دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٣٩ - چناران
چناران
نویسنده (ها) :
محسن احمدی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چِناران، شهرستان و شهری در استان خراسان رضوی:
شهرستان چناران
این شهرستان از شمال به شهرستان درهگز، از شمال شرقی و شرق به شهرستان مشهد، از جنوب به شهرستان نیشابور و از غرب به شهرستان قوچان محدود است (قنبری، ٥). شهرستان چناران از دو بخش مرکزی و گلبهار تشکیل شده، و دارای دو شهر به نامهای چناران و گلمکان و ٥ دهستان است که مرکز آن شهر چناران است ( نشریه ... ، بش ). این شهرستان در سرشماری سال ١٣٨٥ش دارای ٥٣٣‘١٠٨ تن جمعیت بوده است («درگاه ... »، بش ).
چناران پیشتر یکی از بخشهای شهرستان مشهد بهشمار میرفت و مرکز آن روستای حاجی نصیر بود. پس از آنکه کارخانۀ قند در آن بنیاد نهاده شد، گسترش یافت و به صورت شهرستان درآمد (جغرافیا ... ، ٣٤). جدایی چناران از مشهد و تأسیس شهرستانی بدین نام در ١٣٦٩ش صورت گرفت (قنبری، همانجا). رشته کوههای بینالود در جنوب، و هزارمسجد در شمال آن قرار دارد.
چناران بر سر راه مشهد به قوچان واقع شده، و دارای آب و هوای معتدل و خشک است (جعفری، ٣٩٦). در برخی از مآخذ آب و هوای این شهرستان به ٣ نوع نیمهبیابانی (کوهپایهای)، معتدل کوهستانی و سرد کوهستانی تقسیم شده است (قنبری، ٤٢). رودهای کوچک و بزرگی که از کوههای بینالود و هزارمسجد واقع در شمال و جنوب چناران سرچشمه میگیرند، به کشفرود که مهمترین رودخانۀ شمال خراسان بهشمار میآید، میپیوندند. این رود از میان دشت چناران میگذرد (همو، ٤٤، ٤٩). مهمترین فراوردههای کشاورزی چناران چغندر قند، غلات و میوه است (جغرافیا، همانجا).
شهر چناران
این شهر در ٥٥ کیلومتری شمال غربی مشهد در °٥٩ و´٧ طول شرقی و°٣٦ و´٣٩ عرض شمالی واقع است (جعفری، همانجا). از عواملی که در پیدایش شهر چناران مؤثر بودهاند، افزون بر کارخانۀ قند که کار ساخت آن در ١٣٣٣ش آغـاز شد، احداث بـزرگراه آسیـایی تهران ـ مشهد و قرارگرفتن آن در کنار این بزرگراه، وجود منابع آب فراوان و توسعۀ کشاورزی را میتوان نام برد (قنبری، ١٢٧). برطبق سرشماری سال ١٣٨٥ش شهر چناران دارای ٧٣٥‘٤١ تن جمعیت بوده است («درگاه»، بش ).
پیشینیۀ تاریخی
گذشته از روستای رادکان، کهنترین اثری که در شهرستان چناران بر جای مانده، خرابههای شهر منیجان است که آن را به منیجه (منیژه) دختر افراسیاب [شاه افسانهای توران] نسبت داده، و از آبادانیهای او دانستهاند (اعتمادالسلطنه، مرآة ... ، ٤ / ٢٢٦٧). این خرابهها اکنون در ٦ کیلومتری جنوب شرقی شهر چناران قرار دارد (قنبری، ٧٧). همچنین بهعقیدۀ برخی، کشته شدن یزدگرد اول ساسانی (٤٢٠م) در چشمۀ سبز روی داده که پیشتر از توابع طوس بهشمار میرفته است (حمدالله، ٢٤١). این چشمه دریاچهای دائمی است که امروزه در ٢٣ کیلومتری جنوب روستای گلمکانِ شهرستان چنـاران قـرارگرفته است (قنبری، ٥١). بـرابـر پارهای از روایتها، اسبی زیبا از درون چشمۀ سبز بیرون آمد و با لگدی که به سینۀ یزدگرد زد، او را کشت (پیرنیا، ١٩٨؛ دیاکونف، ٣٩٥).
از سالهای پایانی سدۀ ٨ ق / ١٤م نام چناران در برخی از رویدادهای تاریخی دیده میشود، چنانکه امیرتیمورگورکانی به هنگام یورش به بغداد (٧٩٥ق / ١٣٩٣م، در این باره، نک : میرجعفری، ٣٢) دستور داد امیرزاده شاهرخ از راه چناران برود (شرفالدین، ٢ / ٢٥٩-٢٦٠). در ٨٥٥ ق / ١٤٥١م در چناران جنگی میان میرزا بابر و برادرش سلطان محمد (فرزندان بایسنقرمیرزا تیموری) روی داد که به شکست و کشته شدن سلطان محمد انجامید (اسفزاری، ٢ / ١٧٢-١٧٣؛ روملو، ٣٠٥-٣٠٦). در ٨٧٤ ق / ١٤٦٩م چناران بار دیگر میدان جنگ دو شاهزادۀ دیگر تیموری به نامهای یادگار محمد میرزا (نوادۀ بایسنقر) و سلطان حسین میرزا (نوادۀ بایقرا) گردید که در آن یادگار محمدمیرزا شکست خورد (همو، ٤٩٥).
شاه عباس اول (سل ٩٩٦- ١٠٣٨ق / ١٥٨٨- ١٦٢٩م) برای جلوگیری از حملۀ ترکمنها و ازبکها، طایفههایی از کردان جنگجو را از غرب ایران به خراسان منتقل ساخت و از مرز استراباد تا چناران، ٥ ناحیۀ کردنشین تشکیل داد (بارتولد، ١١٣). در روزگار شاه سلطان حسین (سل ١١٠٥-١١٣٥ق / ١٦٩٤-١٧٢٢م) که امور کشور نابسامان بود، کردهای خراسان با طایفۀ گرایلی به زدوخورد پرداخته، آنها را بیرون راندند و خود جایگزین آنان شدند. با این رویداد سرزمینی که از چناران علیا (نزدیک مشهد) تا چناران سفلا (حوالی بجنورد) را دربر میگرفت به کردهای زعفرانلو اختصاص یافت (اعتمادالسلطنه، مطلع ... ، ١ / ١٥٦- ١٥٨). بنا بر نوشتۀ محمدحسین مستوفی، در دورۀ شاه سلطان حسین، قلعۀ چناران نیز در دست طایفۀ زعفرانلو ــ که یکی از ٤ طایفۀ بزرگ کُرد در خراسان بهشمار میرفت ــ بوده است (ص ٤١٠).
در زمـان نـادرشـاه افـشـار (سل ١١٤٨-١١٦٠ق / ١٧٣٥-١٧٤٧م) چناران از جایگاههای ویژه برای پرورش گونهای اسب اصیل شده بود (شعبانی، ٤٨٠). این نوع اسب که در آن روزگار بسیار گرانبها بود، از آمیختگی اسب زیبای عربی و مادیان نیرومند خراسانی به دست میآمد (ملکم، II / ٢٣١-٢٣٢). در ١٢١٠ق / ١٧٩٥م آقامحمدخان قاجار با سپاهی بسیار برای برقراری نظم روانۀ خراسان شد؛ امیرگونه خان و پسرش مَمِشخان زعفرانلو که در چناران فرمانروا بودند، به او پیوستند (سپهر، ١ / ٨٠). در زمان فتحعلی شاه قاجار، ممش خان حاکم چناران از اطاعت شاه قاجار سرپیچی کرد. فتحعلی شاه در ١٢١٣ق دو تن از سرداران خود به نامهای صادق خان شقاقی و حسین خان قاجار قزوینی را برای سرکوبی وی به چناران فرستاد و ممشخان به مشهد پناه برد (همو، ١ / ١٠٢-١٠٣). در ١٢١٧ق / ١٨٠٢م فتحعلی شاه بار دیگر به خراسان رفت و مشهد را محاصره کرد و نیز حسینخان قزوینی را با گروهی برای دفع ممشخان و تسخیر قلعۀ چناران فرستاد، ولی به سبب بروز قحطی در مشهد و ظاهراً به شفاعت برخی از رهبران مذهبی، دست از محاصره برداشت و به تهران بازگشت (همو، ١ / ١١٩).
به عقیدۀ برخی از پژوهندگان، چناران در روزگار فرمانروایی ممشخان در اوج شکوفایی و شهرت به سر میبرده، و از موقعیت مهمی برخوردار بوده است (توحدی، ١ / ١٩٣؛ ییت، ٢٩٧-٢٩٨). چناران در حکومت رضاقلیخان زعفرانلو (برادر ممشخان) بر خبوشان، به تصرف وی درآمد (سپهر، ١ / ٤٢٨). در ١٢٤٧ق / ١٨٣١م نایبالسلطنه (عباس میرزا) قلعۀ امیرآباد چناران را که از ساختههای رضاقلیخان بود، گرفت و ویران ساخت و حکومت چناران را به کریمخان زعفرانلو برادرزادۀ ممشخان سپرد (همو، ١ / ٤٧٩-٤٨٠).
حکیمالممالک که در ١٢٨٦ق / ١٨٦٩م به همراه ناصرالدین شاه قاجار به خراسان سفرکرده، چناران را قصبهای ویران، با ٣٠٠ خانوار فارسیزبان گزارش کرده است. در این زمان از ویرانههای قلعۀ امیرآباد چناران هنوز آثاری برجای بوده است (ص ٢٠٧). او همچنین از روستاها، زمینهای کشاورزی، باغهای پردرخت و میوههای بلوک چناران یاد کرده است (ص ٣٠٤)، چنانکه امروزه هم در درههای کوهستانی و نیز در دشت چناران باغهای میوه، زمینهایی زیر کشت گندم و جو، و نباتات صنعتی به فراوانی دیده میشوند (قنبری، ١٨٨- ١٨٩).
مآخذ
اسفزاری، محمد، روضات الجنات، به کوشش محمدکاظم امام، تهران، ١٣٣٩ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٨ش؛
همو، مطلع الشمس، تهران، ١٣٥٥ش؛
بارتولد، و. و.، جغرافیای تاریخی ایران، ترجمۀ همایون صنعتیزاده، تهران، ١٣٧٧ش؛
پیرنیا، حسن، ایران قدیم، تهران، ١٣٠٨ش؛
توحدی، کلیمالله، حرکت تاریخی کُرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران، مشهد، ١٣٧١ش؛
جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
جغرافیای استان خراسان، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٤ش؛
حکیم الممالک، علینقی، روزنامۀ سفر خراسان، تهران، ١٣٥٦ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
«درگاه ملی آمار» (نک : مل ، SCI)؛
دیاکونف، میخائیل، تاریخ ایران باستان، ترجمۀ روحی ارباب، تهران، ١٣٤٦ش؛
روملو، حسن، احسن التواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٤٩ش؛
سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ ( تاریخ قاجاریه)، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ١٣٧٧ش؛
شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به کوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٣٦ش؛
شعبانی، رضا، مختصر تاریخ ایران در دورههای افشاریه و زندیه، تهران، ١٣٧٨ش؛
قنبری، احمد، جغرافیای شهرستان چناران، مشهد، ١٣٨١ش؛
مستوفی، محمدحسین، «آمار مالی و نظامی ایران در ١١٢٨ق»، فرهنگ ایران زمین، تهران، ١٣٥٣ش، ج ٢٠؛
میرجعفری، حسین، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دورۀ تیموریان و ترکمانان، اصفهان، ١٣٧٥ش؛
نشریۀ اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی به همراه مرکز، معاونت سیاسی وزارت کشور، تهران، ١٣٨٨ش؛
نیز:
Malcolm, J., The History of Persia, London, ١٩٧٠;
Yate, C. E., Khurasan and Sistan, Nendlen / Liechtenstein, ١٩٧٧;
SCI, www.sci. org.ir / portal / faces / public / census٨٥.
محسن احمدی