دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٩٣ - حیدرآباد
حیدرآباد
نویسنده (ها) :
هادی ویسی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حِیْدَرْآباد (دکن)، نام شهری در فلات دکن و مرکز ایالت اندراپرادش در جنوب شرقی هند.
حیدرآباد در نیمۀ شمالی و در غرب ایالت اندراپرادش واقع شده است («اطلس ... »، ١٧). رودخانۀ موسی، که شعبهای از رودخانۀ کریشنا ست («فرهنگ سلطنتی ... »، XIII/ ٣٠٨)، بخش قدیم این شهر را از بخش جدید آن جدا میکند و ٥ پل دو قسمت شهر را به هم مرتبط میسازند ( انکارتا، .npn).
حیدرآباد دارای آب و هوای گرم و شرجی، و نیز رطوبت نسبی و میانگین بارش سالانۀ بالایی است («فرهنگ سلطنتی»، XIII/ ٢٤٣).
حیدرآباد با ٦٠٠‘٠٦٨‘٤ تن جمعیت (٢٠١٠ م/ ١٣٨٩ ش) پرجمعیتترین شهر ایالت اندراپرادش و یکی از کلانشهرهای هند است (نک : «فرهنگ جهانی»،.npn). در این شهر همانند دیگر شهرهای ایالت اندراپرادش به زبان محلی تلنگ (یا تلنگو) صحبت میکنند (خان زمانخان، ٥٣٨). حیدرآباد که در اواخر قرن ١٩ م/ ١٣ ق، به شبکۀ سراسری راهآهن هند متصل گردید، در مسیر راهآهن بمبئی ـ مدرس قرار دارد (منصور، ١٠).
توسعۀ فضایی حیدرآباد در چند دهۀ گذشته باعث شده است تا این شهر به فضاهای پیرامونی، روستاها و شهرهای اطراف، نظیر سکندرآباد، بیگمبازار، مشیرآباد، خیرتآباد، صیفآباد و شمسآباد متصل گردد و کلانشهر حیدرآباد با جمعیتی بالغ بر ٧/ ٥ تا ١/ ٦ میلیون نفر تشکیل شود. حیدرآباد یکی از شهرهایی است که به سرعت در حال توسعه است و بهدلیل وجود زیرساختهای علوم کامپیوتر و فناوری اطلاعات و همچنین تکنولوژیهای نوین، به عنوان قطب صنعت فناوری اطلاعات، ارتباطات و بیوتکنولوژی هند به حساب میآید (کندی، ٩٥-٩٩؛ آمریکانا، XIV/ ٦٣٣). افزونبر آنها، پنبه، پارچههای ابریشمی، کاغذ، ظروف بلور، سیگار و سفال مهمترین تولیدات حیدرآباد بهشمار میروند ( انکارتا، npn.).
پیشینۀ تاریخی
دیرینگی شهر حیدرآباد به اوایل سدۀ ١١ ق میرسد. در زمان حکومت محمدقلی قطبشاه (حک ٩٨٩-١٠٢٠ ق/ ١٥٨١-١٦١١ م) پنجمین پادشاه قطبشاهیان، شهر گلکنده، مرکز این حکومت که روزی رونق بسیار داشت، شرایط نامساعدی یافته، و افزایش جمعیت شهر سبب آلوده شدن هوا و شیوع بیماریهای مختلف و نیز کمبود آب شده بود. از اینرو، قطبالملک شهر حیدرآباد را ساخت و پایتخت خویش را به آنجا انتقال داد (میرعالم، ٢١٤؛ خوافیخان، ٣٨٤؛ خانزمانخان، ١٩).
تاریخ انتقال حکومت قطبشاهی از گلکنده به حیدرآباد دقیقاً مشخص نیست، اما میبایست در طول ١٢ سال برپایی این شهر (٩٩٩-١٠١١ ق/ ١٥٩١-١٦٠٢ م) اتفاق افتاده باشد (EI٢). به دستور قطب شاه، منجمان، معماران و طراحان این شهر را در محلی خوش آب و هوا و بر کرانۀ راست رود موسی بنا کردند. نقشۀ شهر را مشتمل بر ٤ بازار وسیع و بر سر هر بازار طاق و رواق رفیع با ١٤ هزار باب دکان و جلو هر دکان ایوان و سایهبان و در اکثر بازارها در دو طرف جدولهای آب روان و بر کنار جدولها درختان سایهدار و ١٢ هزار محلۀ متساوی الاضلاع تهیه کردند و ساختند. در کنار مرکز تجاری، محلهها با مکانهایی چون حمام، خانقاه، مدرسه، مسجد جامع، عاشورخانه، لنگرگاه، مهمانخانه، کارخانه، صفه، جامهخانه، اسلحهخانه، و مطبخخانه طراحی کردند. نواحی شمالی شهر را مرکز حکومت و مقر سلطنت قرار دادند، و ایوانهای عالی و قصرهای رفیع نمودار کردند و قصرهای جداگانهای مثل چندنمحل، ککنمحل و جز آنها برای نشست جاگیرداران، بارگیران، سلاحداران، امرا و خوانین که قریب ١٠ هزار نفر گنجایش داشت، ساختند و دادمحل را برای دادخواهی و قضاوت بنا کردند که همگی در اطراف میدان چارکمان قرار داشت (میرعالم، ٢١٥؛ خان زمانخان، ١٩-٢٠؛ نک : EI٢).
قطبشاه که همیشه بر ترویج اسلام تأکید داشت، دستور داد تا در همۀ آبادیهای قلمرو فرمانرواییاش مسجد برپا سازند و برای آنها فرش، روشنایی، خادم و مؤذن تعیین کنند. بر این اساس، در حیدرآباد به موجب فرمان وی مسجد جامع بسیار بزرگی ساخته شد (میرعالم، ٢١٧؛ نیز نک : دنبالۀ مقاله). پس از اتمام ساخت شهر حیدرآباد، بارگاه شاهی را در فضایی وسیع که طول و عرض آن هزار ذرع بود، ساختند و در اطراف آن سقفها و ایوانهای عالی، و در هر ضلع طاقی بلند و مستحکم بنا کردند. در طاق شرقی، دروازۀ دولتخانه را و در بالای آن عمارتی رفیع ساختند و در دو بازوی آن دروازه، دو سنگ خارا هر یک به طول ٢٠ ذرع و عرض و ضخامت دو ذرع و بر بالای آن تخته سنگی به طول ١٢ ذرع نصب کرده و در بالای طاقی که در مقابل دروازۀ دولتخانه واقع است، عمارتی بلند جهت نقارهخانه ساختند (میرعالم، همانجا). در وسط جلوخانه حوضی مدور بنا کردند و دروازۀ موسوم به عبادت را از مصالح ارزشمند آن زمان همچون چوب ساج (ساگون) ساختند و بر بالای آن نقش و نگار زدند (خانزمانخان، ٢٠).
سلسلۀ قطبشاهیان مذهب تشیع را به عنوان مذهب رسمی قلمرو خود اعلام کرده بودند (کرمی، ٨٥). سلطان محمدقلی قطبشاه نیز در نظر داشت بلدۀ حیدرآباد را شبیه به شهر مقدس مشهد بسازد. وی در مرکز شهر بنای «چارمنار» را به تقلید از مرقد امـام رضا (ع) طراحی کـرد (خانزمانخان، ٢١؛ نک : دنبالۀ مقاله) و بنای اولیۀ شهر حیدرآباد بر مبنای چهارمنار نهاده شد. وی به قصد ابراز عشق به معشوقۀ هندو مذهب خود، بهاگرتی (یا بهاگمتی)، این شهر را «بهاگنگر» نام نهاد. پس از آنکه بهاگرتی درگذشت، نام بهاگنگر، خاطر محمدقلی را اندوهگین میکرد، ازاینرو، اسم شهر را به حیدرآباد تغییر داد، هر چند مردم تا مدتها نام نخستین آن را به کار میبردند (احمد، ١٣٤؛ میرعالم، ٢١٥؛ خوافیخان، ٣٨٤؛ بلگرامی، ٧).
محمدقلی نسبت به مراسم مذهبی و عزاداریهای محرم توجه ویژهای داشت. وی در ماه محرم به نشانۀ سوگواری لباس سیاه بر تن میکرد و در دو عمارتی که به منظور برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (ع) ساخته بود، هر شب به سوگواری میپرداخت. او مبالغ زیادی خیرات میکرد و هر سال مبالغی به اماکن مقدس (مکه، مدینه، کربلا، نجف و مشهد) میفرستاد (خانزمانخان، ٢٤). علائق شیعی محمدقلی باعث شد تا وی عاشورخانۀ پادشاهی بسازد (نک : دنبالۀ مقاله).
سلطان محمد قطبشاه (١٠٢٠-١٠٣٥ ق/ ١٦١١- ١٦٢٦ م)، ششمین پادشاه قطبشاهیان، دستور داد قلعۀ دیگری در شرق قلعۀ محمدنگر گلکنده بسازند که شهر حیدرآباد در میان هر دو قلعه باشد. وی این قلعه را «سلطاننگر» نامید و مسجد بزرگی در میان قلعه ساخت (خانزمانخان، ٣٨).
شاهان قطبشاهی به ویژه عبدالله قطبشاه (حک ١٠٣٥-١٠٨٣ ق/ ١٦٢٦-١٦٧٢ م)، در زمان فرمانروایی شاهجهان (حک ١٠٣٨- ١٠٦٨ ق/ ١٦٢٩- ١٦٥٨ م) ــ پنجمین پادشاه سلسلۀ گورکانیان هند ــ به نام شاه ایران خطبه میخواندند و نام خلفای راشدین را در خطبه ذکر نمیکردند و نام شاه ایران را مقدم بر نام خود میدانستند (خوافیخان، ٣٩٣). در ١٠٤٤ ق/ ١٦٣٤ م شاهجهان از عبدالله قطبشاهی، خواست تا خطبه را به شیوۀ اهل سنت بخوانند و اسم شاه صفوی ایران را از خطبهها خارج کنند و خطبه به نام شاهجهان بخوانند و سکه به نام او زنند؛ و تهدید کرد در غیر این صورت به حیدرآباد حمله خواهد کرد (همانجا). چندی بعد سید محمود اردستانی ملقب به میرجمله، صدراعظم عبدالله قطبشاه، معزول شد و از اورنگزیب، ولیعهد شاهجهان درخواست کمک کرد. اورنگزیب به قطبشاهیان حمله برد و حیدرآباد را تسخیر نمود و قلعۀ گلکنده را محاصره کرد. عبدالله قطبشاه که حکومت خود را در خطر میدید، در ١٠٦٦ ق/ ١٦٥٦ م متعهد شد که به حکومت گورکانیان خراج سالیانه بپردازد و قسمتی از سرزمین خود را به گورکانیان دهد. نام شاه ایران را هم از خطبهها خارج کرد (هالیستر، ١٣٩-١٤٠).
اورنگزیب معروف به عالمگیر (حک ١٠٦٨- ١١١٨ ق/ ١٦٥٨-١٧٠٦ م)، ششمین پادشاه گورکانیان هند، بار دیگر در ١٠٩٧ ق/ ١٦٨٦ م بعد از تصرف بیجاپور، به گلکنده که با بیجاپور همدست بود، حمله نمود و حیدرآباد را تسخیر کرد. سپس قلعۀ مستحکم گلکنده را که ابوالحسن تنشاه (حک ١٠٨٣- ١٠٩٨ ق/ ١٦٧٢- ١٦٨٧ م)، آخرین پادشاه قطبشاهیان، به آنجا پناه برده بود، محاصره نمود. این قلعه پس از ٨ ماه مقاومت در ١٠٩٨ ق سقوط کرد (اصغر، ٣٩٣) و حکومت قطبشاهیان به پایان رسید.
فرمانروایان حکومت قطبشاهی با حکومت صفوی ایران رابطۀ نزدیکی داشتند و از سیستم حکومت صفوی و شهرسازی شهر اصفهان (پایتخت صفویه)، الگوبرداریهای زیادی کردند و شهر حیدرآباد (میدان چهارکمان و بناهای اطراف آن) را نیز به پیروی از معماری شهر اصفهان و به ویژه میدان نقش جهان ساختند. در این دوره دانشمندان شیعهمذهب مانند شاهطاهر دکنی، علامه ابنخاتون اصفهانی، محمدامین شهرستانی، ملاحسین آملی، محمدحسین خلف تبریزی و میرمؤمن استرابادی از ایران و دیگر نواحی هند به این شهر آمدند و فرهنگ شیعی را گسترش دادند. در این میان میرمؤمن استرابادی بیش از دیگران در شهرسازی و معماری اسلامی حیدرآباد نقش ایفا کرد (رادفر، ١٠٠؛ نک : صادقی، ١٨٨- ١٨٩).
پساز سقوط قطبشاهیان، مبارزخان (حک ١١٢٦-١١٣٧ ق/ ١٧١٤-١٧٢٥ م)، آخرین نمایندۀ گورکانیان به مدت ١١ سال حاکم حیدرآباد بود. وی در اواخر حکومت خود ساخت برج و بارویی را گرد شهر حیدرآباد آغاز کرد، اما فقط توانست یک سوم کار را بـه پایان رساند. میرقمرالدین نظامالملک (حک ١١٢٤-١١٦١ ق/ ١٧١٢- ١٧٤٨ م) ملقب به چین قلیچخان، پس از آنکه در ١١٢٤ ق حاکم دکن شد، در ١١٣٧ ق/ ١٧٢٤ م در نبرد شکرخلدا، مبارزخان را شکست داد و حیدرآباد را پایتخت حکومت مستقل استان دکن کرد و بعدها لقب آصفجاه را از محمدشاه گورکانی (حک ١١٣١-١١٦١ ق/ ١٧١٩- ١٧٤٨ م) دریافت کرد و این لقب در خاندان وی موروثی شد. پس از آنکه آصفجاه صاحب ٦ صوبۀ دکن شد، دستور داد تا حصار شهر حیدرآباد را به اتمام برسانند (خوافیخان، ٣٨٥؛ EI٢؛ «فرهنگ سلطنتی»، XIII/ ٢٣٩). وی با استفاده از ضعف حکومت مرکزی و افول قدرت گورکانیان، منطقۀ تحت سیطرۀ خود را مستقل اعلام کرد و سلسلۀ نظامشاهیان حیدرآباد را بنیان گذارد (نک : حکمت، ٥٤). ایالت جدیدی که آصفجاه بر آن استیلا یافته بود به ایالت حیدرآباد یا «نظام حیدرآباد» مشهور شد و به تدریج گسترش یافت و حیدرآباد مرکز آن شد. در دورۀ آصفجاه اول، توسعۀ شهر حیدرآباد از دو طرف کرانۀ رودخانۀ موسی و دیوار قدیمی شهر فراتر رفت (EI٢). پس از سقوط گورکانیان هند، خودمختاری آصفجاهیان از جانب انگلیسیها و فرانسویها به رسمیت شناخته شد (حکمت، همانجا).
پساز مرگ نظامالملک آصفجاه در ١١٦١ ق/ ١٧٤٨ م، جانشینان وی برای حفظ موقعیت خود، به دول اروپایی که وارد هندوستان شده بودند، متوسل شدند و به همین جهت بخشهای زیادی از قلمرو حکومتشان را در قبال امضای معاهدات دفاعی از دست دادند و ایالت حیدرآباد به تدریج کوچک شد. البته قسمتهایی از سرزمین ایالت میسور و ماراتاها پس از شکست تیپوسلطان، پادشاه میسور در ١٢٠٥ ق/ ١٧٩٠ م از انگلیسیها به حیدرآباد ضمیمه شد. در اوایل سدۀ ١٩ م، نیروهای ارتش انگلیس، پادگانی در خارج از شهر حیدرآباد برپا ساختند که به نام حاکم وقت سلسلۀ نظامشاهی، یعنی میراکبر علیخان سکندرجاه، آصفجاه سوم (د ١٢٤٤ ق/ ١٨٢٩ م)، آن را سکندرآباد نامیدند و به تدریج در اطراف این پادگان شهری به همین نام ایجاد گردید و امروزه هر چند این دو شهر (حیدرآباد و سکندرآباد) کاملاً به هم متصل شدهاند، هنوز هویت مستقل خود را حفظ کردهاند.
بعد از آنکه در ١٠ اوت ١٩٤٧ م/ ١٩ مرداد ١٣٢٦ ش، هند به استقلال رسید، ایالت حیدرآباد تا دسامبر ١٩٤٨/ آذر ١٣٢٧ همچنان خودمختار باقی بود تا اینکه حیدرآباد توسط ارتش هند اشغال شد و نظام حیدرآباد (ایالت حیدرآباد و حکومت آصفجاهیان) پایان یافت (نک : کرمی، ١٠٢- ١٠٨؛ «فرهنگ سلطنتی»، XIII/ ٢٣٩-٢٤٣, XXII/ ١٥٩-١٦٠ ؛ منصور، ١٦).
با تقسیم هند به دو کشور هند و پاکستان، عثمان علیخان حاکم وقت سلسلۀ نظام، خود را همپیمان پاکستان اعلام کرد، ولی بهسبب درگیریهای قومی و نیز حملۀ نظامی دولت مرکزی هند، ناحیۀ تحت حکومت وی تصرف شد و این ناحیه ضمیمۀ خاک هندوستان گردید و حکومت نظام حیدرآباد برچیده شد. با اشغال حیدرآباد توسط ارتش هند، نظام عثمان علیخان با عنوان راج پراموخ از سوی دولت هند انتخاب شد و تا اکتبر ١٩٥٦/ مهر ١٣٣٥ این عنوان را داشت. در اول نوامبر ١٩٥٦/ ١١ آبان ١٣٣٥ که تقسیمات سیاسی جدید هند شکل گرفت، ایالت حیدرآباد که بر اساس ٣ منطقۀ زبانی تلگانه، مارتوادا و کارناتکا تشکیل شده بود، تجزیه شد و قلمرو ایالت جدید اندراپرادش منحصراً بر اساس زبان تلنگو، متشکل از ناحیۀ اندرا ساحلی، تلگانه و بخشی از ماراتا تعیین گردید و شهر حیدرآباد به عنوان مرکز ایالت اندراپرادش انتخاب شد (کرمی، ١٠٨؛ انکارتا، npn. ؛ منصور، ١٥, ١٨).
شهر حیدرآباد دارای آثار و بناهای باستانی و تاریخی فراوانی است که از مهمترین آنها در اینجا یاد میشود:
١. چهارمنار/ چارمنار
این بنای عظیم و تاریخی عمارتی است مربعشکل که هر ضلع آن ٢٠ متر، ارتفاع آن تا سقف ٢٦ متر، و ارتفاع هر یک از منارههای آن ٥٤ متر است و در ١٠٠٠ ق/ ١٥٩٢ م به دستور محمدقلی قطبشاه در وسط شهر و در جنوب میدان چهارکمان بنا گردیده است. این بنا دارای ٤ منارۀ مرتفع و زیبا در چهارگوشۀ بام آن است و به همین دلیل به چهارمنار معروف گشته است (کرمی، ١٤٧- ١٤٨؛ «فرهنگ سلطنتی»، XIII/ ٣٠٨). این عمارت ٤ دروازۀ بزرگ دارد که هر یک از دروازهها به یک خیابان منتهی میشود. خانزمانخان دهلوی مینویسد: در حاشیۀ آن حوضی مدور با فوارۀ بزرگ و مصور به صور فیلان و «شرزهها» که آب از خرطومهای فیلان و دهن شرزهها بیرون میجهد، قرار دارد. سقف این عمارت گنبدی است و از سنگ و گچ ساخته شده است (ص ٢١). این ساختمان دوطبقه است که طبقۀ اول آن در زمان قطبشاهیان، مدرسهای بوده است که طلاب علوم دینی در آن درس میخواندهاند. در این مدرسه دارالشفایی برای معالجۀ بیماران در نظر گرفته شده بود. طبقۀ دوم آن که با گچبریهای زیبا تزیین یافته، ونمای خارجی آن به شکل محراب طراحی شده، مسجدی بوده که طلاب در آن نماز میگزاردند. بام چارمنار نیز به عنوان برج دیدهبانی مورد استفاده قرار میگرفته است (میرعالم، ٢١٦-٢١٧؛ خانزمانخان، ٢١، ٣٨؛ کرمی، همانجا). این اثر تاریخی که به عنوان نشان شهر حیدرآباد شناخته میشود، آمیزهای از فرهنگ اسلامی ـ ایرانی است.
٢. مکهمسجد
سلطان محمد قطبشاه در ١٠٢٣ ق/ ١٦١٤ م دستور داد تا مسجدی متصل به چارمنار (در جنوب غربی آن) بنا گردد که در تمامی مملکت دکن بینظیر باشد (خانزمانخان، ٣٤). معماران و کارگران بسیاری به سرپرستی میرزا فیضالله بیگ معروف به هنرمندخان، رئیس داروغه، این مسجد را ساختند و آن را مسجد بیتالعتیق نام نهادند. اما ادامۀ کار ساخت مسجد تا دورۀ عبدالله قطبشاه و سلطان ابوالحسن تنشاه در ١٠٩٨ ق/ ١٦٨٧ م ادامه داشت که در این سال اورنگزیب حیدرآباد را تصرف کرد و در ساختمان مسجد تغییراتی گسترده داد و نام آن را مکهمسجد نهاد (همو، ٣٦).
طول بنای این مسجد حدود ٧٠ متر، عرض آن حدود ٦٠ متر و ارتفاعش تا زیرسقف ٢٣ متر است. صحن این مسجد حدود ٥٠٠‘ ٧ مـ٢ است و در ابتدای در ورودی آن حوض بزرگی قرار دارد. نمای بیرونی مسجد ٥ قوس محرابی شکل، و نمای داخلی آن ١٥ قوس محرابی دارد. دو منارۀ بلند در دو گوشۀ جلو بنا با ارتفاع ٣١ متر، و یک ساعت آفتابی از دیگر مشخصههای این مسجد است (کرمی، ١٥٠-١٥١).
٣. مسجد جامع
این بنا در دورۀ محمدقلی قطبشاه در ١٠٠٦ ق/ ١٥٩٧ م در جنوب شرقی چهارکمان ساخته شده است (همو، ١٤٧؛ خانزمانخان، ٢٠). به گفتۀ میرعالم در اکثر بلاد اسلام این چنین مسجدی به نظر در نیامده و در جنب آن حمامی است که در آن سنگهای لطیف به کار رفته است (ص ٢١٧). در ١٠٦٠ ق/ ١٦٥٠ م الفخان ملک، معروف به امینالملک، که یکی از امرای قطبشاهی بود، مسجد جامع را تعمیر کرد. نام او و تاریخ تعمیر همراه با ابیاتی به خط فارسی بر کتیبهای در دروازۀ مسجد که بر سر راستۀ چارکمان قرار دارد، نوشته شده است (خانزمانخان، ٢١).
علاوه بر مسجد جامع و مکهمسجد، مساجدِ بسیار دیگری از دورۀ قطبشاهیان و آصفجاهیان در حیدرآباد به جای مانده است که معروفترین آنها مسجد قطب عالم، مسجد کلثوم پوره و مسجد تولی است (نک : کرمی، ١٥٢-١٥٣).
٤. قلعۀ گلکنده
این اثر باستانی در ١٠ کیلومتری غرب حیدرآباد واقع است؛ و در ٥٣٨ ق/ ١١٤٣ م توسط سلاطین سلسلۀ کاکاتیا که در وَرَنْگَل حکومت میکردهاند، ساخته شده است. این قلعه در زمان سلطنت سلطان محمد بهمنی (٧٥٩ - ٧٧٦ ق/ ١٣٧٨-١٣٥٤ م) به وی واگذار گردید و او آن را قلعۀ «محمدنگر» نامید (کرمی، ١٣٩). پس از آنکه سلطان قلی قطبشاه در ٩١٨ ق/ ١٥١٢ م به صوبداری دکن رسید، قلعۀ گلکنده را پایتخت سلطنت خود کرد (خانزمانخان، ٩). وی در آن قلعه، مسجد جامع، عاشورخانه و حمام بنا کرد (همو، ١٠).
این قلعه بر تپۀ بسیار بلندی قرار دارد و از سنگ و گچ ساخته شده، و دارای دیوارهای ضخیم و مستحکم و ساختمانهای رفیع است. قلعۀ گلکنده دارای ٨ دروازۀ محرابیشکل و بلند به نامهای بهمنیدروازه، فتحدروازه، مکهدروازه، بَنْجارادروازه، پَتَنچیرودروازه، جمالیدروازه، نایاقیلادروازه و موتی دروازه است که مشهورترین آنها مکهدروازه است که در جهت قبله قرار دارد، و دیگری فتحدروازه است که در ١٠٩٨ ق/ ١٦٨٧ م اورنگ زیب از طریق آن، قلعه را فتح کرد. قلعۀ گلکنده دارای چندین برج دیدهبانی است که مشهورترین آنها یکی موسی برج به ارتفاع ١٨ متر است که در زمان عبدالله قطبشاه در ١٠٧٧ ق/ ١٦٦٦ م ساخته شدهاست (کرمی، ١٣٩-١٤٠).
٥. هفتگنبدان قطبشاهی
این مجموعه شامل بناهای تاریخی (ازجمله مساجد، مقابر، حمام و دیگر ابنیه) است که در نزدیکی قلعۀ گلکنده قرار دارد و مقابر بیشترِ پادشاهان سلسلۀ قطبشاهی با گنبدهای رفیع و منارههای زیبا در آن قرار دارد (همو، ١٤٣).
٦. پادشاهی عاشورخانه
این عمارت را محمدقلی قطبشاه در ١٠٠٣ ق/ ١٥٩٥ م با صرف ٦٠ هزار روپیه برای تعزیهداران و عزاداران بنا کرد. تاریخ بنابر پیشانی رواق اندرونی و به نام سلطان محمدقلی قطبشاه با آبطلا نوشتهشدهاست. پس از وی سلطان عبدالله نبیرۀ سلطان محمد در ١٠٥٨ ق/ ١٦٤٨ م تغییراتی در آن ایجاد کرد. پس از فتح عالمگیر، این عمارت دیگر فعال نبود تا اینکه در زمان میرنظام علیخان بهادر و به سعی نوازشعلیخان بهادر شیدا، دوباره احیا شد (خانزمانخان، ٢٥).
در زمان سلطان عبدالله قطبشاه محرابهای این بنای تاریخی با کاشی مزین شد. کاشیکاری این بنا یکی از بهترین نمونههای کاشیکاری در هند است که مجریان آن در زمان حکومت صفویه به دعوت قطبشاهیان به حیدرآباد از ایران آمده بودند. در بیرون عمارت اصلی عاشورخانه دو تالار بسیار بزرگ وجود دارد که دارای ستونهای چوبی مرتفع است. این دو تالار توسط میرنظام علیخان آصفجاه دوم ساخته شده است. کتیبههای این عاشورخانه به زبان فارسی و عربی بر کاشی نگاشته شده است (کرمی، ١٤٨).
مآخذ
آفتاب، اصغر، تاریخ نویسی فارسی در هند و پاکستان، لاهور، ١٣٦٤ ش؛
احمد، عزیز، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ترجمۀ نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
بلگرامی، علی اصغر، مآثر دکن، لاهور، ١٩٢٤ م؛
حکمت، علیاصغر، سرزمین هند، تهران، ١٣٣٧ ش؛
خانزمانخان دهلوی، غلامحسین، تاریخ آصفجاهیان ( گلزار آصفیه)، به کوشش محمدمهدی توسلی، اسلام آباد، ١٣٧٧ ش؛
خوافیخان، محمدهاشم، منتخب اللباب، به کوشش ولزلی هیگ، کلکته، ١٩٢٥ م؛
رادفر، ابوالقاسم، «کتابخانۀ مرکزی دانشگاه عثمانیه در حیدرآباد»، کتابداری، تهران، ١٣٨١ ش، شم ٣٨؛
صادقی علوی، محمود، «قطبشاهیان احیاگران تشیع در دکن»، شیعهشناسی، قم، ١٣٨٥ ش، شم ١٥؛
کرمی، مجتبى، نگاهی به تاریخ حیدرآباد دکن، تهران، ١٣٧٣ ش؛
میرعالم، ابوالقاسم، حدیقة العالم، حیدرآباد دکن، ١٣٠٩ ش؛
هالیستر، ج. ن.، تشیع در هند، ترجمۀ آذرمیدخت مشایخ فریدنی، تهران، ١٣٧٣ ش؛
نیز.
Americana, ٢٠٠٦;
An Atlas of India , Delhi, ١٩٩٠;
EI٢;
Encarta, ٢٠٠٥;
The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٧٢;
Kennedy, L., Regional Industrial Policies Driving Peri-Urban Dynamics in Hyderabad, India, (Cities), Edinburgh, ٢٠٠٧, vol. XXIV, no.٢;
Manzoor, A., Hyderabad-Scunnderabad (Twin Cities): A Study in Urban Geography, New York, ١٩٦٥;
The World Gazetteer, www.world - gazetteer. com / wg. php? x= & men… (acc. Aug. ١٥, ٢٠١١).
هادی ویسی