دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٦٠ - بلخاب
بلخاب
نویسنده (ها) :
بخش جغرافیا
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَلْخاب، رودی در شمال افغانستان. این رود از دامنههای پربرف شمال غربی کوه بابا در مرکز افغانستان، از محلی به نام زردسنگ سرچشمه میگیرد و از ابتدای مسیر تا درۀ یوسف، بندامیر نامیده میشود. دریاچههای زیبای بندامیر ــ که بنا بر افسانهای ساخت بندها و تشکیل آن به حضرت علی(ع) نسبت داده شده ــ و افزون بر جاذبههای طبیعی و گردشگری از تقدس خاصی نزد شیعیان هزارۀ افغانستان برخوردار است، در محل سرچشمههای این رودخانه قرار دارد.
بلخاب نخست به سمت غرب جریان پیدا میکند و سپس به سوی شمال تغییر مسیر میدهد. این رودخانه پس از گذر از مسیری پرپیچ و خم که کوههای بلندی آن را احاطه کرده است، وارد دشت ترکستان میشود (شورماچ، ٥٦، ٨٣؛ دولتآبادی، ١٦٩؛ لعلی، ٩٠؛ دوپری، .(٣٥-٣٦ در نواحی شمالی این دشت حدود ٢٠ نهر از کنارههای چپ و راست بلخاب منشعب میشود که به شبکۀ آبرسانی عشقآباد موسوم است. برخی از این نهرها شاخههای طبیعی بلخاب هستند که به وسیلۀ اهالی سامان داده شدهاند و برخی دیگر ساختۀ دست انسانند. هریک از آنها حدود ٤ متر پهنا و ١٤ متر ژرفا دارند. این شبکۀ آبرسانی، حدود ٤٠ کم از شمال به جنوب و ١٢٠ کم از شرق به غرب، گسترش دارد (شورماچ، ٨٣؛ دوپری، ٣٦؛ ایرانیکا، و از نظر کشاورزی نقش بسیار مهمی را در شمال افغانستان ایفا میکند (حنیفی، .(٢١
بلخاب در مسیر خود از حومۀ مزارشریف میگذرد و پس از گذشتن از جنوب غربی شهر تاریخی بلخ، پیش از آنکه به جیحون برسد، در نواحی دولتآباد و آقچه در ریگزار فرو میرود. این رودخانه بیش از ٤٨٠ کمـ درازا دارد و حوضۀ آبریز آن حدود ٢٥٠‘١٩ کمـ٢ برآورد شده است. بلخاب یک رودخانۀ برفابی است که میزان آبدهی آن در فصول مختلف سال تغییر میکند. در بهار که برفهای کوه بابا آب میشود، میزان آبدهی آن به حداکثر میرسد و گاه طغیان میکند. درحالیکه در زمستان به علت برف و یخبندان جریان آب به حداقل میرسد. بنابر سنجش ١٣٤٦ش / ١٩٦٧م، در بخش رباط بالا، یعنی جایی که بلخاب وارد زمین پست و هموار میشود، میزان آبدهی آن ٧٥٢‘١ مـ٣ در ثانیه برآورد شده است (شورماچ، ٨٣-٨٤؛ دولتآبادی، همانجا؛ دوپری، ٣٥؛ قس: ایرانیکا، .(III / ٥٩٧
بلخاب یکی از اصلیترین عوامل شکلگیری شهر باستانی بلخ بوده است. با آنکه این شهر از نظر اقلیمی در سرزمینی نامساعد و کمباران پیافکنده شده، اما شبکۀ آبیاری بلخاب این کمبود را جبران، و آنجا را به شهری پر نعمت و آباد بدل کرده بود (صفیالدین، ٤٨-٤٩؛ مشایخ، ١٧- ١٨).
در ادوار مختلف تاریخی نامهای مختلفی به این رود داده شده است. منابع یونانی از بلخاب با نامهای باکتروس (نک : پاولی، IX / ٢٨١٤) و زاریاسپه (نک : استرابن، V / ٢٨١) یاد کردهاند. اگر بتوان به گزارش استرابن (همانجا) اعتماد کرد، رودخانۀ بلخاب در واپسین سدۀ پیش از میلاد به جیحون میرسیده است، اما به نوشتۀ بارتولد به این گزارش باید به دیدۀ تردید نگریست، زیرا بسیار بعید مینماید که در مدت هزار سال، یعنی از زمان جغرافیانویسان یونانی تا زمان جغرافیانویسان مسلمان در سدههای ٣ و ٤ق، وضعیت برخی رودها به این اندازه تغییر یافته باشد؛ چنانکه از سدههای ٣ و ٤ق تا به امروز، در وضعیت رودهای این سرزمین تغییرات عمدهای روی نداده است (ص ٤٩-٥٠).
در منابع دورۀ اسلامی از این رود با نامهای نهر بلخ، دریای بلخ، بلخ آب، دهاس، دهآس، نهربند امیر، نهر بربر، چشمۀ شفا و دریای درۀ گز نام برده شده است (نک : محمد مؤمن، ١٠١؛ مشایخ، ١٩؛ دائرۀالمعارف...، ٤ / ٣١٩٣). یعقوبی در سدۀ ٣ق، از رودخانهای بدون ذکر نام، یاد میکند که از کوههای بامیان سرچشمه میگرفته، و پس از طی مسافتی حدود ١٢ روز راه به بلخ میرسیده است (ص ٢٨٩). اصطخری (ص ٢٧٨) و ابنحوقل (٢ / ٤٤٨) از این رودخانه با نام دهاس یاد میکنند که از میان ربض شهر بلخ و کنار دروازۀ نوبهار میگذشته است و پیش از آنکه به نقطۀ پایانی خود در سیاهگرد واقع در ٥ فرسخی شمال شرقی بلخ برسد، باغها و کشتزارهای روستاهای پیرامون بلخ را آبیاری میکرده، و در مسیر خود ١٠ آسیاب را به گردش در میآورده است، و از همینرو، آن را دهاس (= ده آسیاب) میخواندهاند (نیز نک : بارتولد، ٦٨٠). نام دهاس تا سدۀ ١٣ق / ١٩م در پارهای از منابع برای این رود به کار رفته است (نک : حافظ ابرو، گ ٣٧٦؛ فریه، .(٢٢٣-٢٢٤
در حدود العالم (ص ٤٣) از رودخانۀ بلخاب با نام رود بلخ یاد شده است؛ نامی که برخی از جغرافیانویسان سدۀ ٣ق، آن را برای جیحون (آمودریا) به کار بردهاند (نک : ابنخردادبه، ٣٣؛ یعقوبی، ٢٧٨). ظاهراً از دیرباز، آب بلخاب به نهرهایی هدایت میشده که شهر، روستاها و کشتزارهای بلخ را آبیاری میکرده است. به نوشتۀ مؤلف حدودالعالم (ص ٩٩)، در سدۀ ٤ق، بلخاب در نزدیکی شهر بلخ به ١٢ شاخه تقسیم میشده، و بلخ و روستاهای پیرامون آن را آبیاری میکرده است. در سدۀ ٩ق، حافظ ابرو (گ ٣٧٧- ٣٧٨) در جغرافیای خود، از ٢١ نهر که از این رودخانه منشعب میشده، نام برده است. از مقایسۀ مطالب حافظ ابرو و گزارش حدود العالم معلوم میشود که در این فاصلۀ ٥٠٠ ساله، دستکم ٩ نهر جدید در محل توزیع آب بلخاب احداث شده است. محمد مؤمن (ص ١٠١-١٠٣) در سدۀ ١٢ق از این شبکۀ آبیاری با نام «هژده نهر» یاد کرده، و در ادامه
به تفصیل، نام و مسیر نهرها و روستاهایی را که توسط هریک از آنها آبیاری میشده، برشمرده است. مختارف با مقایسۀ گزارشهای محمد مؤمن دربارۀ شبکۀ آبیاری بلخ با گزارشهای کارشناسان رسمی ولایت بلخ که در ١٣٤٨ش / ١٩٦٩م تهیه شده، آگاهیهای سودمندی از تغییرات ٣٠٠ سال گذشته را به دست داده است (ص .(٧٦-٧٨
مآخذ
ابنحوقل، محمد، صورة الارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛
ابنخردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق / ١٨٨٩م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٠م؛
بارتولد و.و.، تذکرۀ جغرافیای تاریخی ایران، ترجمۀ حمزه سردادور، تهران، ١٣٥٨ش؛
حافظ ابرو، عبدالله، جغرافیا، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
حدودالعالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
دائرةالمعارف آریانا، کابل، ١٣٤١ش / ١٩٦٢م؛
دولتآبادی، بصیراحمد، شناسنامۀ افغانستان، قم، ١٣٧١ش؛
شورماچ، محمداکبر، جغرافیای عمومی افغانستان، کابل، ١٣٥٠ش؛
صفیالدین بلخی، فضائل بلخ، ترجمۀ فارسی عبدالله محمد بن محمد بلخی، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٥٠ش؛
لعلی، علیداد، سیری در هزارهجات، قم، ١٣٧٢ش؛
محمد مؤمن، جریدۀ بلخ، به کوشش مایلهروی، کابل، ١٣٥٧ش؛
مشایخ فریدنی، آزرمیدخت، بلخ، کهنترین شهر ایرانی آسیای مرکزی در قرون نخستین اسلامی، تهران، ١٣٧٦ش؛
یعقوبی، احمد، «البلدان»، همراه الاعلاق النفیسۀ ابنرسته، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٢م؛
نیز:
Dupree, L., Afghanistan, New Jersey, ١٩٧٣;
Ferrier, J. P., Caravan Journeys and Wanderings in Persia, Afghanistan, Turkistan, and Beloochistan, tr. W. Jesse, London, ١٩٥٧;
Hanifi, M. J., Historical and Cultural Dictionary of Afghanistan, Metuchen, ١٩٧٦;
Iranica;
Mukhtarov, A., Balkh in the Late Middle Ages, Bloomington, ١٩٩٣;
Pauly;
Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London, ١٩٦١.
بخش جغرافیا