دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٨ - اشیر
اشیر
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٥ شهریور ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَشیر، شهری كهن در شمال افریقا. اشیر را به صورت آشیر (ابن خلكان، ٢ / ٣٤٣؛ نویری، ٢٤ / ١٦٠؛ نویهض، ١٩٧) و آشَر (ابن خطیب، ٢٢٩) نیز نوشتهاند. این شهر به اشیر زیری مشهور بوده است (ادریسی، ١ / ٢٥٤؛ حمیری، ٦٠؛ ژولین، ٨٧). اشیر به عنوان شهری محصور (ابن حوقل، ٩٠؛ ابوعبید، ٦٠) با ارتفاع حدود ٤٠٠‘١ متر از سطح دریا، در منطقهای كوهستانی (كوههای تیتری) و در ٩٢ كیلومتری جنوب شرقی الجزیره (عربی، ٥٢، ٥٣)، در منطقۀ تاهرت قرار داشت (مونس، ١٥٨). این شهر بهسبب موقعیت ویژۀ خود (عربی، ٥٢)، در نیمۀ اول سدۀ ٤ ق / ١٠ م نقشی اساسی در رخدادهای تاریخی منطقۀ افریقیۀ غربی و شمال افریقا بر عهده داشت (EI٢, I / ٦٩٩).
بنای این شهر را به زیری بن مناد، بزرگ طایفه صنهاجه نسبت دادهاند (یاقوت، ١ / ٢٨٦؛ ابنعذاری، ١ / ٢٢٤؛ انصاری، ٢٣٧؛ ابوعبید، همانجا). او این شهر را در ٣٢٤ ق / ٩٣٦ م، در زمان خلافت قائم بامرالله پسر مهدی برپا ساخت (نویری، ٢٤ / ١٦٠-١٦١؛ زبیس، ٨١-٨٢؛ عربی، ٤٨؛ جیلالی، ١ / ٢٢٠). زیری بن مناد معماران و نجارانی از شهرهای طُبنه، مسیله و سوق حمزه (بویره) فراخواند و قائم بامرالله نیز صنعتگران ماهری برای این كار نزد او فرستاد (نویری، عربی، همانجاها). برپایی این شهر درواقع نقطۀ عطفی بود در كشاكشهایی كه میان بربرهای كوهنشین (هواداران فـاطمیون افریقیه) و طایفۀ زناته (هوادار امویه) برقرار بود (نك : یاقوت، همانجا؛ نویری، ٢٤ / ١٦٣ به بعد؛ ابن خلدون، ٦ / ٢٠٤-٢٠٥؛ EI٢، همانجا).
پس از مرگ زیری در ٣٦٠ ق / ٩٧١ م (ابن خلدون، همانجا)، خلیفۀ فاطمی، معزّ پسر منصور، در ٣٦١ ق به هنگام ترك افریقیه برای رفتن به قاهره، بلگین پسر زیری را به حكومت افریقیه منصوب، و مردم را به اطاعت از او دعوت كرد (ابن خلكان، ١ / ٢٨٦). یوسف بلگین مركز حكومت را از اشیر به قیروان، مركز افریقیه منتقل ساخت (مقدسی، ١٨٤؛ ابن خلدون، ٦ / ٢٠٦). برخی بلگین را بنیادگذار سلسلۀ زیریها دانستهاند (هوگ، ٧٤). او در ٣٧٠ ق دژی در نزدیكی اشیر برپا ساخت (یاقوت، ٤ / ١٦٣-١٦٤). علاوه بر این، برپایی باروی شهر اشیر را به او نسبت دادهاند (ابوعبید، همانجا). شاید همین اقدامات باعث شده است تا برخی (نك : ابن اثیر، الكامل، ٨ / ٦٢٣، ٦٢٤؛ نیز EI٢، همانجا) ایجاد شهر اشیر را به او نسبت دهند.
پس از مرگ بلگین در ٣٧٣ ق / ٩٨٣ م (زامباور، ١٠٩)، ابوالفتح منصور پسر او در اوایل سال ٣٧٤ ق جانشین پدر شد (ابنخلدون، ٦ / ٢٠٧- ٢٠٨؛ سالم، ٢ / ٦٤٤) و تا زمان مرگ خود در ٣٨٦ ق / ٩٩٦ م حكومت كرد (ابن عذاری، ١ / ٢٤٨؛ سالم، ٢ / ٦٤٥). پس از او، پسرش بادیس معروف به ابومناد جای او را گرفت (ابنخلكان، ١ / ٢٦٥؛ ابن اثیر، الكامل، ٩ / ١٢٧). او حكم ولایت را از حاكم بامرالله از مصر دریافت داشت (ابن خلكان، همانجا) و در ٣٨٧ ق اشیر را به اقطاع به عموی خود حماد پسر یوسف بلگین واگذار كرد (ابن اثیر، همان، ٩ / ١٢٨؛ ابن عذاری، ١ / ٢٥٨). از این زمان شهر اشیر دستخوش ناآرامیهای بیشتری شد. در ٣٩١ و ٣٩٢ ق ماكسن پسر زیری (عموی بادیس) به اشیر حمله برد، اما در جنگ با حماد همراه فرزندانش كشته شد (ابن اثیر، همان، ٩ / ١٥٤-١٥٥؛ نویری، ٢٤ / ١٩٠-١٩١). در ٤٤٠ ق یوسف پسر حماد ضمن غارت اشیر، آن را ویران ساخت (ابوعبید، ٦٠؛ ابن عذاری، ١ / ٢٢٤). در ٤٦٨ ق / ١٠٧٦ م اشیر به تصرف زناته درآمد و متعاقب آن بار دیگر به چنگ پسر حماد افتاد (EI٢, I / ٦٩٩) و مرابطون كه در صدد چیرگی بر بنی حماد بودند، باعث شدند تا این شهر در ٤٩٥ ق به دست محمد بن تینمار تاشفین سقوط كند و بار دیگر توسط او ویران شود (جیلالی، ١ / ٢٨٥؛ نیز عربی، ٢٠٣). اگرچه اشیر از نو توسط بزرگان حمادی بر جای ویرانههای پیشین بر پا شد، اما پس از این زمان، نام آن از صفحۀ تاریخ برافتاد (EI٢، همانجا).
در محل فعلی شهر اشیر آثار ٣ كانون زیستی جدا از هم وجود دارد: نخست مَنزَه و قلعۀ بنت سلطان واقع در غرب اشیر و در كنار چشمهای به نام عین یوسف، و دو محل دیگر كه در قسمت شرقی اشیر قرار دارند و یشیر و بنیه خوانده میشوند. مسجد اشیر از آثار باقی ماندۀ آن در این محل واقع است (عربی، ٥٣-٥٤؛ نیز لقبال، ٨٨). اشیر را از جمله شهرهایی دانستهاند كه به عنوان مقر شاهزادگان به شمار میآمد و از نظر كشاورزی نیز اهمیت داشته است (یاقوت، ١ / ٢٨٦؛ گرابار، ١٤٣).
در محل شهر اشیر آثاری از قصرها، كاروانسراها و حمامها برجای مانده است (ابنخلدون، ٦ / ٢٠٤؛ EI٢، همانجا)؛ از جملۀ این آثار كاخی است كه آشكارا با كاخهای اموی و عباسی متفاوت است (هوگ، ٧٤). بنای این كاخ را كه ضمناً از معدود آثار فاطمیان در شمال افریقا به شمار میرود، به حدود سال ٣٣٥ ق / ٩٤٧ م و زمان تسلط سلسلۀ زیری مربوط میدانند (اتینگهاوزن، ١٧٠، نیز ١٦٧-١٦٩). این كاخ بنایی مستطیل شكل به ابعاد ٧٢×٤٠ متر، با برجهایی در اندازههای متفاوت است و تنها دروازۀ خروجی آن به دو در ورودی به محل كاخ تبدیل شده است (همانجا). این كاخ از لحاظ طراحی و استحكام بسیار ارزشمند، و گویای معماری شمال افریقاست (همانجا). در واقع، الگوی معماری زیری، به ویژه «بیت زیری»، تا سدۀ ١٩ م الگوی مسلط معماری در بیشتر ساختمانهای سلسلههای بعدی مغرب به شمار میرفت (هوگ، همانجا)؛ ضمناً شباهتهایی میان معماری زیری در اشیر و معماری سیسیلی یافتهاند (همو، ١١٣).
از بزرگان و علمای اشیر میتوان از موسی بن حجاج بن ابی بكر اشیری (ابوعمران)، متوفی در ٥٨٩ ق / ١١٩٣ م (نویهض، ١٩٦-١٩٧) و ابومحمدعبدالله بن محمدصنهاجی، معروف به ابن اشیری نام برد (ابن اثیر، اللباب، ١ / ٦٨؛ یاقوت، ١ / ٢٨٧؛ نیز ابن تغری بردی، ٥ / ٣٧٢؛ جیلالی، ١ / ٣٠٤).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
همو، اللباب، بیروت، دارصادر؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، لیدن، ١٩٣٨ م؛
ابن خطیب، محمد، اعمال الاعلام، به كوشش لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٥٦ م؛
ابن خلدون، تاریخ، به كوشش خلیل شحاده، بیروت، ١٩٨١ م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن عذاری، احمد، البیان المغرب فی اخبار المغرب، به كوشش راینهارت دوزی، لیدن، ١٨٤٨ م؛
ابوعبید بكری، عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دوسلان، بغداد، مكتبة المثنى؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، بیروت، ١٩٨٩ م؛
انصاری دمشقی، محمد، نخبة الدهر، به كوشش مرن، لایپزیگ، ١٩٢٣ م؛
جیلالی، عبدالرحمان، تاریخ الجزائر العام، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
حمیری، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٠ م؛
زامباور، نسب نامۀ خلفا و شهریاران، ترجمۀ محمدجواد مشكور، تهران، ١٣٥٦ ش؛
ژولین، ش. ا.، تاریخ افریقیا الشمالیة، ترجمۀ محمد مزالی و دیگران، تونس، ١٩٨٥ م؛
سالم، عبدالعزیز، المغرب الكبیر، بیروت، ١٩٨١ م؛
عربی، اسماعیل، دولة بنی حماد (ملوك القلعة و بجایة)، الجزایر، ١٩٨٠ م؛
لقبال، موسى، دور كتامة فی تاریخ الخلافة الفاطمیة، الجزایر، ١٩٧٩ م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٧ م؛
مونس، حسین، اطلس تاریخ اسلام، قاهره، ١٩٨٧ م؛
نویری، احمد، نهایة الارب، قاهره، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
نویهض، عادل، معجم اعلام الجزائر، بیروت، ١٩٧١ م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
EI٢; Ettinghausen, R. and O. Grabar, The Art and Architecture of Islam: ٦٥٠-١٢٥٠, Middlesex, ١٩٨٧; Grabar, O., The Formation of Islamic Art, New Haven, ١٩٧٣; Hoag, J. D., Islamic Architecture, New York,Harry N. Abrams Inc; Zbiss, S. M., «Mahdia et Ṣabra-ManŞûriya», JA, ١٩٥٦, vol. CCXLIV.
عباس سعیدی