دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٩٩ - خمینی شهر
خمینی شهر
نویسنده (ها) :
شیوا جعفری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خُمِیْنیشَهْر، شهرستانی به مرکزیت شهری به همین نام در استان اصفهان. شهرستان خمینیشهر که در قسمت جلگهای استان اصفهان واقع شده، از شمال به شهرستان برخوار و میمه، از شرق به شهرستان اصفهان، از غرب به شهرستان نجفآباد، و از جنوب به شهرستان فلاورجان محدود است (نقشه ... ).
این شهرستان بنا بر قانون تقسیمات کشوری ١٣٨٤ ش شامل یک بخش مرکزی؛ ٣ دهستان به نامهای ماربین علیا، ماربین وسطا و ماربین سفلا؛ ٣ شهر به نامهای خمینیشهر، دُرچهپیاز و کوشک؛ و ١٧ آبادی دارای سکنه است ( نشریه ... ، ١١-١٢؛ «درگاه ... »، بش ).
بلندترین کوه این شهرستان محمودآباد با ارتفاع ٤٧٣‘٢ متر است ( فرهنگ ... کوهها ... ، ٢ / ١٦٨). تنها رودخانۀ این سرزمین زایندهرود است که پس از سیراب کردن روستاهای خمینیشهر از نواحی جنوبی آن میگذرد (جعفری، رودها ... ، ٢٤٧- ٢٤٩). آب و هوای خمینیشهر معتدل و خشک است (همو، دایرةالمعارف ... ، ٤٨٠).
اساس اقتصاد این شهرستان بر کشاورزی، باغداری و دامپروری استوار است. وضعیت کشاورزی در آنجا بهسبب حاصلخیزی خاک و دسترسی به آب زایندهرود نسبتاً خوب است و آب مورد نیاز آن افزون بر زایندهرود، از کاریزها تأمین میشود. تهیۀ سنگ نمای ساختمانی از فعالیتهای عمدۀ اقتصادی خمینیشهر است ( فرهنگ ... آبادیها ... ، ٧١ / ٢٤١، ٢٩٠).
جمعیت شهرستان خمینیشهر براساس سرشماری ١٣٨٥ ش، حدود ٨٩٠‘٢٨٢ تن بوده است («درگاه»، بش ).
خمینیشهر، مرکز این شهرستان، در °٣٢ و ′٤١ عرض شمالی و °٥١ و ′٣٢ طول شرقی، و در ارتفاع ٥٩٠‘١متری از سطح دریا، و در ١٣کیلومتری شمال غربی شهر اصفهان واقع است (جعفری، همانجا). جمعیت این شهر بنا بر سرشماری ١٣٨٥ ش حدود ٧٤٠‘٢١٨تن بودهاست («درگاه»، بش ). شهرستان خمینیشهر پیش از ١٣٣٨ ش سِدِه نامیده میشد که نباید آن را با سِدِه لنجان در جنوب غربی اصفهان اشتباه کرد. این سده شامل ٣ روستا به نامهای خوزان، فروشان (فریشان / پریشان) و ورنسفادران (بناصفهان) بوده است. گسترش و به هم پیوستگی این ٣ روستا سبب تشکیل شهر شد که در ١٣٣٨ ش آن را همایونشهر نامیدند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نام آن به خمینیشهر تغییر یافت (همایی، ٤٨؛ شفقی، ١٨٧؛ نوبان، ١٩٧).
شهرستان خمینیشهر در منطقۀ تاریخی ماربین واقع است. بازتاب نام ماربین در تاریخ اساطیری ایران، نشان از دیرینگی این سرزمین دارد. در آن منابع از این شهر با نام شهر اردشیر نیز یاد شده است. انتساب این شهر به اردشیر از آن روی بوده است که بنای آن را به اردشیر کیانی نسبت میدادهاند (حمزه، ٢٨؛ مجمل ... ، ٥٤). وجود بقایای بناهای تاریخی در این منطقه دیرینگی آنجا را به پیش از دورۀ ساسانیان میرساند. ازجملۀ این آثار تاریخی، میتوان به آتشکدهای بر فراز کوهسنگی، موسوم به آتشگاه، در نزدیکی خمینیشهر اشاره کرد که امروزه بقایای آن به چشم میخورد و شامل دیوارهای خشتی پهن و یک رشته ویرانههای دیگر است که معرف ساختمان آتشکدهای از دورۀ ساسانیان است (مشکوٰتی، ٢٥). به نظر میرسد که این آتشکده پیش از رواج دین زردشتی در این منطقه، مکان مقدسی بودهاست.
پرستشگاه ماربین، که در برخی از منابع تاریخی بر اثر تصحیف به صورت مارس نیز آمده است، به نوشتۀ مسعودی یکی از ٧ پرستشگاه معتبر و مقدس پیش از رواج دین زردشت بوده که پس از رواج دین زردشتی، به آتشکده تبدیل شده بوده است (٢ / ٢٢٨).
آتش این آتشکده که در داخل قلعه و بارویی جای داشته، تا سدۀ ٣ ق / ٩ م همچنان روشن و پابرجا بوده، و نزد زردشتیان منطقه احترام خاصی داشته است (همانجا؛ ابنخردادبه، ٢٠؛ ابنرسته، ١٥٢-١٥٣؛ ابنفقیه، ٥٣٣؛ مافروخی، ٥٢؛ نیز نک : مشکوٰتی، همانجا). همچنین وجود کهندژی در ده خوزان که معماری آن به سبک دورۀ ساسانی است و بر پایۀ گزارش منابع تا سدههای نخستین اسلامی پابرجا بوده است، نشان از اهمیت نظامی این منطقه در دورۀ پیش از اسلام دارد (ابنرسته، همانجا؛ بلاذری، ٤٣٩). امروزه ویرانههای این کهندژ هنوز برجا ست (شفقی، ١٩٠؛ جناب، ١٤؛ هنرفر، ٢٣).
از دیگر آثار متعلق به دورۀ ساسانیان در این شهرستان کاریزی به نام پیروزشاهی است که احداث آن را به پیروز، شاهنشاه ساسانی (سل ٤٥٩-٤٨٤ م)، نسبت میدهند. وجود این کاریز در کنار دیگر آثار تاریخی پیش از اسلام، نشان دیگری بر اهمیت این منطقه و رونق کشاورزی آن در دورۀ پیش از اسلام است (فرهنگ ... ایران، ١٠ / ١٠٦-١٠٧). به روایت بلاذری، ماربین و کهندژ آن در ٢٣ یا ٢٤ ق / ٦٤٤ یا ٦٤٥ م به روزگار خلافت عمر به دست ابوموسى اشعری به صلح گشوده شد (ص ٤٣٨- ٤٣٩)، اما طبری فتح اصفهان و همچنین رستاقها و نواحی آن را در ٢١ ق دانسته است (٤ / ١٤٠-١٤١).
ماربین (ماربانان) در سدۀ ٤ ق / ١٠ م یکی از رستاقهای اصفهان به شمار میآمد که باغها و کشتزارهای سرسبزی پیرامون آن را تا یک فرسنگ فرا گرفته بود. در منابع تاریخی خراج این ناحیه حدود ١٠٠ هزار درهم روایت شدهاست که با توجه به وسعت کم ماربین، این میزان خراج نشاندهندۀ آبادانی و وفور نعمت آن ناحیه در آن دوره است (ابنحوقل، ١ / ٣٦٤).
یاقوت حموی، جغرافیانویس سدۀ ٧ ق / ١٣ م، ماربین را از آبادیهای اصفهان آورده که حدود نیم فرسنگ با اصفهان فاصله داشته است (٤ / ٣٨٢). حمدالله مستوفی مؤلف نزهة القلوب در سدۀ ٨ ق / ١٤ م ماربین را از نواحی اصفهان، شامل ٥٨ پارچه آبادی برشمرده است که خوزان، قرطان، رنان و اندوآن از بزرگترین روستاهای آن به شمار میرفتهاند. او آبادانی و عمران این ناحیه را ستوده، و اشاره کرده که در آنجا قلعهای بوده است که به آن آتشگاه میگفتهاند. به گزارش همو، قلعه و آتشگاه ماربین در سدههای پیش از ایلخانیان ویران شده (ص ٥٠)، اما با توجه به رویدادهای پس از آنان، این منطقه هنوز اهمیت راهبردی خود را حفظ کرده بوده است.
در سال ٧٥٥ ق / ١٣٥٤ م به هنگام محاصرۀ اصفهان به دست امیر مبارزالدین (حک ٧١٨- ٧٥٩ ق / ١٣١٨- ١٣٥٨ م)، از فرمانروایان آل مظفر (ه م)، و اردو زدن او در ماربین، المعتضد باللٰه یکی از خلفای عباسی مصر برای بیعتگرفتن از امیر مبارزالدین سفیری نزد او فرستاد و در ناحیۀ ماربین از او بیعت گرفت (میرخواند، ٤ / ٤٩٥-٤٩٦؛ ستوده، ١ / ٩٩-١٠٠؛ نیز نک : کتبی، ٥٠).
در جریان حملۀ امیرزاده اسکندر، نوادۀ تیمور، به ناحیۀ جبال و اصفهان در ٨١٢ ق، منطقۀ آتشگاه و ماربین محل کارزار سپاهیان تیموری گردید (حافظ ابرو، جغرافیا، ٢ / ٣٣٧- ٣٣٨، زبدة ... ، ١ / ٣٤٧- ٣٤٨؛ روملو، ٥٧).
در اواخر حکومت صفویه به هنگام هجوم افغانها و در پی محاصرۀ اصفهان به دست محمود افغان، مردم ماربین و روستاهای خوزان و بناصفهان ابتدا مقاومت کردند، اما سرانجام تسلیم سپاهیان محمود افغان شدند (لاکهارت، ١٩١، ٢٣١-٢٣٢؛ محمد معصوم، ٢٤٧؛ فلور، ٢٤٩). بلوک ماربین در دورۀ قاجاریه به شهر اصفهان متصل بود و از نقاط آباد اصفهان به شمار میرفت. در آن زمان ماربین نزدیک به ٣٠ روستا داشت و محصولات کشاورزی آن فراوان بود (زینالعابدین، ٥٥٩؛ انصاری، ١٦٨- ١٦٩). ظاهراً نام سده نیز برای نخستینبار در منابع اوایل دورۀ قاجاریه آمده است (زینالعابدین، ٣٣٥).
از بناهای تاریخی خمینیشهر میتوان به مسجد خوزان اشاره کرد. بر اساس نوع معماری این مسجد، تاریخ بنای آن را سدۀ ٨ ق / ١٤ م تخمین زدهاند، اما آثاری که امروزه در این مسجد به چشم میخورد، به ویژه تزیینات آن مربوط به دورۀ صفویه است.
این بنا به صورت چهارایوانی دارای صحن، گنبدخانه و شبستانهای ستوندار است که با کاشیکاری و آجرکاری تزیین و نماسازی شده است. در طاقهای ایوانهای شمالی و جنوبی، نقاشیهایی از دورۀ صفویه وجود دارد و داخل ایوانهای شرقی و غربی با نقاشیهای پس از دورۀ صفویه تزیین شده است. شبستان مسجد در پشت ایوان آن واقع شده، و دارای ٢٠ ستون سنگی است. هیچ کتیبه و تاریخنوشتهای در مسجد خوزان وجود ندارد و تنها کتیبۀ سنگاب آن موجود است که بر روی آن چنین نوشته شده است: «وقف حضرت امام حسین نمود حاجی حیدر این قدح را به تاریخ شهر رمضان سنۀ ١١٠٨». اهالی این منطقه که معتقدند این مسجد به دست امام حسن (ع) بنا شده است، آن را مسجد امام حسن نیز مینامند (هنرفر، ٧٣٣-٧٣٤؛ دایرةالمعارف ... ، ٧٠).
مآخذ
ابنحوقل، محمد، صورة الارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٨ م؛
ابنخردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ ق؛
ابنرسته، احمد، الاعلاق النفیسة، لیدن، ١٨٩١ م؛
ابنفقیه، احمد، البلدان، به کوشش یوسف هادی، بیروت، ١٤١٦ ق / ١٩٩٦ م؛
انصاری جابری، حسن، تاریخ نصف جهان، چ سنگی، بیتا؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ ش؛
همو، رودها و رودنامۀ ایران، تهران، ١٣٧٦ ش؛
جناب اصفهانی، علی، الاصفهان، اصفهان، ١٣٧١ ش؛
حافظ ابرو، عبدالله، جغرافیا، به کوشش صادق سجادی، تهران، ١٣٧٨ ش؛
همو، زبدة التواریخ، به کوشش کمال حاجسیدجوادی، تهران، ١٣٧٢ ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ ق / ١٩١٣ م؛
حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، برلین، ١٣٤٠ ق؛
دایرةالمعارف بناهای تاریخی ایران در دورۀ اسلامی (مساجد)، به کوشش محمدمهدی عقابی، تهران، ١٣٧٨ ش؛
«درگاه ملی آمار»، آمار (مل )؛
روملو، حسن، احسن التواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٤٩ ش؛
زینالعابدین شیروانی، بستان السیاحة، تهران، ١٣١٥ ق؛
ستوده، حسینقلی، تاریخ آل مظفر، تهران، ١٣٤٦ ش؛
شفقی، سیروس، جغرافیای اصفهان، اصفهان، ١٣٥٣ ش؛
طبری، تاریخ؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور (اصفهان)، ادارۀ جغرافیایی ارتش، تهران، ١٣٦٧ ش؛
فرهنگ جغرافیایی ایران، استان دهم، اصفهان، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٣٢ ش؛
فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٩ ش؛
فلور، ویلم، برافتادن صفویان، برآمدن محمود افغان، ترجمۀ ابوالقاسم سری، تهران، ١٣٦٥ ش؛
کتبی، محمود، تاریخ آل مظفر، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٣٥ ش؛
لاکهارت، لارنس، انقراض سلسلۀ صفویه و ایام استیلای افاغنه در ایران، ترجمۀ مصطفیٰقلیعماد، تهران، ١٣٦٤ ش؛
مافروخی، مفضل، محاسن اصفهان، به کوشش جمالالدین حسینی طهرانی، تهران، ١٣١٢ ق / ١٩٣٣ م؛
مجمل التواریخ و القصص، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، کلالۀ خاور؛
محمد معصوم اصفهانی، خلاصة السیر، تهران، ١٣٦٨ ش؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٩٦٥ م؛
مشکوٰتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، تهران، ١٣٤٩ ش؛
میرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ ش؛
نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، ١٣٨٤ ش؛
نقشۀ تقسیمات کشوری ایران، گیتاشناسی، تهران، ١٣٨٣ ش، شم ٢٩٤؛
نوبان، مهرالزمان، نام مکانهای جغرافیایی در بستر زمان، تهران، ١٣٧٤ ش؛
همایی، جلالالدین، «تاریخ اصفهان»، نشریۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی اصفهان، اصفهان، ١٣٤٦-١٣٤٧ ش، س ٣، شم ٤؛
هنرفر، لطفالله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان، ١٣٥٠ ش؛
یاقـوت، بلـدان؛
نیـز:
Amar, www.amar.org.ir / portal / faces / public / census ٨٥.
شیوا جعفری