دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١ - بابلسر
بابلسر
نویسنده (ها) :
مژگان نظامی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بابُلسَر، شهر و مرکز شهرستانی به همین نام در استان مازندران، بابلسر تا ١٣١٥ش، مشهدسر (مزار و مدفن شهید) نامیده میشد (برزگر، ٢(١)/ ٤٤؛ مهجوری، ٢/ ٣٢٥)، زیرا بر این باور بودهاند که برادر بزرگ امام رضا(ع) به نام ابراهیم ابوحواب [ملقب به ابراهیم اطهر] در این مکان به خاک سپرده شده است (رابینو، ٧٣)، اما این گفته فاقد سند و مدرک تاریخی است (برزگر، همانجا). برخی دیگر نیز به خطا مشهدسر را به معنی مدفن سرِ شهید دانستهاند (اعتماد السلطنه، ١/ ٢٦٥). اما در واقع، واژۀ «سر» در زبان محلی، به معنی جا و مکان به کار میرود (ستوده، ٤(١)٢٥٦-٢٥٧).
شهرستان بابلسر
بابلسر یکی از شهرستانهای ساحلی استان مازندران است (سرشماری...، پانزده). مساحت آن ٧/ ٣٤٥ﻛﻤ ٢ و شبیه مستطیلی افقی است که مرز شمالی آن به دریای خزر، مرز باختری به شهرستان محمود آباد، مرز خاوری به شهرستانهای جویبار و قائم شهر، ومرز جنوبی آن به شهرستان بابل محدود است ( آمار نامه، ١٣٧٦ش، «١-١،٥-٥٤»). شهرستان بابلسر دارای ٤ بخش مشتمل بر دو شهر، ٨ دهستان و ٩٠ آبادیِ دارای سکنه است (سرشماری، همانجا).
میزان بارندگی سالانه در این شهرستان ٤/ ٩٥٧ میلیمتر، متوسط حداکثر رطوبتنسبی سالانه ٧/ ٩٤٪ و متوسط آن ٤/ ٦٤٪ بوده است (آمارنامه، ١٣٧٥ش، ٤٠-٤١). تنها رودخانۀ شهرستان بابلسر، رودخانۀ بابل است )جعفری، ١١٨-١١٩). محیط طبیعی بابلسر زیستگاه برخی جانوران و پرندگان مانند روباه، گرگ، شغال، گراز، خرگوش، جوجه تیغی، کبک، تیهو، قرقاول، مرغابی و غاز است (فرهنگ جغرافیایی آبادیها...، ٦٧).
بابلسر اکنون، یکی از ١٥ شهرستان استان مازندران است (آمارنامه، ١٣٧٦ش، «١-٤٩»). و بر مبنای سرشماری ١٣٧٥ش، جمعیت آن ٢٦٥‘١٥٥ نفر بوده که نسبت به سرشماری دورۀ قبل (در ١٣٦٥ش)، سالانه به طور متوسط ٨/ ١٪ رشد داشته است (همان، ١٣٧٥ش، ١١٥). ٩١/ ٤٢٪ جمعیت در نقاط شهری و ٠٩/ ٥٧٪ آن در نقاط روستایی سکنى داشتهاند و از لحاظ ترکیب جنسی، نسبت به مردان و زنان در شهرستان بابلسر برابر بوده است (سرشماری، شانزده). بر طبق همین آمار از کل جمعیت ٦ ساله و بیشتر شهرستان بابلسر ٣/ ٨٠٪ باسواد بودهاند و این نسبت در بین جمعیت شهر ٥/ ٨٥٪ و در بین جمعیت روستایی ٤/ ٧٦٪ بوده است (آمارنامه، ١٣٧٥ش، ١٤٤). در شهرستان بابلسر ١٦٧ مدرسۀ ابتدایی، ٩٢ مدرسۀ راهنمایی، ٤٠ مدرسۀ متوسطۀ نظام جدید و ٣ هنرستان دایر بوده است (همان، ١٥٥، ١٥٦، ١٦١ببـ). همچنین این شهرستان دارای دانشکدههای علوم پایه و علوم انسانی وابسته به دانشگاه مازندارن است (همان، ٢٤٠، ٢٤٢).
مردم بابلسر به گویش مازندرانی سخن میگویند و بیشتر آنان مسلمان شیعه (دوازده امامی) هستند (فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا).
اقتصاد شهرستان بابلسر بیشتر بر زراعت، دامداری و ماهیگیری استوار است. مهمترین محصولات آن برنج، گندم، مرکبات، ترهبار و برخی اقلام میوه است که افزون بر تأمین نیاز محل، به نقاط دیگر نیز صادر میشود (همانجا).
از آثار تاریخی بابلسر میتوان آستانهّ امامزاده ابراهیم ابوجواب را نام برد. بنا به گفتهای، بانی بقعۀ امامزداه را سید عزیز بابلکانی، و تاریخ بنای آن را زمان شاه اسماعیل اول (٩٠٧/ ٩٣٠ق) دانستهاند (مرعشی، ٧٣-٧٥)؛ درحالیکه کتیبههای موجود امامزاده نشان میدهد که کتیبۀ صندوق چوبی حرم مربوط به ٨٣٥ق، کتیبۀ درِ صحن آن ٨٤١ق، کتیبۀ درِ شمالی ٨٥٨ق، کتیبۀ درِ غربی ٨٥٩ق، و کتیبۀ مسجد امامزاده مربوط به ٩٠٦ق است (رابینو، ٧٣؛ ستوده، ٤(١)/ ٢٦٤-٢٧٠). ناصرالدین شاه قاجار، ضمن سفر خود به مازندران در ١٢٩٢ق شرح مبسوطی در خصوص این امامزاده و کتیبههای آن به دست داده است (ص ١٢٩-١٣٦). اثر دیگر، بقعۀ بیبی رقیه است که مؤلف سفرنامۀ ایران و روسیه آن را بیبی سکینه، و تاریخ بنای بقعۀ آن را ٨٩٣ق دانستهاند (عزالدوله، ١٥٨؛ قس، رابینو، ٧٣-٧٤). این بنا در شمال غربی امام زاده ابراهیم و بر فراز تپهای شنی مسلط به دریا، ساخته شده است (ستوده، ٤(١)/ ٢٧٠).
شهر بابلسر
این شهر مرکز استان شهرستان بابلسر است و در °٥٢ و ٣٩ درجه طول شرقی و °٣٦ و ٤٢ عرض شمالی و ارتفاع ٢٢ متر از سطح دریا واقع شده است (پاپلی، ٨٢). بابلسر راه اصلی کنارۀ دریای خزر و در ١٩ کیلومتری شمال باختری شهر بابل قراردارد (فرهنگ جفرافیایی آبادیها، ٦٨) و آبوهوای آن معتدل و مرطوب است. رودخانۀ بابل از میان شهر عبور میکند و به دریای خزر میریزد (همان، ٦٧-٦٨). بین بابلسر و دریا و در طرف راست رودخانۀ بابل، یک رشته تپههای شنی قرار دارد که در گذشته بر آن فانوس دریایی ساخته بودند (رابینو، ٧٣).
بابلسر در ابتدای سدۀ ١١ق و پس از آن دارای بندرگاه بوده است. شاه عباس صفوی که در ١٠٠٧ق، و نیز ١٠١٦ق، چند روزی را در آنجا اقامت کرده است، در سفر دوم خود، به وصف کشتیهای بزرگ وکوچکی که در انتظار رسیدن زمان مناسب کشتیرانی بودهاند، پرداخته است (منجم، ١٨٩-١٩١، ٣٣٣-٣٣٤). برخی کسان از برج بزرگ مشهدسر که بر فراز تپه جای داشته، و توسط استپان رازین از میان رفته است، یاد کردهاند (عزالدوله، رابینو، همانجاها). استپان رازین فرمانده قزاقهای شورشی [ایالت دُن] بر ضد نظام فئودالی روسیه بود که در بهار ١٦٦٧م به حملاتی در مسیر ولگا و دریای خزر دست زد (BSE٣,XXI/ ٤١٨). در این حمله، وی شهرهای سواحل غربی و جنوبی دریای خزر را غارت کرد و عدهای از مردم این شهرها را به اسارت گرفت (مهجوری، ٢/ ٩٦).
در دورۀ نادری، محمد خان افشار از سوی نادر شاه فرمان یافت تا به یاری آلتون (انگلیسی) که به دین اسلام در آمده، و از سوی نادر شاه سمت دریا بیگی یافته بود، در مشهدسر (بابلسر) کشتی بسازد و در دریای خزر به کار گیرد (اعتماد السلطنه، ٢/ ١١٣١). مورخان محلی سدۀ ١١ق مازندان در شرح درگیریهای میان حاکمان محلی مشهد سر اشاراتی دارند (ﻧﻜ: مرعشی، ٢٨٦، ٣١١، جم ؛ شیخ علی گیلانی، ١٠٤). در این شهر در دورۀ قاجار، بندر کشتیرانی و بازرگانی بار فروش (بابل)، و از بنادر شرقی دریای خزر بوده است (انتنر، ٢٤؛ مکنزی، ٨٩)؛ چنانکه کمپانی «قفقاز و مرکوری» که با کمک مالی دولت روسیه از اوایل دهۀ ١٨٦٠م، سفرهای پستی و حمل مسافر را از باکو به بنادر ایرانی دریای خزر آغاز کرده بود، شعبهای در مشهدسر داشت (گزارش...، ١٤ و حاشیۀ ١٢). از مشهدسر کالاهای بسیاری همچون ابریشم، پنبه و برنج مازندران به روسیه صادر، و کالاهای روسی مستقیماً بدانجا وارد میشده است (مرگان، ٢٤٠؛ سرنا، ٢٤).
بابلسر در ابتدای سدۀ کنونی از مراکز مهم تجاری ایران محسوب میشد (کیهان، ٣/ ٤٣٠-٤٣١)، با اینهمه، فاقد لنگرگاه مناسبی برای پهلو گرفتن کشتیهای بزرگ بود؛ به همین سبب، اینگونه کشتیها در فاصلۀ دورتری از ساحل لنگر انداخته، بارهای خود را توسط زورق به اسکلۀ گمرک منتقل مینمودند (٢/ ٢٨٨، ٣/ ٤٤٢). بابلسر همچنین از مراکز عمدۀ شیلات و خاویار شمرده میشد (همو، ٢/ ٢٨٩، ٣/ ١٢). بسیاری از جهانگردانی که به شمال ایران سفر کردهاند، در خاطرات خود به این شهر، به ویژه بازرگانی آن اشاره دارند (مکنزی، ٨٧-٨٨، ٨٩؛ سرنا، همانجا). با کاهش روابط بازرگانی میان ایران و شوروی، و رونق یافتن تجارت در بنادر دیگر مانند بندر انزلی در گیلان (فریزر، ٥٤٣، ٥٤٤؛ فرهنگ جغرافیایی ایران، ٣/ ٣٧). این شهر مدتی است موقعیت خود را از دست داد (همانجا)، اما امروزه بابلسر یکی از بنادر معتبر و از گردشگاههای زیبای کشور به شمار میآید (برزگر، ٢(١)/ ٤٤).
در ١٣٧٥ش جمعیت شهر بابلسر ٦٧١‘٣٧ نفر (٧٦٢‘٨ خانوار)، و شمار مردان و زنان در این شهر تقریباً برابر بوده است. همچنین از ٧٤٥‘٣٣ نفر جمعیت ٦ ساله و بیشتر در شهر بابلسر ٠٦/ ٨٨٪ باسواد بودهاند (سرشماری، چهل).
مآخذ
آمار نامۀ استان مازندران (١٣٧٥ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان مازندران، تهران، ١٣٧٦ش؛
آمار نامۀ استان مازندران (١٣٧٦ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان مازندران، تهران، ١٣٧٧ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآةالبلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٨ش؛
انتنر، م. ل.، روابط بازرگانی روس و ایران (١٨٢٨-١٩١٤م). ترجمۀ احمد توکلی، تهران، ١٣٦٩ش؛
برزگر، اردشیر، تاریخ تبرستان پس از اسلام، تهران، ١٣٣٤ش؛
پاپلی یزدی، محمد حسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، مشهد، ١٣٦٧ش؛
جعفری، عباس، رودها و رودنامۀ ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
رابینو، ﻫ.ل.، سفرنامۀ مازندران و استراباد، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندارنی، تهران، ١٣٣٦ش؛
ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، ١٣٦٦ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسکن (١٣٧٥ش)، نتایج تفصیلی، شهرستان بابلسر، مرکز آمار ایران، تهران ١٣٧٦ش؛
سرنا، کارلا، سفرنامه، آدمها و آیینها در ایران، ترجمۀ علی اصغر سعیدی، تهران، ١٣٦٢ش؛
شیخ علی گیلانی، تاریخ مازندران، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٢ش؛
عز الدوله ملکونف، سفر نامۀ ایران و روسیه، به کوشش محمد گلبن و فرامرز طالبی، تهران، ١٣٦٣ش؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور (ساری) سازمان جغرافیایی و نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٠ش؛
ج ٢٨؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان دوم، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٢٩ش؛
فریزر، جیمز بیلی، سفرنامه، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، ١٣٦٤ش؛
کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١١ش؛
گزارش ایران از یک سیاح روس، ترجمۀ سید عبدالله، تهران، ١٣٦٣ش؛
مرعشی، میر تیمور، تاریخ خاندان مرعشی مازندران، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٦ش، مرگان، ژاک، ایران، مطالعات جغرافیایی، ترجمۀ کاظم ودیعی، تبریز، ١٣٣٨ش؛
مکنزی، چارلز فرانسیس، سفر نامۀ شمال، ترجمۀ منصورۀ اتحادیه، تهران ١٣٥٩ش؛
منجم یزدی، محمد، تاریخ عباسی، به کوشش سیف الله وحیدنیا، تهران، ١٣٦٦ش؛
مهجوری، اسماعیل، تاریخ مازندارن، ساری، ١٣٤٥ش؛
ناصرالدین شاه، روزنامۀ سفر مازندران، تهران، ١٣٥٦ش؛
نیز:
BSE٣
مژگان نظامی