دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٥٩ - آق شهر، آناتولی مرکزی
آق شهر، آناتولی مرکزی
نویسنده (ها) :
حسین قره چانلو
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آقْشَهْر، (تلفظ کنونی: آقِ شِهِر) شهری در آناتولی مرکزی در ترکیه، واقع در دامنۀ کوهِ سلطانداغ در ١٣٥ کیلومتری شمال غربی شهر قدیمی قونیه و ٢٣ کیلومتری جنوب شرقی اَفیون قرهحصار، دارای ٣١٢‘٤٠ نفر جمعیت (سرشماری، ١٩٨٠م)، °٢٩ و ´١٥ طول شرقی و °٣٨ و´١٣ عرض شمالی و ١,٠٠٠ متر ارتفاع از سطح دریا. این شهر مرکز ایلجه، یا شهرستانی به همین نام از توابع ایل (استان) قونیه است. در شمال آن دریاچهای همنام (آقشهر) است و رودخانهای که از شرق شهر میگذرد، در شمال شرقی به این دریاچه میریزد. این دریاچه را ابنخردادبه (ص ١٠١) باسلیون خوانده است و رومیان آن را دریاچۀ چهل شهید نامیدهاند (لسترنج، ١٦١). در کنار آقشهر جلگۀ بسیار وسیع و همواری به همان نام با بیش از ٨٢ قصبه و روستا قرار گرفته است. شهر، هوایی معتدل دارد و به سبب فراوانی آب، دارای باغها و بوستانهای بیشمار و منظرهای بس دلپذیر است.
سابقۀ تاریخی
آقشهر (شهر سفید) ترکیبی از «آق» ترکی به معنای سپید و «شهر» فارسی است. این نامگذاری ظاهراً از گل سفیدی که در آنجا فراوان و مشهور است گرفته شده است (بستانی، ١ / ١١٨). در نامهای قدیمی آقشهر اختلافنظرهایی دیده میشود. یک روایت آنجا را «انطاکیۀ پیسیدیا» و روایتی دیگر «سوریوم» میداند. نیز استرابن این شهر را همان «فیلوملیومِ» قدیمی دانسته است (قاموسالاعلام ترکی؛ قس: دایرةالمعارف اسلام) در منابع قدیم اسلامی هم نامش به صورتهای آقْشَر، آخْشَر و آخشَهْر آمده است (دایرةالمعارف اسلام). آقشهر نخستینبار در ٤٩٥ق / ١١٠٢م که هنوز فیلوملیوم نامیده میشد، توسط جنگجویان صلیبی تسخیر و تاراج گشت. سپس در ٥٠٩ ق / ١١١٥م آلکسیوس امپراتور بیزانس، سپاهیان ملکشاه پسر قلیچارسلان سلجوقی را در حوالی این شهر شکست داد (رانسیمان، ٢ / ٣٢، ١٦٠، ٢٣٩). نام آقشهر در تواریخ دورۀ سلجوقی مکرر یاد شده است (آقسرایی، صص ٧٤، ١٢٢، ١٥٠؛ ابن بیبی، صص ٨، ١٠٢، ١٥٠، ٢١٣). به هنگام ضعف سلجوقیان این شهر به دست امرای قرامان افتاد (دایرةالمعارف اسلام). اما اندکی بعد، چیرگی بنیقرامان بر آقشهر با شکست آنان به دست بایزید اول در اوایل ٨٠٥ ق / ١٤٠٢م، به پایان رسید (باسورث، ٢٠٦). این شهر از این زمان به بعد جزء متصرفات عثمانی گردید. در اواخر ٨٠٥ ق / ١٤٠٢م ایلدرم بایزید سلطان بخت برگشتۀ عثمانی، که در جنگ آنقره از تیمور به سختی شکست خورده بود، در آقشهر از غصه درگذشت (یزدی، ٢ / ٣٤٨-٣٤٩) و شهر به تصرف تیمور درآمد. تیمور پس از مرگ بایزید، ممالک قرامان را به اضافۀ آقشهر به محمد بک قرمان اوغلو داد. هدف وی از این کار ایجاد آشوب در آناتولی و جلوگیری از قدرت یافتن سلاطین آل عثمان در آن خطه بود (اسناد...، ١٩٢). از جهانگردانی که در خاطرات خود از آقشهر یاد کردهاند، میتوان ابن بطوطه (سفرنامه، ١ / ٣١٨) و غزی و مکی و اولیا چلبی را که در سدههای ١٠ و ١١ق / ١٦ و ١٧م این شهر را دیدهاند، نام برد. جهانگرد معروف ایرانی حاج زینالعابدین شیروانی نیز که در اواخر سدۀ ١١ و اوایل سدۀ ١٢ق / ١٧ و ١٨م این شهر را دیده مینویسد: «شهری است نیک و بلدهای که هوایش در غایت سردی و آبش در نهایت گوارایی است. شهر بر بلندی واقع شده و اطرافش گشاده است. نزدیک ٣,٠٠٠ باب خانه در آن است و در جهت جنوبی شهر مرغزار وسیعی است و چشمههای بیشمار در آن جاری است. مسجدجامع آن شهر از آثار ابراهیمبیک از ملوک قرامان است» (حدایقالسیاحة، ٧٨).
وضع کنونی
آقشهر مدتهاست که از مراکز کشاورزی ناحیهای به همین نام است. محصولات کشاورزی آن انواع حبوبات، توتون، خشخاش و اقسام میوهها و محصول صنعتی آن پارچههای کتانی است. سکنۀ شهر اکثر ترکنژاد و مسلمانند و به زبان ترکی (عثمانی) سخن میگویند. اقلیت مذهبی شهر و ناحیۀ آقشهر مهاجران یونانی و یوگسلاویاند. آقشهر سابقاً مجموعهای از بناهای قدیمی خشت و گلی بوده که بر طبق آماهای داده شده بیش از ١,٢٥٦ خانۀ مسکونی داشته (قاموسالاعلام ترکی)، اما با ترقیات ترکیه (بهویژه پس از جنگ جهانی دوم) این شهر نیز گسترش و رونق روزافزون یافته و جای بناهای خشت و گلی پیشین را اکنون بناهای سنگی، و سیمانی مجلل گرفته است. در کنار ساختمانهای نوین، آثار و ابنیۀ روزگاران گذشته جای دارد و این بر شکوهمندی شهر میافزاید. برخی از این آثار عبارت است از مسجد شهر که توسط سلطان بایزید اول ساخته شده است: «تاش مدرسه» که کتیبهای از زمان کیکاووس اول سلجوقی (با تاریخ ٦١٣ ق / ١٢١٦م) دارد، ولی بنایش متعلق به زمانی پس از آن است؛ تکیهای که نام صاحب عطا در کتیبۀ آن نوشته شده و متعلق به دوران کیکاووس دوم سلجوقی (٦٥٩ ق / ١٢٦١م) است؛ مقبرۀ سیدمحمد خیرانی (٦٢١ ق / ١٢٢٤م) با محراب هشتگوش آن که در آغاز سدۀ ٩ق / ١٥م تعمیر شده است؛ اولو جامع متعلق به سدۀ ٩ق / ١٥م؛ مسجدجامع ایپلیکچی (٧٣٨ق / ١٣٣٧م) و آرامگاه نوین و زیبای نصرالدین خوجه که دارای تاریخ ٣٨٦ق / ٩٩٦م است (دایرةالمعارف اسلام). بجز آثار یادشده، دو کلیسا و چند مدرسۀ قدیمی هم در شهر وجود دارد، افزون بر آثار موجود در شهر، در ناحیۀ آقشهر روی هم بیش از ٧٠ مسجد و ١١ مدرسه هست (قاموسالاعلام ترکی).
مآخذ
آقسرایی، محمود بن محمد، مسامرةالاخبار و مسایرةالاخیار، به کوشش عثمان توران، آنقره، انجمن تاریخ ترک، ١٩٤٣م؛
ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، سفرنامه، ترجمۀ محمدعلی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٥٩ش؛
ابن بیبی، یحیی بن محمد، مختصر سلجوقنامه (ذیل اخبار سلاجقۂ روم) لیدن، ١٩٠٢م؛
ابن خردادبه، عبیدالله بن عبدالله، المسالک والممالک، لیدن، ١٨٨٩م؛
اسناد و مکاتبات تاریخی ایران، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٥٦ش؛
بستانی (فؤاد افرام)؛
باسورث، کلیفورد ادموند، سلسلههای اسلامی، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٤٩ش؛
دایرةالمعارف اسلام؛
رانسیمان، استیون، تاریخ جنگهای صلیبی، ترجمۀ منوچهر کاشف، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٦٠ش؛
شیروانی، زینالعابدین، حدایق السیاحة، دانشگاه تهران، ١٣٤٨ش؛
قاموسالاعلام (ترکی)؛
یزدی، شرفالدین علی، ظفرنامه، به کوشش محمد عباسی، تهران، امیرکبیر، ١٣٣٦ش؛
نیز: Turke year book, ١٩٨٥, p. ٤٦.
حسین قرهچانلو