و بیماری آشکار شد و هزاران تن از آنان را مرگ در ربود. نیروهای مسیحی ناگزیر شدند به قلعۀ رَباح برگردند و پیروزی خود را پیگیری نکنند (حمیری، ٦؛ آیتی، ١٧٩؛ آشباخ، ٣٧٢-٣٧٣). جنگ العقاب نه تنها نیروی ناصر را در اندلس درهم شکست. بلکه سلطنت موحدین در مغرب را نیز به پایان نزدیک کرد. سرزمینهای مسلمانان یکی پس از دیگری به دست نیروهای مسیحی افتاد. از آن میان قرطبه در ٦٣٣ ق / ١٢٣٦ م و اشبیلیه در ٦٤٦ ق / ١٢٤٨ م سقوط کرد (باسورث، ٤٣). ابده در ٦٣١ ق / به دست اسپانیاییها افتاد (خوری، ١٨) و سخنوران آن را نشان سخط خداوندی بر مردم آن دانستند (مقرّی، ٦ / ٣٧٢).
جمعیت این شهر در ١٩٧٠ م ٢٠٠‘٣٠ نفر بود ( لاروس بزرگ، ذیل ابده). ابده به علت قرار گرفتن در درهای پرآب و منطقهای زیتونخیز، یکی از مراکز تولیدکنندۀ روغن زیتون و آلات روغنگیری است. کارگاههای پلاستیکسازی، سفالگری، حصیربافی و آهنگری نیز در این شهر احداث شده است (بریتانیکا، ج X). آثار معماری زیادی از عصر نوزایی (رنسانس) در این شهر مانده و ازاینرو قسمت زیادی از شهر بهعنوان میراث فرهنگی اعلام شده است. از آن جمله است: کلیساهایی به سبک گوتیک مانند کلیسای سالوادر که در نیمۀ سدۀ ١٠ ق / ١٦ م مهندس آندرس باندالبیرا براساس طراحی دیه گوسیلوئه ساخته و در ١٥٥٦ م با یک نمای کلاسیک تکمیل شده است. از دیگر کارهای این مهندس کاخ آیونامینتو و بیمارستان سانتیاگو به سبک کلاسیک است (همانجا؛ لاروس بزرگ، همانجا؛ ارسلان، ١ / ٣٠٩).
از رجال منتسب به ابده در دورۀ اسلامی نام چند تن در نوشتههای تاریخی و فرهنگنامهای یاد شده است که از آن جملهاند: ابوالعباس احمدبن البِنی الاُبَّدی (یاقوت، همانجا؛ ابناثیر، اللباب، ١ / ٢٣)، ابوجعفر احمدبن الحسینبن خلفبن البِنّی الیَعْمَری الاُبَّدی (ابنخلکان، ٦ / ١٣٢)، ابراهیم بن محمد بن ابراهیم بن عُبَیْدس بن محمود النَّفَری ابدی اصل (ابنخطیب، ١ / ٣٧٥) و ابوابراهیم اسماعیلبن محمدبن یوسف الانصاری الاندلسی الاُبَّدی ملقب به برهانالدین (مقری، ٢ / ١٥).
مآخذ
آشباخ، یوزف، تاریخ الاندلس فی عهد المرابطین والموحدین، ترجمۀ محمد عبداللـه عنان، قاهره، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٨ م، صص ٥١٢-٥١٦؛
آیتی، محمد ابراهیم، اندلس، تهران، ١٣٦٣ ش، صص ١٧٨- ١٧٩، ٢٨١؛
ابن اثیر، علیبن محمد، الکامل، بیروت، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م، ٤ / ١٢٨- ١٢٩؛
همو، اللباب، بیروت، دارصادر؛
ابن خلدون، العبر؛
ابن خطیب، محمدبن عبداللـه، الاِحاطة فی اخبار غرناطة، قاهره، ١٩٥٥ م، ١ / ١٦١، ١٧٩، ٣٥٠؛
ابنخلکان، وفیات الاعیان، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٩٤٩ م؛
ابن عِذاری، احمدبن محمد، البیان المُغرِب فی اخبار المَغرب، به کوشش راینهارت دوزی، لیدن، ١٨٤٨- ١٩٤٩ م؛
ابوالفداء، تقویم البلدان، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی، تهران، ١٣٤٩ ش؛
ادریسی، محمدبن محمد، صفة المغرب و ارض السودان و مصر و الاندلس، لیدن، ١٨٦٦ م، ص ١٩٦؛
ارسلان، امیر شکیب، الحُلل السُندُسیة، بیروت، ١٣٥٥ ق / ١٩٣٦ م، ١ / ١١٦، ١٢٨، ١٨٠، ٢٠٥؛
باسورث، کلیفورد ادموند، سلسلههای اسلامی، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، ١٣٤٩ ش؛
حمیری، عبداللـه ابن عبدالمنعم، الروض المِعطار فی خبر الاقطار، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٠ م؛
خوری، سلیم جبرائیل و سلیم میخائیل شحاده، آثار الادهار، بیروت، ١٢٩١ ق / ١٨٧٥ م؛
الطنجی، محمدبن تاویت، تعلیقات التعریف بابنخلدون، قاهره، ١٣٧٠ ق / ١٩٥١ م؛
مَقرّی، احمدبن محمد، نَفْح الطیب، بیروت، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م، ١ / ١٦٥، ٣ / ٥١٩؛
یاقوت، معجم البلدان، به کوشش فردیناند ووستنفلد، لایپزیک ١٨٦٦-١٨٧٠ م؛
نیز:
Britannica, ١٩٧٨;
EI٢;
Grand Larousse Encyclopédique.
یوسف رحیملو