دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٢٠ - آخور
آخور
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٥ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آخور، یا آخُر، مركز ناحیۀ «دهستان» از توابع گرگان قدیم. دهستان در شمال بندر آبَسكون (ه م) قرار داشته و به نوشتۀ ابن حوقل فاصلۀ آن تا آبسكون ٦ منزل بوده است (ص ٣٩٨). آگاهیهایی كه در باب دهستان در دست است، بسیار اندك و متناقض است. ظاهراً قدیمترین نوشته در این باره از ابن رسته است كه در آن از «رباط آخر» كه شمالیترین نقطۀ طبرستان است یاد شده است (ص ١٤٩). رباط در اینجا به معنی پست نظامی مرزی است، زیرا این نقطه چنانكه ابن حوقل نوشتۀ سرحد ممالك اسلامی و متصرفات ایلات ترك از قوم غُز بوده است. اصطخری دهستان را در حدود ٥٠ فرسنگی آبسكون و پناهگاه كشتیها به هنگام طوفان دریا، و جایگاه ماهیگیران دانسته است (ص ٢١٩). ابن حوقل كه اكثر مطالب خود را از اصطخری گرفته، دهستان را به همینگونه وصف كرده و آن را مانند قریهای كمجمعیت دانسته است (ص ٣٨٨). وی مینویسد: دهستان شهری متوسط است و منبری دارد و مرز تكان غُز است و اندكی اختلال بدان راه یافته (ص ٣٨٣)، ولی از آخور ذكری نمیكند. مقدسی دهستان را از بهترین بخشهای گرگان و شامل ٢٤ دیه دانسته و متذكر شده كه مركز آن، آخُر، دارای منارهای است كه از دیههای اطراف دیده میشود (ص ٣٥٨). سهمی (سدۀ ٥ ق / ١١م) چندبار از «رباط دهستان» نام برده در حالی كه به «آخُرِ دهستان» فقط یك بار اشاره كرده است (ص ٤٦). ابوالفداء (د ٧٣٢ق / ١٣٣٢م) از دهستان و آخُر نام برده، اما مطالب مربوط به آخُر را از منابع قدیمتر نقل كرده است. مستوفی (سدۀ ٨ ق / ١٤م) از دهستان نام برده، ولی به آخر اشارهای نكرده است. بنابراین اگر رباطهای آخر و دهستان دو محل جداگانه بوده باشند، به نظر میرسد كه آخر روستایی بیش نبوده و رباط از نظر اهمیت بر آن برتری داشته است.
از این به بعد از دهستان اطلاعی در دست نیست و حملات پیاپی و جنگها موجب خرابی این منطقه شده است، چنانكه امروز در مورد محل دقیق آن نیز اختلاف است. به نظر بارتولد جون نقشۀ ساحل شرقی دریای خزر تغییر كرده است، به دقت و صراحت نمیتوان محل دهستان را تعیین كرد و دانسته نیست كه این محل در چه تاریخی از عرصۀ وجود بیرون رفته است (صص ١٤٤-١٤٥). نوشتۀ رابینو دربارۀ خرابی دهستان و وضع كنونی آن با نظر بارتولد مغایرت دارد. رابینو مینویسد كه دهستان در نتیجۀ حملات پیاپی به گونهای ویران و خالی از سكنه شده كه تا امروز بدون جمعیت ثابت و مسكن و كشت و زرع است و تنها قبایلی چادرنشین گاهگاه به آنجا میروند (متن انگلیسی، ٩٢؛ ترجمۀ فارسی، ١٤٥).
از دانشمندان منسوب به آخور، میتوان ابوالقاسم اسماعیل بن احمد بن محمد بن حفص بن عمر آخری و ابوالفضل خزیمة بن علی بن عبدالرحمان آخری دهستانی، فقیه و ادیب و لغوی معتزلیمذهب (د ٥٤٨ ق / ١١٥٣م) و ابوالفضل عباس آخُری را نام برد.
مآخذ
ابن حوقل، ابوالقاسم، صورةالارض، لیدن، ١٩٣٩م؛
ابن رسته، احمدبن عمر، الاعلاق النفیسة، لیدن، ١٨٩١م؛
ابن سعید، علی بن موسى، كتاب الجغرافیا، به كوشش اسماعیل العربی، بیروت، ١٩٧٠م، ص ١٧٤؛
ابوالفداء اسماعیل، تقویمالبلدان، به كوشش رینو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م، ص ٤٣٩؛
اصطخری، ابواسحاق ابراهیم، مسالك الممالك، لیدن، ١٩٢٧م؛
بارتولد، و.، تذكرۀ جغرافیای تاریخی ایران، ترجمۀ حمزۀ سرداور، تهران، توس، ١٣٥٨ش؛
رابینو، ه . ل.، مازندران و استرآباد، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٤٣ش؛
سهمی، حمزة بن یوسف، تاریخ جرجان، حیدرآباد دكن، ١٣٦٩ق / ١٩٥٠م، صص ١٣٩، ١٤٩، ٢٨٦، ٤١٣، ٤٤١؛
مقدسی، محمدبن احمد، احسنالتقاسیم، لیدن، بریل، ١٩٠٦م؛
یاقوت حموی، ابوعبدالله، معجمالبلدان، به كوشش ف ووستنفلد، لایپزیک، ١٨٦٦-١٨٧٠م، ١ / ٥٩؛
یزدی، شرفالدین علی، ظفرنامه، به كوشش عصامالدین اورونبایوف، تاشكند، ١٩٧٢م، ص ٧٠٩؛
نیز:
Rabino, H. L., Māzandarān and Astarābād, London, ١٩٢٨.
صادق سجادی