دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٤ - پاندوا
پاندوا
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پانْدوا، یا پندوه، شهری باستانی و نام حكومتی اسلامی در ایالت بنگال غربی هند. این شهر در گذشته پوندروردهنه خوانده میشده كه برگرفته از حماسۀ باستانی پاندواست و به صورتهای پندو، پاروآه و پروآه نیز آمده است. نویسندگان یونانی از این شهر با نامهای پاندوا، پندوو و پانده یاد كردهاند و در منابع لاتین نام این شهر به صورتهای پاندانوروم، پاندونوروم، پاندوروم و پاندیانا آمده است (تارن، ٥١١؛ «فرهنگ ... »، XIX / ٣٩٢, ٣٩٤؛ دی، ٦٢؛مجومدار، «هند ... »، ١٣٦). امروزه ویرانههای این شهر را «حضرت پاندوا» مینامند تا از پاندوای دیگری كه در نواحی جنوبیتر در شهرستان هوقلی (هوگلی) واقع در ایالت بنگال غربی است، متمایز شود (دی، همانجا؛ «فرهنگ»، XIX / ٣٩٢).
دیرینگی پاندوا به سدههای پایانی پیش از میلاد میرسد. در سدۀ ٤ قم اقوام آریایی به این منطقه مهاجرت كردهاند (مجومدار، همانجا). پلینی از پادشاهی بزرگی متشكل از ٣٠٠ شهر به پایتختی مدورا در سرزمین پاندوا نام برده است كه فرمانروایان آن زن بودهاند و ارتش آن مركب از ١٥٠هزار پیاده و ٥٠٠ فیل بوده است (II / ٣٩٥, ٤١٩). نویسندگان دوران باستان از حضور سفیران كشور پاندوا در دربار امپراتوران روم یاد كردهاند. بنا بر شواهدی، مقارن با میلاد حضرت مسیح (ع) قلمرو پادشاهی پاندوا بخشهای بزرگی از جنوب شبه قارۀ هند را در برمیگرفت ( آسیاتیكا، VII / ١٠٤-١٠٥). بنا بر گزارش هیوئن تسیانگ سیاح ـ زائر چینی كه در ٦٣٨م از بنگال دیدار كرده، این ناحیه مشتمل بر ٥ پادشاهی، و از آن میان پوندروردهنه (پاندوا) بوده است و مردم آن پیرو دو فرقه از آیین بودا به نامهای هینیانه و مهایانه بودهاند (مجومدار، «شمال...»، ١٤٢، «مذهب...»، ٣٨٢).
پادشاهی پاندوا تا سدههای ٤ و ٥ ق / ١٠ و١١م رو به گسترش و شكوفاییداشت وتنها در مدت كوتاهی تابع پادشاهی بلاله شد ( آسیاتیكا، VII / ١٠٥). در سدۀ ٧ق / ١٣م با گسترش اسلام در بنگال، پاندوا به یكی از مراكز مهم انتشار اسلام تبدیل شد و بسیاری از معابد آن به مسجد و درگاه (خانقاه) بدل گشت (سركار، ١٩, ٥٧). در دورۀ استیلای مسلمانان برهند، بنگال از نخستین نواحی بود كه به استقلال دست یافت. اول بار علاءالدین علی شاه (حك ٧٤٠-٧٤٦ ق / ١٣٣٩-١٣٤٥م) در شمال بنگال اعلام استقلال كرد و پایتخت خود را به سبب موقعیت سوقالجیشی پاندوا، در این شهر قرار داد (مجومدار، «تاریخ ... » ٣٤٣).
پس از علاءالدین، سلطنت بنگال به برادر رضاعی او حاجی الیاس علایی رسید كه با نام سلطان شمس الدین در پاندوا بر تخت نشست (سلیم، ٩٥؛ مجومدار، همان، ٣٤٤). هنگامی كه الیاس درصدد برآمد تا قلمرو حكومت خود را گسترش دهد، فیروز شاه از دهلی در ٧٥٤ق / / ١٣٥٣م به بنگال لشكر كشید و چون به پاندوا رسید، خطبه به نام او خواندند و شهر را فیروزآباد نامیدند (بنارسی، ٥٨٣؛ شمس سراج، ١٢٢؛ مجومدار، همان ٣٢٨). در این لشكركشی الیاس در دژی در نزدیكی پاندوا موضع گرفت و با وجود پیروزی سپاهیان دهلی بر نیروهای الیاس، فیروز شاه بدون بهرهگیری از این برتری به دهلی بازگشت (همانجا).
الیاس در ٧٥٨ ق / ١٣٥٧ م در پاندوا درگذشت و فرزندش سكندر بر جای او نشست. او كوششهای دربارِ دهلی برای چیرگی دوباره بر بنگال را بیاثر گذاشت. دوران حكومت وی با آرامش و پیشرفت همراه بود. سكندر شاه بناهای باشكوه بسیار برپا كرد و مسجد جامعی در ٧٦٦ق / ١٣٦٥م ساخت كه امروزه ویرانههای آن نشان از شكوه گذشتۀ آن دارد (سلیم، ١٠١؛ پاول ـ پرایس، ٢٠٧؛ مجومدار، همان، ٣٤٤).
پس از درگذشت سكندر در ٧٩٥ق / ١٣٩٣م غیاثالدین اعظم به حكومت رسید. بنا به روایتی او با خواجه حافظ شیرازی مكاتبه داشته است. پس از او در ٨١٣ق / ١٤١٠م پسرش سیفالدین حمزه شاه بر تخت نشست، اما پس از گذشت یك سال و اندی مغلوب یك راجۀ زمیندار برهمنی شد كه پس از چیرگی بر پاندوا قدرت را به پسر خود واگذار كرد. این پسر پس از اسلام آوردن خود را جلالالدین محمدشاه نامید (همان، ٣٤٤-٣٤٥) كه در گسترش اسلام بسیار كوشید و در دورۀ حكومتش پاندوا به اوج آبادانی خود رسید. جلالالدین محمدشاه در ٨١٢ق / ١٤٠٩م پایتخت را از پاندوا به شهر گور منتقل ساخت (سلیم، ١١٦-١١٧)؛ با این حال پاندوا بنا به روایتی تا ٨٢٣ ق / ١٤٢٠ م و به روایتی دیگر تا ٨٥٠ق / ١٤٤٦م با نام فیروزآباد مركز منطقۀ بنگال بود. احتمالاً از این تاریخ تا متروكه شدن پاندوا، این شهر به عنوان استراحتگاه شاهان بنگال مورد استفاده قرار میگرفته است (لین پول، ١٦٤؛ «فرهنگ»، XIX / ٣٩٣).
در طول حیات این شهر، علمای دینی بزرگی در آنجا پرورش یافتهاند. شیخ جلال الدین تبریزی در سدۀ ٨ق / ١٤م خانقاهی در دئوتله در نزدیكی پاندوا بنا نهاد. شیخ سراج الدین عثمان معروف به اخی سراج، طریقۀ چشتیه را در این شهر رواج داد. شیخ علاء الحق و پسرش نور قطب عالم در این شهر به ارشاد میپرداختند و نور قطب عالم در آنجا مدرسهای بزرگ و یك بیمارستان ساخت (یاسین، ٩٠؛ سلیم، ٤٩؛ سركار، ١٩).
خرابههای پاندوا نمونههای بسیار جالبی از معماری قدیمی اسلامی را در خود حفظ كرده است. این شهر كه مدتها زیر انبوه درختان جنگلی پنهان مانده بود، در دهههای اخیر شناسایی، و مورد توجه واقع شد. برای نگهداری آثار تاریخی آن نیز كوششهایی به عمل میآید. مهمترین بنای بر جای مانده از دورۀ اسلامی در پاندوا مسجد آدینهای است كه سكندر شاه آن را ساخت. این بنا با ٤٠٠ گنبد ــ كه طرح آن تقلیدی از معماری مسجد جامع دمشق است ــ در فاصلۀ ٥ / ١ كیلومتری شمال ویرانههای شهر پاندوا واقع است («فرهنگ»، XIX / ٣٩٢-٣٩٤؛ مجومدار، همان، ٤١٧-٤١٨).
مآخذ
سلیم، غلامحسین، ریاض السلاطین، به كوشش عبدالحق عابد، كلكته، ١٨٩٠م؛
شمس سراج، عفیف الدین، تاریخ فیروزشاهی، به كوشش ولایت حسین، كلكته، ١٨٩١م؛
نیز:
Asiatica;
Banarsi, P. S., «The Tughluqs», A Comprehensive History of India, New Delhi, ١٩٨٢;
Dey, N. L., The Geographical Dictionary of Ancient and Mediaeval India, Lahore, ١٨٩٩;
The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٧٢;
Lane-Poole, S., Mediaeval India, Delhi, ١٨٩٠;
Majumdar, R. C., An Advanced History of India, London, ١٩٥٨;
id., Ancient India, Delhi, ١٩٦٠;
id.,«Northern India During A. D ٦٥٠-٧٥٠», «Religion and Philosophy», The Classical Age, Bombay, ١٩٧٠;
Pliny, Natural History, tr. H. Rackham, London, ١٩٤٧;
Powell - Price, J. C., A History of India, New York, ١٩٥٥;
Sarkar, J. N., Hindu - Muslim Relatians in Bengal, Delhi, ١٩٨٥;
Tarn, W. W., The Greeks in Bactria and India, Cambridge, ١٩٥١;
Yasin, M., A Social History of Islamic India ١٦٠٥-١٧٤٨, New Delhi, ١٩٧٤.
پرویز امین