دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٢ - باطنه
باطنه
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باطِنه، ایالتی ساحلی در سلطاننشین عمان. کوههای الحجر که در بخش خاوری شبه جزیرۀ مسندم واقع است، به ستون فقرات آن تشبیه شده، و درمحل ظاهره، یعنی پشت معروف است. در مقابل، باطنه یعنی شکم و درون که به بخشهای داخلی نیمۀ باختری مسندم اطلاق میگردد (مجتهدزاده، ٣٢٥-٣٢٦).
باطنه، نوارساحلی نسبتاً باریکی میان کوههای الحجر و دریای عمان است که از جنوب عمان تا تنگۀ هرمز کشیده شده است و از بندر لوا تا نزدیکیهای مسقط را در بر میگیرد. این سرزمین از شن سرخ و ماسۀ نرم پوشیده شده است. نواحی نزدیک به دریا پوشیده از شنهای ریز و نرمتر است وهرچه از دریا دور میشویم شنها درشتتر میشود. پهنای این نوار ساحلی میان ١٦ تا ٣٢کـﻤ در نوسان است (جناب، ٣٥٧؛ لاریمر، II/ ٢٨٣؛ مجتهدزاده ٣٢٦). این سرزمین همچون قوسی از مسقط و دماغۀ ملاحه کشیده شده است و خلیجفارس را از دریای عمان جدا میکند. در دماغۀ ملاحه کوهها به دریا نزدیک تر است و هر چه به جبلالنخل و بندر سیب نزدیک شویم، فاصلۀ کوهها از دریا بیشتر شده،بر وسعت این سرزمین افزوده میشود (مایلز،٣٧٩).
باطنه یکی از مهمترین مناطق کشاورزی عمان است و پس از مسقط پر جمعیتترین منطقۀ آنجا به شمار میرود («عمان...»، npn.). در این منطقه موز زردآلو، انبه، انار،بادام هندی و انواع مرکبات به عمل میآید و لیموی آن از شهرت زیادی برخوردار است. همچنین در این ناحیه گندم، جو و سبزیجات نیز کشت میشود و صید ماهی و مروارید هم رواج دارد (هاولی،٢٢,٢٠١-٢٠٢).
منطقۀ کوهستانی شرق باطنه از شمال تا جنوب ٨٠کـﻤ و از شرق به غرب ٣٢ کـﻤ است. ارتفاع برخی قلههای آن تا حدود ٥٠٠'٢ متر میرسد (هـﻤو، ٢١, ٢٧٢). این کوهها در حقیقت ادامۀ بلندیهای زاگرس در ناحیۀ باختری و جنوبی ایران است که به وسیلۀ تنگۀ هرمز از یکدیگر جدا شده،با رشته کوههای زاگرس حدود ٥٠ کـﻤ فاصله دارد (ﻧﻜ : مجتهدزاده، ٣٢٥-٣٢٦؛ هاولی، ٢٧٢).
ایالات باطنه متشکل از ٦ منطقه به نامهای برکاء المصنعه، السویتی،خابورۀ صحم، صحار، لوی و شناحی است (یگانه،٦٨) و علاوه بر دو شهر کهن ومهم عمان، یعنی صحار و رستاق، دارای شهرهایی چون حزیم، نخل و ینکال است. در باطنه بیش از ٣٠٠ شهر وروستا و نیز شماری بسیاری دژهای استوار وجود دارد (مایلز، ٣٨٠).
باطنه از لحاظ داد وستد یکی از مهمترین ایالات عمان به شمار میرود و ماهی گیری، سفالگری، نساجی، کشتی سازی در آنجا رواج دارد (همانجا). استخراج مس در باطنه بیش از ٥ هزار سال سابقه دارد و هماکنون نیز از٣ معدن مس فعال در اطراف صحار بهرهبرداری میشود که ذخایر آن حدود١٨ میلیون تن تخمین زده شده است. این منطقه با سواحل زیبا وجاذبههای سیاحتی و آثار باستانی از مناطق مهم گردشگری کشور عمان بهشمار میرود («عمان»، .npn). بیشتر اهالی باطنه را هناویها تشکیل میدهند که از قبیلههای آلسعد و حواسنهاند. جمعیت این ایالت در ١٣٧٢ش/ ١٩٩٣م حدود ٥٤ هزار نفر بوده است (یگانه، ١٠).
پیشینۀ تاریخی
در روزگار شاپور اول ساسانی (ﺳﻠ ٢٤١-٢٧٢م) باطنه بخشی از ایالت مازون (کولسنیکف، ٢٦٧). به روایت کلبی بسیاری از ساکنان مازون غیرعرب بودهاند (ﻧﻜ : فقیه، ٣٥-٣٦) و شماری زرتشتی در آنجا میزیستهاند که از ایران کوچ کرده بودند (کولسنیکف، ٢٦٨).
اهالی عمان در٨ ق و به روایتی در٦ ق به دست فرستادگان رسول اکرم(ص) به دین اسلام درآمدند (بلاذری، ٧٦-٧٧)، اما اندکی پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) در١١ ق از اسلام رویگردان شدند و ابوبکر، کسانی را که به عمان گسیل داشت و پس از پیروزی مسلمانان، اهالی عمان به اسلام گردن نهادند (همانجا؛ ابناثیر، ٢/ ٣٧٢-٣٧٣). درنیمۀ دوم سدۀ ١ق با ظور خوارج، سواحل عمان مرکز دعوت و پایگاه نظامی خوارج گردید (نشأت،٨١). در دوران معتضد عباسی (ﺣﻜ ٢٧٩-٢٨٩ق)، خوارج صحار برای مقابله با دشمنان خود از خلیفۀ عباسی مدد خواستند. خلیفه شخصی بهنام بوثور را به صحار گسل داشت و او آنجا را گشود و خطبه به نام خلیفۀ عباسی کرد و خوارج را نیز از آنجا بیرون راند (اصطخری، ٢٧).
عمان در زمان عضدالدولۀ دیلمی (ﺣﻜ ٣٣٨-٣٧٢ق) دستخوش فتنهجوییهای خوارج بود. عضدالدوله برای فرونشاندن این فتنه لشکری فرستاد و آنجا را به تصرف درآورد. در سراسر دوران حکومت آلبویه و سلجوقیان کرمان (ﺣﻜ ٤٥٦-٥٨٣ق) عمان تحت استیلای آنان بود (نشأت، ٨٩-٩٠؛ اقبال، ٢٦-٣٠) و از سدۀ ٧ تا اوایل سدۀ ١٠ق، این ناحیه تابع جزیرۀ هرمز شد (همو، ٥٦).
در اوایل سدۀ ١٠ق/ ١٦م موقعیت تجاری تنگۀ هرمز و سواحل خلیجفارس و دریای عمان توجه پرتغالیها را به خود جلب کرد. آلبوکرک دریانورد معروف پرتغالی در ٩١٣ق/ ١٥٠٧م قلمرو ملوک هرمز را به تصرف درآورد و در سواحل خلیجفارس و دریای عمان از جمله در مسقط دست به قتل و غارت زد. حاکم بندر صحار چون تاب مقاومت در خود نمیدید، شهر را تسلیم آلبوکرک نمود و قرار گذاشت خراجی را که به سلطان هرمز میپرداخته، از این پس به پرتغالیها بپردازد (قائممقامی، ١٢-١٣، ٢٦-٢٧؛ اقبال، ٥٥-٥٦). بندر صحار و سواحل باطنه تا ١٠٥٣ق/ ١٦٤٣م تحت استیلای پرتغالیها باقی بود، تاآنکه در همین سال ناصربن مرشد یعربی بر صحار دست یافت و تمام پرتغالیهای مستقر در پادگان آنجا را از دم شمشیر گذراند و تا ١٠٥٨ق/ ١٦٤٨م تمامی قلعههای پرتغالیها در سواحل دریای عمان جز مسقط را به تصرف خود درآورد (عاشورا، ١٢٣؛ اقبال، ٩٣).
در دوران نادرشاه افشار بندرها و جزیرههای خلیجفارس و دریای عمان همواره دستخوش دستبردهای دائمی خوارج عمنا بود. نادرشاه برای فرونشاندن این ناآرامیها به بهانۀ حمایت از امام سیف بن سلطان دوم که حکومتش مورد تعرض بلعرببن حمیر قرار گرفته، از نادرشاه کمک خواسته بود، در ١١٤٩ق لشکریانی به سواحل دریای عمان گسیل داشت و تا ١١٥٢ق/ ١٧٣٩م به ناآرامیهای عمان پایان داد و یف بن سلطان را به حکومت عمان گماشت. حاکم قلعۀ حصار، یعنی احمد بن سعید بوسعیدی بار اول حاضر به تسلیم شهر نشد، اما پس از٨ ماه محاصره از مقاومت عاجز شد و پذیرفت با شرایطی آبرومندانه صحار را تسلیم ایرانیان نماید. پس از آن به حکمرانی صحار و یکی دو نقطۀ دیگر از عمان گماشته شد و متعهد گردید که هرساله مبلغی به عنوان خراج به عامل ایران در عمان بپردازد؛ اما او در ١١٥٨ق/ ١٧٤٥م از آشفتیگیهای سیاسی اواخر زمامداری نادرشاه بهره جست و توانست بهراحتی بر صحار و شهرهای باطنه، مسقط و دیگر نواحی عمان دست باید بدینترتیب، امامت خود و سلطنت اعقابش را در عمان تأمین کند (ﻧﻜ : عاشورا، ١٧٩، ١٨٤-١٨٦؛ اقبال، ١٠٦-١٠٧).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل؛
ابن فقیه، احمد، مختصرکتاب البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٢ق/ ١٨٨٥م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ترجمۀ کهن فارسی، به کوشش ایرجافشار، تهران، ١٣٦٨ش؛
اقبال آشتیانی، عباس، مطالعاتی در باب بحرین و جزایر و سواحل خلیجفارس، تهران، ١٣٢٨ش؛
بلاذری، احمد، فتوحالبلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٦م؛
جناب، محمدعلی، خلیجفارس و آشنایی با امارت آن، تهران، ١٣٤٩ش؛
عاشور، سعید عبدالفتاح، تاریخ اهل عمان، قاهره، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
قائممقامی، جهانگیر، اسناد فارسی، عربی و ترکی در آرشیو ملی پرتغال دربارۀ هرمز و خلیج فارس، تهران، ١٣٥٤ش؛
کولسنیکف، آ.، ایران در آستانۀ یورش تازیان، ترجمۀ محمد رفیق یحیایی، تهران، ١٣٥٥ش؛
مجتهدزاده، پیروز، خلیجفارس، کشورها و مرزها، تهران، ١٣٧٩ش؛
نشأت صادق، تاریخ سیاسی خلیجفارس، تهران، ١٣٤٤ش؛
یگانه، عباس، عمان، تهران، ١٣٧٤ش؛
نیز:
Hawley, D., the tucial states, london, ١٩٧٠;
liorimer, T. G., gazetteer of the persian gulf, 'omān and central arabia, calcutta, ١٩٠٨;
miles,S. B., the countries and tribes of the persian gulf, londin, ١٩٦٦;
«oman / Al batinah / the region», www. Asiatiur. Com/ oman/ e-٧٠ alba/ ro-alb١٠ htm.
پرویز امین