دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٦٤ - اکین
اکین
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٣ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِكین، / یا اِگین، اِكْن و گاه اِغین، بخشی از توابع استان ارزنجان در آناتولی شرقی در تركیه كه امروز كمالیه نامیده میشود.
این شهر، در ساحل غربی فرات (قرهسو) قرار دارد (ركلو، ٥٦٣). درۀ فرات در نزدیكی این شهر بر اثر فشار كوههای مونزور در شرق، و ساری چیچك در غرب، باریك میشود (EI٢, II / / ٦٨٩). درهای كه در اینجا در ارتفاع هزار متری از سطح دریا قرار دارد، از جانب شرق به صورت دیوارهای بلند و از سوی غرب مانند آمفی تئاتری دیده میشود (ركلو، همانجا). مساحت این بخش ١٦٨‘١كمـ٢، فـاصلهاش تـا شهر ارزنجان ــ مركز استان ــ ١٨١ كمـ (YA, IV / / ٢٥٩٤, ٢٦٣٣) و ارتفاعش از سطح دریا ٩٥٠ متر است («دائرةالمعارف ... »، V / / ١٧٨٦). آب و هوای آن برّی، و مهمترین رود آن قره سوست كه به چاتلی سو پیوسته، و از گذرگاههای صخرهای با ارتفاع ١٠٠‘١ متر عبور كرده، و سرتاسر درۀ مونزور را میپیماید (همانجا). آب شهر از دریاچهای به نام قاضی گولو تأمین میشود كه در عین حال باغها و مزارع را نیز آبیاری میكند (EI٢، همانجا).
جمعیت شهر اكین (كمالیه) برابر سرشماری عمومی ١٩٩٠ م / / / ١٣٦٩ ش، ٠٢٥‘٩ نفر بوده است كه با توجه به جمعیت آن در ١٩٨٥ م كه ٣٢١‘١١ نفر بود، به طور متوسط سالانه ٥٣ / / ٤٪ كاهش نشان میدهد. جمعیت مركز بخش ٠٤٤‘٢ نفر است («آمار ... »، ٢٧). جالب توجه است كه جمعیت این شهر از ١٩٥٠ تا ١٩٩٠م به طور مرتب كاهش یافته است (YA, IV / / ٢٦٣٦؛ «آمار»، همانجا).
وجه تسمیه
نام قدیم آن هاسیس وازیرس بوده است (خوری، ٢٤٦). اكین واژهای است ارمنی و احتمالاً محرف اغین (تكسیه، ١١٣)، و برگرفته از اكن به معنی چشمه است (EI٢، همانجا). گویند دختر یكی از قیصرهای روم كه اكین نام داشت (اولیا چلبی، ٣ / / ٢١٤)، آنجا را بنا نهاد. برخی نیز تاریخ بنای آن را سدۀ ١١ م توسط گروهی از واسپوركان ارمنی میدانند (EI٢، همانجا). در مۀ ١٩٣٨ / / / اردیبهشت ١٣١٧ نام آن به افتخار مصطفى كمال به كمالیه تغییر یافت و جزئی از استان ارزنجان گردید (YAS، همانجا).
پیشینۀ تاریخی
/ ازآنجا كه اكین در مسیر تاریخ خود تابع استانهای سیواس، معمورة العزیز، خرپوت، عربگیر، ملاطیه و ارزنجان بوده است (سامی، ٢ / / / ١٠١٩؛ خوری، نیز EI٢، همانجاها)، تاریخ آن نیز با رویدادهای تاریخی این ایالات مربوط شده است. در سدۀ ١ قم دولتهای روم و اشكانی بر سر فرمانروایی آن اختلاف داشتند؛ هنگام تقسیم امپراتوری روم در ٣٩٥ م جزئی از سرزمین بیزانس گردید. در سدۀ ٤ م به دست ایرانیها افتاد و مدتی میان روم شرقی و ایران مایۀ كشمكش بود. در عهد پادشاهی خسرو دوم، دولت ساسانی براین منطقه تسلط یافت (YA، همانجا؛ ه د، ٧ / / / ٥٥٩). در دوران خلافت عمر و عثمان، آسیای صغیر مورد توجه مسلمانان واقع شد و زمانی كه ملاطیه فتح گردید (بلاذری، ١٨٩)، مسلمانان بر این ناحیه نیز دست یافتند، اما پس از مدتی از دست مسلمانان خارج شد و بار دیگر هارون الرشید آنجا را ضمیمۀ قلمرو اسلام نمود (اولیا چلبی، ٣ / / ٢١٥). بعد از فتح ملازگرد در ٤٦٣ ق / / ١٠٧١ م (آق سرایی، ١٦-١٧)، تركها به تدریج بر آسیای صغیر چیره شدند و سلطان علاءالدین سلجوقی این ناحیه را تحت ادارۀ حكومت خود درآورد (اولیا چلبی، همانجا). آنگاه ایلخانان، تیمور، تركمانان آققویونلو و قرهقویونلو هر یك مدتی بر آن فرمان راندند (EI٢، نیز YA، همانجاها). سرانجام در زمان محمد اول معروف به چلبی، حكمران عثمانی، به تصرف دولت عثمانی درآمد (همانجاها؛ اولیا چلبی، همانجا).
این شهر در طول تاریخ خود توجه جهانگردان زیادی را جلب كرده است: اولیا چلبی سیاح سدۀ ١١ ق / / ١٧ م آنجا را از توابع ایالت سیواس نوشته كه میزان مالیات آن ١٥٠ آقچه بوده است كه به سبب نزدیكی به ملاطیه توسط تحصیلدار این شهر جمعآوری شده است. حرفۀ مردم آنجا كمانسازی بوده است، به همین سبب به «داركمانداران» شهرت داشته است. در آنجا مساجد متعدد و ٣ مدرسه و ٤٠ مكتبخانه وجود داشته است؛ همچنین ٣٠٠ خانوار مسیحی از «تكالیف عرفیه» معاف بودهاند. اكثر ساختمانها و نیز قلعۀ آن برفراز تخته سنگها بنا شده است (همانجا). شارل تكسیه نیز كه در سدۀ ١٩ م از آنجا عبور كرده است، كوههای اطراف شهر را سرسبز، و آنجا را شهری آباد توصیف كرده است كه ٢ هزار خانوار مسلمان و ٧٠٠ خانوار مسیحی در آنجا زندگی میكردند (ص ١١٣). مولتكه نیز آنجا را یكی از زیباترین شهرهای آسیا / ــ كه احتمالاً منظور آسیای صغیر بوده است ــ دانسته كه از مراكز تفریحی و استراحتگـاههای ارامنـه بوده است (نك : ركلو، ٥٦٤). شمسالدین سامی نیز باغهای میوه و مناظر آن را ستوده و گوید كه ١٠ هزار ارمنی در آنجا میزیستند و در آن شهر یك كلیسا وجود داشت. به نوشتۀ وی این شهر ٣٦ هزار نفر جمعیت داشته است (٢ / / / ١٠١٩).
صنعت قالی بافی این شهر دارای رونق و شهرت است. جالب توجه آنكه این صنعت بعد از مهاجرت گروهی از ایرانیها در ١٣٠٤ ق / / ١٨٨٧ م رونق و اعتبار زیادی پیدا كرد («دائرةالمعارف»، همانجا). این شهر در جریان جنگ جهانی اول آسیب فراوان دید (EI٢, II / / ٦٨٩).
مآخذ
/ آقسرایی، محمود، مسامرة الاخبار، به كوشش عثمان توران، آنكارا، ١٩٤٤ م؛
اولیا چلبی، محمد، سیاحتنامه، به كوشش احمد جودت، استانبول، / ١٣١٤ ق؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، قاهره، ١٩٥٩ م؛
تكسیه، شارل، كوچوك آسیا، ترجمۀ علی سعاد، استانبول، ١٣٤٠ ق؛
خوری، سلیم، آثار الادهار، بیروت، /
١٨٧٥ م؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ ق / / / ١٨٨٩ م؛
نیز:
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١; EI٢; Reclus, E., Nouvelle géographie universelle, Paris, ١٨٨٤; YA; Yeni Türk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥
علیاكبر دیانت