دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٩ - بختگان
بختگان
نویسنده (ها) :
شیوا جعفری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَخْتِگان، یا نیریز، دریاچهای فصلی در استان فارس. این دریاچه به مساحت ٧٥٠ ﻛﻤ ٢، در ٨٥ کیلومتری شرق شیراز، ١٤ کیلومتری شمال استهبان، و ٢٠ کیلومتری شمال غرب نیریز، در ارتفاع ٥٥٨‘١ متری از سطح دریا واقع است (ﻧﻜ : نقشۀ تقسیمات...؛ جعفری، ١٦٣). اطلاق نام نیریز به این دریاچه را میتوان به دلیل همجوار بودن آن با جلگۀ نیریز و همچنین دریافت آب رودکر از این جلگه دانست (بدیعی، ١/ ١٧٣). نام بختگان به صورتهای بختکان (اصطخری، ١٠٠)، بجگان، بجکان و بجیکان (مینورسکی، ١٣؛ ابن بلخی، ١٥٣، حاشیه؛ ابوالفدا، ٦٠)، بیجهکان و پیچگان (به دلیل مجاورت آن با کوه پیچکان) (فسایی، ٢/ ١٢٤٢، ١٢٥٥) نیز ضبط شده است.
بختگان از نظر وسعت دومین دریاچه پس از دریاچۀ ارومیه در ایران است (جعفری، همانجا) و بین دورشته کوه پیچکان و خانه کت قرار دارد (ﻧﻜ : نقشۀ ناهمواریها...). در فصل تابستان هنگامی که آب دریاچه تبخیر میشود، میتوان مشاهده کرد که اراضی میان دو رشته کوه تا اندازهای مسطح است و در فصلهای سرد و بارانی از آب پر میشود («آبادان...»، ١٨٨). قسمت اعظم آب این دریاچه از رود کر تأمین میشود (بدیعی، ١/ ١٤٣؛ بیات، کلیات جغرافیا...، ٢٢). آب دریاچۀ بختگان بسیار شور است، و عمق آن زیاد نیست (کیهان، ١/ ٨٩-٩٠).
دریاچۀ بختگان به هنگام بارندگیهای فراوان از انتهای شمال غربی به دریاچۀ طشک (نرگس) میپیوندد و دریاچۀ پهناوری را تشکیل میدهد (جعفری، ٨٣٢؛ بدیعی، همانجا). رد فصلهای پرآب و هنگامی که آب بختگان افزایش مییابد، جزیرههایی در آن پدید میآید که مهمترین آنها علی یوسف، بِسرْم و منک است (فسایی، ٢/ ١٥٨٦-١٥٨٧، ١٥٨٩؛ جغرافیا...، ٢/ ٢٣٤). حاشیۀ بختگان اغلب به سبب وجود پرندگان مهاجر از قبیل فلامینگو، قو و مرغابی، سفید به نظر میرسد. سواحل آن از گِل نرم و مرطوب پوشیده شده است و هیچگونه ماهی در آنجا زندگی نمیکند، اما در حواشی آن کرمهایی وجود دارند که پرندگان از آنها تغذیه میکنند («آبادان»، ١٨٦,١٨٨).
پیشینۀ تاریخی
اطراف دریاچۀ بختگان یکی از مراکز مهم تمدن باستانی ایران است. بناهای دولت هخامنشی و ساسانی که مرکز آن شهر استخر بوده، در کنار دریاچۀ بختگان یا نیریز قرار داشته، و در پیرامون آن دهکدهها و شهرهای آباد گسترده بوده است (مشکور، ٥٥٦؛ بیات، کلیات تاریخ...، ١٥١). در آن زمان این دریاچه خود مرکب از دو دریاچه بود، دریاچۀ شمالی (طشک یا نرگس امروزی) را باسفویه یا چوپانان، و دریاچۀ جنوبی را بختگان مینامیدند (لسترنج، ٢٧٩-٢٧٧؛ مشکور، همانجا؛ چکنگی، ٣٦، ٥٩). مساحت دریاچۀ بختگان در طول تاریخ تغییر مییافته است. در سدههای ٤ تا٦ق/ ١٠ تا ١٢م طول آن ٢٠ فرسنگ و عرض آن ١٥ فرسنگ بوده است؛ در اطراف آن دِهها و بناهایی قرار داشته که از کورهها و روستاهای شهر استخر بودهاند (اصطخری، ٩٩-١٠٠؛ اشکال...، ١١٤؛ حدودالعالم، ١٥).
ابنخردادبه از دریاچهای که در راه استخر تا سیرجان در کرمان قرار داشته، نام برده، و از استخر تا حفر را ٧ فرسنگ، و از حفر تا دریاچه را ٥ فرسنگ دانسته است (ص ٥٣). احتمال میرود که این دریاچه همان بختگان باشد. ابنحوقل از راهی که از استخر تا سیرجان وجود داشته، نام برده است که در آن مسیر شهرهای آباده، بوذنجان، صاهک (چاهک) و هریه قرار داشته، و به موازات این راه، رود بختگان در جریان بوده که به دریاچۀ بختگان وارد میشده است (ص ٣٦٣). رود دیگر کر بوده که از حدود ارد سرچشمه میگرفته، پس از مشروب کردن چند قریه به دریاچۀ بختگان میریخته است (همو، ٢٧٦؛ حدودالعام، ٤٥). در سدۀ ٨ق/ ١٤م طول دریاچه ١٢ فرسنگ، عرض آن ٧ فرسنگ و دور آن ٣٥ فرسنگ ذکر شده است (حمدالله، ٢٤٠)؛ اما در سدۀ ٩ق/ ١٥م، دور آن به ٢٠ فرسنگ کاهش یافته است (حافظ ابرو، ٢/ ١٤٣).
مآخذ
ابنبلخی، فارسنامه، به کوشش لسترنج و نیکلسن، کمبریج، ١٣٣٩ق/ ١٩٢١م؛
ابن حوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٨م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
اشکال العالم، منسوب به ابوالقاسم جیهانی، ترجمۀ عبی بن عبدالسلام کاتب، به کوشش فیروز منصوری، مشهد، ١٣٦٨ش؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٠م؛
بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
بیات، عزیزالله، کلیات تاریخ و تمدن ایران پیش از اسلام، تهران، ١٣٥٥ش؛
همو، کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران، تهران، ١٣٦٧ش؛
جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
جغرافیا و اسامی دهات کشور، وزارت کشور، تهران، ١٣٢٩ش؛
چکنگی، علیرضا، فرهنگنامۀ تطبیقی با نامهای قدیم و جدید مکانهای جغرافیایی، مشهد، ١٣٧٨ش؛
حافظ ابرو، عبدالله، جغرافیا، به کوشش صادق سجادی، تهران، ١٣٧٨ش؛
حدودالعالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/ ١٩١٣م؛
فسایی، حسن، فارس نامۀ ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ش؛
کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١٠ش،؛
مشکور، محمدجاد، جغرافیای تاریخی ایران باستان، تهران، ١٣٧١ش؛
مینورسکی، و.، حواشی و تعلیقات بر حدودالعالم، ترجمۀ میرحسین شاه، کابل، ١٣٤٢ش؛
نقشۀ تقسیمات کشوری، گیتاشناسی، تهران، ١٣٧٧ش، ﺷﻤ ١٢٥؛
نقشۀ ناهمواریها و حوضۀ رودخانههای ایران، گیتاشناسی، تهران، ١٣٧٦-١٣٧٧ش، ﺷﻤ ٢٧٨؛
نیز:
Abadan and southwestern Iran, ed.L.W., Admec, Geaz, ١٩٨٩;
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦.
شیوا جعفری