دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٤ - برسخان
برسخان
نویسنده (ها) :
علی کرم همدانی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرْسْخان، نام قبیلهای ترک و شهری در کرانۀ جنوبی دریاچۀ ایسیغ کول در جمهوری قرقیزستان.
گردیزی نام این شهر را ــ بنا به روایتی افسانه گونه از فتوحات اسکندر ــ برگرفته از واژۀ پارس خان به معنی امیر پارس میداند (ص ٢٦٥). کاشغری از این شهر با نام برسغان ــ یکی از شهرهای ناحیۀ چِگل ــ نام برده، و دربارۀ وجه تسمیۀ آن، دو روایت یاد کرده است (I/٣٩٣, III/٤١٧-٤١٨) :
به روایت اول، برسغان نام یکی از پسران افراسیاب بود که این شهر را بنا کرده، و نام خود را بر آن نهاده است؛ در روایت دوم نام این شهر منسوب است به شخصی به همین نام که رام کنندۀ اسبان یکی از پادشاهان ایغور بوده، و در این جایگاه به سبب پاکیزگی هوایش اسبان پادشاه ایغور را رام میکرده است.
در پندنامۀ سکتکین به پسرش محمود، برسخان نام قبیلهای ترک در سرزمین ترکان آمده که سبکتکین از میان آن قبیله برخاسته است و در یک جنگ قبیلهای که میان برسخانیان و دیگر قبیلۀ ترک، یعنی بخسیان درگرفته، به اسارت درآمده، و به بردگی فروخته شده است. در این پندنامه کوشش شده است تا ریشهای فارسی برای برسخان معرفی شود (ﻧﻜ: شبانکارهای، ٣٦-٣٧) ابن خردادبه (ص ٢٨، ٢٩، ٣٠-٣١)، قدامة بن جعفر (ص ١٠١-١٠٣، ١٠٥، ١٩٦) و ابن فقیه (ص ٣٢٨) نام این محل را در آثار خود به صورت نوشَجان ضبط کردهاند و از دو نوشجان بالا و پایین نام بردهاند. بارتولد به نقل از توماشک، نوشجان را تصحیف برسخان، و این کلمه را با نام رود برسکائون ــ یکی از سرچشمههای نارین ــ نزدیک دانسته است (گزیده...، ٢١١، نیز ﻧﻜ: III/٤٣٧-٤٣٨).
به گفتۀ قدامه، نوشجان بالا ناحیهای با ٤ شهر بزرگ و ٥ شهر کوچکتر بوده، و در یکی از این شهرها که در کنار دریاچۀ ایسیغ کول (ﻫ م) واقع بوده، پادگانی وجود داشته است که در آن ٢٠ هزار تن جنگجوی ترک مستقر بودهاند (ص ١٩٦). این شهر همان شهر برسخان بوده است (ﻧﻜ: بارتولد، گزارش...، ٩٩-١٠٠) که مؤلف حدودالعالم از آن با عنوان شهری آبادان و پرنعمت بر کنار دریاچۀ ایسیغ کول یاد کرده است (ص ١٥، ٨٣)، برسخان مهمترین مرکز و یکی از راههای بازرگانی با چین بوده است (بارتولد، III/٤٣٧-٤٣٨).
از کسانی که نخستین سدههای اسلامی از برسخان گذشتند، ظاهراً عربی به نام سلام ترجمان بوده که به دستور واثق خلیفۀ عباسی در حدود سالهای ٢٢٧-٢٢٨ق/٨٤٢-٨٤٣م از طریق برسخان، طراز و سمرقند به خراسان رفته است (کراچکوفسی، IV/١٤٠). به نوشتۀ مؤلف حدودالعالم (همانجا) حاکم این شهر در سدۀ ٤ق/ ١٠م از ایل خلخ بوده است، ولی مردم آن هواخواه تغرغزها بودهاند. این شهر دارای بارویی ویران و مسجد جامع و بازار بوده است (ﻧﻜ: مقدسی، ٢٧٥). در سدۀ ٥ق برسخان در حاکمیت قراخانیان بوده، و در ٤٣٩ق/١٠٤٧م امیرزادهای به نام بینالتکین (ینال تکین) بر آن حکومت میکرده است (ابن اثیر؛ ٩/٢٩٩).
در سدههای ٦-٧ق از برسخان دیگری که در دو فرسنگی بخارا بوده، نیز یاد شده است (یاقوت، ١/٥٦٥) و علمایی به آن شهر منسوبند که ملقب به برسخی بودهاند، از آن جمله ابوبکر منصور برسخی صاحب کتاب تاریخ بخارا و پسرش ابو رفع العلاء را که از فقیهان شافعی مذهب بوده است، میتوان نام برد (سمعانی، ١/٣٢١-٣٢٢؛ یاقوت، همانجا).
مآخذ
ابناثیر، الکامل؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق/١٨٨٩م؛
ابن فقیه، احمد، مختصر کتاب البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٢ق/١٨٨٥م؛
بارتولد، و.و.، گزارش سفر باستان شناسی به آسیای مرکزی، ترجمۀ مریم جبهداری، تهران، ١٣٧٩ش؛
همو، گزیدۀ مقالات تحقیقی، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، ١٣٥٨ش؛
حدودالعالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛
شبانکارهای، محمد، مجمع الانساب، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛
قدامة بن جعغر؛
الخراج، به کوشش محمد حسین زبیدی، بغداد، ١٩٧٩م؛
گردیزی، عبدالحی، زین الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٧ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
یاقوت، بلدان، نیز:
Barthold, W.W., Sochineniya, Moscow, ١٩٥٦;
Kashghari, M., Divanülûgat-it-türk, tr. B. Atalay, Ankara, ١٩٨٦;
KrachkovskiĮ, I. Yu., Izbrannye sochineniya, Moscow/Leningrad ١٩٥٧.
علی کرمهمدانی