دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٦ - اسنا
اسنا
نویسنده (ها) :
ناهده فوزی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْنا، شهری كهن در جنوب مصر علیا و ساحل غربی رود نیل. این شهر در ٢٥ و ١٧ عرض شمالی و ٣٠ و ١٤ طول شرقی، میان ارمنت و ادفو ، و در ٤٢ كیلومتری جنوب ارمنت و حدود ٥٣ كیلومتری جنوب غربی الاقصُر (لوكسور) و ٥٠ كیلومتری شمال ادفو و ٤٤ كیلومتری جنوب شهر باستانی طیبه (ثیبه) قرار دارد ( بستانی، ١٣/ ٣٤١، ٣٤٣؛ خوری، ١٧٢؛ نجیب، ٣١٧؛ «فهرست...»، ١٥٩ ؛ بروكهاوس، V/ ٧٢٢).
كهنترین نام این شهر «اونه» بوده است (غربال، ١/ ١٦١). سپس در مصر باستان «ته سنت» و در قبطی «سنه» نامیده میشد (نك : EI٢). یونانیها آن را لاتوپولیس (منسوب به لاتوس، نوعی ماهی كه در یونان مقدس شمرده میشد) میخواندند (همانجا؛ نجیب، ٣١٦؛ افریقا، I/ ٥٩٢؛ آمریكانا، X/ ٥٠٠؛ بستانی، ١٣/ ٣٤١).
ابوالفدا اسنا را جزو اقلیم دوم مصر علیا دانسته است (ص ١١٢؛ نیز نك : مقریزی، الخطط، ١/ ١٤). ابن دقماق مساحت اسنا و جزایر آن را حدود ٤٢٦ ،٦فدّان (ح ٢٧ كم٢) آورده است (٢/ ٣٠). این شهر در دورۀ فاطمیان تا پایان دورۀ ممالیك از نواحی قوصیه، و در دورۀ عثمانی از نواحی جِرجا به شمار میرفت. در ١٢٤٩ق/ ١٨٣٣م مستقل شد و سپس با قنا «مدیریت» واحدی را تشكیل داد (جبوری، ١/ ١٢).
امروزه شهر اسنا مركزی در مدیریت قناست و ١٩ ناحیه را دربر میگیرد ( كشف...، «ع»، نیز ٨، ٣٩٥-٣٩٦).
جمعیت شهر اسنا در نیمۀ سدۀ ١٤ق/ ٢٠م حدود ٢٠ هزار تن و جمعیت كل مركز بالغ بر ٩٠ هزار نفر بوده است (غربال، جبوری، همانجاها؛ بستانی، ١٣/ ٣٤٣). بیشتر ساكنان آن را قبطیان ارتدكس تشكیلمیدهند (مایر، XII/ ٧٥٩؛ بستانی، همانجا). مطابقآمار١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م جمعیت شهر اسنا ١٨٦ ،٣٤نفر بوده است (WNGD, ٥٥٣).
آثار باستانی
اسنا شهری كهن و از آثار قبطیان به شمار میرود. از جمله بناهای شگفت انگیز آن بنایی سنگی موسوم به «بربا» است كه به دستور هرمس ساخته شده است (نك : ه د، اخمیم). بربا منزلگاه علما و حكمای شهر بود و كاهنان قبطی در آن به تدریس میپرداختند. بر دیوارهای بربا نقشهایی مربوط به علوم و صنایع مختلف حك شده است (ادریسی، ١/ ١٢٦؛ انصاری، ٣٥، ٢٣٣؛ قلقشندی، صبح...، ٣/ ٣٢٤). از دیگر آثار كهن این شهر تندیس الهۀ خنوم و معبد آن است كه از دورۀ بطالسه بر جای مانده است. این تندیس كه سر قوچ و بدن انسان دارد، در مصر علیا به خدای فیل معروف بوده، و احتمالاً در دورانهای قدیم به وسیلۀ گروههای مهاجر به اسنا آورده شده است. خنوم به عنوان خالق هستی و یكی از خدایان سه گانۀ اسنا، همچنین از رب النوعهای دیرین منطقۀ شلال اول (آبشار اول) به شمار میرود (دریوتون، ٦٩ -٦٨ ؛ ولدرینگ، ٢٢٢ ؛ نجیب، ٣٢٦؛ مهران، ٣١٥-٣١٦؛ نیز نك : كاره، I/ ٢٣٧). برخی باستان شناسان بر این باورند كه بنای معبد خنوم متعلق به قرنها پیش از آثار شهر باستانی طیبه (ثیبه) است، چنانكه ساختار اولیۀ آن - كه دارای دروازه و ایوانی است - توسط فراعنۀ خاندان هجدهم، اواخر سدۀ ١٤قم، ساخته شده، و بعدها توسط رومیها تكمیل شده است. معبد كنونی دارای ٢٤ ستون، هر یك به قطر ٥٢/ ١ متر و ارتفاع ٢٠/ ١٢ متر است كه بر روی آن تصاویر برخی از سلاطین روم در لباس فراعنه، همراه با نامشان حك شده، و در سقف معبد نمای «منطقۀ البروج» نقش بسته است. بعدها در ٤٧٥ق/ ١٠٨٢م توسط مسلمانان منارهای در آنجا ساخته شد (نجیب، ٣١٧؛ افریقا، I/ ٥٩٢؛ آمریكانا، X/ ٥٠٠؛ بستانی، ١٣/ ٣٤١).
بر اثر كاوشهای علمی در اسنا، آثاری از معبد كوچكتر دیگری نیز یافت شده است. همچنین در ٤ كیلومتری غرب اسنا كلیسای بزرگی مربوط به دوران قبطیها وجود دارد كه به «دیر قربانیان» معروف است و در سبب نامگذاری آن گفتهاند كه در دوران دیوكلتیانوس (یا دیوكلسین، د ٣١٣م)، مسیحیانی كه از ستم امپراتور گریخته بودند، در این كلیسا قتل عام شدند (نك : آمریكانا، X/ ٥٠٠-٥٠١؛ بستانی، ١٣/ ٣٤٢؛ كاره، I/ ٥٤). از دیر قربانیان ٥ كتیبۀ یونانی یافته شده است (همانجا).
پیشینۀ تاریخی
در دورۀ بخت نصر تنها شهری كه از ویرانی در امان ماند، اسنا بود، اما اهالی آنجا كه به كوهها گریخته بودند، توسط سپاهیان بخت نصر تعقیب و قتل عام شدند (قلقشندی، همان، ٣/ ٣٨٠؛ نیز نك : EI١, II/ ٧٨٤).
اسنا در دورۀ اسلامی با صلح فتح شد و اهالی آن در شمار اهل ذمه در آمدند. پس از فتوحات اسلامی، ساكنان اسنا را تیرههای بنیعقبه و بنیجمیله از قبیلۀ بنیهلال تشكیل میدادند (قلقشندی، نهایۀ...، ٢٠٢، ٣٣٠؛ مقریزی، البیان...، ٢٨؛ بستانی، همانجا). همچنین این شهر زیستگاه قبایل هواره - از بدویان مصر علیا - بوده است كه بعدها گروههایی از آنان به سودان مهاجرت كردند (عابدین، ١٥٤).
در ٢٤١ق متوكل، محمد بن عبدالله قمی را برای ادارۀ نواحی جنوبی مصر علیا از جمله اسنا گماشت تا با شورشیان بیابانگرد «بجات» مقابله كند (طبری، ٩/ ٢٠٤؛ ابن خلدون، ٣(٣)/ ٥٨٦؛ ابن اثیر، ٧/ ٧٨؛ ابن تغری بردی، ٢/ ٢٩٧).
در دورۀ حكومت احمد بن طولون، ابن صوفی علوی (ه م) در مصر قیام كرد و اسنا را به تصرف درآورد و سپاهی را كه ابن طولون برای سركوب وی گسیل داشته بود. درهم شكست، اما سرانجام سپاهیان ابن طولون، ابن صوفی را شكست دادند و شهر را تصرف كردند (ابن اثیر، ٨/ ٢٣٨؛ ابن خلدون، ٤(٣)/ ٦٤٧؛ مقریزی، الخطط، ١/ ٣١٩). در ٧١٦ق بسیاری از ساكنان شهرهای اسنا و اسوان از بیماری وبا به هلاكت رسیدند. به گفتۀ مقریزی ( السلوك، ٢(١)/ ١٦٢)، پس از شدت گرفتن طوفانی سیاه و وزیدن باد گرمی كه موجب آتش سوزی در شهر شد، بارانی فرو بارید و سپس بیماری وبا شیوع یافت.
از آثار این شهر در دورۀ اسلامی یكی جامع عتیق است كه بنای آن را به بدرالدین جمالی وزیر مستنصر فاطمی (د ٤٨٧ق/ ١٠٩٤م) نسبت دادهاند و امروزه تنها منارۀ آن باقی است و دیگری مدرسۀ شافعیه كه امیر ایبك صالحی (د ٦٩٥ق) آن را بنا نهاده است ( بستانی، ١٣/ ٣٤٣).
موقعیت اقتصادی
جغرافی نگاران اسلامی از اسنا به عنوان شهری آباد، دارای مزارع، تاكستانها، نخلستانها و باغهای زیبا و كشاورزی پر رونق یاد كردهاند (اصطخری، ٤٢؛ ادریسی، ١/ ١٢٩؛ یاقوت، ١/ ٢٦٦). در سدۀ ٨ق اسنا شهری تجارتی با ساختمانها و میدانگاههای زیبا و بازارهای متعدد و حدود ١٣ هزار خانه، ٢ مدرسه و ٢ حمام بوده است (ابن دقماق، ٢/ ٣٠؛ نیز نك : ابوالفدا، ١١٣؛ مقریزی، الخطط، ١/ ٢٣٧؛ ابن ظهیره، ٦٨؛ بستانی، ١٣/ ٣٤٢، ٣٤٣). محصولات سالیانۀ آن ٤٠ هزار اردب خرما (هر پیمانۀ اردب معادل ١٥٠ كیلوگرم) و ١٢ هزار اردب مویز بوده است (ادفوی، ٢٥-٢٦؛ مقریزی، ابن دقماق، همانجاها). زمینهای زراعی آن (شامل نخلستانها و تاكستانها)، ٣٦٠ فدان (ح ٨٦٤ كمـ ٢) مساحت داشته است (مقریزی، همان، ١/ ٨٤).
امروزه در اسنا بافت پارچههای كتانی و تولید ظروف سفالی رونق دارد و همچنین این شهر پایگاه كاروانهای بازرگانی است كه از سودان (سنّار) و اتیوپی میآیند ( لاروس بزرگ؛ آمریكانا، بستانی، همانجاها).
در ١٣٢٧ق/ ١٩٠٩م برای تأمین آب مدیریت قنا، سدی در شمال اسنا و در ٤٧ كیلومتری جنوب الاقصر به طول ٨٧٤ متر و ارتفاع ١٠ متر بر رود نیل ساخته شد ( بروكهاوس، V/ ٧٢٢؛ بریتانیكا، ماكرو، XIII/ ١٠٧، میكرو، III/ ٩٦٠).
شخصیتهای مشهور
از اسنا اندیشمندان، شاعران و نویسندگان بسیاری برخاستهاند، چنانكه به گفتهای، اسنا در یك زمان ٧٠ شاعر داشته است (ادفوی، ٣٧؛ ابن دقماق، همانجا؛ جبوری، ١/ ١١، ١٢)، اما از آنجا كه در برههای از زمان، محیط این شهر آلوده، و تبعیدگاه روسپیها شده بود، اكثر علما و فضلا به دیگر شهرها هجرت كردند (ادفوی، ٣٨؛ ابن دقماق، نیز بستانی، همانجاها).
برخی شخصیتهای مشهور این شهر اینهاست: عطاءالله بن علی بن زید اسنایی، فقیه و ریاضیدان، شاگرد شیخ بهاءالدین قفطی (ادفوی، ٣٦١)؛ جمال الدین عبدالرحیم بن علی بن شیث اموی اسنایی قوصی (د ٦٢٥ق)، قاضی، ادیب و صاحب دیوان انشاء (ابن شاكر، ٢/ ٣١٢)؛ جمالالدین عبدالرحیم بن حسن ارموی اسنایی (اسنوی) (د ٧٧٢ق)، فقیه شافعی و صاحب طبقات الشافعیه و تألیفهایی در فقه و اصول (ابن حجر، ٣/ ١٤٧؛ ابن تغری بردی، ١١/ ١١٤؛ شوكانی، ١/ ٣٥٢-٣٥٣).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الكامنۀ، حیدرآباد دكن، ١٣٩٤ق/ ١٩٧٤م؛
ابن خلدون، تاریخ؛
ابن دقماق، ابراهیم، الانتصار لواسطۀ عقد الامصار، بیروت، دارالا¸فاق الجدیده؛
ابن شاكر كتبی، محمد، فوات الوفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه؛
ابن ظهیره، احمد، الفضائل الباهرۀ، به كوشش مصطفی سقا و كامل مهندس، قاهره، ١٩٦٩م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به كوشش دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
ادریسی، محمد، نزهۀ المشتاق، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
ادفوی، جعفر، الطالع السعید، به كوشش سعد محمدحسن، قاهره، ١٩٦٦م؛
اصطخری، ابراهیم، المسالك و الممالك، به كوشش محمد جابر عبدالعال حسینی، قاهره، ١٣٨١ق/ ١٩٦١م)؛
انصاری دمشقی، محمد، نخبۀ الدهر، به كوشش مرن، لایپزیگ، ١٩٢٣م؛
بستانی؛
جبوری، عبدالله، مقدمه بر طبقات الشافعیۀ اسنوی، بغداد، ١٣٩٠ق/ ١٩٧٠م؛
خوری، سلیم جبرائیل و سلیم میخائیل شحاده، آثار الادهار، بیروت، ١٢٩١ق/ ١٨٧٥م؛
شوكانی، محمد، البدر الطالع، بیروت، دارالمعرفه؛
طبری، تاریخ؛
عابدین، عبدالمجید، تعلیقات بر البیان و الاعراب (نك : همـ ، مقریزی)؛
غربال، محمد، الموسوعۀ العربیۀ المیسرۀ، بیروت، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م)؛
قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، قاهره، وزارۀ الثقافۀ و الارشاد القومی؛
همو، نهایۀ الارب، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤م؛
كشف اسماء المدن و النواحی المعتبرۀ، قاهره، ١٩٥٥م؛
مقریزی، احمد، البیان و الاعراب، به كوشش عبدالمجید عابدین، قاهره، ١٩٦١م)؛
همو، الخطط، بیروت، دارصادر؛
همو، السلوك، قاهره، ١٩٧٠م؛
مهران، محمد، دراسات فی تاریخ الشرق الادنی القدیم، الحضارۀ المصریۀ، دارالمعرفۀ الجامعیه، ١٩٨٤م؛
نجیب، احمد، الاثر الجلیل لقدماء وادی النیل، قاهره، ١٤١١ق/ ١٩٩١م)؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Afrika, Moscow, ١٩٨٦, vol. I;
Americana;
Britannica, ١٩٧٣;
ibid, ١٩٧٨;
Brockhaus;
Carré, Jean - Marie , Voyageurs et écrivains français en Egypte, Cairo,١٩٥٥;
Drioton, E. & J.Vandier, L'Egypte des Origines à la conquête d' Alexandre, Paris, ١٩٣٨;
EI ١ ;
EI٢ ;
Grand Larousse;
Meyer;
WNGD;
Woldering, I., Egypt, London, ١٩٦٥.
ناهده فوزی