دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧١٨ - آخسقه
آخسقه
نویسنده (ها) :
صادق سجادی - جعفر شعار
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٥ شهریور ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آخِسْقه، یا آخالتسیخه١ (دژِ نو)، شهری در جمهوری گرجستان اتحاد جماهیر شوروی، مركز ناحیۀ آخالتسیخه، با ٠٠٠‘١٨ تن جمعیت (سرشماری ١٩٦٨م)؛ این شهر در میان دو كوه و بر ساحل رود پوتسخوی تسكالی٢، شاخۀ چپ كُرِ علیا واقع است. از آغاز بنای آخسقه خبری در دست نیست، اما احتمال قوی میرود كه اینجا در آغاز قلعهای پراهمیت بوده كه بهویژه به سبب رونق كشاورزی مناطق اطراف، به هنگام جنگ، انبار آزوقۀ جنگجویان بهشمار میرفته است (مثلاً نك : استرآبادی، ٤٠٣؛ مروی، ٣ / ١٠٤٥). احتمالاً چیرگی حبیب بن مَسْلَمه در روزگار معاویه بر بسیاری از شهرهای ارمنستان، و ازجمله شهر سمسخی (سمتسخه٣، سَتَبَگویِ٤ بعدی) (بلاذری، ٢٠٢) كه مینورسكی آخالتسیخه را مركز آن میداند (دایرةالمعارف اسلام)، شامل محل این قلعه یا شهر نیز میشده است.
در روزگار مغولان، حكام محلی (از دودمان جكیلعه٥) نوعی خودمختاری داشتند و به لقب اتابكی هم دست یافتند. نام قرقوره٦ اشاره به همین حکام است که قورقوره٧ نامیده میشدهاند. در حدود سدۀ ٩ق / ١٥م یك بار قُتلوبیك جد اوزون حسن آق قویونلو و مدتی بعد یعقوببیك پسر اوزون حسن به گرجستان یورش بردند و آخسقه را تصرف كردند (طهرانی، ١ / ١٤؛ غفاری، ٢٥٤). در روزگار صفویه، این دژ كه در گرجستان از موقعیت ممتازی برخوردار بود، همواره میان ایران و عثمانی و حكام محلی دست به دست میگشت. در عهدنامۀ صلح میان دو دولت ایران و عثمانی در ٩٦١ق / ١٥٥٤م، حوزۀ پراهمیت آخسقه و قَراجه ــ اَرْدَهان به قلمرو ایران ملحق شد (اسكندربیك تركمان، ٢ / ٨٧، ٧٨٥، ١٠٠٧؛ رُهربُرن، ١١٢، ١١٣). نیز در معاهدۀ صلح میان محمد خدابنده و سلطان سلیمان عثمانی، مجدداً جزء خاك ایران بهشمار آمد، اما بعداً للهپاشا آنجا را تصرف كرد و كوششهای حسن خان استاجلو برای سیطرۀ مجدد بر آن به جایی نرسید. در ١٠١٦ق / ١٦٠٧م كه شاه عباس اول قصد شیروان كرد، سرداران او به یاری مادر اتابیك خان، همسر منوچهرخان از دودمان حكومتگر گرجستان كه توسط عثمانیان رانده شده بودند، بر یوسفپاشا حاكم عثمانی چیره گشتند و آخسقه را تصرف كردند (اسكندربیك تركمان، ٢ / ٧٨٥). با اینهمه، عثمانیان با سپاه «سلامتگِرای»، خانِ كریمه، اتابیك خان و مادرش را گریزاندند و آخسقه را باز تصرف كردند (همو) و در معاهدۀ صلح میان شاه عباس و عثمانیان در ١٠٢٩ق / ١٦٢٠م این محل به قلمرو عثمانیان ملحق شد (همو، ٢ / ٨٦٤؛ اسناد و مكاتبات...، ١٢٧). اما چندی بیش نگذشت كه امیر گونه خان قاجار، به فرمان شاه صفوی، آنجا را تصرف كرد و سلیم خانِ شمسالدینلو حكومت آن دیار را در دست گرفت (اسكندربیك تركمان، ٢ / ١٠٠٧). سرانجام در ١٠٤٩ق / ١٦٣٩م در روزگار شاه صفی، طی قراردادی این شهر به خاك عثمانی منضم گشت (رُهربرن، ١١٣) و تا روزگار زندیان همچنان در تصرف آنان باقی ماند. با آنكه نادرشاه برای سركوبی طوایف یاغی لزگی به گرجستان یورش برد و سپاه او یوسفپاشا حاكم آخسقه را گریزاند و بر كارتیل و كاخت چیره شد (استرآبادی، ٤٠٣، ٤٠٤)، ولی خبری از تسلط او بر آخسقه در دست نیست. با اینهمه كریمخان زند، در راه یورش به گرجستان، آخسقه را تصرف كرد (آصف، ٣٣٤)، اما به روشنی معلوم نیست در چه تاریخی عثمانیان دوباره آنجا را تصرف كردند. پس از آن میان روسیه و عثمانی بر سر این منطقه جنگهایی شد تا سرانجام در ١٢٤٤ق / ١٨٢٨م بهبودف روسی، آخسقه را از عثمانیان گرفت (افشار، ١٥٨) و بر اساس معاهدۀ اِدِرنه (آدریانوپل) میان روس و عثمانی در ١٢٤٥ق / ١٨٢٩م، این شهر به صورت قطعی و رسمی به خاك روسیه منضم گشت (دایرةالمعارف اسلام (اول) پس از انقلاب اكتبر، آخسقه به جمهوری شوروی گرجستان تعلق گرفت و مركز ناحیهای به همان نام شد.
در منابع فارسی و تركی نام این شهر به شكلهای آخالچیخ، آخسخه، آخسخا، آغسقه، آقسقا و آخسكه آمده است. آخسقه دارای راهآهن و بزرگراههایی به شهرهای باطوم، آخال كالاكی و بُرزهومی٨ است. این شهر مركز معادن زغالسنگ ناحیه است و كارخانههای متعددی چون الكتریك موتور الكترودویگاتل٩، نشاستهسازی، شرابسازی، كنسروسازی و پنیر و كرهسازی در آنجا فعالیت دارند. نیز یك انستیتوی فنی كشاورزی، یك مدرسۀ پزشكی، موزۀ علوم و سنن محلی و تئاتری در آنجا هست.
مآخذ: آصف، محمدهاشم، رستم التواریخ، به كوشش محمد مشیری، تهران، امیركبیر، ١٣٥٢ش؛ استرآبادی، میرزامهدی خان، جهانگشای نادری، به كوشش عبدالله انوار، تهران، انجمن آثار ملی، ١٣٤١ش؛ اسكندربیك تركمان، عالم آرای عباسی، تهران، امیركبیر، ١٣٥٠ش، ٢ / ٦٥١، ٦٥٧، ٩٤٨، ٩٤٩؛ اسناد و مكاتبات سیاسی ایران، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٦٠ش؛ افشار، میرزا مصطفى، سفرنامۀ خسرو میرزا، به كوشش محمد گلبن، تهران، مستوفی، ١٣٤٩ش، ص ١٦٢؛ بلاذری، ابوالحسن، فتوحالبلدان، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٣-١٨٦٥م؛ حسینی فراهانی، میرزا محمدحسین، سفرنامه، به كوشش مسعود گلزاری، تهران، فردوسی، ١٣٦٢ش، ص ٧٧؛ دایرةالمعارف اسلام (اول)؛ همان (دوم)؛ دایرةالمعارف بزرگ شوروی؛ رهُربُرن، كلاوس، نظام ایالات در دورۀ صفویه، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٥٧ش؛ شیرازی، میرزا صالح، مجموعۀ سفرنامهها، به كوشش غلامحسین میرزا صالح، تهران، نشر تاریخ ایران، ١٣٦٤ش، ص ٦٣؛ طهرانی، ابوبكر، كتاب دیار بكریه، به كوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، تهران، طهوری، ١٣٥٦ش؛ غفاری، قاضی احمد، تاریخ جهانآرا، تهران، حافظ، ١٣٤٣ش؛ مروی، محمدكاظم، عالم آرای نادری، به كوشش محمدامین ریاحی، تهران، زوار، ١٣٦٤ش، ١ / ٣٧٣، ٣ / ١٠٤٣؛ نفیسی، سعید، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، تهران، بنیاد، ١٣٦١ش، ١ / ٣١٨؛ یزدی، شرفالدین علی، ظفرنامه، به كوشش عصامالدین اورونبایوف، تاشكند، ١٩٧٢م، ص ٥٤٨.
جعفر شعار ـ صادق سجادی