دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٦ - پمبا
پمبا
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پِمْبا، جزیرهای در شمال شرقی تانزانیا، واقع در اقیانوس هند. این جزیره با ٩٨٢ كمـ٢ وسعت در ٥٠ كیلومتری كرانههای شمال شرقی تانزانیا و ٤٨ كیلومتری شمال جزیرۀ زنگبار جای دارد. جزیرۀ پمبا در ١٣٦٧ش / ١٩٨٨م، حدود ٢٦٥ هزار تن جمعیت داشته است ( انكارتا؛ وایكیپدیا؛ بریتانیكا). دو شهر بزرگ این جزیره به نامهای وِتی با ٤٥٢‘٢٦ تن جمعیت و چاكه با ٦٨٧‘٢١ تن جمعیت (١٣٨٣ش / ٢٠٠٥م) در سواحل غربی آن با فاصلۀ ٢٤ كیلومتری از یكدیگر قرار دارند (پیرس، ٣١٦ ,٣١٠ ؛ «فرهنگ...»).
اقتصاد این جزیره برپایۀ كشاورزی و ماهیگیری استوار است و برنج، ذرت، مركبات و نارگیل از عمدهترین محصولات كشاورزی پمباست. خاك این جزیره برای كشت میخك درختی بسیار مناسب است و محصول آن از شهرت بسزایی برخوردار است. كشت میخك از زمان چیرگی امرای بوسعیدی عمان بر پمبا در سدۀ ١٣ق / ١٩م، در این جزیره رواج یافت و در اندك زمانی، پمبا و زنگبار به بزرگترین صادر كنندگان میخك در جهان بدل شدند. در آغاز، میخك در پمبا توسط زمینداران عرب با بهرهگیری از نیروی كار بردگان كشت میشد (نك : دیویدسن، ١٣٤؛ فیج، ٢٩٢؛ پیرس، ٣٢٤، ٣٠٧؛ EI٢).
این جزیره از دیرباز نزد جغرافیدانان شناخته شده بوده است. بیشتر محققان نام «منوتیاس» را منطبق با پمبا میدانند (نك : پیرس، ٣٠٦؛ كاسن، ١٤٠؛ شوف، ٩٤). در حدود سال ٥٠م بازرگانان مصری و عرب در این جزیره به تجارت میپرداختند (EI٢). در متون جغرافیایی و تاریخی سدههای نخست اسلامی از این جزیره با نام قَنبَلُه یا قنبلو (نك : جاحظ، ١ / ٢١٢؛ بزرگ بن شهریار، ١٧٧؛ مسعودی، ٣ / ٣١) یاد شده است. به گزارش بزرگ بن شهریار، در سدۀ ٤ق، پمبا یكی از كانونهای بازرگانی در سواحل شرقی افریقا بوده، و كالاهایی چون عاج، كاسۀ لاكپشت، پوست پلنگ، عنبر و برده از آنجا به اقصی نقاط صادر میشده است (ص ١٧٨-١٧٩). یاقوت از پمبا با نام جزیرة الخضراء یاد كرده است (٢ / ٧٥). این نام با وضعیت جغرافیایی این جزیره تناسب دارد؛ امروزه نیز به این جزیره «زمرد اقیانوس هند» لقب دادهاند، زیرا هنگامی كه از جانب دریا به پمبا نزدیك شویم، دورنمایی زیبا و كمنظیر از كوهپایههای پوشیده از گیاهان سبز مواج كه از كنارههای دریا آغاز میشود، به چشم میخورد (پیرس، همانجا). یاقوت در گزارش خود از دو شهر عمدۀ این جزیره با نامهای متنبّی و مكنبلوا یاد میكند كه در زبان سواحلی جدید، متمبوه و مكومبو خوانده میشوند. بر هر یك از این دو شهر سلطانی فرمانروایی داشت. حاكم شهر نخست شخصی عرب تبار بوده كه گویا از كوفه به آنجا مهاجرت كرده بوده است (٢ / ٧٥-٧٦).
از گزارشهای جغرافینویسان مسلمان چنین برمیآید كه سواحلنشینان خلیج فارس پیش از سدۀ ٤ق / ١٠م در پمبا مستقر شده بودند(نك : الیور و فیج، ٩٩). پس از سدههای ٤ و ٥ق كه نفوذ شیرازیهای زنگبار در سواحل شرقی افریقا گسترش یافت، پمبا در قلمرو آنان قرار گرفت (اقتداری، ٣٦١-٣٦٢). فرمانروایان پمبا در سدههای میانی میلادی، توانمندی خود را از راه داد و ستدهای دریایی و كوشش برای به دست گرفتن مراكز بازرگانی و ترابری حفظ میكردهاند (دیویدسن، ٣٣٥-٣٣٦). در ٩١٥ق / ١٥٠٩م، پرتغالیها بر پمبا چیره شدند (كرنون، II / ١٨٢ ).
در نیمۀنخست سدۀ١٧م پساز كشتار بیرحمانۀ مسلمانان مومباسا، مردمان پمبا برضد پرتغالیها سر به شورش برداشتند و پرتغالیها برای سركوب این شورش دژی در پمبا برپا كردند (پیرس، ٨٣-٨٥). در اوایل سدۀ ١٢ق / ١٨م سراسر كرانههای شرقی افریقا تا جنوب كیلوا در دست عمانیها بود و امامان یعاربۀ عمان حكامی را برای شهرهای این نواحی معین میكردند تا به نام سلطان عمان، آن شهرها را اداره كنند. از این میان، خانوادۀ معموری به حكومت مومباسا و پمبا گماشته شده بود؛ اما دیری نپایید كه خاندان مزروعی (آل مزاریع) جای آنها را گرفتند. خاندان اخیر، اسماً تابع امامان عمان بودند (اقتداری، ٣٦٥-٣٦٦). در ١١٥٤ق / ١٧٤١م، فرمانروای مزروعی مومباسا، از سرنگونی سلسلۀ پادشاهی عمان به دست بوسعیدیها بهره جست و حكومت پمبا را به یكی از افراد خانوادۀ خود سپرد (كرنون، .(II / ١٨٣ در ١٢٣٧ق / ١٨٢٢م، پمبا تابع حكومت زنگبار شد (پیرس، ٣١٠ ).
در ١٣٠٧ق / ١٨٩٠م پس از توافق میان انگلستان و آلمان بر سر تقسیم مناطق تحت نفوذ خود در نواحی شرقی افریقا، عربهای ساكن این نواحی به مقابله با نیروهای اروپایی برخاستند، اما سلطان زنگبار از بیم گلولهباران پایتختش كه در تیررس كشتیهای اروپاییان بود، از قیام ایشان حمایت نكرد و بدون هیچ مقاومتی تحتالحمایگی انگلستان را پذیرفت (الیور و آتمر، ١٢٠؛ كرنون، .(II / ٥٤٦ از این سال پمبا، به عنوان بخشی از زنگبار، تحت الحمایۀ انگلستان بود، تا اینكه در ١٣٤٢ش / ١٩٦٣م، به همراه زنگبار به استقلال دست یافت و در ١٩٦٤م، با تشكیل كشور تانزانیا، از به هم پیوستن سرزمینهای تانگانیكا، زنگبار و پمبا، این جزیره بخشی از آن كشور شد (نك : كلمبیا؛ هیوز، ١٣٩).
مآخذ
اقتداری، احمد، تعلیقات بر تاریخ مسقط و عمان، بحرین و قطر سدیدالسلطنه، تهران، ١٣٧٠ش؛
بزرگ بن شهریار، عجایب الهند، به كوشش پ. ا. وان درلیت، لیدن، ١٨٨٣-١٨٨٦م؛
جاحظ، عمرو، رسائل، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٤ق / ١٩٦٤م؛
دیویدسن، بزیل، افریقا، ترجمۀ هرمز ریاحی و فرشته مولوی، تهران، ١٣٥٨ش؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به كوشش باربیه دومنار، پاریس، ١٩١٧م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Britannica, ١٩٧٨;
Casson, L., notes on The Periplus Maris Erythraei,Princeton, ١٩٨٩;
The Columbia Encyclopedia, ٢٠٠٣;
Cornevin, R., Histoire de l’Afrique, Paris, ١٩٧٦;
Davidson, B., The African Past, London , ١٩٦٧;
EI٢;
Encarta Reference Library, ٢٠٠٤;
Fage, J.D., A History of Africa, New York, ١٩٧٨ ;
Hughes, A.J., «Zanzibar», Africa, ed. C. Legum, London, ١٩٧١;
Oliver, R. and A. Atmore, Africa Since ١٨٠٠, Cambridge, ١٩٧٤;
id and J.D. Fage, A Short History of Africa, London, ١٩٧٣;
Pearce, F.B., Zanzibar, London, ١٩٦٧;
Schoff, W.H., notes on The Periplus of the Erythraean Sea, New Delhi, ١٩٧٤;
Wikipedia, Wikipedia.org;
The World Gazetteer,www.world-gazetteer.com.
پرویز امین