دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٢٤ - جیزه
جیزه
نویسنده (ها) :
محمدرضا ناجی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جیزه، شهر و استانی به همین نام در غرب رود نیل در مصر علیا. نام جیزه در عربی واژهای مفرد (جمع: جیز / جِیَز)، به معنی ناحیه و جانب، کنار وادی (ابن سیده، ٧ / ٥٢٣)، وادی، یا بهترین بخش وادی است (یاقوت، ٢ / ١٧٦) و چون مسلمانان در این محل از نیل عبور کردند، آن را جیزه (گذرگاه) نامیدند (ابن تغری بردی، ٥ / ٣٤٨، حاشیۀ ١).
شهر جیزه در °٢٩ و´٤٦ عرض شمالی و°٣١ و´١٨ طول شرقی واقع است ( بریتانیکا). نویسندگان مسلمان جیزه را قریهای بزرگ یا شهری مقابل فُسطاط مصر (شهر مهم مصر پیش از تأسیس قاهره، در جنوب غربی آن) در ساحل غربی رود نیل دانستهاند (یاقوت، ٢ / ١٧٧؛ مقریزی، ٤(١) / ١).
شهر جیزه در سدۀ ٤ق / ١٠م، آباد، بارونق و دارای مسجد جامع بود (ابن حوقل، ١ / ١٤٧؛ مقدسی، ٢٠٠). نویسندگان سدههای بعد نیز از بناهای زیبا و نیکو، قصرهای بلند، بازارها (ادریسی، ١ / ٣٢٣)، حمام، بازارچۀ بزازان و ریسندگان، مساجد، آسیاها و مسافرخانههای آن یاد کردهاند (نک : وطواط، ٧٨). در زمان مقریزی (د ٨٤٥ ق / ١٤٤١م) هر یکشنبه، بازار روز بزرگی در جیزه برپا میشد و اصناف و مردم بسیاری در آنجا گرد میآمدند (مقریزی، همانجا). ابن ظهیره شمار مساجد جیزه را ١٨ نوشته است (ص ١٠٧). مجاور مسجد جامع ستونهایی از سنگ رخام سفید، به صورتی خاص برای سنجش و اندازهگیری آب رود نیل و پیشبینی میزان محصول کشاورزی تعبیه شده بود (نک : ابن عبدالمنعم، ١٨٣).
گفته شده است که در ناحیۀ جیزه چندان نخلستان و تاکستان و باغهای میوه و بوستانهای گل و چراگاه وجود داشت که با بصره و شام قابل مقایسه بوده است (ابن ظهیره، ٦٩). به نوشتۀ علی پاشا مبارک در شهر جیزه بازارهای بسیار، تجارتخانهها، کاروانسراها، مغازههای پر از کالاهای گوناگون، صاحبان حِرَف، تجار قهوه، حریر و مس، و داروهای گیاهی، کارگاههای روغنکشی، سفالگری و نساجی و چندین آسیا وجود داشته است (١٠ / ١٢٩)، اما به هر حال، چنین رونق و شکوفاییای را در سدۀ ١٠ق / ١٦م دیگر نداشته است (ابن ظهیره، همانجا).
میان جیزه و فسطاط، در داخل رود نیل خشکیای وجود داشت که در اوایل اسلام آن را جزیرةُ مصر و جزیرةُ الحِصن میخواندند و بعدها به روضه معروف شد. بر روی آب میان جیزه و جزیرۀ مزبور ــ کـه آن را بحرالجزیره مینامیدند ــ پلی چوبی ساخته بودند که از قایقهای به هم پیوسته (٣٠ قایق) تشکیل میشد و مردم و چهارپایان از آن میگذشتند. پل مشابهی نیز ارتباط میان جزیره و فسطاط را برقرار میکرد (ابن حوقل، ١ / ٢١، ٦٣؛ مقدسی، همانجا؛ ابوعبید، ١ / ٥٠٢؛ مقریزی، ١(٢) / ٢٥٩-٢٦٥، ٣ / ٥، ٤(١) / ٣-٥، ٢٣١؛ سیوطی، ٢ / ٣٣٦).
راههایی از جیزه به سوی مغرب (مقدسی، همانجا)، بُصری الشام (تازی، ١٢٦) و ذات الکَرم (ابوعبید، ٢ / ٦٢٦) منتهی میشد؛ با این همه، جیزه خود همواره بخشی از پایتخت مصر به شمار میآمد (مقدسی، ٥٥، ١٩٤، ١٩٨) و گاه آن را ضاحیۀ (حومه) قاهره نیز میخواندند (نک : ابن فضل الله، ٤ / ٣٩٠).
جیزه به سبب خرّمی باغها و کشتزارها، یکی از تفریحگاههای مشهور مصر به شمار میرفت (ابن رسته، ١١٦) و در حدیثی منسوب به پیامبر اکرم(ص)، جیزه باغی از باغهای بهشت خوانده شده است (مقریزی، ٤(١) / ٢؛ سیوطی، ١ / ٢٠). بعدها سلاطین ممالیک مصر برای صید، مدتی را در این ناحیه میگذراندند (نک : ابن تغری بردی، ٨ / ١٧٥، ٩ / ٣٤، ١٠ / ٣١٢، ١١ / ٣٥، ٢٢٩، جم ( و دیگر امرا نیز در آنجا خوشگذرانی میکردند (نک : یوسفی، ٢١٣).
تاریخچه
جیزه از دورههای پیش از تاریخ، زیستگاه انسانی بوده، و اشیائی از دورۀ نوسنگی در آنجا یافت شده است (بریتانیکا). پس از فتح مصر (اسکندریه) و تأسیس فسطاط به دست عمرو بن عاص در ٢٠ق / ٦٤١م، و پس از آنکه مسلمانان از فتح سرزمین نوبه فراغت یافتند، عمرو با اسکان گروهی از مسلمانان در جیزه و تأسیس دژی، این شهر را بنیاد نهاد و آن را پایگاهی برای مسلمانان قرار داد (یعقوبی، البلدان، ٣٣٠-٣٣١، تاریخ، ٢ / ١٥٦) تا در برابر حملۀ احتمالی دشمن (بیزانسیها) ایستادگی کنند. چون عمرو گزارشی از کار خود برای خلیفه عمر فرستاد، عمر او را از پراکنده کردن لشکریانش در آن سوی آب (نیل) نهی کرد و به وی دستور داد آنها را نزد خود به فسطاط فراخواند. اما چون مسلمانان به اقامت در جیزه دلبستگی یافته بودند، عمرو به دستور عمر در ٢١ق / ٦٤٢ م ساختن دژی را (در جایی از شهر که بعدها محلۀ بنی یافع شد) برای آنها آغاز کرد و در سال بعد آن را به پایان رساند، سپس تا زمان عثمان و بعد از آن، بناهای شهر فزونی یافت (ابن عبدالحکم، ١٢٨- ١٢٩؛ ابن دقماق، الانتصار ... ، ١ / ١٢٥-١٢٦).
در آستانۀ سقوط دولت امویان، چون مروان بن محمد از سپاه عباسیان شکست خورد و به مصر رفت، هنگام عبور از نیل خانههای مُذهَّب مروانیان را آتش زد و به جیزه رفت و دو پلِ روی نیل را گسست، اما سرانجام پس از جنگی با صالح بن علی عباسی در ٢٣ ذیحجۀ ١٣٢ق / ٢ اوت ٧٥٠م در بوصیر ــ از توابع جیزه ــ کشته شد و جیزه همچون دیگر شهرهای مصر به دست عباسیان افتاد (مقریزی، ٥ / ٩٦).
در زمان حکومت طولونیان بر مصر (٢٥٤-٢٩٢ق / ٨٦٨-٩٠٥م)، جیزه اردوگاه بخشی از سپاه مصر بود (نک : بلوی، ١٠٣). این شهر یکچند محل شورش عباس بن احمد ابن طولون بر ضد پدر بود (مقریزی، ٥ / ٩٩). در جمادی الاول ٢٩٢ / مارس ٩٠٥، عیسی بن محمد نُوشَری از سوی مکتفی، خلیفۀ عباسی به حکومت مصر منصوب شد و بساط طولونیان را برچید و آنان را بیرون راند (ابن تغری بردی، ٣ / ١٤٨).
در سالهای ٣٠١ و ٣٠٢ق / ٩١٣ و ٩١٤م که تکین خزری از طرف مقتدر، خلیفۀ عباسی والی مصر بود، سپاهیان فاطمی از طرف القائم پسر عبیدالله مهدی، به سرداری حَباسة بن یوسف کُتامی به مصر لشکر کشیدند و تا جیزه پیشروی کردند. اما لشکری از بغداد به یاری تکین آمد و در جنگی که در جمادی الآخر ٣٠٢ / دسامبر ٩١٤ روی داد، سپاهیان فاطمی شکست خوردند و از جیزه بازگشتند (ذهبی، حوادث سالهای ٣٠١-٣٢٠ق، ١٢، ١٦؛ مقریزی، ٣ / ١٨٦).
در ٣٠٧ق / ٩١٩م، سپاهیان عبیدالله مهدی فاطمی به فرماندهی القائم بار دیگر در لشکرکشی به مصر، به جیزه رسیدند و آن را گرفتند. ذکا رومی ــ که در این هنگام والی مصر بود ــ به جنگ با آنان پرداخت و در جیزه اردو زد و خندقی پیرامون لشکریانش حفر کرد. ذکا در همین سال مُرد و تکین، بار دیگر به عنوان والی مصر به جیزه رفت و خندقی دیگر کَند و بر کشتیهای فاطمیان ظفر یافت. مونس خادم از طرف مقتدر به یاری او آمد و القائم به افریقیه عقب نشست (ابن اثیر، ٨ / ١١٣؛ ذهبی، حوادث سالهای ٣٣١-٣٥٠ق، ١١٥؛ ابن خلدون، ٣(٤) / ٧٧٩؛ مقریزی، ٣ / ١٨٧؛ ابن تغری بردی، ٣ / ١٩٦).
جیزه در زمان حکومت علی ابن اخشید بر مصر (٣٤٩-٣٥٥ق / ٩٦٠-٩٦٦م) مورد توجه قرار گرفت. چون مسجد جامع جیزه در ٣٤٠ق / ٩٥١م، بر اثر طغیان رود نیل خراب شد، محمد بن عبدالله خازن به فرمان امیر ابن اخشید و کافور نایب السلطنۀ مصر، مسجد جامع جیزه را در محرم ٣٥٠ / فوریۀ ٩٦١ بنا کرد. وی ستونهای کلیسایی از توابع جیزه را کَند و آنها را در مسجد جامع نصب کرد (مقریزی، ٤(١) / ٥).
با حملۀ سپاهیان معز فاطمی به سرداری جوهر صِقلّی کاتب به مصر، جیزه در ١٧ شعبان ٣٥٨ق / ٦ ژوئیۀ ٩٦٩م به استیلای آنها درآمد (ذهبی، حوادث سالهای ٣٨١-٤٠٠ق، ٣١).
در ٣٩٧ق / ١٠٠٧م، ابورَکوه، از تبار امویان در مصر، بر ضد الحاکم، خلیفۀ فاطمی سر به شورش برداشت و جیزه را گرفت و سپاه الحاکم را شکست داد. حاکم سپاه دیگری به فرماندهی فضل بن عبدالله برای جنگ با او به جیزه فرستاد. ابورکوه به هِرَمَین، و سپس به سَبخه گریخت، اما مغلوب و سرانجام در ٣٩٩ق / ١٠٠٩م کشته شد (ابن اثیر، ٩ / ٢٠١-٢٠٢).
در جریان حملۀ فرنگان به دِمیاط در صفر ٦١٥ / آوریل ١٢١٨ که پس از یک چند محاصره، سرانجام در شعبان ٦١٦ به دست آنان سقوط کرد، جیزه نیز در معرض خطر قرار گرفت و فرنگان در حوالی آن لنگر انداختند (همو، ١٢ / ٣٢٣-٣٢٦). این دو شهر در ٦٤٧ ق / ١٢٤٩م، در زمان ملک صالح ایوبی (حک ٦٣٧-٦٤٧ ق) به دست فرنگان افتاد (ابن خلکان، ٥ / ٨٦) و چندی بعد در ٦٥١ ق / ١٢٥٣م، قلعۀ جیزه تخریب شد (ذهبی، حوادث سالهای ٦٤١-٦٥٠ ق، ٣٤٦). بعداً ملک ظاهر بیبرس، سلطان مملوکی (٦٥٨-٦٧٦ ق) پل جیزه را برای مقابله با فرنگان بازسازی کرد (نک : سیوطی، ٢ / ٣٣٦-٣٤٣). در ٧٠٨ق / ١٣٠٨م نیز ملک مظفر بیبرس جاشنیگیر دستور داد برخی پلهای ساخته شده توسط قراقوش را که آسیب دیده بود، ترمیم کنند (مقریزی، ٢ / ٢٨-٣٠).
ملک ناصر محمد بن قلاوون، دیگر سلطان مملوکی مصر (سل ٦٩٣-٦٩٤ق، ٦٩٨- ٧٠٨ق، ٧٠٩-٧٤١ق)، به ناحیۀ جیزه توجه بسیار نمود و در هر شهری پلهای چوبی و سنگی نصب کرد؛ بهویژه با احداث پل امّ دینار و ذخیرۀ آبهای اطراف، زمینهای بسیاری از نواحی جیزه به زیر کشت رفت و با حفر کانالی جریان آب تا جیزه متصل شد (ابن تغری بردی، ٩ / ١٩٠؛ نیز نک : مقریزی، (٢) / ٢٩٥، ٤(١) / ٦). ملک ناصر در ٧٢٤ق / ١٣٢٤م با صدور فرمانی به وزیرش، درآمد مالیاتی جیزه را به خود اختصاص داد (همانجا). وی همچنین زمینهایی را که ممالیک بُرجیه در نواحی جیزه از آن خود کرده بودند، باز پس گرفت (ابن تغری بردی، ٩ / ٥٣). در این دوره درآمد مالیاتی جیزه به ٢٠٤‘ ١٥٣ دینار میرسید (مقریزی، ٢ / ١٩).
در نیمۀ دوم سدۀ ٨ ق / ١٤م از جمله در ٧٥٥ق / ١٣٥٤م و ٧٨٠ق / ١٣٧٨م، در اثر برخی سیاستهای سختگیرانه نسبت به مسیحیان، شماری از کلیساهای نواحی جیزه تخریب شد (ابن قاضی شهبه، ٣ / ٥٧٧). برخی گزارشها حاکی از آن است که املاک و مزارعی در جیزه برای بعضی خدمات عمومی از جمله برای مساجد و مدارس وقف شده بود (نک : ابن تغری بردی، ١٣ / ٦٨؛ ابن دقماق، النفحة ... ، ٣٠١).
شهر جیزه و نواحی اطراف آن به داشتن آثار کهن مشهور بوده است. از جملۀ آنها اهرام متعلق به دورۀ فراعنهاند که در حدود ٧ کیلومتری جنوب غربی جیزۀ کنونی قرار دارند. شمار بسیاری از این اهرام بزرگ و کوچک در ناحیۀ جیزه قرار داشته که از گِل، خشت، و بیشتر از سنگ ساخته شده بودهاند. از معروفترین آنها ٣ هرم عظیم (از آنِ خوفو، خَفرع و منکورع / منقورع، از پادشاهان سلسلۀ چهارم فراعنۀ مصر) واقع در جیزه، مقابل قاهره را میتوان نام برد (مقریزی، ٢ / ١٣٦، ١٤٦، ١٥٥-١٥٧؛ نیز نک : سیوطی، ١ / ٦٨-٧٢؛ ابن تغری بردی، ٨ / ١٧٥، حاشیۀ ١؛ بوزنر، ٩١). روی دیوارهای این اهرام نوشتههایی بوده که بیشتر آنها محو شده است (ابن حوقل، ١ / ١٣٣؛ ادریسی، ١ / ٣٢٧).
نزدیک اهرام، مجسمۀ بزرگ و سنگیِ ابوالهول قرار دارد که گفته شده طلسمی بوده است تا شن و ماسه جیزه را فرا نگیرد (نک : مقریزی، ٢ / ١٥٥-١٥٧). افزون بر این، در جیزه مقابر بسیاری از آنِ بزرگان سلسلۀ چهارم فراعنۀ مصر و دودمانهای پس از آن و مقابر کارگران سازندۀ اهرام وجود دارد (بوزنر، همانجا؛ نیز نک : حواس، ٨٨-٩٧). جهانگردان اروپایی از دیرباز به وصف آثار کهن جیزه پرداختهاند (نک : همو، ٥٢-٥٩). گفته شده است که نخستین کاوشها در جیزه به دستور مأمون هنگام ورود وی به مصر صورت گرفت (نک : ابن خلکان، ٢ / ٢٩٣). از اوایل سدۀ ١٣ق / ١٩م تا به امروز باستانشناسان مصری، اروپایی و آمریکایی به حفاری و کاوش در منطقۀ جیزه پرداختهاند (نک : حواس، ٦٥ بب ).
سِجن یوسف در بوصیر از توابع جیزه (یاقوت، ٣ / ٤٧؛ مقریزی، ٤(١) / ٧-١١؛ قس: ادریسی، ٣٢٧، در دهشور از توابع جیزه) که حضرت یوسف(ع) ٧ سال در آن زندانی بود؛ مسجد موسى که در محل اثر حضرت موسى (ع)ساخته شده؛ «مسجد توبه» محل نگهداری تابوت موسى، یعنی صندوقی که مادر موسى(ع) وی را در آن به نیل انداخت؛ نخلی که حضرت مریم عیسى(ع) را زیر آن شیر داد (مقریزی، ٤(١) / ٢)؛ و مدفن کَعب الاحبار (ابن جبیر، ٣٠)، از آثاری است که طبق روایات در جیزه وجود داشته است. در زمان احمد بن طولون گنجینهای از دینارهای طلا در اطراف جیزه پیدا شد (مقریزی، ١(١) / ١٨١).
در ٥٧٩ ق / ١١٨٣م، نیز خانۀ هرمس در خاک بوصیر کشف گردید و از آنجا اشیائی همچون جانورانی از پازهر، شیشههای زمرد فام و بتهای مسی به دست آمد (مقریزی، ٢ / ١٣٦). در جیزه همچنین سنگهای مرمری منقش به تصویر تمساح بود، که گفته میشود به منزلۀ طلسم برای نزدیک نشدن تمساحها به شهر کشیده میشده است (نک : همو، ٢ / ١٥٥-١٥٧).
در ساحل جیزه بنای بسیار زیبایی از آنِ زکیالدین ابوبکر بن علی خَرّوبی، رئیس تجار، بود که در ٨٢٢ ق / ١٤١٩م، مؤیَّد شیخ سلطان مملوکی آن را به خانقاه تبدیل کرد و یکی از علما را به عنوان استاد آن تعیین نمود (طرخان، ١١٤). از این محل با عنوان مدرسۀ خرّوبیه نیز یاد شده است (نک : ابن تغری بردی، ١٥ / ١١٤).
پس از اشغال مصر توسط نیروهای فرانسوی، شهر جیزه با احداث حصاری برای مقابله با لشکریان عثمانی و انگلیسی، مستحکم شد. اما کمی بعد در نتیجۀ معاهدۀ جیزه که در ١٤ صفر ١٢١٦ق / ٢٧ ژوئن ١٨٠١م، میان فرماندهان فرانسوی و انگلیسی به امضا رسید، نیروهای فرانسوی به طور کامل از مصر خارج شدند ( گاه شمار ... ، ١ / ١٤).
شهر جیزه امروزه سومین شهر بزرگ مصر پس از قاهره و اسکندریه است و بخشی از قاهرۀ بزرگ (شامل قاهره، جیزه و شبرا الخیمه (قلیوبیه)) به شمار میرود. در ساحل جیزه ساختمانهای مسکونی فاخر، بناهای بزرگ و سفارتخانههای کشورهای خارجی وجود دارد که به گونهای آشکار با بناهای کوچک و فقیرانۀ برخی دیگر از محلههای شهر متفاوت است. بسیاری از ثروتمندان و دولتمردان مصر و مأموران سیاسی کشورهای خارجی در جیزه سکنا دارند و سالانه شمار بسیاری از کارگران در جستوجوی کار به این شهر میآیند ( الموسوعة العربیة العالمیة، ٨ / ٦٦٥).
افزون بر مؤسسات پژوهشی موجود در جیزه، در ١٩٢٤م / ١٣٠٣ش مقر اصلی دانشگاه قاهره در جیزه تأسیس شد. در این شهر همچنین یک مرکز تحقیقاتی چشم و بینایی، فرهنگستان زبان عربی، مدرسۀ عالی هنرهای تزیینی، و ادارههای دولتی، بهویژه وزارتخانۀ کشاورزی وجود دارد. صنعت فیلمسازی مصر بیشتر در جیزه متمرکز است. صنایع دیگر آن شامل پنبهریسی، منسوجات و کفش است ( بریتانیکا).
شهر جیزه به منزلۀ مرکز استان جیزه، طبق سرشماری ١٩٩٦م / ١٣٧٥ش، ٨٦٨‘٢٢١‘٢ تن جمعیت داشته است ( الموسوعة العربیة المیسرة، ٢ / ٩٣٣). استان جیزه باریکهای به طول ١٢٠ کمـ است و بهجز شهر صف در شرق نیل، باقی استان در غرب نیل، در سمت جنوب قرار دارد. محصول عمدۀ استان جیزه، ذرت، پنبه، گندم، ارزن و خرما ست ( بریتانیکا؛ محجوب، ١٢ / ٥٧٣). این استان با مساحت ٠٢٨‘١ کمـ ٢ در بخش شمالی وادی النیل، نزدیک جایی که نیل منشعب میشود و دلتایی را شکل میدهد، واقع شده، و با استانهای بنی سویف (جنوب)، بحیره (شمال)، منوفیه، قلیوبیه و قاهره مجاور است و بخش عمدهای از مواد غذایی قاهره را تأمین میکند ( الموسوعة العربیة المیسرة، نیز محجوب، همانجاها).
اَوسیم / وسیم و منف که در زمان فراعنه، بطالسه، رومیها و در سدههای نخست اسلامی ولایاتی جداگانه بود، در زمان فاطمیان ولایتی واحد به نام جیزه به شمار میرفت. این ولایت در زمان ایوبیان، ممالیک (با نام الاعمال الجیزیة)، و عثمانیها (با نام ولایة الجیزه) نیز برقرار بود. در زمان حکومت محمد علی پاشا ولایت جیزه شامل همۀ شهرهای واقع در ساحل غربی نیل میشد، یعنی منطقهای که اکنون شهر (مرکز) امبابه، جیزه و عیّاط را دربر میگیرد. در رجب ١٢٤١ / فوریۀ ١٨٢٦، بر اساس فرمان عالی نام ولایت به «مأموریة» تغییر یافت و مأمور ویژهای برای جیزه تعیین گردید. در اول محرم ١٢٤٩ق / ٢١ مۀ ١٨٣٣م نیز طبق فرمان عالی نام مأموریه به «مدیریة» تغییر یافت و جیزه مدیریه شد. در ١٢٥٧ق / ١٨٤١م با الحاق اطفیح به جیزه، «مدیریۀ جیزه و اطفیح» شکل گرفت. بعداً در ٢٧ جمادیالاول ١٣٠٦ق / ١ ژانویۀ ١٨٨٩م، کلمۀ اطفیح از نام مدیریه حذف شد و «مدیریۀ جیزه» نامیده شد و تاکنون به همین نام خوانده میشود. مدیریۀ جیزه در ١٩٤٥م / ١٣٢٤ش از ٤ مرکز (شهر) جیزه، امبابه، صف و عیّاط تشکیل میشده است که مجموعاً ١٩٣ ناحیۀ قدیم و جدید را دربر میگرفت (رمزی، ٦، ٨-١٠؛ برای تفصیل نواحی قدیم و جـدید جیـزه، نک : همـو، ٣ بب ). جمعیت استـان جیزه طبق آمـار ١٩٩٦م / ١٣٧٥ش، ٨٦٥‘٧٧٩‘٤ تـن بـوده است ( الموسوعة العربیة المیسرة، همانجا).
علما و دانشمندانی از جیزه برخاستهاند که به جیزی مشهورند و شماری از آنان از این قرارند: ابویوسف یعقوب بن اسحاق، راوی و محدث (حازمی، ١ / ٢٩٣)؛ ابومحمد ربیع بن سلیمان بن داوود (د ٢٥٦ق / ٨٧٠ م)، محدث و فقیه و شاگرد شافعی (همانجا؛ سمعانی، ٢ / ١٤٤؛ ابن خلکان، ٢ / ٢٩٢)؛ محمد بن ربیع بن سلیمان، محدث و مؤلف کتاب من دخل مصر من الصحابة (سمعانی، همانجا؛ سیوطی، ١ / ٤٧٨)؛ و علی بن رضوان بن علی بن جعفر (د ٤٥٣ق / ١٠٦١م)، عالم، منجم، طبیب و نویسندۀ کثیر التألیف عهد مستنصر فاطمی (قفطی، ٤٤٣-٤٤٤، برای شماری دیگر از علمای منسوب به جیزه، نک : ابن ماکولا، ٣ / ٤٧- ٤٨).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن جبیر، محمد، رحلة، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٨م؛
ابن خلدون، تاریخ، بیروت، ١٩٥٨م؛
ابن خلکان، وفیات؛
ابن دقماق، ابراهیم، الانتصار، بیروت، ١٣١٠ق / ١٨٩٣م؛
همو، النفحة المسکیة فی الدولة الترکیة، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤٢٠ق / ١٩٩٩م؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، بـه کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
ابن سیده، علی، المحکم و المحیط الاعظم، به کوشش عبدالحمید هنداوی، بیروت، ١٤٢١ق / ٢٠٠٠م؛
ابن ظهیره، الفضائل الباهرة، به کوشش مصطفى سقا و کامل مهندس، قاهره، ١٩٦٩م؛
ابن عبدالحکم، عبدالرحمان، فتوح مصر و اخبارها، لیدن، ١٩٢٠م؛
ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٤م؛
ابن فضل الله عمری، احمد، مسالک الابصار، به کوشش حمزه احمد عباس، ابوظبی، ١٤٢٣-١٤٢٤ق / ٢٠٠٢-٢٠٠٣م؛
ابن قاضی شهبه، ابوبکر، تاریخ، به کوشش عدنان درویش، دمشق، ١٩٩٤م؛
ابن ماکولا، علی، الاکمال، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
ابوعبید بکری، عبدالله، المسالک و الممالک، به کوشش وان لون و ا. فره، تونس، ١٩٩٢م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه؛
بلوی، عبدالله، سیرة احمد بن طولون، به کوشش محمد کردعلی، دمشق، ١٣٥٨ق؛
بوزنر، جورج و دیگران، معجم الحضارة المصریة القدیمة، ترجمۀ امین سلامه، قاهره، ١٩٩٢م؛
تازی، عبدالهادی، مقدمه بر رحلۀ ابن بطوطه، رباط، ١٤١٧ق / ١٩٩٧م؛
حازمی، محمد، الاماکن، به کوشش حمد جاسر، ریاض، ١٤١٥ق؛
حواس، زاهی، هضبة الجیزة عبر العصور، قاهره، ٢٠٠٥م؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤٠٩- ١٤١٩ق / ١٩٨٨- ١٩٩٨؛
رمزی، محمد، مقدمه بر القاموس الجغرافی للبلاد المصریة، قاهره، ١٩٦٠م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
سیوطی، حسن المحاضرة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٤١٨ق / ١٩٩٨م؛
طرخان، ابراهیم علی، حاشیه بر ج ١٥ النجوم (نک : هم ، ابن تغری بردی)؛
قفطی، علی، تاریخ الحکماء، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ، ١٩٠٣م؛
گاهشمار رویدادهای تاریخ معاصر خاورمیانه، تهران، ١٣٦٩ش؛
مبارک، علی پاشا، الخطط التوفیقیة الجدیدة لمصر القاهرة، قاهره، ١٩٩٤م؛
محجوب، فاطمه، الموسوعة الذهبیة للعلوم الاسلامیة، قاهره، دارالغد العربی؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
مقریزی، احمد، الخطط، به کوشش گاستون ویت، قاهره، ١٩١١-١٩٢٧م؛
الموسوعة العربیة العالمیة، ریاض، ١٤١٩ق / ١٩٩٩م؛
الموسوعة العربیة المیسرة، قاهره، ٢٠٠١م؛
وطواط، محمد، من مباهج الفکر و مناهج العبر، به کوشش عبدالعال عبدالمنعم شامی، کویت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
همو، تاریخ، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
یوسفی، موسى، نزهة الناظر، به کوشش احمد حطیط، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
نیز:
Britannica.
محمدرضا ناجی