دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٩ - اشنویه
اشنویه
نویسنده (ها) :
مژگان نظامی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢٣ شهریور ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اُشْنویه، نام بخش، دهستان و شهری در شهرستان نقده از استان آذربایجان غربی. این نام در منابع به شكلهای گوناگون آمده است : اُشْنُه (اصطخری، ١٨٢؛ ابن حوقل، ٣٣٦؛ حسینی، ٢٩٦؛ یاقوت، ١ / ٢٨٤؛ ابن واصل، ٤ / ٢٠٢؛ بغدادی، ١ / ٨٥)، اُسنه ( حدود العالم، ١٥٨؛ سهراب، ٤٨)، اُشنو (جوینی، ٢ / ١٦٠؛ ابوالحسن، ٤٦٦)، اوشنی (اسكندربیك، ٢ / ٧٩٢) و اُشنویه (حمدالله، ٨٦).
بخش اشنویه: این بخش از لحاظ سیاسی ـ اداری با بخش مركزی یكی از دو بخش شهرستان نقده به شمار میآید و خود به ٣ دهستان به نامهای دشت بیل و اشنویۀ شمالی و جنوبی تقسیم میشود و تنها دارای یك شهر به نام اشنویه (مركز بخش) است ( آمارنامه، ١٣٧٢ ش، نقشه). بخش اشنویه از سوی شمال با شهرستان ارومیه، از جنوب با شهرستان پیرانشهر، از خاور با بخش مركزی (شهرستان نقده) و از باختر با كشور عراق هم مرز است ( فرهنگ آبادیها ... ، پنجاه و دو).
ویژگیهای طبیعی: بخش اشنویه درجنوب باختری دریاچۀ ارومیه، در دامنۀ ارتفاعات فرعی زاگرس شمالی واقع شده است و كوههای مرگور و دشت بیل، دشت اُشنویه را در برگرفتهاند ( جغرافیا ... ، ١ / ٢٦٤). قلۀ راندولا به ارتفاع ٠١١‘ ٣ متر در شمال باختری بخش جای دارد (جعفری، ١ / ٢٧١). گردنۀ كلهشین كه با ارتفاع ٨٠٠‘٢ متر در بخش اشنویه قرار گرفته است، این نواحی را به موصل و كركوك (در خاك عراق) مرتبط میكند (كیهان، ٢ / ١٧٦). میانگین بارش در نواحی مجاور حدود ٦٠٠ تا ٠٠٠‘١ میلیمتر و میانگین دمای سالانه نیز از °٥ تا °١٠ سانتیگراد متغیر است (جعفری، ١ / ٢٨٠). مسیر علیای قادر رود بخشی از آن را آبیاری میكند (مفخم پایان، «ق»).
ویژگیهای اجتماعی ـ اقتصادی
در آغاز سدۀ حاضر، اشنویه از بلوكات دوازده گانۀ ارومیه به شمار میآمد و شمار تقریبی ساكنان آن ٨ هزار نفر برآورد شده بود (كیهان، ٢ / ١٧٨). در ١٣٣٧ ش از ارومیه جدا شد و با نقده و خانه (پیرانشهر فعلی) به شهرستان نقده مبدل شد ( دایرةالمعارف فارسی، ١ / ١٥٨- ١٥٩). بخش اشنویه هم اكنون دارای ٧٩ آبادی است كه ٧٣ آبادی آن دارای سكنه و ٦ آبادی بدون سكنه است. نالوس، سنگان، هِق، و بمزورته (بیمضرته) پرجمعیتترین روستاهای آن به شمار میآیند ( فرهنگ آبادیها، ١٤٦، ١٤٨؛ فرهنگ جغرافیایی ... ، ٤ / ٩٤). بر مبنای سرشماری ١٣٦٥ ش جمعیت روستایی اشنویه ٧٤٠‘ ٢٣ نفر (٠٦٦‘ ٣ خانوار) بوده كه ٦٤٦‘١١ نفر آنان مرد و ٠٩٤‘١٢ نفر آنان زن بودهاند. بدینسان، نسبت جنسی، معادل ٩٦ مرد در مقابل ١٠٠ زن است ( فرهنگ روستایی، ٦٦). همچنین شمار افراد ٦ ساله و بیشتر در نقاط روستایی آن، ٤٥٩‘١٨ نفر است كه ٥٨٠‘ ٣ نفر آنان (٠٥١‘ ٣ مرد، ٥٢٩ زن) با سواد بودهاند. این نسبت گویای پایین بودن سطح آموزش، به ویژه در میان زنان ساكن این بخش است. براساس همین سرشماری در این بخش ٥٨٣‘٥ نفر به كار اشتغال داشتهاند (همان، ٨٩).
فعالیت اقتصادی ساكنان روستاهای اشنویه زراعت، دامداری، باغداری، پرورش طیور و زنبور عسل است (همان، ١٣٨). زمینهای زراعی غالباً به كشت گندم و جو و حبوبات، چغندر قند، نباتات علوفهای، برنج، سیبزمینی، دانههای روغنی و پیاز اختصاص دارد. سیب درختی، توتون، انگور، محصولات جالیزی و گوجهفرنگی نیز در آن نواحی به دست میآید. از آغاز سدۀ حاضر كشت توتون در اشنویه اهمیتی ویژه داشته است ( فرهنگ اقتصادی ... ، «٢ / ٧٦»، «٣ / ٧٦»؛ كیهان، ٣ / ١١٩). زمینهای زراعی بخش توسط چشمه، رودخانه، چاه و قنات آبیاری میشوند ( فرهنگ اقتصادی، «٤ / ٧٦»).
در زمینۀ دامداری، آمار نشان میدهد كه ٠٨٥‘٨٠ رأس گوسفند و بره، ١٢٩‘٩ رأس بز و بزغاله، ٩١٠‘١٦ رأس گاو و گوساله و ١١٧‘١رأس دام باركش و سواری (اسب، استر، الاغ و شتر) در این بخش نگهداری میشود ( فرهنگ روستایی، ١٦٢). فرآوردههای عمدۀ این بخش غلات، توتون و لبنیات است ( فرهنگ جغرافیایی، ٤ / ٢٤).
براساس سرشماری ١٣٦٥ ش، در ٥٧ روستا، دبستان، و تنها در ٢ روستا، مدرسۀ راهنمایی و در ٤ روستا مدرسۀ علوم دینی وجود داشته است. براساس همان سرشماری، تنها یك مركز بهداشتی ـ درمانی در بخش دایر بوده است. همچنین ٥٨ مسجد در روستاهای اشنویه وجود دارد ( فرهنگ روستایی، ١٨٦، ٢١٠، ٢٥٨).
افزون بر زندگی روستایی، شیوۀ زندگی عشایری از دیرباز تاكنون در ناحیۀ اشنویه رایج بوده است (نك : دنبالۀ مقاله). هم اكنون ایلات زرزا، سادات، هركی، قره پاپاق و مامش به این بخش رفت و آمد میكنند. سرشماری اجتماعی ١٣٦٦ ش، نشان میدهد كه در همان سال، ٥٢٦‘٦ نفر ( ٦٦٢ خانوار) عشایر ییلاقی و ٣٩٤‘٦ نفر (٦٤٧ خانوار) عشایر قشلاقی از مراتع آنجا بهره جستهاند ( سرشماری اجتماعی، جمعیت عشایری، ١٥). افراد ایلات، افزون بر پرورش دام و زراعت، به صنایع دستی نیز اشتغال دارند كه بافت قالی و قالیچه، گلیم، زیلو، چادر (پلاس)، چوقا، كلاه، دستكش و حصیر از آن جملهاند (سرشماری اجتماعی، نتایج تفصیلی، ١٠). ساكنان اشنویه كرد، و بیشتر اهل تسنن هستند ( فرهنگ جغرافیایی، همانجا).
شهر اشنویه: این شهر در كنار شهرهای نقده و محمدیار یكی از ٣ شهرِ شهرستان نقده از استان آذربایجان غربی به شمار میآید. طول و عرض جغرافیایی آن به ترتیب °٤٥ و ´٥ شمالی و °٣٧ و ´٢ شرقی و ارتفاع آن از سطح دریا ٤٧٠‘١ متر گزارش شده است (پاپلی، ٦١). اشنویه در ٦٩ كیلومتری جنوب ارومیه (مركز استان)، بر سر راه ارومیه به نقده قرار گرفته، و فاصلۀ آن تا نقده ٣٣كمـ است ( نك : نقشۀ راهها) و به سبب قرار گرفتن در نزدیكی مرز دارای موقعیت سوق الجیشی است. شهر در دامنۀ كوهپایه واقع است. بخش قدیمتر آن دارای كوچههای باریك و تنگ است و در دامنه قرار دارد. در ساخت بناهای آن نیز گل و خشت خام و چوب به كار رفته است؛ اما بخش جدید در زمین هموار ساخته شده است و توسعۀ شهر نیز در همین بخش صورت میگیرد. كوچهها و خیابانهای آن منظم است و بیشتر ساختمانها از مصالح جدید ساخته شدهاند (جغرافیای كامل، همانجا).
پیشینۀ تاریخی
ناحیهای كه شهر اشنویه در آن قرار دارد، دارای پیشینهای طولانی است. آثار به دست آمده از تپۀ دینخواه ( فرهنگ جغرافیایی، ٤ / ٢٣٣: دینخینه، روستایی در ٨ كیلومتری جنوب خاوری اشنویه) از جمله كوزههای بزرگ و كوچك، مهره، زینت آلات و گورهای متعدد، قدمت آن نواحی را به هزارههای پیش از میلاد باز میگرداند (كریمی، ٢١٣-٢١٤؛ استاین، ٣٦١ به بعد). برخی محققان بر آنند كه آثار به دست آمده از تپۀ دینخواه مربوط به دورۀ كالكولیتیك است (همو، ٣٦٦). همچنین آثار به دست آمده در تپۀ حسنلو (در مجاورت بخش اشنویه) به سدۀ ٩ قم و به تمدن مانا تعلق دارد (گیرشمن، ٢٤؛ دیاكونف، ٣٤٧؛ پرادا، ١١٠). تنها سنگ نبشتهای كه در حدود كنونی بخش اشنویه در معبر كلهشین (راه رواندوز ـ اشنویه) یافته شده، كتیبهای است متعلق به سدۀ ٨ قم به دو زبان اورارتویی و آشوری (استاین، ٣٦٤؛ واندنبرگ، ١١٨). در این كتیبه شرح پیشرویهای «ایشپوئینی» پادشاه اورارتو و پسرش «منوا» آمده است (EI١؛ مشكور، ١٧). مینورسكی احتمال میدهد كه نام اوشینی در سنگ نوشتههای خلدی (وانی) باید با نام اشنو منطبق باشد. همچنین راولینسون، روستای سینگان (سنگان) در نزدیكی اشنویه را با سینكار كه بطلمیوس به آن اشاره كرده، یكی میداند (نك : EI١ )
جغرافینگاران سدههای آغازین اسلامی، اشنویه را شهری كوچك در سرزمینی حاصلخیز معرفی كردهاند (اصطخری، ١٨٢؛ ابن حوقل، ٣٣٦؛ حدودالعالم، ١٥٨). چنانكه از نوشتههای برخی از آنان برمیآید، اشنویه در سدۀ ٤ ق از رونق اقتصادی برخوردار بوده، و بازارهایی محلی در اوقات معینی از سال در آن بر پا میشده كه درآمدهای فراوانی به همراه داشته است. محصولاتی كه در آن زمان، از اشنویه به نواحی دورتر، از جمله موصل و بینالنهرین، صادر میشد، دام و نیز عسل، گردو، بادام و جز آنها بوده است. اشنویه كه از دیرباز مسكن كردهای موسوم به هذبانیه (هذبانی) بود، تا سدههای بعد همچنان آبادانی خود را حفظ كرد. هذبانیان از مراتع اطراف آنجا، برای نگهداری احشام خود بهره
میجستند (ابن حوقل، همانجا). تیرهای از آنان نیز كه رَوّادیان (كُرد) نامیده میشدند، در ارمنستان سكنى گزیدند (كسروی، شهریاران ... ، ١٤٨). روادیان كه در آذربایجان و كردستان نفوذ داشتند، در سدۀ ٢ ق از اطاعت عباسیان سرباز زدند و چندی حكومت مستقلی به رهبری علی فرزند صدقه در آذربایجان به وجود آوردند. آنان ارومیه را مركز فرمانروایی خود قرار دادند و شهرهای اشنویه، خوی، شاهپور، لاهیجان (روستایی در آذربایجان) و سلدوز را در اختیار داشتند (دهقان، ٣٣٨). پس از آن، به ویژه در سدههای ٧ و ٨ ق، ولایات ارومیه و اشنویه از سرنوشتی یكسان برخوردار بودهاند. در عهد فرمانروایی اتابكان در ٦٠٢ ق نبردی میان سپاهیان اتابك ابوبكر (فرمانروای عراق و آذربایجان) و علاءالدین (اتابك مراغه)، روی داد. علاءالدین كه توان نبرد نداشت، پیشنهاد صلح كرد و یكی از دژهای خود را به ابوبكر واگذاشت و در مقابل، ابوبكر نیز حكومت اشنویه و ارومیه را به وی سپرد (ابن اثیر، ٦ / ٢٣٧؛ نك : كسروی، همان، ٢٤٢).
در زمان خوارزمشاهیان، حكومت اشنویه و ارومیه و مرند و سلماس از سوی سلطان جلالالدین مدتی كوتاه به دو صاحب منصب گرجی به نامهای شلوه و ایوانی واگذار شد. آن دو پیش از این در جنگی در ٦٢٢ ق اسیر شده، و سپس مورد ملاطفت شاه قرار گرفته بودند (جوینی، ٢ / ١٥٨-١٦٠). در ٦٢٣ ق، سلطان جلالالدین، شورش تركمانان ایوانیه را در اشنویه و ارومیه سركوب كرد (ابن اثیر، ١٢ / ٤٦٢؛ ابن واصل، ٤ / ٢٠٢) و در آخرین سالهای سلطنت خود، زمستان ٦٢٨ ق را در ارومیه و اشنویه به سر برد (جوینی، ٢ / ١٨٤؛ بناكتی، ٣٨٣).
در ١٠١٩ ق، به هنگام سلطنت شاه عباس، اشنویه به انضمام حكومت قبیلۀ برادوست و الكای تركور و مركور و ارومیه به امیری كُرد به نام امیرخان برادوست واگذار شد. در ١١٤٣ ق، دولت عثمانی به ایران اعلان جنگ داد و سپس در ١١٤٦ ق، دژهای اشنویه و ماكورا به اشغال خود درآورد (قدوسی، ٢١٨، ٢٤٠).
اشنویه در دو سدۀ اخیر نیز حوادث گوناگونی به خود دیده است. راولینسون در گزارش سفرش به ایران در ١٢٥٤ ق / ١٨٣٨ م به بروز طاعون در اشنویه اشاره كرده است. چنانكه از نوشتههای همو برمیآید، در ١٢٤٠ ق اشنویه هزار خانوار جمعیت داشته، ولی ١٠ سال بعد از این تاریخ جمعیت آن به ٢٠٠ خانوار كاهش یافته بوده است (طاهری، ١٥٣). در ١٣٢٠ ق زلزله خسارات مالی و جانی فراوانی در اشنویه به بار آورد. همچنین تسخیر اشنویه توسط عثمانیها در ١٣٢٧ ق / ١٩٠٩ م و سپس هجوم جیلوها (آسوریها) به آنجا، موجب قتل عدۀ كثیری شد. پس از جنگ
نیز، قحطی، مرگ و میر بسیاری با خود به دنبال داشت ( جغرافیا، ١ / ٢٦٤). در آغاز سدۀ ١٤ ش، نیز اسماعیل آقا (سمیتقو) از سران ایل شكاك كه عامل ناامنی و آشوب بسیار در آذربایجان بود، توسط نیروهای دولتی در اشنویه كشته شد (سدید السلطنه، ٥٤٨- ٥٤٩؛ نك : كسروی، تاریخ ... ، ٢ / ٨٢٩ به بعد).
ویژگیهای اجتماعی ـ اقتصادی
اشنویه در ابتدای سدۀ حاضر، قصبۀ مركز دهستان اشنویه بود و در حدود سال ١٣٣٠ ش، ٢١٢‘٢ نفر جمعیت داشت ( فرهنگ جغرافیایی، ٤ / ٢٤). سرشماری ١٣٤٥ ش، جمعیت آنجا را ٢٤٨‘٤ نفر و سرشماری ١٣٥٥ ش، ٣٧٨‘٧ نفر نشان میدهد كه بدین سان، طی این ١٠ سال جمعیت اشنویه ٣ / ٧٣٪ افزایش داشته است ( آمارنامه، ١٣٦٣ ش، ٩). سرشماری نفوس و مسكن در ١٣٦٥ ش، گویای جمعیتی معادل ٢٥٧‘١٧ نفر (٩٢٤‘٢ خانوار) بوده است كه نسبت به دورۀ پیشین به بیش از دو برابر افزایش یافته است. برپایۀ همین آمار جمعیت شهر شامل ٤١٩‘٨ نفر مرد در مقابل ٨٣٨‘٨ نفر زن بوده است كه در برابر هر ٩٥ مرد، ١٠٠ زن وجود داشته است. همچنین از ٥٧٥‘ ١٣ نفر جمعیت ٦ ساله و بیشتر اشنویه، ٣ / ٤٥٪ با سواد بودهاند. این نسبت در میان مردان، ٦ / ٦٣٪ و در بین زنان ٩ / ٢٧٪ بوده است. از ٦٩٥‘ ٣ نفر افراد شاغل ١٠ ساله و بیشتر این شهر، بر حسب گروههای عمدۀ فعال، ٨ / ٢٤٪ در گروه عمدۀ ساختمان، ١ / ١٢٪ در گروه عمدۀ كشاورزی و دامپروری، و ٧ / ٦٪ در گروه عمدۀ صنعت و بقیه در سایر گروهها به فعالیت اشتغال داشتهاند ( سرشماری، نتایج تفصیلی، ١٨). از امكانات رفاهی شهر، اكثریت مردم از برق و آب لولهكشی و ٢٠٪ آنان از تلفن استفاده میكردند. و آب آشامیدنی از مخزن عمومی تأمین میشده است. همچنین سوخت عمدۀ مصرفی برای پخت و پز، بیشتر گاز و نفت سفید، و برای ایجاد گرما، نفت سفید بوده است (همان، ١٩).
ساكنان شهر اشنویه نیز كرد، و بیشتر اهل سنت هستند ( فرهنگ جغرافیایی، همانجا). تحقیقات راولینسون نشان میدهد كه درگذشته، مسیحیان و به ویژه نسطوریان در این منطقه نفوذ داشتهاند. وی معتقد است كه نفوذ مسیحیت در آنجا، به سدۀ ٧ م باز میگردد. همو مینویسد كه در آن زمان یكی از ساكنان اشنویه از سوی خلیفۀ بزرگ روحانی شرق به رتبۀ اسقفی نایل شده بوده است. پس از بنیاد كلیسای نسطوری در آذربایجان در سدۀ ١٣ م، ابراهام یا ابراهیم نامی كه خود اسقف یا مطران اشنویه بوده، در مراسم انتصاب «جَبالا» به عنوان جاثلیقی نسطوریان ایران حضور داشته است و خود او میبایست نخستین اسقف نسطوری اشنویه بوده باشد. راولینسون معتقد است كه دیر شیخ ابراهیم در نزدیكی روستای سیرگان (سرگان) كه زیارتگاه نسطوریان آذربایجان است، احتمالاً آرامگاه همان اسقف مسیحی است (طاهری، ١٥٣-١٥٥). نامهای سرگیس و بمزورته نیز كه نام دو روستای اشنویه است، میتواند از نشانههای نفوذ مسیحیت در این نواحی باشد ( دایرةالمعارف فارسی، ١ / ١٥٩).
از منسوبین به این شهر میتوان از تاجالدین اشنهی (ه م) از مشایخ و عارفان سدههای ٦ و ٧ ق نام برد.
مآخذ
آمارنامۀ استان آذربایجان غربی (١٣٦٣ ش)، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٤ ش؛
همان (١٣٧٢ ش)، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٧٤ ش؛
ابن اثیر، الكامل؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، لیدن، ١٩٣٩ م؛
ابن واصل، محمد، مفرج الكروب، به كوشش حسنین محمدربیع، قاهره، ١٣٧٢ ق؛
ابوالحسن گلستانه، مجمل التواریخ، به كوشش مدرس رضوی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
اسكندربیك منشی، عالم آرای عباسی، اصفهان، ١٣٣٥ ش؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، لیدن، ١٩٢٧ م؛
بغدادی، عبدالمؤمن، مراصد الاطلاع، به كوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ١٩٥٤ م؛
بناكتی، داوود، تاریخ، به كوشش جعفر شعار، تهران، ١٣٤٨ ش؛
پاپلی یزدی، محمد حسین، فرهنگ آبادیها و مكانهای مذهبی كشور، مشهد، ١٣٦٧ ش؛
جعفری، عباس، كوهها و كوهنامۀ ایران، تهران، ١٣٦٨ ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ ش؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٣٤ ق / ١٩١٦ م؛
حدودالعالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ ش؛
حسینی، صدرالدین، زبدة التواریخ، به كوشش محمد نورالدین، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، لیدن، ١٣٣١ ق / ١٩١٣ م؛
دایرةالمعارف فارسی؛
دهقان، علی، سرزمین زرتشت، تهران، ١٣٤٨ ش؛
دیاكونف، ا. م. ، تاریخ ماد، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، ١٣٤٥ ش؛
سدید السلطنه، محمدعلی، سفرنامه، به كوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٦٢ ش؛
سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده (١٣٦٦ ش)، جمعیت عشایری دهستانها، كل كشور، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٨ ش؛
سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده ( ١٣٦٦ ش)، نتایج تفصیلی، استان آذربایجان غربی، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٩ ش؛
سهراب، عجائب الاقالیم، به كوشش هانس فُن مژیك، وین، ١٣٤٧ ق / ١٩٢٩ م؛
طاهری، ابوالقاسم، جغرافیای تاریخی گیلان و مازندران و آذربایجان از نظر جهانگردان، تهران، ١٣٤٧ ش؛
فرهنگ آبادیهای كشور، سرشماری عمومی كشاورزی (١٣٦٧ ش)، استان آذربایجان غربی، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٩ ش؛
فرهنگ اقتصادی دهات و مزارع، شهرستان نقده، جهاد سازندگی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٣٠ ش؛
فرهنگ روستایی (١٣٦٥ ش)، كل كشور، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٩ ش؛
قدوسی، محمدحسین، نادرنامه، مشهد، ١٣٣٩ ش؛
كریمی، بهمن، راههای باستانی و پایتختهای قدیمی غرب ایران، تهران، ١٣٢٩ ش؛
كسروی، احمد، تاریخ هجدۀ سالۀ آذربایجان، تهران، ١٣٥٧ ش؛
همو، شهریاران گمنام، تهران، ١٣٥٧ ش؛
كیهان، مسعود، جغرافی مفصل ایران، تهران، ١٣١١ ش؛
گیرشمن، رمان، هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی، ترجمۀ عیسی بهنام، تهران، ١٣٤٦ ش؛
مشكور، محمدجواد، تاریخ اورارتو، تهران، ١٣٤٥ ش؛
مفخم پایان، لطفالله، فرهنگ رودهای ایران، تهران، ١٣٥٣ ش؛
نقشۀ راههای كشور جمهوری اسلامی ایران، تهران، سحاب، شم ٥٠٦؛
واندنبرگ، لویی، باستانشناسی ایران باستان، ترجمۀ عیسی بهنام، تهران، ١٣٤٨ ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
EI١; Porada, E., Ancient Iran, The Art of Pre-Islamic Times, London, ١٩٦٥; Stein, A., Old Routes of Western Iran, London, ١٩٤٠.
مژگان نظامی