دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٤٧ - جوناگره
جوناگره
نویسنده (ها) :
هدی سید حسین زاده
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٤ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جوناگَرْه، یا جوناگده، ناحیه و شهری تاریخی با همین نام در جنوب غربی ایالت گجرات در هند. ناحیۀ جوناگره در جنوب غربی شبه جزیرۀ کاتهیاوار واقع شده، و از جنوب غرب بهدریای عرب محدود است. این ناحیه بهجز در تپهها و جنگل گیرنار، زمینهای هموار دارد و مساحت آن ٦٠٧‘١٠ کمـ ٢ است. شهر جوناگره مرکز آن در °٢١ و ´٣١ عرض شمالی و °٧٠ و´٣٦ طول شرقی واقع شـده است و بخشـی از جلگـۀ کم ارتفاع کاتهیاوار را تشکیل ـ میدهد. میانگین بارندگی جوناگره ٨٤٤ میلیمتر است. پارک ملی در نزدیکی جوناگره تنها مکانی است که هنوز شیر آسیایی در آنجا به حیات خود ادامه میدهد (جانسن، ٢٨٩؛ بریتانیکا).
تاریخچه
آثار و بقایای برجای مانده از دوران باستان و دوران اسلامی جوناگره نشان از پیشینۀ کهن این ناحیه دارد. از آن جمله میتوان به این آثار اشاره کرد: کتیبهای از چاندراگوپتا از سلسلۀ موریا که در آن دستور ساختن سدی را صادر کرده است؛ ١٤ فرمان آشوکا (د ٢٣٨ قم) بر صخرههای گیرنار که شامل پندها و راهنماییهای او برای مردم خویش است؛ غارهای بودایی با تاریخ سدۀ ٣ قم و کتیبههایی از سدۀ ٩ ق / ١٥ م که دربارۀ کشاکش سیاسی ساکنان منطقه است؛ زیارتگاه زائران چینی بر فراز تپۀ گیرنار، و معبد مشهور سومنات (مجومدار، «هند ... »، ٢٣٨، «تاریخ ... »، ٢٧؛ سرکر، ٢٤٢-٢٧٦؛ موهان، ٤٣, ٤٦؛ داف، ٣٣ ؛ «عصر ... »، ٢٧؛ بریتانیکا).
سلطـان محمـود غزنوی (سل ٣٨٩-٤٢١ق / ٩٩٩-١٠٣٠م) در لشکرکشی به هند، راجپوتها را شکست داد و تا جوناگره پیش رفت و معبد سومنات را که پرستشگاه اصلی هندوها بود، در ٤١٦ق / ١٠٢٥م ویران کرد و به دستور وی مسجدی در محل معبد ساخته شد (منهاج سراج، ١ / ٢٢٩؛ شبانکارهای، ٥٦-٥٧؛ خوافیخان، ٣ / ٦).
براساس کتیبههای جوناگره، در ٦٨٥ ق / ١٢٨٦م این شهر مرکزِ «صدر» (ظاهراً نماینده یا سرپرست) مسلمانان بود که بر اعزام زائران مسلمان برای سفر به مکه از طریق بندر بلاول نظارت داشت (EI٢, II / ٥٩٧).
در ٦٩٧ ق / ١٢٩٨م الغخان برادر سلطان علاءالدین خلجی در لشکرکشی به این ناحیه بقایای معبد سومنات را ویران کرد و در ٧٥٠ق / ١٣٤٩م محمد بن تغلق پس از مدتی انتظار، سرانجام قلعۀ جوناگره را به تصرف درآورد (داف، ٢٢٢؛ EI٢، همانجا).
جوناگره بارها از سوی سلاطین گجرات مورد تاخت و تاز قرار گرفت. در ٧٩٧ق / ١٣٩٥م و ٨٠٤ ق / ١٤٠٢م ظفرخان، سلطان گجرات بـه سومنات لشکر کشید. احمدشاه اول (سل ٨١٤-٨٤٦ ق / ١٤١١-١٤٤٢م) نیز در ٨١٧ ق با شکست راجۀ جوناگره، قلعۀ آن را تصرف کرد (پاول ـ پرایس، ٢١٠).
محمـودبیگـره (حک ٨٦٣-٩١٧ق / ١٤٥٩-١٥١١م) پس از یک بار شکست در فتح قلعۀ جوناگره در ٨٧١ ق، سرانجام در ٨٧٦ ق آنجا را تصرف کرد (اسمیث، ٢٧٦؛ داف، ٢٦١) و نام شهر را به «مصطفىآباد» تغییر داد (راس، ٣١٠؛ مارشال، ٦١٢)، اما جوناگره همچنان نام اصلی خود را حفظ کرد. از آن پس بسیاری از علما و دانشمندان مسلمان از احمدآباد گجرات به جوناگره رفتند و در آنجا اقامت گزیدند (EI٢، همانجا). جوناگره تحت حکمرانی سلاطین گجرات بـود تـا اینکه در دورۀ پادشاهی اکبر (سل ٩٦٣-١٠١٤ق / ١٥٥٦-١٦٠٥م) توسط اعظمخان حکمران گجرات در ٩٩٨ق به اطاعت بابریان درآمد (بدائونی، ٢ / ٢٦١، ٢٧٠-٢٧١؛ بهکری، ٢ / ٣٢٧) و مانند قسمتی از صوبۀ گجرات فوجدارانی از سوی نظام گجرات برای آن تعیین میشدند («فرهنگ ... »، XIV / ٢٣٦؛ EI٢، همانجا). از میان این فوجداران میتوان در دورۀ اکبر از راجه رأی سنگه (بدائونی، همانجا)، در دورۀ جهانگیر از خرم پسرخان اعظم ( توزک ... ، ٨٩) و در دورۀ اورنگزیب از قطبالدین خویشگی نام برد (بختاورخان، ١ / ١٤٣، ٢٣٥، ٢٨٤-٢٨٥؛ خوافیخان، ٢ / ١٢٩؛ قابلخان، ٢ / ١١٠٠).
از ١١٤٨ق / ١٧٣٥م خاندان نوابان مسلمان جوناگره قدرت را در اختیار گرفتند و نزدیک به دو سده (١٧٣٥-١٩٤٧م) بر آنجا حکومت کردند. نیای آنها بهادر خنجیبابی از افغانستان به هند مهـاجرت کرده، و به خدمت همایون (سل ٩٣٧-٩٦٣ق / ١٥٣١-١٥٥٦م، در دو مرحله) درآمده بود. پس از آن افراد این خانواده در طی حکومت ٥ پادشاه بابری از صاحبمنصبان برجسته بودند و سالها نیز به عنوان فوجداران جوناگره خدمت کردند. در پی ضعف صوبه دارگجرات، شیرخان بابی که فوجدار جوناگره بود، دوستعلی، فوجدار محلی را بیرون راند و به عنوان نخستین نواب جوناگره (حک ١١٦١-١١٧١ق / ١٧٤٨-١٧٥٨م) استقلال خود را اعلام، و حکومت نوابان جوناگره را بنیان گذاشت. پس از وی جانشینانش بر جوناگره فرمان راندند (نک : «جوناگده»، npn.).
در آغـاز استقلال هند، محمـد کاتب خنجـی سوم (حک ١٣٣٠-١٣٧٨ق / ١٩١١-١٩٥٩م) ترجیح داد که جوناگره تحت حاکمیت پاکستان باشد و در ١٥ اوت ١٩٤٧ موافقت خود را با الحاق جوناگره به پاکستان اعلام کرد؛ اما در پی مخالفت اکثریت هندوهای جوناگره، ناچار شد با خانوادۀ خود به پاکستان مهاجرت کند و در ٢٤ اکتبر همان سال نیروهای هندی، جوناگره را تحت کنترل خود درآوردند و در ٩ نوامبر عامل خود را در شهر تعیین کردند. پس از رفراندوم ٢٠ فوریۀ ١٩٤٨ / اول اسفند ١٣٢٦، جوناگره از ١٩٤٩م تا ١٩٥٦م ضمیمۀ ایالت سوراشترا شد و پس از آن سوراشترا قسمتی از بمبئی شد و بمبئی نیز در ١٩٦٠م / ١٢٢٩ش به دو ایالت گجرات و مهاراشترا تقسیم شد و جوناگره به ایالت گجرات پیوست («جوناگده»، npn.؛ «جوناگره»، npn.).
در طی حکومت نوابان جوناگره، بهویژه در دورۀ محمدکاتب خنجی دوم (حک ١٢٦٩-١٣٠٠ق / ١٨٥٢-١٨٨٢م) و محمد رسولخان (حک ١٣١٠-١٣٢٩ق / ١٨٩٢-١٩١١م)، اقدامات بسیاری برای آبادانی و پیشرفت جوناگره انجام گرفت که از آن جمله میتوان از مرمت معبد سومنات و فرمانهای آشوکا و احداث مدارس، کالجها و بیمارستانها یاد کرد (EI٢، نیز «جوناگره»، همانجاها).
از بقایای تاریخی جوناگره بهجز قلعۀ کهن اوپرکوت و غارهای بودایی، میتوان به بقایای توپهای نظامی بزرگی که در دورۀ سلیمان عثمانی توسط تفنگداران حکمرانان جوناگره، به این ناحیه آورده شد و نیز آرامگاه حکمرانان و خانوادۀ آنها که به سبک معماری دکن ساخته شده است، اشاره کرد («فرهنگ»، XIV / ٢٣٨-٢٣٩؛ EI٢, II / ٥٩٨).
جمعیت جوناگره که ترکیبی از هندوها، جینها و مسلمانان است («فرهنگ»، همانجا)، براساس آمار ١٣٨٠ش / ٢٠٠١م، ١٣٨‘٢٥١ تن بوده است ( انکارتا).
مآخذ
بختاورخان، محمد، مرآة العالم: تاریخ اورنگزیب، به کوشش ساجده س. علوی، لاهور، ١٩٧٩م؛
بدائونی، عبدالقادر، منتخب التواریخ، به کوشش احمدعلی، تهران، ١٣٨٠ش؛
بهکری، فرید، ذخیرة الخوانین، کراچی، ١٩٦١-١٩٧٤م؛
توزک جهانگیری، به کوشش محمدهاشم، تهران، ١٣٥٩ش؛
خوافیخان، محمدهاشم، منتخب اللباب، به کوشش کبیرالدین احمد و غلام قادر، کلکته، ١٨٧٤م؛
شبانکارهای، محمد، مجمع الانساب، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛
قابلخان، ابوالفتح، آداب عالمگیری، گردآوری صادق مطلبی انبالوی، به کوشش عبدالغفور چودهری، لاهور، ١٩٧١م؛
منهاج سراج، عثمان، طبقات ناصری، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ش؛
نیز:
Britannica, ٢٠٠٤;
The Classical Age, ed. R.C. Majumdar, Bombay, ١٩٦٤;
Duff, C. M., The Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٢;
EI٢;
Encarta Reference Library, ٢٠٠٤;
The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٠٨;
Janson, B.L.C., Geographical Dictionary of India, Delhi, ٢٠٠٢;
«Junagadh», http: / / www.٤dw.net / royalark / India / Junagad٥ / htm;
«Junagarh», Encyclopedia, http: / / encyclopedia.thefreedictionary.com / Junagarh;
Majomdar, R.C., An Advanced History of India, London, ١٩٥٨;
id, Ancient India, Delhi, ١٩٦٠;
Marshall, J., «The Monuments of Muslim India», The Cambridge History of India, New York, ١٩٢٨, vol. III;
Mohan, M.V.D., The North West India of the Second Century B.C., Ludhlana, ١٩٧٤;
Powell-Price, J.C., A History of India, New York, ١٩٥٥;
Sircar, D.C., Studies in the Political Administrative Systems in Ancient and Medieval India, Delhi, ١٩٩٥;
Smith, A., The Oxford History of India, Oxford, ١٩٦١;
Ross, D., «Gujarāt and Khāndesh», The Cambridge History of India, Cambridge, ١٩٢٨, vol.III.
هدى سیدحسینزاده