دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٢ - ابلق الفرد
ابلق الفرد
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبْلَقُ الْفَرْد، قلعهای مشرف بر تَیماء در نزدیكی مدینه در شبه جزیرۀ عربستان كه فرمانروای مشهور آن سَمَوأل بن عادیاءِ (یا عادیا) (نیمۀ اول سدۀ٦م) بوده است (ابنرسته، ١٧٧؛ ابنخردادبه، ١٢٨). ابلق به معنای سیاه و سفید است (ابن منظور) و بنا به گفتۀ میدانی این قلعه از آن رو ابلق نامیده شده كه در آن سنگهای رنگارنگ به كار رفته است (١ / ١٢٦). یاقوت نیز به سفیدی و سرخی آن اشاره كرده است (١ / ٩٤) و واژۀ «الفَرد» بیانگر بیهمتایی آن است چنانكه مطالب و اشعاری دربارۀ استواری و تسخیرناپذیری قلعۀ مذكور در كتابها آمده است. (بكری، ١ / ٩٧). بنای ابلق الفرد را اعشی (د ح ٤ق / ١٦٢٥م)، شاعر معروف جاهلی عرب، در شعری به سلیمان بن داوود نسبت داده است (بكری، ١ / ٩٨). همچنین در داستانهای تاریخی آمده است كه زبّاء (د ح ٢٨٥م) ملكۀ تَدمُر و شام و جزیره به قلعههای ابلق و مارِد هجوم برد و چون نتوانست آنها را فتح كند جملهای گفت كه بعدها به صورت ضربالمثل درآمد: «تَمَرَّدَ مارِدٌ وَ عَزَّ الْاَبْلَقُ»، یعنی مارد گردنكشی كرد و ابلق غلبه یافت، مراد آنكه هر دو تسخیرناپذیر شدند (میدانی، ١ / ١٢٦).
اشتهار ابلق الفرد در تاریخ به سبب دو حادثۀ تاریخی و وجود فرمانروای مشهور آن سموأل بن عادیاء است. حادثۀ اول مربوط به امرءالقیس بن حجر (د ح ٥٤٠م) و دوم مربوط به اعشی است (ابوالفرج، ١٩ / ٩٨-١٠٠).
یاقوت از قلعۀ ابلق الفرد یاد كرده و نوشته است كه بر فراز تلّی از خاك آثار بناهایی از خشت برجاست، اما این آثار دلالتی بر عظمت و استواری آن ندارد (١ / ٩٤؛ قس: قزوینی، ٧٣). نویسندگان و شاعران عرب از قلعۀ ابلق بسیار یاد كردهاند، از جملۀ آنان است ابوالفرج اصفهانی (١ / ٩٨، ١٩ / ٩٩)، ابن حَمدیس (ص ٤٦٤)، سموأل (٧٩-٨٠، ٨٨، ٩٠-٩١) و یاقوت.
مآخذ
بن حمدیس، عبدالجبار، دیوان، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٠م؛
ابن خردادبه، عبیدالله بن عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش یان دخویه، لیدن، ١٨٨٩م؛
ابن رسته، احمدبن عمر، الاعلاق النفیسة، به كوشش یان دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
ابن منظور، لسان؛
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، بولاق، ١٢٨٥ق؛
بكری، عبدالله بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم، به كوشش مصطفی السّقا، بیروت، ١٤٠٣ق؛
سمؤال و عروة، دیوانا عروة بن الورد و السمؤل، به كوشش كرم البستانی، بیروت، دارصادر؛
قزوینی، زكریابن محمد، آثار البلاد، بیروت، ١٣٨٠ق؛
میدانی، احمدبن محمد، مجمع الامثال، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، دارالمعرفه؛
یاقوت، بلدان.
علی رفیعی