دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٢٩ - احمدآباد
احمدآباد
نویسنده (ها) :
محمدحسن گنجی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٦ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدْآباد، یكی از شهرهای منطقهای به همین نام در استان گجرات هند. چون در هندوستان چندین احمدآباد وجود دارد، در بیشتر منابع از آن با نام احمدآباد گجرات یاد شده است و آن را صوبهای (ناحیهای) از گجرات دانستهاند (واضح، ٨٤؛ علامی، ٢ / ٤٨). احمدآباد را به مناسبت اینکه مدتی پایتخت بوده، دارالملك نیز نامیدهاند (حسینی، ٥١١).
این شهر در °٢٣ و ´١ شمالی و °٧٢ و ´٤٢ شرقی، در ارتفاع ١٨٠ پا (ح ٦٠ متر) از سطح دریا واقع شده است (بستانی؛ دائرة المعارف تشیع). احمدآباد در انتهای شمال شرقی جلگۀ گجرات و در حاشیۀ رود سابرمتی كه از دامنههای غربی رشتۀ معروف اراوالی سرچشمه میگیرد، قرار دارد (بستانی؛ «اطلس ... »، ٦٨). فاصلۀ آن تا بمبئی كه در جنوب احمدآباد واقع شده، ٢٢٥ میل (ح ٣٦٠ كم ) است (دایرةالمعارف تشیع).
موقعیت جغرافیایی احمدآباد باعث شده است كه راهآهن مهم بمبئی ـ باردا كه از بمبئی به سوی شمال كشیده شده است، به جای عبور از مرتفعات گات، جلگۀ رسوبی و هموار ساحلی را طی كند و از احمدآباد عبور نماید (راپسون، I / ١٧).
در آغاز سدۀ ٢٠ م، جمعیت احمدآباد ٨٩٩‘١٨٥ نفر بود (EI٢) كه با گذشت زمان افزایش یافت و در ١٣٣٧ ش (١٩٥٨ م) به ٠٠٠‘٨٠٠ نفر رسید و ششمین شهر پر جمعیت هندوستان شد (حكمت، ٨). در ١٩٧٠ م جمعیت احمدآباد به ٧٧٩‘٥٥٠‘١ نفر ( اردوانسائیكلوپیدیا) و سرانجام در ١٩٩١ م به ٠٠٠‘٧٠٩‘ ٣ نفر رسیده است («آلماناك ... »، ٨١٨).
احمدآباد مركز صنایع و بازرگانی و فرهنگ استان گجرات است. در گذشته چون شمار دستگاهها و كارخانههای ریسندگی و بافندگی آن از بمبئی هم بیشتر بود، به آن لقب «منچستر هند» داده بودند (دایرةالمعارف تشیع). پارچهها و بافتههای مخملی و زربفت احمدآباد از چنان نفاستی برخوردار بوده است كه بسیاری از نویسندگان تاریخ هند صفحاتی از آثار خود را به وصف محصولات نساجی آن تخصیص دادهاند. این منسوجات همواره زینتبخش بارگاههای پرجلال و شكوه سلاطین هند بوده و در روزگاری كه اعطای خلعت از طرف سلاطین و تقدیم پیشكشی از سوی حكام متداول بوده، بسیاری از این هدایا از بافتههای احمدآباد انتخاب میشده است (نك : كنبو، ٢ / ٨١).
علاوه بر صنایع نساجی، احمدآباد از نظر كشاورزی و دامپروری هم دارای اعتباری بوده و زمانی ٥٣ كرور دام داشته است (همو، ٢ / ٤٦٠). ثروت احمدآباد به حدی بوده كه در قحط سالی مشهور ١٧١٧ م، در زمان سلطنت فرخ سیر، هزینههای اداری واعانات از خزانۀ احمدآباد تأمین میشده است (ملك، ٢٠). هماكنون احمدآباد
مركز سیاسی و فرهنگی گجرات است و دانشگاه گجرات كه از مراكز مهم آموزش عالی هندوستان است، در این شهر قرار دارد. اهمیت سیاسی احمدآباد در تاریخ هندوستان از این جهت است كه مهاتما گاندی در كنگرهای كه در نوامبر و دسامبر ١٩٢٢ در آنجا تشكیل شد، تصمیم خود را دایر بر مقاومت منفی و عدم انقیاد اعلام كرد (رابینسون، ٣٣٢) و اعمال همین سیاست بود كه مآلاً به استقلال هندوستان انجامید.
تاریخ
برخلاف بسیاری از شهرهای بزرگ آسیا كه آغاز مبهمی در تاریخ دارند، احمدآباد موردی استثنایی است كه تاریخ بنای آن در منابع آمده و چنانكه بیشتر نویسندگان آوردهاند، در ٨٣٠ ق / ١٤٢٧ م به دست احمد شاه اول، دومین سلطان از سلسلۀ شاهان گجرات (زامباور، ٤٣٥؛ نیز نك : نهاوندی، ٢ / ١٣٦) بنیانگذاری و آباد شده است (میسرا، ١٧٠). بعضی منابع (ازجمله دایرةالمعارف تشیع)، بنیانگذار احمدآباد را احمد شاه بهمنی (د ٨٣٨ ق) دانستهاند، درحالیكه این دو احمد شاه با یكدیگر معاصر بوده و منازعاتی داشتهاند (میسرا، ١٩٠-١٩٢). مسلم این است كه بنیانگذار احمدآباد به ملاحظات سیاسی و استراتژی، این شهر را برجای شهر قدیمی هندویی اساوال (دانشنامه: اَصَوَل) ساخته و پایتخت را از گلكنده به آنجا منتقل كرده و شهر را به نام خود احمدآباد نامیده است. او معابد هندویی اساوال را ویران ساخته و با مصالح آن مساجد و بناهای مذهبی بسیاری بنا كرده است (دایرةالمعارف تشیع).
نیز دربارۀ احمدآباد گفتهاند كه این شهر به دست ٤ احمد در ٨٣٠ ق بنا شده است. این ٤ احمد اینانند: قطب الاقطاب شیخ احمد كتتو یا كهتو، سلطان احمد، شیخ احمدی دیگر و مولانا احمد (نهاوندی، همانجا).
در روزگار گوركانیان هند، صنعتگران ماهر و استادان چیرهدست از ایران و ماوراءالنهر به هند رفتند و سبك معماری هرات، اصفهان، شیراز، سمرقند، بخارا و مشهد را در شهرهای هند معمول ساختند. با گذشت زمان، از تركیب سبك ایرانی و قرینهسازی و پیكرنگاری هند، سبك معروف به «معماری هند و اسلام» به وجود آمد كه در احمدآباد جلوهگر شد و در شهرهای آگره و شاه جهان آباد (دهلی) و كشمیر به كمال رسید (حكمت، ١١٧).
احمد شاه بناهای بسیاری ساخت و بعد از او جانشینانش نیز چنین كردند، تا آنجا كه در سدۀ ١٧ م احمدآباد زیباترین و مهمترین شهر مسلماننشین هند و دارای آنچنان آثاری از معماری اسلامی شد كه تنها ساختمانهای پادشاهان مغول در شهرهای دهلی و آگره را میتوان برتر از آنها دانست (راپسون، I / ١٧). در همان روزگار ایرانیان مقیم احمدآباد به حدی بودند كه آنجا را بهصورت یكی از بلاد ایران در آورده بودند (دایرةالمعارف تشیع).
از جملۀ بناهای اسلامی احمدآباد كه تا كنون محفوظ مانده، اینها را میتوان نام برد: مسجدجامع با ٣٠٠ ستون حجاری شده كه بر جای «معبد جینی» و با مصالح آن ساخته شده است؛ مسجد هیبت خان كه آن هم بر جای بتكده وبا مصالح آن ساخته شده است؛ مقبرۀ احمدشاه بهمنی؛ قلعۀ بهادر یا دارالامارۀ احمد شاه؛ مسجد دیگری از احمد شاه؛ مسجد سیدی صیاد؛ مسجد صیاد عالم؛ مسجد و مدرسه و مقبرۀ شجاعت خان؛ مقبرۀ شاه وجیهالدین؛ رانی مسجد (مسجد ملكه) كه در عهد احمد شاه بنا شده است؛ مسجد شیخ حسن محمد چشتی و مسجد حافظ خان كه همه با كتیبههایی از آیات قرآنی و اشعار فارسی مزین شدهاند (دایرة المعارف تشیع).
بیشتر نویسندگان در وصف ثروت و زیبایی احمدآباد راه اغراق پیمودهاند، در حالی كه برخی از تاریخنویسان آن را زیبا نیافته و برخی نیز بناهای آن را مورد انتقاد قراردادهاند و ازجمله گفتهاند: «اگرچه میان رسته بازار را عرض وسیع گرفتهاند، لیكن دكانها را در خور وسعت بازار نساختهاند. عمارتش همه از چوب است و ستون دكانها به غایت باریك و زبون و سقفش سفال پوش» (حسینی، ٢٥٦). برخی نیز احمدآباد را جایی گرم، كم آب، كثیف و نامطلوب یافته و آن را بهسبب بادهای گرم و غبارآلود گَرْدآباد حتی سمومستان و بیمارستان و جهنمآباد لقب دادهاند (الیوت، VI / ٣٥٨-٣٥٩).
مآخذ
اردو انسائیكلوپیدیا، لاهور اراولپندی؛
بستانی، بطرس، دائرةالمعارف، بیروت، ١٩٥٦ م؛
حسینی، كامگار، مآثر جهانگیری، به كوشش عذرا علوی، بمبئی، ١٩٧٨ م؛
حكمت، علیاصغر، سرزمین هند، تهران، ١٣٣٧ ش؛
دانشنامه؛
دایرةالمعارف تشیع، به كوشش احمد صدر حاج سید جوادی و دیگران، تهران، ١٣٦٦ ش؛
زامباور، ادوارد، معجم الانساب و الاسرات الحاكمة، ترجمۀ زكی محمد حسن بك و دیگران، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
علامی، ابوالفضل، آیین اكبری، كلكته، ١٨٧٢ م؛
كنبو، محمدصالح، شاه جهان نامه، به كوشش غلام یزدانی و وحید قریشی، لاهور، ١٩٦٦ م؛
نهاوندی، عبدالباقی، مآثر رحیمی، به كوشش محمد هدایت حسین، كلكته، ١٩٢٥ م؛
واضح، مباركالله، تاریخ ارادت خان، به كوشش غلام رسول مهر، لاهور، ١٩٧١ م؛
نیز:
EI٢;
Elliot, H. M., History of India, Lahore , ١٩٧٦;
Great World Atlas (The Reader, s Digest), London, ١٩٨٦;
Malik, Zahiruddin, The Reign of Muhammad Shad, Bombay etc., ١٩٥٢;
Misra. S. C., The Rise of Muslem Power in Gujarat, Bombay, ١٩٨٢;
Rapson, E. J., The Cambridge History of India, New Delhi, ١٩٨٧;
Robinson , Francis, Separatism Among Indian Muslims, London, ١٩٧٤;
The World Almanac, ١٩٩٣.
محمدحسن گنجی