دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٨ - اغریبوز
اغریبوز
نویسنده (ها) :
جلال خسروشاهی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٤ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَغْریبوز، یا آغریبوز، جزیرهای یونانی واقع در دریای اژه كه از ٨٧٤ تا ١٢٣٤ ق / ١٤٧٠ تا ١٨١٩ م به مدت ٣٦٠ سال تحت حاكمیت دولت عثمانی بوده است.
نام و وجه تسمیه
صلی این جزیره اوبیا (ائوبویا) است (سامی، ١ / ٢٢٨) و در اغلب آثار عهد باستان به همین نام یاد شده است (استرابن، I / ٥, ٧, ٢٧٧؛ پلوتارك، V / ٤٧٧؛ هرودت، III / ٣٣, IV / ٧؛ گزنفن، I / ٢٨٩) كه به معنی سرزمین گاوِنر یا دارای گاو فراوان یا خوب (سامی، همانجا) بوده، و از دو كلمۀ یونانی «او» (خوب) و «بوئوس» (گاو) تشكیل گردیده است (استرابن، V / ٧، حاشیۀ ١) و نیز احتمال دارد از غاری در ساحل جزیره كه بوئوس اوله به معنی جای گاو نام دارد، گرفته شده باشد (همو، V / ٥، حاشیۀ ٨). علاوه بر آن این جزیره را اُخه، الوپیا (همو، V / ٧) و به سبب اینكه باریك و دراز است، ماكریس نامیدهاند (همو، V / ٣؛ حاشیۀ ٢).
اولیا چلبی كه در سال ١٠٨١ ق / ١٦٧٠ م از آن دیدن كرده است، در سیاحت نامۀ خود مینویسد: در قدیم به جزیرۀ اغریبوز، ماقریپو میگفتند كه به معنی دراز است و در حقیقت هم جزیرۀ درازی است (٨ / ٢٤٤). منابع غربی، به خصوص ایتالیاییها آن را نگروپونته ( بیزانتیوم، II / ٧٣٦؛ هامر پورگشتال، ١ / ٥٨٩-٥٩٠؛ چمبرز ... ، V / ٤٠٠) و تركها اغریبوز (سامی، همانجا؛ اولیاچلبی، ٨ / ٢٣٦، ٢٤٣؛ پچوی، ٢ / ٢٩٤، ٣١٦؛ روملو، ٥٠٢، ٦٠٥) و یا ایری بوز («دائرة المعارف ترك»، XIV / ٤٢١؛ اونلو، ٢٣١؛ واصف افندی، ٥٧؛ ایوان سرایی، ٢٠؛ EI٢, II / ٦٩١) مینامیدند و امروزه در یونان به این جزیره اِوُیا میگویند ( بریتانیكا، میكرو، III / ٩٨٥؛ مریت ... ، VI / ٤٥٧؛ «دائرةالمعارف ترك»، همانجا).
اولیاچلبی دربارۀ نام تركی این جزیره مینویسد: بعضی آن را اغریبوز و برخی اكری بوز (اَیری بوز) میخوانند و این نام را آل عثمان از كوهی بلند در این جزیره كه نزدیك قلعۀ اغریبوز قرار دارد و اكری بوز نامیده میشود، گرفته است، لیكن در دفتر خاقانی به نام اغریبوز ثبت شده است (٨ / ٢٣٦)؛ ولی سامی معتقد است كه اغریبوز صورت تحریف شدۀ نام بغاز «اوریپوس» است (همانجا).
موقعیت طبیعی و جغرافیایی
اغریبوز بعد از كرت بزرگترین جزیرۀ دریای اژه محسوب میشود (سامی، نیز بریتانیكا، همانجاها) كه به موازات ساحل شرقی خاك اصلی یونان از شمال غربی به سوی جنوب شرقی به صورت باریك و دراز و غیر منتظم كشیده شده است (استرابن، V / ٣؛ سامی، نیز بیزانتیوم، همانجاها). مساحت آن ٩٠٠‘٣ كمـ٢، طولش ١٧٠ كمـ (قس: كلیر ... ، IX / ٣٧٨ ١٤٥ كمـ ) و عرضش بین ٥ تا ٥٠ كمـ است و ١٨٠ هزار نفر جمعیت دارد («دائرةالمعارف جدید ... »، II / ٧٧٣-٧٧٤؛ مریت، همانجا). دو بغاز تالانته و اوریپوس (اغریبوز) جزیره را از خاك اصلی یونان جدا میكنند كه فاصلۀ باریكتر قسمت بین این دو بغاز با خاك اصلی در حدود ٣٦ متر (سامی، همانجا: ٦٥ متر) است. مركز جزیره، شهر باستانی خالكیس (چمبرز، همانجا)، در نزدیكترین نقطۀ بغاز اوریپوس به خاك یونان قرار دارد و به وسیلۀ یك پل متحرك با آن مرتبط است («دائرةالمعارف جدید»، همانجا؛ استرابن، V / ٣, ٥؛ EI٢، همانجا؛ بیزانتیوم، I / ٤٠٧؛ اولیاچلپی، ٨ / ٢٣٨؛ هامر پورگشتال، ١ / ٥٩١).
اغریبوز جزیرهای كوهستانی است و رشته كوههایی از شمال غربی، به سوی جنوب شرقی آن كشیده شده است كه بلندترین آنها كوه دلفی یا دیرفیس است كه ٧٤٥‘١متر ارتفاع دارد («دائرة المعارف ترك»، چمبرز، همانجاها). ما بین كوهها، درههای حاصلخیز و جلگههای فراوانی وجود دارد و بخش مركزی و جنوبی پوشیده از جنگل است. بزرگترین جلگۀ آن در مركز، جلگۀ للانته است و در شمال و طول ساحل غربی مزارع حاصلخیز، تاكستانها و باغهای میوه و زیتون واقع شده، و زمین پوشیده از گیاهان مدیترانهای است. آبوهوای جزیره بسیار لطیف است و محصولات گوناگونی دارد. دامنههای كوهستانهای آن محل پرورش گوسفند و بز است (اولیاچلبی، ٨ / ٢٤٤؛ سامی، نیز كلیر، چمبرز، همانجاها). كالكیس (خالكیس) منبع مس و آهن و صدف و یكی از مراكز مهم معدنی این جزیره است. در گذشته شمشیرها و گلدانهای ظریف ساخته شده در این شهر شهرت فراوانی داشت (پلوتارك، V / ٤٧٧؛ دورانت، ٢ / ١٢٧). اغریبوز دارای معادن غنی لینیت و منگنز و سنگ مرمر نیز هست (سامی، ١ / ٢٨٨؛ چمبرز، همانجا). در ساخت بناهای قدیم رم نیز از مرمرهای اغریبوز استفاده شده است (همانجا). ساحل شرقی جزیره دارای شیب تند و صخرهای است و به همین سبب اكثر بنادر و شهرهای آن در ساحل غربی قرار دارند (همانجا).
پیشینۀ تاریخی
ساكنان نخستین اغریبوز را آبانتس میخواندند (استرابن، نیز «دائرةالمعارف ترك»، همانجاها؛ بریتانیكا، میكرو، III / ٩٨٥). نخستین بار تسالیها، تراسیها و ایونیها در بخشهای شمالی، مركزی و جنوبی این جزیره چند دولت ـ شهر مستقل به وجود آوردند (استرابن، V / ٥؛ چمبرز، V / ٤٠٠) كه در سدۀ ٨ قم كالكیس و ارِتریا مهمترین آنها به شمار میرفتند (استرابن، V / ١١, ١٣؛ چمبرز، بریتانیكا، همانجاها). این دو شهر اغلب به دلایل تجاری و اقتصادی با یكدیگر در حال جنگ بودند (استرابن، V / ١٩). در ٥٠٦ قم حكومت آتن كالكیس را تسخیر كرد و اتباعش را در جلگۀ للانته اسكان داد ( بریتانیكا، همانجا؛ «دائرةالمعارف ترك»، XIV / ٤٢١) و بدین ترتیب، جزیرۀ اغریبوز تحت تسلط این حكومت قرار گرفت ( میدان لاروس، IV / ١٠٧؛ سامی، همانجا؛ مریت، VI / ٤٥٧).
در ٤٩٠ قم ایرانیان به یونان لشكركشی كردند و در سر راه خود ارتریارا ویران ساختند. در نتیجه مردمان اغریبوز جانب یونانیان را گرفتند و در یك جنگ دریایی از شكست آنها جلوگیری كردند (دورانت، ٢ / ٢٦٠؛ كلیر، IX / ٣٧٩؛ میدان لاروس، همانجا). در ٣٣٨ قم جزیره توسط فیلیپ پادشاه مقدونی به تصرف درآمد (چمبرز، همانجا) و در ١٤٦ قم جزو امپراتوری رم شد و سپس تحت فرمانروایی حكومت بیزانس قرار گرفت («دائرةالمعارف ترك»، همانجا). در اوایل سدۀ ١٣ م، دولت جمهوری ونیز آن را به تصرف خود در آورد (هامر پورگشتال، ١ / ٥٩١) و این سلطه ٢٦٠ سال طول كشید و جزیرۀ اغریبوز بزرگترین و مهمترین پایگاه دریایی ونیز در دریای اژه گردید (سامی، نیز «دائرةالمعارف جدید»، همانجاها؛ نوایی، ٧٨٨).
دوران حاكمیت امپراتوری عثمانی
تجاوزات حكمران ونیزی جزیرۀ اغریبوز در ٨٧٤ ق / ١٤٦٩ م به متصرفات دولت عثمانی در دریای اژه كه سبب جنگهای ٧ ساله بین این دو دولت شده بود و قتل و غارت ساكنان جزایر لمنوس (لیمینی) و ایمبروز (ایمروز) و مخصوصاً بندر انیز (انوس) و به اسارت بردن شماری از مسلمانان آنجا، پادشاه عثمانی سلطان محمد فاتح را بر آن داشت تا به اغریبوز حمله كرده، كار این جزیره را یكسره كند و در ضمن پایگاه دریایی ونیزیها را در این جزیره كه تهدید دائمی برای سواحل روم ایلی و آناتولی به شمار میرفت، از بین ببرد («دائرةالمعارف ترك»، XIV / ٤٢٢؛ «دائرةالمعارف جدید»، همانجا؛ نوایی، ٧٨٧، ٧٨٨؛ اونلو، ٢٣١). در ذیحجۀ ٨٧٤ / ژوئن ١٤٧٠ سلطان محمد فاتح، امیرالبحر محمود پاشا را با نیروی دریایی عظیمی مأمور تصرف اغریبوز كرد و خود نیز با سپاه بزرگی از طریق خشكی روی بدان سو نهاد (هامر پورگشتال، ١ / ٥٨٩؛ عاشق پاشازاده، ١٧١). محمود پاشا بیآنكه با مقاومت قابل توجهی روبهرو شود، وارد بغاز اوریپوس (اغریبوز) شد و در ساحل شهر كالكیس لنگر انداخت و نیرو پیاده كرد و قلعۀ اغریبوز را محاصره نمود. سلطان محمد نیز از طریق تِب به ساحل بغاز رسید و لشكریان خود را از روی پلی كه با قایق ساخته شده بود، عبور داد و به نیروی محمود پاشا پیوست. دفاع سرسختانۀ محافظان قلعه سودی نبخشید و قلعه پس از ١٧ روز محاصره در پنجمین یورش تركها سقوط كرد و در ١٣ محرم ٨٧٥ ق / ١٢ ژوئیۀ ١٤٧٠ كالكیس به تصرف امپراتوری عثمانی درآمد (لطفی پاشا، ١٨٧؛ اولیا چلبی، ٨ / ٢٤٤؛ عاشق پاشازاده، ١٧١، ١٧٢؛ هامر پورگشتال، همانجا). بعد از آن قلعۀ كاریستوس (قزل حصار) نیز از طرف تركها فتح شد و بدین ترتیب، جزیرۀ اغریبوز به طور كامل به دست عثمانیها افتاد (اولیا چلبی، همانجا؛ اوزون چارشیلی، ١٩٢).
جزیرۀ اغریبوز كه به قول روملو «اطیب و انزهِ جزایر یونان و سرحد فاصلۀ ولایات ساحلی فرنگ و روم ایلی است» (ص ٦٠٥)، در دورۀ حاكمیت امپراتوری عثمانی یكی از مهمترین سنجاقها (ایالتها)ی وابسته به نیروی دریایی عثمانی شد (اولیا چلبی، ٨ / ٢٣٦؛ عاشق پاشازاده، ١٧٢) و همیشه والی این جزیره و توابع آن یكی از پاشاهای امیرالبحر (قپودان دریا) بود كه از طرف سلاطین عثمانی به عنوان «محافظ اغریبوز» انتخاب و منصوب میشد (واصف افندی، ٥٧, ١٢٥, ٢٥٨؛ ایوان سرایی، ٢٠, ١٥٢؛ «دائرةالمعارف جدید»، همانجا؛ شیخی، ٢-٣ / ٥٤، ١٠١، ٦٨٥).
عثمانیها پیوسته مراقب حملۀ دشمنان، به ویژه ونیزیها به اغریبوز بودند. بدینسبب، جزیرۀ اغریبوز مركز نگهداری مهمات و نظامیان و محل تجمع كشتیهای جنگی آنها بود. اغریبوز در دورۀ جنگهای كرت (١٦٤٧ م) از نظر نظامی ارزش و اهمیتی بسیار پیدا كرد. اصولاً در طول دوران حاكمیت عثمانیها بر این جزیره ونیزیها بارها اقدام به تصرف مجدد آن كردند و یك بار در شعبان ١٠٩٩ / ژوئن ١٦٨٨ جزیره را محاصره كردند، ولی از این كار سودی نبردند و با نیروهای چلبی ابراهیم پاشا محافظ اغریبوز روبهرو شدند و دست از محاصره كشیدند (اوزون چارشیلی، ٣(١) / ٧٠٤؛ هامر پورگشتال، ١ / ٦١٤؛ EI٢، «دائرةالمعارف ترك»، همانجاها).
تركها در جزیرۀ اغریبوز به طور گستردهای اسكان پیدا نكردند و به رغم اینكه پاشاهای ترك به خصوص در سدۀ ١٨ م مزارع زیادی در جلگههای حاصلخیز آن ایجاد كردند، اكثر ساكنان روستاها و شهرهای این جزیره را یونانی تبارها و جماعت غیر مسلمان تشكیل میدادند و به همین سبب، با وجود پادگانهای نظامی عثمانیها در قلعه های قزل حصار و اغریبوز از ١٨٢٢ م به بعد عصیانها و شورشهای ساكنان جزیره بر ضد سلطۀ عثمانی آغاز گردید تا سرانجام در ٣ فوریۀ ١٨٣٠ بر اساس مادۀ ٢ قرار داد لندن جزیرۀ اغریبوز و توابع آن به دولت یونان واگذار شد («دائرةالمعارف ترك»، مریت، سامی، بریتانیكا، همانجاها).
آثار تاریخی
در جزیرۀ اغریبوز، شماری از كلیساهای سبك بازیلیكای سدههای ١٣-١٤م و همچنین آثاری از استحكامات و پل و قلعۀ نظامی مربوط به دوران تسلط ونیزیها باقی مانده است. از دوران كهنتر نیز جز قطعاتی از مجسمهها و موزائیكهای مربوط به سدۀ ٧ م و همچنین كف موزائیك كلیسای معروف پاراسكو چیز دیگری در كاوش به دست نیامده است ( بیزانتیوم، I / ٤٠٧, II / ٧٣٦-٧٣٧). مهمترین آثار تاریخی جزیرۀ اغریبوز مربوط به دوران حكومت عثمانیهاست. آنان پس از فتح جزیره نخست برخی كلیساهای باقی مانده را به مسجد تبدیل كردند (عاشق پاشازاده، ١٧٢) و از آن جمله بزرگترین و معروفترین كلیسای دوران ونیزیان را به نام سلطان محمد فاتح، تحت عنوان مسجد فاتح به عبادت مسلمانان اختصاص دادند («دائرةالمعارف ترك»، XIV / ٤٢٢, ٤٢٣). اولیا چلبی دربارۀ آن مینویسد: جامع ابوالفتح سلطان محمدخان كه قبلاً معبد عظیم آیین مسیح بوده، و حالا تبدیل به عبادتگاه مسلمانان شده است، بنایی است به طول ١٣٠ و عرض ٩٠ پا كه سقفش بر روی ٤٨ ستون مرمر قرار گرفته است و دارای منارههایی برج مانند است (٨ / ٢٤٠).
قلعۀ اغریبوز دارای ١١ محلۀ مسلمان، یك محلۀ یهودی و ٥ محلۀ مسیحینشین است. در محلههای مسلمانان ١١ مسجد وجود دارد كه ٥ مسجد آن بزرگ و جادار و دلگشاست، از آن جمله است: مسجد داوود بیك كه ماده تاریخ ساخت آن (٩١٣ ق) بر سر در ورودی رو به قبلهاش نوشته شده است و همچنین مسجد امینزاده و مسجد قارلیزاده. علاوه بر آنها شماری زاویه و تكیه و بقعه و خانقاه درویشان، دو مدرسه و ٥ مكتب صبیان در داخل قلعه وجود دارد. در خارج قلعه نیز سرایهای پاشاها با باغها و گلستانها و چشمهها و چندین مسجد دیگر ازجمله مساجد مصطفى بیك و قوجاممی پاشا دیده میشوند (اولیا چلبی، ٨ / ٢٤٠-٢٤١). اولیا چلبی در سیاحت نامۀ خود از قلعۀ نظامی ٥ ضلعی و ٣ طبقۀ استواری نام میبرد كه در ساحل جزیره رو به طرف روم ایلی بنا شده، و شرق و جنوب و شمال آن دریا و مغرب آن روی به خشكی است و دیوار عریض و مرتفع و خندق عمیقی دارد. این قلعه دارای ١١ برج عظیم است كه در هر برج ١٠ الى ١٥ توپ كوچك و بزرگ نصب شده است و قلعۀ دیگری نیز به نام قلعۀ پل بر روی جزیرۀ كوچكی واقع شده، و محل استقرار نیروی نظامی است. این پل متحرك است و در مواقع معین آن را بالا میبرند تا كشتیها از زیر آن بگذرند (٨ / ٢٣٧- ٢٣٨).
مآخذ
اوزون چارشیلی، اسماعیل حقی، تاریخ عثمانی، ترجمۀ وهاب ولی، تهران، ١٣٧٢ ش؛ اولیا چلبی، محمد، سیاحت نامه، استانبول، ١٩٢٨ م؛ پچوی، ابراهیم، تاریخ، ١٢٨٣ ق؛ دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ترجمۀ امیر حسین آریانپور و دیگران، تهران، ١٣٦٥ ش؛ روملو، حسن، احسن التواریخ، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٤٩ ش؛ سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ ق؛ شیخی محمد افندی، وقایع الفضلاء (ذیل الشقائق النعمانیة)، به كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩ م؛ عاشق پاشازاده، درویش احمد، تاریخ، استانبول، ١٣٣٢ ق؛ لطفی پاشا، تواریخ آل عثمان، استانبول، ١٣٤١ ق؛ نوایی، عبدالحسین، تعلیقات بر احسن التواریخ (نك : هم ، روملو)؛ هامر پورگشتال، یوزف، تاریخ امپراتوری عثمانی، ترجمۀ میرزا زكی علیآبادی، به كوشش جمشید كیانفر، تهران، ١٣٦٧ ش؛ نیز:
Ayvansarāyî, H. H., Vefeyât-ı selâtin ve meŞâhir -i ricâl, Istanbul, ١٩٧٨; Britannica, ١٩٧٨; Byzantium, ed. A. P. Kazhdan, New York, ١٩٩١; Chambers’s Encyclopaedia, London; Collier’s Encyclopedia, London; EI٢; Herodotus, The History, tr. A. D., Godley, London, ١٩٥٧; Merit Students Encyclopedia, London; Meydan Larousse, Istanbul, ١٩٨٧; Plutarch, Moralia, tr. F. C. Babbitt, London, ١٩٥٧; Strabo, The Geography, tr. H. L. Jonens, London, ١٩٦٩; Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٦; UzuncarŞılı, İ. H., Anadolu beylikleri, Ankara, ١٩٨٤;Ünlü, N., İslâm Tarihi, Marmara üniversitesi; Vâsıf Efendı, A., Mehâsinü’l -Â sâr ve Hakâikü’l-ahbâr, Istanbul, ١٩٧٨; Xenephon, Hellenica, tr. C. L. Brownson, London, ١٩٦٨; Yeni Türk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥.
جلال خسروشاهی