دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨٨ - ارغیان
ارغیان
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَرْغیان، ناحیهای در شمال خراسان. نام ارغیان از قرن ٣ق/ ٩م به این سوی در بسیاری از مآخذ آمده است. آنچه از همۀ این منابع دربارۀ حدود جغرافیایی ارغیان دریافته میشود، این است كه در شمال غربی نیشابور واقع بوده، و از شمال به اسفراین و خبوشان و از جنوب به سبزوار كنونی محدود میشده است.
در كهنترین روایاتی كه اینك در دست است، نام ارغیان، به همراه نیشابور، جزو مناطقی آمده كه ابن عامر در حدود سال ٣١ق/ ٦٥٢م در خراسان فتح كرد (بلاذری، ٣/ ٥٠٠؛ قدامه، ٤٠١؛ نیز نك : ابن اثیر، ٣/ ١٢٥؛ قس: طبری، ٤/ ٣٠١-٣٠٢، كه در اخبار فتح خراسان نامی از ارغیان به میان نیاورده است). ابن رُسته از ارغیان به عنوان دومین رستاق از ١٣ رستاق پیرامون نیشابور نام برده است (ص ١٧١؛ نیز نك : خلیفه، ٢٨، ٣٥؛ ماركوارت، ٧٤). برخی منابع، ارغیان را از قریههای نیشابور شمردهاند (مثلاً نك : ابوعبید، ١/ ١٣٨؛ ابنجوزی، ٩/ ١٤٦) و برخی دیگر آن را ناحیهای شامل چند ده دانستهاند. در این باب، میتوان به گفتۀ ابوحاتم سجستانی اشاره كرد كه خود در یكی از قریههای ارغیان استماع حدیث كرده بوده است (نك : یاقوت، ٣/ ٣٥؛ نیز نك : باخرزی، ٢/ ١٠١٢؛ صریفینی، ٣٥؛ ابنخلكان، ٢/ ٤٣٤). سمعانی نیز بههنگام بازگشت از عراق از ارغیان گذر كرده، و آن را ناحیهای از نواحی نیشابور خوانده كه مشتمل بر چندین ده همچون بان و راوْنیر بوده است ( الانساب، ١/ ١٦٧- ١٦٨). یاقوت نیز از ارغیان بهعنوان «كوره»ای از نواحی نیشابور یاد كرده و میگوید كه آن خود شامل ٧١ قریه بوده، و راونیر قصبۀ آن بهشمار میرفته است (١/ ٢٠٩، ٢/ ٧٤٢؛ دربارۀ راونیر، نك : اوبن، ١١٠-١١١). نیز خلیفۀ نیشابوری در تلخیص تاریخ نیشابور حاكم نیشابوری (د ٤٠٥ق)، از ارغیان به عنوان «ولایتی معمور و به كثرت علماء كبار مشهور» نام برده است (ص ١٤٠).
تعیین دقیق حدود ارغیان و قریههای آن اینك دشوار است و همین امر برخی از محققان را دربارۀ ارغیان به اشتباه انداخته است: مثلاً لسترنج (ص ٤١٨) بهخطا شهر جاجَرْم را (در غرب ارغیان) با ارغیان یكی شمرده است، درحالیكه به یقین جاجرم، چه در منابع كهن و چه در منابع متأخر، شهری جز ارغیان بوده است (نك : مقدسی، ٣١٨؛ حافظ ابرو، تاریخ، ١٠٧، ١٠٩؛ اوبن، ١١٠).
نام ارغیان در منابع دورۀ مغول و پس از آن نیز در رویدادهای تاریخی دیده میشود: در حدود سال ٦٣٠ق/ ١٢٣٣م جنتمور كه از سوی اوكتای قاآن به حكومت خراسان و مازندران منصوب شده بود، حكومت اسفراین، جوین، بیهق، جاجرم و ارغیان را به ملك بهاءالدین صعلوك واگذاشت (جوینی، ٢/ ٢٢٣؛ بناكتی، ٣٨٥، ٣٨٦). رشیدالدین فضلالله از حضور غازان خان در حدود بام و ارغیان سخن به میان آورده (ص ٢٦٧) كه ممكن است مقصود از بام در اینجا همان «بان»، یكی از قریههای مشهور ارغیان، باشد (نك : سطور پیشین).
گویا از همین عهد، نام ارغیان با یكی از روستاهای آن ناحیه به نام «جهان» پیوند خورده است و این شاید نشاندهندۀ برتری یافتن یك روستا، به علل گوناگون، بر دیگر روستاهای ناحیۀ ارغیان باشد. بههرحال، در لشكركشی نخستین امیرتیمو گوركانی به خراسان، در حدود سال ٧٨٢ق/ ١٣٨٠م از توقف چند روزۀ وی در نواحی «جهان و ارغیان» برای تقویت چارپای لشكریان «در آن مرغزارها» آگاهی در دست است (معینالدین، ٣١٢). حافظ ابرو در وقایع سال ٨٢٣ق/ ١٤٢٠م از عبور بایسنغر از جهان و ارغیان خبر داده است (نك : زبدةالتواریخ، ٢/ ٧١٧). همو در تاریخ خود از ولایت جهان و ارغیان به تفصیل یاد كرده، و از چندین ده از توابع ارغیان، ازجمله قریۀ جهان نام برده است (ص ١٠٩). بههرروی، تركیب جدید جهان و ارغیان در همان حدود عصر تیموریان رواج داشته، و به آن اشاره شده است (مثلاً نك : دولتشاه، ٤٣٨).
در اواخر سدۀ ١٠ق از ارغیان بهگونۀ جدیدی نام برده شده است؛ معلوم نیست كه دقیقاً از چه دورانی و به چه دلیلی در نامگذاری این ناحیه دوباره اندك تغییری پیدا شد. در منابع این دوره از «جهانِ ارغیان» نام برده میشود و عنوان پیشین آن «جهان و ارغیان»، كمتر رواج داشته است. در سالهای پایانی سدۀ ١٠ق/ ١٦م، از تسلط عبداللهخان و پسرش عبدالمؤمن خان ازبك بر نواحی خراسان آگاهی داریم كه اندكی پیش از جلوس شاه عباس بر تخت سلطنت، سرداران قزلباش، ازبكان را از اسفراین، جوین، جاجرم و جهان ارغیان عقب راندند (افوشتهای، ٤١٠، ٥٨٤). شاه عباس، خود به هنگام بازگشت به سمت قزوین، از راه جهان ارغیان عبور كرد (اسكندربیك، ٤٥٤). در همین دوران، مالیات ناحیۀ ارغیان و كلیدر یكجا برآورد میشد (برن، ١٥٦). جهان ارغیان نیز همچون نواحی مجاور آن از دوران شاه عباس بدینسو محل سكنای اقوام كُرد بود كه شاه عباس ایشان را برای مقابله با طوایف ازبك به خراسان كوچانید (اعتمادالسلطنه، مطلع ...، ١/ ١٥٦-١٥٧؛ دربارۀ طوایف كرد این منطقه، نك : روشنی، «طوایف...»، ١١٤، ١١٨-١١٩). در ١٢١٠ق/ ١٧٩٥م كه آقامحمدخان قاجار به بهانۀ زیارت بارگاه حضرت رضا(ع)، اما در باطن برای سركوبكردن مخالفان در خراسان به مشهد مقدس میرفت، بسیاری از امرای كرد آن ناحیه كه بیشتر از طایفۀ شادلو و زعفرانلو بودند، در راه به او پیوستند و از منزل جهان ارغیان نیز به عنوان یكی از منازل راه نام برده شده است (ساروی، ٢٨٦-٢٨٧).
اعتمادالسلطنه، جهان ارغیان را از توابع بام وصفیآباد شمرده، و گفته است كه هوایش ییلاقی است و ٢٥٠ خانوار سكنه دارد (مرآة ...، ٤/ ٢٣٠٧). در ١٢٨٦ق/ ١٨٦٩م كه ناصرالدین شاه قاجار به خراسان سفر میكرد، ضمن عبور از این ناحیه، دربارۀ ایلهای ساكن در آن منطقه یعنی بغایری و زعفرانلو پرس و جو كرد و در گزارش همین سفر از كوه جهان ارغیان (در متن: ارقیان) كه در میان محل سكنای آن دو طایفه واقع شده، به عنوان یكی از «جبال معروف خراسان» نام برده شده است (نك : حكیمالممالك، ٣١٤؛ نیز نك : اعتمادالسلطنه، همانجا). چارلز ادواردییت كه در اواخر سدۀ ١٩م در خراسان سفر میكرده، ضمن عبور از منطقۀ ارغیان، به وصف آنجا پرداخته است. به نوشتۀ وی ارغیان به شهری در پای كوههای نزدیك به بام فعلی اطلاق میشده است و از قول اعتمادالسلطنه، وصفی دربارۀ كوهی كه دامنۀ شمالی آن شاه جهان و دامنۀ جنوبی آن جهان ارغیان نام داشته، آورده است (ص ٣٤٥؛ نیز نك : حكیمالممالك، ٣١٤، ٣١٨؛ روشنی، «آثار تاریخی...»، ٣١٨).
در تقسیمات جدید، نامی از ارغیان و جهان ارغیان دیده نمیشود، اما ناحیۀ ارغیان قدیم، اینك تقریباً با بخش بام وصفیآباد و ده جهان از دهستان بام از بخشهای شهرستان اسفراین منطبق است (نك : فرهنگ...، ٢١-٢٢، ٤٥). هنوز آثاری از ناحیۀ ارغیان قدیم، در این منطقه دیده میشود (نك : روشنی، همان، ٣١٨-٣٢٣).
دانشمندانی به ناحیۀ ارغیان منسوب شدهاند: سمعانی از چندین تن از ایشان همچون ابوالفتح سهل بن احمد ارغیانی كه از دهبان بود و نیز از ابونصر محمد بن عبدالله ارغیانی ــ كه هر دو در سدۀ ٥ق میزیستهاند ــ نام برده است ( الانساب، ١/ ١٦٨، التحبیر، ١/ ٥١٧، ٢/ ١٧١؛ نیز نك : صریفینی، ٣٨٣-٣٨٤). خلیفۀ نیشابوری (ص ٢٨، ٣٥، ٣٨، ٥٨، ٦٨، ١١١)، ذهبی (١٣/ ١٧، ١٤/ ٤٢٢)، سبكی (٦/ ١٦٤) و صفدی (١٦/ ١٣) به برخی دیگر از علمای برخاسته از ناحیۀ ارغیان اشاره كردهاند.
مآخذ
ابناثیر، الكامل؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، حیدرآباد دكن، ١٣٥٩ق؛
ابنخلكان، وفیات؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، بهكوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
ابوعبید بكری، عبدالله، معجم مااستعجم، بهكوشش مصطفی سقا، قاهره، ١٣٦٤ق؛
اسكندربیك منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، بهكوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٥٠ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآةالبلدان، بهكوشش عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث، تهران، ١٣٦٨ش؛
همو، مطلع الشمس، تهران، ١٣٠١ش؛
افوشتهای، محمود، نقاوة الآثار فی ذكر الاخیار، بهكوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٥٠ش؛
باخرزی، علی، دمیةالقصر، بهكوشش محمد تونجی، دمشق، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛
برن، رهر، نظام ایالات در دورۀ صفویه، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، ١٣٤٩ش؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، بهكوشش صلاحالدین منجد، قاهره، ١٩٥٩م؛
بناكتی، داوود، تاریخ، بهكوشش جعفر شعار، تهران، ١٣٤٨ش؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، بهكوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٣٤ق/ ١٩١٦م؛
حافظ ابرو، عبدالله، تاریخ، بهكوشش كراولسكی، ویسبادن، ١٩٨٢م؛
همو، زبدةالتواریخ، بهكوشش كمال حاج سید جوادی، تهران، ١٣٧٢ش؛
حكیم الممالك، علینقی، روزنامۀ سفر خراسان، تهران، ١٣٥٦ش؛
خلیفۀ نیشابوری، احمد، ترجمه و تلخیص تاریخ نیشابور حاكم نیشابوری، بهكوشش بهمن كریمی، تهران، ١٣٣٩ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرةالشعراء، بهكوشش ادوارد براون، لیدن، ١٣١٨ق/ ١٩٠٠م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، بهكوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، بهكوشش عبدالكریم علیزاده، باكو، ١٩٥٧م؛
روشنی زعفرانلو، قدرتالله، «آثار تاریخی در بام و صفیآباد»، یكی قطره باران، بهكوشش احمد تفضلی، تهران، ١٣٧٠ش؛
همو، «طوایف كرد زعفرانلو»، مجموعۀ مقالات چهارمین كنگرۀ تحقیقات ایرانی، بهكوشش محمدحسین اسكندری، شیراز، ١٣٥٣ش؛
ساروی، محمد، تاریخ محمدی، به كوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، ١٣٧١ش؛
سبكی ، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الكبری، بهكوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، حیدرآباد دكن، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٢م؛
همو، التحبیر فی المعجم الكبیر، بهكوشش منیره ناجی سالم، بغداد، ١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م؛
صریفینی، ابراهیم، تاریخ نیسابور (منتخب السیاق عبدالغافر فارسی)، بهكوشش محمدكاظم محمودی، قم، ١٤٠٣ق؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، بهكوشش وداد قاضی، ویسبادن، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
طبری، تاریخ؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران، تهران، ١٣٦٥ش، ج ٣١؛
قدامۀ بن جعفر، الخراج و صناعة الكتابة، به كوشش محمدحسین زبیدی، بغداد، ١٩٧٩م؛
لسترنج، گ.، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمۀ محمود عرفان، تهران، ١٣٦٤ش؛
معینالدین، نطنزی، منتخبالتواریخ، بهكوشش ژان اوبن، تهران، ١٣٣٦ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم، بهكوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
یاقوت، بلدان؛
ییت، چارلز ادوارد، سفرنامۀ خراسان و سیستان، ترجمۀ قدرتالله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری، تهران، ١٣٦٥ش؛
نیز:
Aubin, J., «Réseau pastoral et réseau caravanier, les grand'routes du Khurassan à l'époque Mongole», Le Monde Iranian et l'Islam, Paris/ Geneva, ١٩٧١;
Marquart, J., Ērānšahr, Berlin, ١٩٠١.
علی بهرامیان