دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٧ - احمد نگر
احمد نگر
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢١ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدْنَگَر، نام شهر و مرکز شهرستانی به همین نام. این شهر در °١٩ و ´٧ عرض شمالی و °٧٢ و ´٣٠ طول شرقی واقع شده است (سامی، ١/ ٨٠٠).
احمدنگر در ایالت مَهاراشترا در غرب شبهجزیرۀ هندوستان و در ١٢٥ میلی شرق بمبئی بر کنار رود سینا قرار گرفته است (بریتانیکا؛ بستانی، ٢/ ٥٩٨؛ دائرةالمعارف آریانا، ٢/ ٥١٦؛ BSE٣, II/ ٤٦١). مساحت شهرستان احمدنگر، ٠٥٨‘١٧ کم ٢ است (EI٢). نزدیک این شهر ایستگاهی از خطوط عمدۀ راهآهن هند واقع شده است. تا ١٩٥٠م بخش بزرگی از مهاراشترا جزئی از منطقه و استان بمبئی بود، ولی از ١٩٦٠م آن بخش از مهاراشترا، از استان بمبئی جدا شد و تمام آن به صورت ایالتی مستقل درآمد (BSE٣, X/ ٢٠٠, XV/ ٥٢٢). در ١٩٧١م جمعیت شهر ٢٧٥‘١١٧ نفر و جمعیت شهرستان ٥٥٥‘٢٦٦‘٢ نفر بوده (بریتانیکا)، و در ١٩٨١م جمعیت شهر به ٩٣٧‘١٤٣ و جمعیت شهرستان به ٣٠٩‘٧٠٨‘٢ نفر («دائرةالمعارف...»، II/ ١٧١) افزایش یافته است.
شهر احمدنگر به دستور احمد نظام شاه (ه م)، بنیادگذار سلسلۀ نظام شاهیان، بنا شده است (EI٢؛ لغتنامه). در برهان مآثر آمده است که احمد نظام شاه فرمان داد تا میان دو شهر جنیر و دولتآباد، در محلی که از جهت مسافت وسط حقیقی آن دو شهر محسوب میشد، شهری بنا کنند. گویا این ناحیه از نظر لطافت آب و هوا و سرسبزی مناسب بوده است (طباطبا، ٢١٣). معماران و بنّایان اساس شهر را بنا نهادند که مشتمل بر منازل و مساکن و بازارها بود (همو، ٢١٥). چنین برمیآید که نام شهر احمدآباد گُجرات که منسوب به سلطان احمد گجراتی است، انگیزۀ احمد نظام شاه شده باشد تا نام خود را برآن شهر گذارد و آن را احمدنگر بنامد (همو، ٢١٦). وی از اولاد برهمنان ویجانگر و نام اصلیش تیمابهت بود (خافی خان، ٣/ ١٤٠). از اینرو بعید نمینماید که نظام شاه واژۀ نگر را به نام احمد افزوده باشد، زیرا نگر در زبان ساسکریت به معنای شهر و آبادی است (مونیر ویلیامز، ٥٢٥). بیشتر مآخذ آغاز بنای شهر را ١٤٩٤م (٨٩٩ق) نوشتهاند (EI٢؛ لاروس بزرگ؛ BSE٣, II/ ٤٦١)، ولی برخی، تاریخ بنای شهر را ١٤٩٥م ذکر کردهاند («دائرةالمعارف»، همانجا). مؤلف منتخب اللباب مینویسد که احمدبن نظامالملک «بنای قلعۀ احمدنگر به نام خود انداخته، حصاری به کمال استحکام یافته... خطبه به نام خود خوانده [و] خویش را سلطان احمد نظام شاه بحری نامیده» است (خافی خان، ٣/ ١٢٤). در دوران احمد نظام شاه، این شهر مدارج ترقی و رفاه پیمود و در دوران فرمانروایی فرزندش برهان نظام شاه (١٥١٠-١٥٥٣م) یکی از مراکز علمی و فرهنگی شد («دائرةالمعارف»، همانجا).
نظام شاهیان از ٨٩٥ تا ١٠٠٤ق بیش از یک سده بر منطقۀ احمدنگر فرمانروایی داشتند (نک : نوایی، تعلیقات بر تکملة، ١٧٧، تعلیقات بر شاه طهماسب، ٨١).
چنین به نظر میرسد که مذهب تشیع در سرزمین احمدنگر و منطقۀ فرمانروایی نظام شاهیان دکن رواج داشته است. عبدی بیگ در ستایش از کوششهای شاه طهماسب صفوی، ضمن اشاره به رواج مذهب تشیع، متذکر شده است که آیین مزبور «در ممالک غیر محروسۀ آن حضرت نیز بیمزاحمی معمول است، چنانکه در هندوستان پادشاه نظامالملک و سپاهی و رعایای او اغین مذهب دارند» (نویدی، ٤١).
در ١٠٠٤ق/ ١٥٩٦م دانیال پسر اکبرشاه مأمور تسخیر دکن شد. در این زمان برهان نظام شاه ثانی، هفتهمین فرمانروا از سلسلۀ نظام شاهیان درگذشت و عادل شاه فرمانروای بیجاپور، به احمدنگر لشکر کشید (خافی خان، ١/ ٢٠٤)، ولی این کار سرانجامی نداشت. در ١٠٠٨ق قلعۀ احمدنگر به محاصرۀ سپاه دانیال درآمد، اما کاری از پیش نرفت (همو، ١/ ٢١٣-٢١٥) و مهاجمان ناگزیر به کندن نقب پرداختند. محاصره حدود ٤ سال به درازا کشید، سرانجام قلعه و شهر در ١٠١٢ق/ ١٦٠٣م به تصرف مهاجمان درآمد (همو، ١/ ٢١٣-٢١٤). پس از تصرف احمدنگر قلمرو فرمانروایی سلسلۀ مغول کبیر از قندهار (افغانستان) و سرینگر (کشمیر) تا احمدنگر گسترش یافت (حکمت، ٤٩) و این شهر ضمیمۀ امپراتوری مغول شد. پس از درگذشت اورنگ زیب، شهر زیر فرمان دولت هندی مَراتا قرار گرفت و در ١٨٠٣م (١٢١٨ق) دولت رائوسیندیا ناگزیر از تسلیم آن به آرتورلِسلی دوکِ ولینگتن شد (EI٢). از آن پس احمدنگر به صورت سرزمین مستعمره و وابسته به امپراتوری بریتانیا درآمد.
از حوادث مهم این شهر در دوران معاصر زندانی شدن اعضای کمیتۀ عاملۀ حزب کنگرۀ هند در ماههای مارس و آوریل ١٩٤٥ در زندان دژ احمدنگر بوده است (نهرو، ٢/ ٩٤١).
احمدنگر امروز از مراکز صنعتی و بازرگانی ایالت مهاراشترای هند و از بازارهای عمدۀ تجارتی است. وجود راهآهن عامل مهمی در این زمینه بوده است. این شهر دارای کارخانههای پنبه پاککنی، پارچهبافی، چرمسازی، تولید ظروف مسین و صنایع دستی است (BSE٣, II/ ٤٦١).
از بناهای تاریخی شهر، کاخهای شاهان قدیم و بازارهای زیبای آن است (بستانی، ٢/ ٥٩٨).
مآخذ
بستانی، پطرس، دائرةالمعارف، بیروت،١٢٩٤ق/ ١٨٧٧م؛
حکمت، علیاصغر، سرزمین هند، تهران، ١٣٣٧ش؛
خافی خان نظام الملکی، محمدهاشم، منتخب اللباب، ج ١، به کوشش کبیرالدین احمد و غلام قادر، کلکته، ١٨٦٨م، ج ٣، به کوشش سر ولزلی هیگ، کلکته، ١٩٢٥م؛
دائرةالمعارف آریانا، کابل، ١٣٣٠ش؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
طباطبا، سیدعلی، برهان مآثر، دهلـی، ١٣٥٥ق/ ١٩٣٦م؛
لغتنامـۀ دهخدا؛
نوایی، عبدالحسین، تعلیقات بـر تکملـة الاخبار (نک : هم ، نویدی)؛
همو، تعلیقات بر شاه طهماسب صفوی، تهران، ١٣٥٠ش؛
نویدی، زینالعابدین، تکملة الاخبار، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٩ش؛
نهرو، جواهر لعل، کشف هند، ترجمۀ محمود تفضلی، تهران، ١٣٦١ش؛
نیز:
Britannica;
BSE٣;
EI٢;
Grand Larousse;
Monier-Williams, M., A Sanskrit-English Dictionary, Oxford, ١٩٦٤;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٩.
عنایتالله رضا