دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٦٨ - آلاشهر
آلاشهر
نویسنده (ها) :
جعفر شعار
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آلاشَهْر، در ترکی آلاشهیر، شهری از استان مانیسا در ترکیۀ کنونی (در عربی مَغنیسا)، واقع در °٣٨ و ´٢١ عرض شمالی و °٢٨ و ´٣٢ طول شرقی، بر دامنههای شمالی تپههای متصل به رشتهکوه بوزداغ، در درۀ رود آلاشهر (قوزو چای کهن) و ٥ کیلومتری آن، با ١٧٠ متر ارتفاع از سطح دریا. این شهر در غرب ترکیه، در مسیر راهآهن افیون قرهحصار ـ مانیسا ـ ازمیر، و ١٣٠ کیلومتری شرق ازمیر واقع شده است (اسلام آنسیکلوپدیسی؛ بریتانیکا؛ قاموسالاعلام) و جمعیت آن ٦١١’٢٥ تن است (سالنامۀ ترکیه، ٤٨، آمار ١٩٨٠م).
وجه تسمیه
آلاشهر به صورت اَلاشِهر، اَلاشِهِر (دایرةالمعارف الاسلامیة) و نیز اَلَهشهر (سعدالدین، ١ / ١٢٧؛ یزدی، ٨٧٠) ضبط شده است و بعضی آن را اللهشهر خواندهاند (قاموس کتاب مقدس، ذیل فیلادلفیا؛ بستانی)، اما گویا درست نباشد. این اشتباه ناشی از ترجمۀ نادرست بعضی مؤلفان غربی است که واژۀ «آلا» را الله پنداشتهاند (اسلام آنسیکلوپدیسی). جزءِ «آلا» در نام این شهر به معنای ازرق (کبود، رنگِ مایل به زردی، عسلی) است و آلاشهر به معنی شهر کبود یا زردرنگ (بستانی) یا شهر رنگارنگ (دانشنامه؛ دایرةالمعارف الاسلامیة) است. به گفتۀ برخی، این تسمیه به سبب رنگآمیزی خانههای آن است (اسلام آنسیکلوپدیسی). این شهر تا پیش از قرن ٥ ق / ١١م که نخستینبار ترکها قسمتی از آناطولی را فتح کردند فیلادلفیا و در زمانهای بعدتر قیصریۀ جدید خوانده میشد. نام آلاشهر ترکیبی ترکی ـ فارسی است که ترکان بدان دادهاند و آنان، خود، طیّ سدههای ٦ و ٧ق / ١٢ و ١٣م این شهر را به همین نام میخواندند. ابن بیبی در ٦٠٧ ق / ١٢١٠م آن را آلاشهر نامیده و از نام فیلادلفیا ذکری به میان نیاورده است (ص ٣٧). این نکته مؤید آن است که این شهر در سدۀ ٧ق / ١٣م با نام آلاشهر شهرت داشته است. با این حال، برخی معتقدند که در قرن ٩ق / ١٥م، هنگامی که عثمانیها شهر را به تصرف درآوردند، آن را آلاشهر نامیدند.
تاریخچه
شهر فیلادلفیا را آتالوس دوم، فیلادلفوس، پادشاه پِرگاموس (یا پرگامون)، در حدود ١٥٠قم بنا نهاد، و محتملاً پیش از ساخته شدن این شهر، هم در این نقطه شهری با جمعیت نسبتاً زیاد وجود داشته است. استرابون مینویسد که فیلادلفیا در معرض زلزلههای مکرر بوده است (اسلام آنسیکلوپدیسی). این شهر در دورۀ امپراتوری بیزانس اهمیت یافت. نخستینبار سلاجقۀ روم (در ٤٦٧ یا ٤٦٨ق / ١٠٧٥ یا ١٠٧٦م) در روزگار پادشاهی سلیمان بن قُتْلُمِش بر فیلادلفیا استیلا یافتند، اما در نخستین جنگهای صلیبی سپاهیان امپراتور روم شرقی بخش بزرگی از آناطولی غربی، ازجمله شهرهای ازمیر و فیلادلفیا را در ٤٩١ق / ١٠٩٨م متصرف شدند و این شهر را به دژی استوار و پایگاهی در برابر حملات سلجوقیان بدل کردند (همان). با این حال حدود ٣ قرن این شهر میان سپاهیان روم شرقی و سلجوقیان و امرای قرامان و عثمانیان مکرر دستبهدست شد: کیخسرو اول سلجوقی در ٦٠٧ ق / ١٢١٠م در جنگ با امپراتور بیزانس، در نزدیک این شهر کشته شد. در ٧٠٢ق / ١٣٠٣م یعقوب اول، امیر قرامان، آنجا را محاصره کرد. محاصرههای پیدرپی در سالهای ٧٠٧ و ٧٢٤ق / ١٣٠٧ و ١٣٢٤م آنجا را جزیهگزار امرای قرامان ساخت. در نیمۀ اول سدۀ ٨ ق / ١٤م این جزیه به بنی آیدین پرداخت میشد (سلیمان، ٢ / ٣٩٦؛ مشکور، ٨٦، ١٦٥؛ زامباور، ١٤٢). در ٧٣٥ق / ١٣٣٥م امور بای (عمربک اول)، فرزند آیدین (آیدین اوغلو)، آلاشهر را محاصره و مجبور به تسلیم کرد و پس از گرفتن اموال و ثروت اهالی گروهی از لشکریان خود را بر آنجا گماشت (اسلام آنسیکلوپدیسی). این شهر تا ٧٩٣ق / ١٣٩١م که ایلدیرم بایزید، سلطان عثمانی، آنجا را گشود در تصرف فرزندان آیدین اوغلو بود (همان). بعضی از مؤلفان غربی فتح شهر را در ٧٨١ق / ١٣٧٩م به سلطان مراد اول نسبت دادهاند، ولی در اینباره سند استواری در دست نیست. در ٨٠٤ ق / ١٤٠٢م امیر تیمور آلاشهر را متصرف شد و سرانجام در زمان سلطان مراد دوم (٨٢٤-٨٤٥ ق / ١٤٢١-١٤٥١م) این شهر به صورت قطعی به تصرف عثمانیها درآمد و بیش از ٥ / ٤ قرن در سکون و آرامش به سر برد و آنگاه به دست یونانیان افتاد (١٣٣٧ق / ١٩١٩م). ترکان در جنگ استقلال ترکیه یونانیان را شکست دادند و یونانیان ناگزیر از ترک شهر شدند (١٣٤٠ق / ١٩٢٢م) و به هنگام ترک شهر، آن را آتش کشیدند؛ اما موقعیت جعرافیایی شهر چنان بود که توانست پس از ویرانی آبادانی خود را بازیابد و تا حدی به وضع پیشین بازگردد. آلاشهر در تقسیمات کشوریِ قدیمتر مرکز شهرستانی از سَنْجَق یا سَنْجاقِ (توابع) صاروخان (سرزمین آیدین و ازمیر) بود. در تقسیمات بعدی مرکز شهرستانی از ولایت آیدین و سرانجام شهری از استان مغنیسا گردید (دائرةالمعارف الاسلامیة؛ بستانی).
آثار تاریخی
فیلادلفیا (آلاشهر) را بارها زلزله لرزانده است. حصارهای ویران شهر قدیمی بر فراز تپهای به ارتفاع حدود ٥٠ متر از سطح هنوز باقی است و نیز دیوارهایی که در دورۀ بیزانس (روم شرقی) ساخته شده با چند قلعۀ ویران به جای مانده است. به نوشتۀ مورخان ترک، ایلدیرم بایزید پس از فتح شهر در آنجا مسجد، حمام، مدرسه و بناهای دیگر ساخت و بخشی از عواید شهر را وقف خیرات محلی کرد و قسمتی دیگر را به امور خیریه در شهر بورسا (یا بروسه در مغرب آسیای صغیر) اختصاص داد. از آثار تاریخی آلاشهر مسجد شیخ صنعان است. تاریخ بنای این مسجد را ٨٧٠ ق / ١٤٦٦م نوشتهاند (یورت آنسیکلوپدیسی). اولیاء چلبی، که در ١٠٨٢ق / ١٦٧١م از آلاشهر گذشته، آن را قصبه خوانده و تصویر زیبایی از آن ناحیه و اطرافش به دست داده است. وی آن را از توابع آیدین و محل اقامت کدخدا و فرمانده ینیچری معرفی کرده و نوشته است: حصار آلاشهر دارای ٥ دروازه و ٢٤ مسجد بزرگ و کوچک دارد که معتبرترین آنها مسجد ایلدیرم بایزید است. چلبی، پس از وصف مسجد مذکور، دربارۀ مدرسهها، مکتبها، حمامها، کاروانسراها و سایر بناها و مؤسسات و نیز موقعیت اقتصادی آلاشهر شرحی آورده است (سیاحتنامه، به نقل از اسلام آنسیکلوپدیسی). جهانگردی که در سدههای ١٢ و ١٣ق / ١٨ و ١٩م آلاشهر را دیدهاند، نوشتهاند که این شهر با پشت بامهایی پوشیده از سفال و خانههایی که با خشت خام یا چوب ساخته شده و روی آنها با آهک پوشیده شده و نیز ٢٠ باب مسجد با منارههای زیبا که در میان درختان سرسبز به چشم میخورد، نمونۀ زیبای یک شهرمشرق زمینی است (اسلام آنسیکلوپدیسی). آلاشهر کنونی شهری است بیشتر کشاورزی با محصولاتی مانند توتون، کشمشِ فراوان و نیز انواع میوه. چشمۀ آب معدنی آنجا، که دارای املاح بسیاری است، در ازمیر خواستاران فراوان دارد (بریتانیکا). کارگاههای ریسندگی، بافت پارچههای پنبهای، رنگرزی و دباغی صنعت مختصر آنجا را تشکیل میدهد (الخوری). جمعیت آلاشهر در ١٣٠٧ق / ١٨٩٠م، ٠٠٠’١٧ تن مسلمان، ٠٠٠’٤ تن ارتدکسِ یونانی و در ١٣٦٤ق / ١٩٤٥م جمعیت خود شهر ٨٨٣’٨ تن بود که همه مسلمان بودند و جمعیت ایالت، که مساحت آن به ١١٥’١ کمـ ٢ میرسید، ٧٩٢’٤٥ تن بود. جمعیت شهر از ٢٤٣’٢٣ تن (در ١٩٧٥م) به ٦١١’٢٥ تن (در ١٩٨٠م) افزایش یافته است (سالنامۀ ترکیه، ٤٨).
مآخذ
ابن بیبی، یحیی بن محمد، مختصر سلجوقنامه، به کوشش هوتسما، لیدن، ١٩٠٢م؛
اسلام آنسیکلوپدیسی؛
اسناد و مکاتبات تاریخی ایران، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٥٦ش، ص ٨٥؛
بریتانیکا؛
بستانی (فؤاد افرام)؛
الخوری، سلیم جبرائیل و سلیم شحاده، آثارالادهار، بیروت، ١٨٧٥-١٨٧٦م؛
دائرةالمعارف الاسلامیة، (اول و دوم)؛
زامباور، ادوارد ریتر، معجمالانساب، ترجمۀ زکی محمدحسن بک و حسن احمد محمود، دارالرائد العربی، ١٤٠٠ق؛
سعدالدین خواجه محمد، تاج التواریخ، استانبول، ١٢٧٩ق؛
سلیمان، احمدسعید، تاریخ الدول الاسلامیة، قاهره، دارالمعارف بمصر، ١٩٧٢م؛
قاموس الاعلام؛
مشکور، محمدجواد، اخبار سلاجقۀ روم، تبریز، کتابفروشی تهران، ١٣٥٠ش؛
هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، صص ٦٧٥-٦٧٦؛
یزدی، شرفالدین علی، ظفرنامه، به کوشش عصامالدین اورونبایوف، تاشکند، انتشارات فن، ١٩٧٢م؛
یورت آنسیکلوپدیسی، نیز:
Turkey Yearbook, Ankara, ١٩٨٣.
جعفر شعار