دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٧٧ - خرم دره
خرم دره
نویسنده (ها) :
کریم شریعت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خُرَّمْدَرّه، شهرستان، شهر و دهستانی در جنوب شرقی استان زنجان. امروزه روستایی نیز با همین نام در ٣٧کیلومتری
جنوب خاوری زنجان قرار دارد ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها ... ، ٢٥ / ١٠٢). این شهرستان از شمال به استان قزوین، از خاور و باختر به شهرستان ابهر، و از جنوب به شهرستان خدابنده محدود است (نقشه ... ).
خرمدره تا ١٣٧٦ ش، بخش حومۀ شهرستان ابهر بهشمار میرفت و در شهریور این سال به شهرستان بدل شد (ثبوتی، ٣٠؛ نشریۀ تاریخ ... ، ٢٧). این شهرستان دارای یک بخش (مرکزی) و دو دهستان به نامهای خرمدره و الوند است ( نشریۀ عناصر ... ، ٢٧). خرمدره با ٤٠٧ کمـ٢ وسعت، کوچکترین شهرستان، و از نظر تراکم نسبی (١٢٧ نفر در کمـ٢ در ١٣٧٥ ش) مقام نخست را در سطح استان دارا بوده است (جغرافیای استان ... ، ٤٧).
جمعیت این شهرستان بنابر سرشماری ١٣٨٥ ش، ٥٠٠‘٦٠ تن بوده است (سرشماری ... ، ٤٩). ابهررود (ابهرچای) که از کوههای سلطانیه سرچشمه میگیرد، قسمتی از اراضی شهرستان را آبیاری میکند (افشین، ٢ / ٤٣٣).
منطقۀ خرمدره به علت واقعشدن در میان ارتفاعات شمالی و جنوبی ابهر، از استعداد کشاورزی مناسبی برخوردار است و نیز بـه سبب ارتبـاط نزدیک با راه ترانزیتی و راهآهن تهران ـ تبریز دارای موقعیت مطلوبی برای استقرار صنایع میباشد (جغرافیای کامل ... ، ١ / ٧٣٣).
شهر
خرمدره در °٤٩ و ´١١ طول شرقی، و °٣٦ و ´١٢ عرض شمالی، در ارتفاع ٥٧٠‘١متری از سطح دریا، قرار گرفته است (پـاپلی، ٢٢٢). عبـور جادۀ تـرانزیتی تهران ـ تبریز از میان این شهر سبب گسترش آن شده است و همچنین راهآهن تهران ـ تبریز از نزدیکی آن میگذرد (جغرافیای کامل، همانجا؛ فرهنگ جغرافیایی ایران، ٢ / ١٠١).
در ١٣٦٨ ش، دهستان خرمدره به بخش مرکزی شهرستان ابهر ارتقا یافت و شهر خرمدره به علت ازدیاد جمعیت و دارا بودن مزایای شهری، به مرکزیت بخش تعیین گشت و در ١٣٧٦ ش مرکز شهرستان شناخته شد ( نشریۀ تاریخ، همانجا؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٢٥ / ١٠١-١٠٢). موقعیت شهر جلگهای، و آبوهوای آن معتدل خشک است و ابهررود از میان آن میگذرد (همان، ٢٥ / ١٠٢).
منابع تاریخی تا پیش از قرن ١٢ ق / ١٨ م، از خرمدره یاد نمیکنند. به نظر میرسد که نخستینبار جملی کارری، جهانگرد ایتالیایی، در سفرنامۀ خود به این منطقه اشاره کردهاست. او که در ١١٠٥ ق / ١٦٩٤ م، و در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی، به ایران سفر کرده بود، تنها نام خرمدره را ذکر کرده است (ص ٤٦). خرمدره تا دورۀ قاجار روستای کوچک و کماهمیتی بود، اما در این دوره به سبب واقعشدن در کنار راه کاروانرو تهران ـ تبریز، رونق و اعتباری یافت و محل عبور و توقف جهانگردان و همچنین دولتمردانی که برای رسیدن به پایتخت طی طریق میکردند، قرارگرفت.
در اوایل سدۀ ١٣ ق / ١٩ م، ژوبر سیاح فرانسوی (١٧٧٩-١٨٤٧ م / ١١٩٣-١٢٦٣ ق) که در زمان سلطنت فتحعلی شاه به ایران سفر کرده بود، خرمدره را درۀ کوچک و بسیار زیبایی در نیمفرسخی ابهر توصیف کرده که حاکم محل نیز در آنجا اقامت داشته است (ص ٢٤٢).
جیمز بیلی فریزر (١٧٨٣-١٨٥٦ م / ١١٩٧-١٢٧٢ ق)، بازرگان و دانشمند انگلیسی، نیز که در ١٢٤٩ ق / ١٨٣٤ م (اواخر دورۀ فتحعلی شاه قاجار) در ایران به سر میبرده، روستای خرمدره را جایی عجیب و خرم توصیف کرده است که در بستر رودِ پرآبی قرار دارد و جنگل و باغهایی پیرامون آن را فرا گرفته است (ص ٧٢).
به نظر میرسد نخستین منبعی که با تفصیل بیشتر به خرمدره پرداخته، کتاب دافع الغرور اثر ادیبالملک مقدم مراغهای (١٢٤٣-١٣٠٢ ق) باشد. براساس این منبع، در ١٢٧٣ ق / ١٨٥٧ م قریۀ خرمدره جزو بلوک ابهر، از توابع خمسه و زنجان بوده است. خرمدره در این دوره ٣٠٠ خانوار جمعیت، و ٤ محله داشته، و هر محله دارای مسجد و حمام جداگانهای بوده است. مالیات دیوانی آن نیز حدود ٤٨٠ تومان نقد و ١٧٠ خروار جنس برآورد شده بوده است (ص ٤٦-٤٧).
در دورۀ ناصرالدین شاه (سل ١٢٦٤-١٣١٣ ق / ١٨٤٨- ١٨٩٥ م) نیز، مسافرانی که از خرمدره عبور کردهاند، آن را ناحیهای سبز و خرم توصیف کرده، و از باغهای میوه و کشتزارهای آن سخن گفتهاند (گوبینو، ٤٥٨؛ بروگش، ١ / ١٥٦). در این دوره خرمدره که قریهای آباد بود، در تیول فراشخانه قرار داشت (عباسمیرزا، ١١٨- ١١٩). سیفالدوله در ١٢٨٠ ق / ١٨٦٣ م از ساخت شماری بارانداز، جهت کاروانها در این روستا خبر میدهد (ص ٣٣٠).
هدین جهانگرد سوئدی، در ١٣٢٣ ق / ١٩٠٥ م، به هنگام سلطنت مظفرالدین شاه قاجار (سل ١٣١٣-١٣٢٤ ق)، طی سفری که از تبریز به تهران داشت، خرمدره را دهکدۀ بزرگی توصیف میکند که اطرافش را باغهای زیادی پوشانده است. او از کاخ ناتمامی که پنجرههای فراوان داشته، در این روستا یاد میکند که متعلق به ولیعهد (محمدعلی میرزا) بوده است. هدین متذکر میشود لابد وقتی که ولیعهد در راه سفر دشوارش به تهران، عزم بر تخت نشستن دارد، بایستی در این کاخ استراحت کند (ص ١٤٦).
آدامک در گزارش خود که به ١٣٣٦ ق / ١٩١٨ م بازمیگردد، چنین نوشته است: یکچهارم روستا ملک پادشاه بود، و شمار نفوس آن به ٠٠٠‘ ٣ نفر میرسید. بیش از ١٦٠ خانوار این جمعیت را سادات و کمدرآمدها تشکیل میدادند که از دادن مالیات به دولت معاف بودند. مالیات این روستا در آن زمان بالغ بر ٧٠٠ تومان نقد و حدود ١٩٣ خروار جنس (غلات و حبوبات) بود (ص ٣٤٨).
در منابع، از خرمدره در اواخر دهۀ ١٢٨٠ ق / ١٨٦٠ م به عنوان یکی از منازل راه تبریز یاد شده است (هدایت، ٣٤١). حاج سیاح که در ١٣٠٠ ق / ١٨٨٣ م از خرمدره دیدن کرده، از آن با عنوان ده معتبری از بلوک ابهررود یاد کرده است و براساس گزارش وی خرمدره در این دوره روستایی آباد و سرسبز بوده و حدود ٧٠٠ خانوار جمعیت داشته است (ص ٢٧٥). خرمدره در اواخر دهۀ ١٣٢٠ ش، بیش از ٦٠٠‘ ٧ تن جمعیت داشته است ( فرهنگ جغرافیایی ایران، ٢ / ١٠١).
از نخستین مؤسسات اقتصادی که در خرمدره دایر شده، کارخانۀ «کبریتسازی اقتصاد» است که تاریخ تأسیس آن را ١٣٢٤ ش نوشتهاند. ازجمله تأسیسات صنعتی جدید این شهر نیز کارخانۀ بزرگ شکلات و بیسکویتسازی «مینو» است که شمار محصولات آن فراوان است (همانجا؛ جغرافیای کامل، ١ / ٧٣٣).
مآخذ
ادیبالملک، عبدالعلی، دافع الغرور، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٩ ش؛
افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ ش؛
بروگش، هاینریش، سفری به دربار سلطان صاحبقران، ترجمۀ محمدحسین کردبچه، تهران، ١٣٦٧ ش؛
پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، مشهد، ١٣٦٧ ش؛
ثبوتی، هوشنگ، تاریخ زنجان، زنجان، ١٣٦٦ ش؛
جغرافیای استان زنجان، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٨١ ش؛
جغرافیای کامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ ش؛
جملیکارری، ج. ف.، سفرنامه، ترجمۀ عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، تبریز، ١٣٤٨ ش؛
حاجسیاح، محمدعلی، خاطرات، به کوشش حمید سیاح و سیفالله گلکار، تهران، ١٣٤٦ ش؛
ژوبر، پ. ا.، مسافرت به ارمنستان و ایران، ترجمۀ محمود مصاحب، تبریز، ١٣٤٧ ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسکن (١٣٨٥ ش)، نتایج کلی، استان زنجان، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٨٨ ش؛
سیفالدوله، سلطان محمد میرزا، سفرنامه، به کوشش علیاکبر خداپرست، تهران، ١٣٦٤ ش؛
عباس میرزا قاجار (ملکآرا)، شرح حال، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦١ ش؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور (زنجان)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٦٩ ش؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان یکم، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٢٨ ش؛
فریزر، ج. ب.، سفرنامه، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، ١٣٦٤ ش؛
گوبینو، ژ. آ.، سفرنامه، ترجمۀ عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
نشریۀ تاریخ تأسیسدار، وزارت کشور، تهران، ١٣٧٨ ش؛
نشریۀ عناصر تقسیماتی به همراه مراکز، وزارت کشور، تهران، ١٣٨١ ش؛
نقشۀ تقسیمات کشوری، گیتاشناسی، ١٣٨١ ش؛
هدایت، رضاقلی، فرهنگ انجمنآرای ناصری، تهران، ١٢٨٨ ق؛
هدین، سون، کویرهای ایران، ترجمۀ پرویز رجبی، تهران، ١٣٥٥ ش؛
نیز:
Adamec, L. W., Tehran and Northwestern Iran, Graz, ١٩٧٦.
کریم شریعت