دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩١ - جلفا
جلفا
نویسنده (ها) :
بهرام امیر احمدیان
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جُلْفا، بخش (رایون) و شهری در جمهوری خودمختار نخجوان (در ترکیب جمهوری آذربایجان)، در مجاورت جلفای ایران (ه م).
بخش جلفا
ایـن بخش بـا وسعـت ٠٠٠‘١ کمـ ٢ و جمعیتـی حدود ٢٠٠‘٤٤ تن (١٣٨٨ش / ٢٠٠٩م) یکی از ٦ بخش جمهوری خودمختار نخجوان است که در ١٩٣٠م تشکیل شده است. بخش جلفا از شـرق به بخش اردوباد، از غرب بـه بخش بابک، از شمال به بخش شاهبوز (هر ٣ در جمهوری خودمختار نخجوان)، و از جنوب به مرزهای ایران محدود است. این بخش متشکل از یک شهر و ٢٤ آبادی است. مهمترین مراکز جمعیتی آن شامل شهر جلفا و آبادیهای یایجی، اربه قونیس و بننیار است. کوه دمیرلی داغ (بلندترین قلۀ آن: ٦٤٣‘٣ متر) از رشتهکوه زنگهزور (مرز میان جلفا و ارمنستان) در آن واقع است («جمهوری ... »، ٢٠٣).
رود مرزی ارس در جنوب این بخش جریان دارد. زمینهای آن حاصلخیز است و کشت انگور و پرورش دام (گوسفند، گاو، گاومیش و اسب) و طیور در آن رواج دارد (همان، ٢٠٤). این بخش دارای معادن آهن، آرسنیک، گچ و آهک است و کارخانۀ گچ و گازکربنیک نیز دارد (همان، ٢٠٥؛ احمدی، ١١٠). راهآهن باکو ـ ایروان، و جادۀ ارتباطی اردوباد ـ نخجوان از اراضی این بخش میگذرد.
آثار تاریخی
بقعهای مربوط به آغاز سدۀ ٧ق / ١٣م؛ کاروانسرایی در آبادی جوق (گلستان کنونی) متعلق به سدۀ ١٣ق / ١٩م؛ خانقاه الینجهچای و الینجه قلعه در آبادی خانقاه متعلق به اواخر سدۀ ٦ و اوایل سدۀ ٧ق / ١٢-١٣م؛ ویرانههای شهر جلفای قدیم (اَسکی جلفا) که در نزدیکی جلفای کنونی است و همان جـایی است کـه در جنگهای شـاه عبـاس اول (سل ٩٩٦-١٠٣٨ق / ١٥٨٨-١٦٢٩م) به آتش کشیده شد؛ بقایای پل ضیاءالملک؛ مقبره و کاروانسرایی متعلق به سدۀ ٧ق؛ پلی از سدۀ ١٠ق؛ حمامی متعلق به سدۀ ١١ق؛ پل روی رود ارس (در نزدیکی آبادی جوق (سدۀ ٧ق / ١٣م)؛ پل قازانچای (٩٥٨ق / ١٥٥١م)؛ مسجدی متعلق به سدۀ ١٣ق در آبادی قازان چایی؛ و برج و باروهای به جای مانده از قلعهای مربوط به سدههای میانۀ مسیحی («جمهوری»، همانجا؛ رئیسنیا، ١ / ٤٠؛ نیز تاورنیه، ٤٠-٤٢).
در پیرامون شهر جلفای جمهوری آذربایجان، گورستانی کهن متعلق به ارمنیان جلفای قدیم بر جای مانده که دارای سنگ مزارهایی به سبک «خاچکار» است و ارزش هنری دارد و میراث معماری ـ تاریخی منطقه به شمار میرود. در ١٣٧١ش / ١٩٩٨م بسیاری از این سنگ مزارها تخریب شد که با اعتراض مقامات ارمنی از طریق سازمان یونسکو، از ادامۀ آن جلوگیری به عمل آمد (همانجاها؛ سیاستها ... ، ٢٩).
شهر جلفا
این شهر که مرکز بخش جلفا ست، در دامنههای جنوبی رشتهکوه داریداغ ــ جایی که چشمههای معروف داریداغ قرار دارد ــ واقع شده است. از این چشمههـا (٤٠ چشمه) که در شمال و شمال شرقی شهر قرار دارند، روزانه ٥٠٠ هزار لیتر آب جاری میشود که دارای املاح معدنی فراوان است. جلفا در کرانۀ شمالی رود ارس، در حدود ٤٠ کیلومتری جنوب شرقی شهر نخجوان (مرکز جمهوری خودمختار نخجوان) و دو کیلومتری مرز ایران روبهروی شهر جلفای ایران واقع است. پلی بر روی رود ارس این دو شهر را به هم مرتبط میسازد (جلفا، npn.).
پیشینۀ تاریخی
از پیشینۀ جلفا پیش از سدۀ ٨ ق / ١٤م آگاهی چندانی در دست نیست. ظاهراً نخستینبار شرفالدین علی یزدی در شرح لشکرکشی امیرتیمور گورکانی در ٧٨٨ق / ١٣٨٦م به آذربایجان و از آنجا به نخجوان، از این شهر با نام جولاهه یاد کرده است (ص ٣٧٦-٣٧٧). اسکندربیک منشی در سدۀ ١١ق / ١٧م این نام را به صورت جولاه ضبط کرده است (٢ / ٦٤٣). جولاهه یا جولاه در زبان فارسی به معنی بافنده است و ظاهراً چون این شهر از مراکز تولید ابریشم و پارچههای حریر بوده، به این نام خوانده میشده است (خاماچی، ٣٠٢).
این شهر به سبب جای داشتن در مسیر شاهراههایی که ایران را به قفقاز و آناتولی (آسیای صغیر) مرتبط میساخت، از دیرباز از اهمیت ویژهای برخوردار بوده، و در طول تاریخ بارها دستخوش تهاجم و نابسامانی گشته است (حافظزاده، ٣٤٨)، به طوری که در جنگهای ایران و عثمانی، در اوایل عهد صفویه بارها مورد تعرض نیروهای مهاجم عثمانی قرار گرفت و به تصرف آنها درآمد تا آنکه در ٩٦٢ق / ١٥٥٥م به روزگار پادشاهی شاه طهماسب اول بر اساس عهدنامۀ آماسیه نیروهای عثمانی آنجا را تخلیه کردند، اما پس از آن تاریخ نیز این شهر چند بار میان دو طرف دست به دست گشت (جلفا، npn.)؛ سرانجام در ١٠١٣ق / ١٦٠٤م، به فرمان شاه عباس اول برای محروم ساختن نیروهای عثمانی از آذوقه و امکانات و جلوگیری از پیشروی آنان به نواحی داخلی ایران، شهر جلفا و پل ضیاءالملک در مجاورت آن ویران شد و ارمنیان ساکن آنجا به اصفهان کوچ داده شدند (اسکندربیک، ٢ / ٦٨٨؛ شاه عباس، ٣ / ٩-١٠).
اندک زمانی پیش از ویرانی شهر، جهانگردی پرتغالی به نام بلچیور از جلفا دیدن کرده است. او آنجا را شهری پررونق با بیش از ٢٠ هزار تن جمعیت ــ که بیشتر آنها را ارمنیان تشکیل میدادند ــ گزارش کرده است (جلفا، npn.). تاورنیه که پس از ویرانی جلفا به این شهر سفر کرده، آنجا را شهری میان دو کوه وصف کرده است که چند خانوار ارمنی در آنجا زندگی میکردهاند. او به ویرانی شهر و پل آن به فرمان شاه عباس اول، اشاره کرده، و دربارۀ وضعیت شهر پیش از ویرانی نوشته است: جلفا شهری نه چندان زیبا با خانههایی بناشده از سنگ، بوده است که بیشتر به سرداب شباهت داشتهاند تا خانه؛ همچنین او به ساخت دو کاروانسرای ناتمام در دو سوی ارس توسط شخصـی بـه نـام خـواجه نظر از بازرگانان ارمنی ــ که نزد شاه عباس اول و جانشین وی شاه صفی از اعتبار برخوردار بوده و سمت کلانتـری ارمنیان ایران را داشتـه ــ اشاره کرده است (ص ٤٠-٤٢).
جلفا پس از ویرانی، رونق گذشتۀ خود را باز نیافت و تا زمان جنگ جهانی اول (١٩١٤-١٩١٨م) پلی بر روی ارس در حوالی آن شهر ساخته نشد و گذر از ارس در این دوره با قایق صورت میگرفت (رئیسنیا، ١ / ٤٠). شاردن که در ١٠٨٤ق / ١٦٧٣م از جلفا دیدن کرده، آنجا را شهری کوهپایهای با معابر سخت گذر، با جمعیتی حدود ٣٠ خانوار ارمنی گزارش کرده، و برخلاف تاورنیه، جلفای کهنه را شهری زیبا وصف کرده که شبیه به آمفیتئاتر بوده است (٢ / ٣٩٣). در ١٢٢٢ق / ١٨٠٧م یک افسر فرانسوی به نام اگوست بن تان که اندک زمانی پیش از آغاز جنگهای ایران و روسیه، سفر کوتاهی به ایران داشته، جلفا را شهری کوچک و بیاهمیت گزارش کرده است که بیشتر اهالی آن را ارمنیها تشکیل میدادهاند (ص ٦٥).
پس از جنگهای ایران و روسیه بنا بر عهدنامۀ ترکمانچای (١٢٣٤ق / ١٨٢٨م)، جلفا به شهری دو پاره بدل شد و بخش بزرگتر آن که در شمال رود ارس قرار داشت، ضمیمۀ خاک روسیه شد و بخش کوچکتر آن، واقع در کرانۀ جنوبی رود ارس، تحت حاکمیت ایران باقی ماند (خاماچی، همانجا). پس از آن بر اهمیت گذرگاهی جلفا افزوده شد و این شهر به یکی از مهمترین گذرگاههای ارتباطی ایران با اروپا از طریق روسیه بدل گشت (حافظزاده، همانجا) و بخش قابل توجهی از تجارت ایران با روسیه از طریق گمرک جلفا صورت میگرفت (کرزن، II / ٥٦٤-٥٦٦). بـا احداث راهآهن تفلیس ـ جلفا تـوسط روسیه بر اهمیت شهر جلفا افزوده شد و برقراری ارتباط با بندرهای دریای سیاه و اروپا با سرعتی بیش از پیش از طریق آن فراهم گردید. این خط آهن در ١٢٩٣ق / ١٩١٤م تا تبریز ادامه یافت و در پی آن بر حجم مبادلات بازرگانی ایران و روسیه افزوده شد (رئیسنیا، ١ / ٤٥-٤٦؛ حافظزاده، ٣٤٨؛ مابرلی، ٧). در جنگ جهانی اول چون جلفا در مسیر راهآهن قرار داشت، از اهمیتی بسیار برخوردار بود (دنسترویل، ٧٦).
با فروپاشی حکومت تزاری در روسیه، قفقاز دستخوش ناآرامیهایی شد و در ١٣٣٧ش / ١٩١٩م ارمنیها با حمایت انگلستان برآن شدند تا نخجوان و نواحی تابع آن را تحت حاکمیت حکومت نوپای ارمنستان قرار دهند؛ اما حکومت محلی نخجوان خواهان الحاق به ایران شد و از اینرو، گمرکخانههای مرزی از جمله گمرک جلفا را برچیدند (بیات، ١٦١-١٦٤). در همان سال با شکست نیروهای ارمنی در برابر عثمانیان، ٧٠٠ تن از ارمنیهای آنجا به ایران پناه آوردند که در گمرک جلفای ایران خلع سلاح شدند (همو، ٨١) و تشکیلات نظامی ارمنیان در دشت ارس از جلفا به منطقۀ آرارات منتقل شد (هوانسیان، ٩٢).
با تشکیل حکومت شوروی، مناسبات میان ایران با آن کشور از طریق جلفا کاهش یافت و در دهۀ ١٩٣٠م به حداقل ممکن رسید؛ اما در جنگ جهانی دوم با اشغال ایران توسط نیروهای متفقین در ١٣٢٠ش / ١٩٤١م جلفا به یکی از نقاط حساس و سوقالجیشی آن روز جهان بدل شد، چراکه بخشی از مبادلات متفقین یعنی بریتانیا و آمریکا از یک سو، و شوروی از سوی دیگر از طریق جلفا صورت میگرفت (حافظزاده، ٣٤٨-٣٤٩). در طول حکومت یکسالۀ فرقۀ دموکرات در آذربایجان (١٣٢٤-١٣٢٥ش)، جلفا مهمترین گذرگاه ارتباطی فرقهچیها با شوروی بود. پس از برچیده شدن حکومت فرقهچیها در آذربایجان و تیره شدن روابط سیاسی ایران و شوروی، مبادلات بازرگانی میان دو کشور از ١٣٢٥ تا ١٣٣٥ش به پایینترین حد خود رسید، اما پس از آن دوباره با بهبود مناسبات ایران با شوروی، گمرک جلفا برای برقراری مبادلات بازرگانی میان دو کشور فعال گردید (همو، ٣٤٩).
در دهۀ ١٣٦٠ش / ١٩٨٠م در پی جنگ ایران و عراق و نا امنی بندرگاههای جنوبی ایران، شهر جلفا اهمیت ویژهای در برقراری ارتباط اقتصادی ایران با جهان خارج یافت. در سالهای آغازین دهۀ ١٣٧٠ش / ١٩٩٠م پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان از شوروی، بر رونق اقتصادی جلفا افزوده شد؛ اما با آغاز درگیریها میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر قرهباغ از حجم مبادلات گمرک جلفا کاسته شد (همانجا).
مآخذ
احمدی لفورکی، بهزاد و فیروزه منصوری، راهنمای منطقۀ خزر و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، تهران، ١٣٨٣ش؛
اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
بن تان، اگوست، سفرنامه، ترجمۀ منصوره اتحادیه، تهران، ١٣٥٤ش؛
بیات، کاوه، توفان بر فراز قفقاز، تهران، ١٣٨٠ش؛
حافظزاده، محمد، ارس در گذرگاه تاریخ، تهران، ١٣٧٤ش؛
خاماچی، بهروز، فرهنگ جغرافیای آذربایجان شرقی، تهران، ١٣٧٠ش؛
دنسترویل، ل. چ.، امپریالیسم انگلیس در ایران و قفقاز، ترجمۀ حسین انصاری، تهران، ١٣٥٧ش؛
رئیسنیا، رحیم، آذربایجان در سیر تاریخ ایران، تبریز، ١٣٦٨ش؛
سیاستهای ارمنیستیزی جمهوری آذربایجان، تهران، ١٣٨٥ش؛
شاردن، ژان، سیاحتنامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ١٣٣٥ش؛
شاه عباس، مجموعه اسناد و مکاتبات تاریخی همراه با یادداشتهای تفصیلی، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٧ش؛
شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به کوشش عصامالدین اورونبایف، تاشکند، ١٩٧٢م؛
مابرلی، ج. ف.، عملیات در ایران، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ١٣٦٩ش؛
هوانسیان، ر.، «نقش حزب داشناکتسوتیون در جمهوری ارمنستان»، قفقاز در تاریخ معاصر، به کوشش کاوه بیات، تهران، ١٣٧٧ش؛
نیز:
Curzon, G., Persia and the Persian Question, London, ١٨٩٢;
Julfa (culfa), www.azerb.com / az-julfa.html;
Naxç
ivan Muxtar Respublikası, Baku, ٢٠٠١;
Tavernier, J. B., Les Six voyages, Paris, ١٦٧٦.
بهرام امیراحمدیان