دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩١٨ - جیان
جیان
نویسنده (ها) :
محمدرضا ناجی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَیّان (به اسپانیایی: خائن)، شهر و مرکز ناحیهای به همین نام در جنوب اندلس، که امروزه جزو ناحیۀ آندالوثیا ست. جیان میان دشتی حاصلخیز که در جنوب رود گواذالکیویر (وادی الکبیر) گسترده است، قرار دارد. شمال شهر تا کنار رودخانه پوشیده از زمینهای کشاورزی و باغهای زیتون است. تپههای صخرهای مرتفع سانتاکاتلینا، که دژی بزرگ و استوار بر فراز آن قرار دارد، از جنوب شرقی و غرب، شهر را در بر میگیرد. جیان کهن در جنوب شهر جدید واقع شده است (عنان، الآثار... ، ٢٢١؛ EI٢).
جیان شهری بزرگ و استوار و از کهنترین مراکز اندلس بوده است (ابن حوقل، ١ / ١١٠؛ ابوالفدا، ١٧٧). ادریسی جیان را جزو اقلیم بشارات به شمار آورده است (٢ / ٥٣٧). براساس وصف نسبتاً کاملی که در منابع جغرافیایی اسلامی آمده، جیان شهری بوده است نیکو و حاصلخیز با کالاهای ارزان و گوشت و عسل فراوان. شهر در دامنۀ کوهستان واقع بود و باغها و مزارع غلات و حبوبات بسیار داشت. رود بزرگ بُلّون از یک میلی شهر میگذشت و آسیاهای بسیار بر آن ساخته بودند. افزون بر آن، آبگیر بزرگ جیان و چشمههای بسیار که در پایین باروی شهر جاری بود، آب لازم را برای حمامها، آبیاری اراضی، باغها و گردش آسیاها تأمین میکرد. بر روی برخی از این چشمهها سقفهایی گنبدی از گذشتههای دور برپا بود. قلعۀ جیان ــ موسـوم بـه قلعـۀ حَـزم (نک : ابـن قوطیـه، ٥٩) ــ قلعهای بود بسیار مستحکم و راهی پلکانی داشت. جیان همچنین دارای مسجد جامع، بازارهایی بسیار و پر رونق بود و حریر نیکو و فراوان در آنجا به عمل میآمد. پرورش کرم ابریشم در روستاهای جیان رواج داشت (ادریسی، ٢ / ٥٦٨؛ ابن عبدالمنعم، ١٨٣).
ناحیۀ بزرگ و پهناور جیان از جنوب به نواحی البیره و غرناطه، از شرق به تدمیر و مرسیه، از شمال به طلیطله، و از غرب به قرطبه محدود بود (یاقوت، ٢ / ١٦٩؛ ابوالفدا، ١٧٦) و شهرها و روستاهای بسیار داشت (نک : همو، ١٧٧؛ ابن عبدالمنعم، ١١٣، ٢٠٢، ٣٤٩، جم ). ادریسی شمار روستاهای آن را بیش از ٣ هزار نوشته است (همانجا). پس از فتح اسلامی دستههایی از قبایل مختلف عرب، از جمله سپاهیان قِنَّسرین شام، در این ناحیه ساکن شدند (نک : ابن قوطیه، ٤٤، ٤٥، ٥٠؛ ابن حزم، ١٩٢، ٢٤٦، جم ).
در زمان عبدالرحمان بن حکم (حک ٢٠٦- ٢٣٨ق / ٨٢١-٨٥٢ م)، مَسَرّه والی جیان در آنجا مسجد جامعی با ٥ رواق و ستونهای مرمری ساخت که مشرف بر همۀ شهر بود و صحنی فراخ داشت که پیرامونش پوشیده بود (ابن عبدالمنعم، ١٨٣). مقارن این ایام جیان ٢٠٠‘٢ تن مرد سپاهی برای جنگهای تابستانی (صوائف) گسیل میکرد (ابن حیان، چ مکی، ٢٧١).
در روزگار عبدالله بن محمد (حک ٢٧٥-٣٠٠ق / ٨٨٨-٩١٣م)،خیر ابن شاکر در جیان سر به شورش برداشت. لشکر اندلس شهر را محاصره کرد و دست به کشتار و ویرانی گشود، اما نتوانست خیر بن شاکر را به تسلیم وادارد. ابن حفصون، شورشگر بزرگ اندلس، برای تظاهر به دوستی با امیر عبدالله، ابن شاکر را از میان برداشت، اما خود بعداً به جیان تاخت و در آنجا قتل و غارت کرد. پس از آن، آشوب سراسر آن ناحیه را فراگرفت (عنان، دولة ... ، ١ / ٣٢٤). در ٢٩٢ق / ٩٠٥م لشکریان قرطبه در کنار رود بلّون، ابن حفصون را شکستی سخت دادند (ابن عذاری، ٢ / ١٤١) و در ٢٩٧ق / ٩١٠م نیز وی را از جیان عقب راندند (عنان، همان، ١ / ٣٣٨). سرانجام در ٣٠٠ق / ٩١٣م عبدالرحمان الناصر اموی، ابن حفصون را در جیان شکست داد و دژهای آنجا را از دست او خارج ساخت (ابن حیان، چ چالمتا، ٥ / ٦٠-٦١، ٦٥-٦٦).
پس از اضمحلال خلافت اموی در اندلس و به قدرت رسیدن سلیمان مستعین در ٤٠٣ق / ١٠١٢م در قرطبه، بنی بِرزال و بنییَفرن در جیان مستقر شدند (ابن عذاری، ٣ / ١١٣). هنگامیکه علی بن حَمّود در قرطبه ادعای خلافت کرد، دشمنانش در جیان نوادۀ عبدالرحمان ناصر، ملقب به مرتضى را به رهبری برگزیدند (عنان، همان، ١ / ٦٦٠). پس از آن جیان یک چند در دست خیران و زهیر عامری، حاکمان المریه، بود و سپس به تصرف حَبّوس و بادیس بن حبوس، حاکمان بنی زیری غرناطه (حک ٤١١-٤٦٥ق / ١٠٢٠-١٠٧٣م) درآمد (ابن عذاری، ٣ / ١٦٦-٢٦٤؛ عنان، دول ... ، ١٢٦، ١٦١-١٦٣).
سلطۀ معتصم بن صُمادح، حاکم المریه، بر جیان چندان نپایید و معتمد بن عبّاد حاکم اشبیلیه در ٤٦٦ق / ١٠٧٤م بر آنجا غلبه یافت (ابن خطیب، اعمال ... ، ٢٣٠، ٢٣٣-٢٣٤؛ عنان، همان، ٦٣، ١٤٢، ١٦٧- ١٦٨).
از ٤٨٣ق / ١٠٩٠م مرابطون فتح اندلس را آغاز کردند (عنان، همان، ٣٣٧). بَطی بن اسماعیل، سردار مرابطی، جیان را محاصره کرد و به صلح شهر را گشود (ابن ابی زرع، الانیس ... ، ١٥٤؛ قس: روایت ابن خطیب، همان، ١٦٣؛ عنان، همان، ٣٣٤، که از کمک آلفونسوی ششم، پادشاه قشتاله در دفع مرابطون حکایت دارد).
در اواخر سلطۀ مرابطون، چندی یوسف بن عبدالرحمان ابن جُزی، قاضی جیان و سپس سیفالدولة بن هود در ٥٣٩ ق / ١١٤٤م بر جیان استیلا یافتند. از سوی دیگر، آلفونسوی هفتم، پادشاه قشتاله خواهان تسلیم جیان بود (عنان، عصر ... ، ١ / ٣٢٠-٣٢١). در اواخر سال ٥٤٣ ق / ١١٤٨م موحدون جیان را که همچنان در معرض تهدید مسیحیان قشتاله بود، تصرف کردند (ابن ابی زرع، همان، ٢٦٣؛ عنان، همان، ١ / ٣٣٤، ٣٧٢).
در محرم ٥٥٥ / ژانویۀ ١١٦٠ ابن مَردَنیش، که در شرق اندلس برضد مرابطون قیام کرده بود، به یاری قشتالیان، جیان را بی هیچ مقاومتی گرفت و پدر زنش، ابراهیم بن هَمُشک را به امارت آنجا منصوب کرد (همان، ١ / ٣٧٣-٣٧٤، ٢ / ٣٩-٤٠). اما ابن همشک در ٥٦٤ ق / ١١٦٩م به فرمان موحدون درآمد و ابن مردنیش از خشم یک سال پیاپی بر جیان حمله میکرد. ابن همشک تا اوایل سال ٥٧١ ق / ١١٧٥م که به فرمان خلیفۀ موحدی به مغرب رفت، در امارت جیان باقی ماند (ابن خطیب، الاحاطة ... ، ١ / ٣٠٢؛ عنان، همان، ٢ / ٣٩-٤٠، ٥٧).
از اواخر سدۀ ٦ ق / ١٢م به بعد جیان بارها هدف حمله و تجاوز سپاهیان مسیحی به فرماندهی آلفونسوی هشتم، پادشاه قشتاله بود. موحدون نیز متقابلاً برخی پایگاههای آنان را تصرف یا تخریب کردند (نک : همان، ٢ / ٢٨٧-٢٩٢). سرانجام در ٦١٢ق / ١٢١٥م السید ابوربیع، والی جیان، و شیخ ابوالعباس بن ابی حفص، والی قرطبه، از طرف المستنصر خلیفۀ موحدی با آلفونسوی هشتم پیمان صلح بستند (همان، ٢ / ٢٣٣). اما دیری نگذشت که جیانِ تحت سلطۀ موحدون صحنۀ دو دستگی و نفاق گشت. در ٦٢١ ق / ١٢٢٤م عبدالله بن محمد بن یوسف حاکم موحدیِ جیان، برضد خلیفه عبدالواحد موحدی با عبدالله بن یعقوب المنصور، که در مرسیه ادعای خلافت کرد و العادل لقب گرفت، بیعت کرد (مراکشی، ٢٧٣؛ ابن خلدون، ٦ / ٣٣٨؛ عنان، همان، ٢ / ٣٥٠-٣٥١). عبدالله بن محمد بعداً خود را خلیفه خواند و ظافر لقب گرفت و سپس در بَیّاسه مستقر شد و به بَیّاسی ملقب گردید. بیاسی با فرناندوی سوم، پادشاه قشتاله متحد شد (ابن عبدالمنعم، ١٢١؛ عنان، همان، ٢ / ٣٥٢) و در ٦٢٢ ق / ١٢٢٥م همراه وی به جیان تاخت و نزدیک به ٥٠٠‘١ تن از مردم آن ناحیه را کشت. آنان در سال بعد نیز جیان را محاصره کردند، اما پادگان موحدی به سرداری عمر بن عیسى و یاری گروهی از سواران مسیحی ایستادگی کرد (همان، ٢ / ٣٥٧- ٣٥٨). چندی بعد در ٦٢٥ ق / ١٢٢٨م پرچم مخالفتی دیگر را محمد بن یوسف بن هود برافراشت و به هواخواهی عباسیان بر شهرهایی از جنوب اندلس، مانند جیان مستولی شد (همان، ٢ / ٣٩١-٣٩٢).
جیان در ٦٢٧ ق / ١٢٣٠م بار دیگر برابر محاصرۀ فرناندوی سوم ایستاد (نک : همان، ٢ / ٤٠٠-٤٠١). پس از سقوط حکومت موحدون در اندلس، محمد ابن احمر در ٦٢٩ ق / ١٢٣٢م در ارجونه، از توابع جیان ادعای استقلال کرد و در سال بعد جیان را به پایتختی برگزید (همان، ٢ / ٤١٤، ٤٦٧، ٤ / ٥٢، نهایة ... ، ٥٢). ابن احمر پس از مرگ ابن هود (٦٣٥ ق / ١٢٣٨م) در غرناطه مستقر شد (همو، عصر، ٢ / ٤٣٠).
با این حال، جیان همچنان از سوی مسیحیان تهدید میشد. در ٦٤٢ ق / ١٢٤٤م فرناندوی سوم لشکری به فرماندهی پسرش آلفونسو به ناحیۀ جیان فرستاد و بر چند دژ از قلمرو ابن احمر مستولی شد و سال بعد نیز جیان را در محاصره گرفت. چون تجاوزات مسیحیان بالا گرفت، ابن احمر ناگزیر در اواخر سال ٦٤٣ ق / ١٢٤٥م با پادشاه قشتاله پیمان صلحی بست و به شرط عدم تجاوز او، شهر جیان و دژهای تابعه و چند شهر دیگر را به وی تسلیم کرد و تابعیت پادشاه قشتاله را پذیرفت و افزون بر این، پرداخت باج سالیانهای به مبلغ ١٥٠ هزار مُراویدی را تعهد کرد (ابن ابی زرع، الذخیرة ... ، ٦٨؛ ابن خطیب، الاحاطة ... ، ٢ / ٩٩؛ عنان، همان، ٢ / ٤٣٢-٤٣٣، ٤٦٦- ٤٦٩).
قشتالیان پس از تصرف جیان، مسجد جامع آنجا را به کلیسا بدل کردند و در آنجا جشن پیروزی گرفتند. بیشتر مسلمانان شهر را ترک کردند و در شهرهای جنوبی اندلس پراکنده شدند و فرناندو خانههای شهر را میان سواران بزرگ خویش تقسیم کرد (همان، ٢ / ٤٦٨- ٤٦٩). در سدههای ٧- ٨ ق / ١٣-١٤م بنی نصر و بنی مَرین جیان را بیآنکه بازگیرند، بارها تصرف و تخریب کردند (همو، نهایة، ١١٠، ١٤٨- ١٤٩؛ ابن خطیب، همان، ٢ / ٤٧، ٨٣-٨٤؛ EI٢).
جیان در دورۀ اسلامی خاستگاه شماری از عالمان و ادیبان نامدار بوده است که از آن جملهاند: ابوعلی حسین بن محمد بن احمد غسّانی جیانی (د ٤٩٨ق / ١١٠٥م)، محدث و رجالی و ادیب؛ یوسف بن محمد جیانی اندلسی (د ٥٤٥ ق / ١١٥٠م)، محدث که به شرق سفر کرد و در بلخ اقامت گزید (یاقوت، ٢ / ١٦٩-١٧٠)؛ ابوذر مُصعب بن محمد خُشَنی معروف به ابن ابی رَکب (د ٦٠٤ ق / ١٢٠٧م)، لغوی، قاضی و فقیه (ابن عبدالمنعم، ١٨٤)؛ و ادیبان و نویسندگانی همچون حسن بن احمد عقیلی و احمد بن محمد قیسی فندری (د ٥٥٩ ق / ١١٦٤م، نک : عنان، عصر، ٢ / ٦٨٢، ٦٨٦) و یحیی الغزال، شاعر که سفیر عبدالرحمان دوم به دربار روم بود، و ابومحمد بن جَریر جیانی (EI٢).
از دورۀ اسلامی آثاری چند در جیان بازمانده که مهمترین آنها قلعه یا قصبه است که ویرانههای آن اکنون دژ سانتا کاتالینا نامیده میشود. برج بزرگ قصبه با عرض حدود ١٥ متر و ارتفاع نزدیک ٣٠ متر در وسط ویرانهها برپا ست. در فضای وسیع پشت این برج بقایای باروها و طاقها و برجهای کوچک قرار دارد و در میدان روبهروی قلعه آثاری از مصلای کهن اسلامی به چشم میخورد. کلیسای بزرگ جیان نیز که در جای مسجد جامع قدیم واقع شده، بنایی است با شکوه که با تندیسها و تزیینات زیبا آذین یافته و دارای دو گلدستۀ بزرگ و همانند است (نک : عنان، الآثار، ٢٢٣-٢٢٤). در بخش کهن شهر بنایی موسوم به «حمامهای عربی» وجود دارد که طاقهای دو ردیفه و پارهای مشخصات دیگر آن نشان میدهد که ظاهراً نمازخانه یا مسجدی کوچک بوده است. در مجاورت حمامهای عربی، کلیسای کوچک و سادۀ سانتا مجدلینا واقع است که از کهنترین کلیساهـای جیـان است و نمـایی عربی ـ موریسکی دارد (همان، ٢٢٦-٢٢٧).
مآخذ
ابن ابی زرع، علی، الانیس المطرب، رباط، ١٩٧٢م؛
همو، الذخیرة السنیة، رباط، ١٩٧٢م؛
ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٦٧م؛
ابن حیان، حیان، المقتبس، به کوشش چالمتا و دیگران، مادرید، ١٩٧٩م؛
همان، به کوشش محمودعلی مکی، بیروت، ١٣٧٣ق / ١٩٧٣م؛
ابن خطیب، محمد، الاحاطة، به کوشش محمدعبدالله عنان، قاهره، ١٩٧٣-١٩٧٤م؛
همو، اعمال الاعلام، به کوشش لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٥٦م؛
ابن خلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٤م؛
ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٨٣م؛
ابن قوطیه، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره / بیروت، ١٤١٠ق / ١٩٨٩م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه؛
عنان، محمد عبدالله، الآثار الاندلسیة الباقیة فی اسبانیا و البرتغال، قاهره، ١٣٨١ق / ١٩٦١م؛
همو، دولة الاسلام فی الاندلس، قاهره، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
همو، دول الطوائف، قاهره، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
همو، عصر المرابطین و الموحدین فی المغرب و الاندلس، قاهره، ١٤١١ق / ١٩٩٠م؛
همو، نهایة الاندلس، قاهره، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
مراکشی، عبدالواحد، المعجب، به کوشش محمد سعید عریان و محمد عربی علمی، قاهره، ١٣٦٨ق / ١٩٤٩م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
EI٢.
محمدرضا ناجی