دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣١٧ - بونت
بونت
نویسنده (ها) :
ستار عودی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بونْت، یا البونت، شهری مرزی و كوچك در شرق اندلس. این شهر در شمال غرب استان والنسیا (بلنسیه) و در جنوب شرق شنتمریه در دامنۀ شرقـی دره و رود گـوادا لاویـار ـ توریا و در ١٠٠ كیلومتری بلنسیه قرار دارد و جمعیت آن حدود ٤ هزار تن است. راه آهن زیرزمینی به طول ٥١٤‘١متر آنجا را به راه اصلی بلنسیه - مادرید متصل میسازد (شكیب ارسلان، ٣ /٢٣٧). نام این شهر را به صورتهای بُنت، الفُنت و بُوَنت نیز آوردهاند. این نام در زبان اسپانیایی به صورت «آلپوئنته» (به معنای پل) آمده است (EI٢، عنان، ٢ /٢٦٠).
در ویرانههای قلعۀ این شهر كه بر روی بلندایی با شیب بسیار تند باقی مانده است، میتوان آثار معماری رومی و اسلامی را مشاهده كرد (ابن سعید، ٢ /٣٩٥؛ EI٢).
ابوطاهر اسماعیل بن عمران فهری بونتی و عبدالله بن فتوح بن موسی فهری بونتی و شمار دیگری از ادیبان و قاریان به این شهر منسوباند (نک : ابن بشكوال، ١ /٢٨٠-٢٨١؛ ابن عبدالمنعم، ١١٥؛ یاقوت، ١ /٧٦٣؛ شكیب ارسلان، ٣ /٢٣٧-٢٤٠).
مورخان اسلامی تا اوایل سدۀ ٥ق هیچ اشارهای به شهر بونت نكردهاند و تنها از ٤١٨ق /١٠٢٧م به بعد است كه نام این شهر در برخی منابع آمده است. از همین سال تا حدود ٥٠٠ق خاندان بنوقاسم در منطقۀ مرزی بونت فرمان راندند. این خاندان در اصل از قبیلۀ بربری كُتامه، و با قبیلۀ عربی فِهری هم پیمان بودند (ابن حزم، ٥٠١) و خود را از نسل عبدالملك بن قطن فهری میشمردند (عنان، همانجا). نخستین فرمانروای این خاندان ابومحمد عبدالله بن قاسم، ملقب به نظام الدوله بود كه از سوی مردم قرطبه به خلافت برگزیده شد (ابنعذاری، ٣ /٢١٥؛ ابن خطیب، ١٣١، ١٣٨، ٢٠٨؛ ابن سعید، همانجا).
پس از كشته شدن مرتضی، خلیفۀ امویان اندلس به دست بربرها در غرناطه، برادرش، ابوبكر هشامبن محمدبن عبدالملك بن عبدالرحمان ناصر، ملقب به المعتد بالله به قلعۀ بونت گریخت و در پناه عبدالله بن قاسم فهری (ابن عذاری، ٣ /١٢٧، ١٤٥-١٤٦؛ ابن اثیر، ٩ /٢٧٢، ٢٨٢؛ ابن خطیب، ١٣١، ١٣٨)، و به روایتی دیگر در پناه ابوعبدالله محمدبن عبدالله بن قاسم (حُمیدی، ١ /٥٩؛ ابن سعید، ١ /٥٥) قرار گرفت. حاكم بونت در طول مدت اقامت المعتد بالله با احترام كامل با وی رفتار كرد، تا اینكه در ٤١٨ق /١٠٢٧م از سوی مردم قرطبه به خلافت برگزیده شد و بیش از دو سال و نیم از آغاز خلافتش در بونت به سر برد (حمیدی، ابن سعید، ابن خطیب، ابن اثیر، همانجاها؛ ابن عذاری، ٣ /١٢٧، ١٤٥).
دومین فرمانروای بونت از بنو قاسم، ابوعبدالله محمد بن عبدالله، ملقب به یمْن الدوله بود. او پس از مرگ پدرش در ٤٢١ق /١٠٣٠م به امارت رسید و در ٤٣٤ق /١٠٤٣م وفات یافت. مورخان كوچكترین اشارهای به حوادث دوران حكومت ١٣ سالۀ وی نكردهاند (نک : ابن سعید، ٢ /٣٩٦؛ ابن خطیب، ٢٠٨).
در ٤٣٤ق حكومت منطقۀ بونت به احمد بن محمد بن عبدالله بن قاسم، ملقب به عزالدوله رسید. او نیز پس از ٦سال حكومت در گذشت (عنان، ٢ /٢٦١؛ ابن خطیب، همانجا ). اخیراً قبر وی در بونت كشف شده است (نک : شكیب ارسلان، ٣ /٢٣٧- ٢٣٨، حاشیه).
پس از مرگ عزالدوله احمد در ٤٤٠ق /١٠٤٨م، یاران وی حكومت بونت را به فرزند خردسالش، محمد كه ٧ ساله بود، سپردند و قاسم، جد مادریاش كه نقش مهمی در تعیین وی داشت، سرپرستی امیر خردسال را بر عهده گرفت (ابن خطیب، ٢٠٨). چند ماهی نگذشته بود كه عبدالله ابن محمد، عموی امیر خردسال كه خود را شایستهتر از هر كسی برای تصدی امارت بونت میدید، اقدام به عزل امیر خردسال و حبس قاسم، جد مادری وی كرد (همانجا).
در پی این توطئه ابومحمد عبدالله بن محمد به عنوان پنجمین، آخرین و نامدارترین فرمانروای بونت زمام امور را به دست گرفت و خود را جناح الدوله (نک : شكیب ارسلان، ٣ /٢٣٨، حاشیه) ملقب ساخت و آنگاه برای جلوگیری از هر گونه دسیسهای بیوۀ برادر (مادر امیرمخلوع) را به همسری خود درآورد و قاسم پدر همسرش را از زندان رها ساخت و به جایگاهی كه در زمان برادرش برای او مقرر شده بود، بازگرداند. او به تنهایی و بیرقیب حكومت كرد و با ممالك همجوار در صلح و آشتی به سر برد و به سرعت اوضاع بونت را سروسامان بخشید (ابن خطیب، ابن سعید، عنان، همانجاها).
عبدالله بن محمد بیش از ٤٠سال در بونت به آسودگی فرمان راند، تا اینكه در ٤٨٢ق /١٠٨٩م سید كامپِئادُر به بونت حمله كرد و سرزمینش را ویران ساخت و عبدالله ناگزیر به فرمانبری از پادشاه قشتاله شد و متعهد گردید ١٠ هزار دینار به وی بپردازد (همانجا).
هنگامی كه مرابطون به رهبری یوسف بن تاشفین در ٤٨٥ق / ١٠٩٢م بر بلنسیه چیره شدند، شهر بونت همانند دیگر شهرهای این منطقه به فرمان آنها درآمد (ابن سعید، عنان، همانجاها؛ نیز EI٢).
امیر عبدالله كه از سرنوشت و پایان كار وی اطلاعی در دست نیست، ادیب و شاعری شایسته بود (نک : فتح بن خاقان، ١٤٤-١٥٠). پس از مرابطون شهر بونت به تصرف موحدون درآمد و آنگاه كه موحدون از اندلس اخراج شدند، یكی از نوادگان عبدالمؤمن به نام ابوسعید زید با جیمز اول، معروف به فاتح هم پیمان شد و شهر بونت را به وی تسلیم كرد. از آن زمان این شهر به جرگۀ شهرهای مسیحی اسپانیا درآمد (EI٢).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن بشكوال، خلف، الصلة، قاهره، ١٩٦٦م؛
ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ق /١٩٨٣م؛
ابن خطیب، محمد، اعمال الاعلام، به كوشش لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٥٦م؛
ابن سعید مغربی، علی، المغرب فی حلی المغرب، به كوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٣م؛
ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٠م؛
ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، به كوشش كولن و لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٣٠م؛
حمیدی، محمد، جذوۀالمقتبس، به كوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ١٤١٠ق؛
شكیب ارسلان، الحلل السندسیة، بیروت، ١٣٥٥ق؛
عنان، محمد عبدالله، دولة الاسلام فی الاندلس، قاهره، ١٩٨٨م؛
فتح بن خاقان، قلائد العقیان، تونس، ١٩٦٦م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
EI٢
ستار عودی