دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٩ - اسکندرون
اسکندرون
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْكَنْدَرون، شهری بندری در مشرق خلیجی به همین نام در مدیترانۀ شرقی، واقع در استان خَتای (انطاكیۀ سابق) در جنوب شرقی تركیه، مركز بخش اسكندرون و چهارمین بندر این كشور.
نامگذاری
كهنترین نام این شهر - كه بنای آن را به اسكندر مقدونی و یا سردارش آنتیگون نسبت میدهند (IA, V(٢)/ ١٠٩٠) - الكساندرئیا (استرابن، VI/ ٣٥٥-٣٥٧) بوده است. برای بازشناسی این شهر از شهرهای دیگری كه به اسكندر منسوبند، آنجا را اسكندریۀ ایسوس یا ایسوم ( آیاش ) (سامی، ٢/ ٩٣٠؛ بستانی، ١٣/ ١٨٩)، آلكساندرته ( پاولی، I/ ٢٤٥)، الكساندرِتا (EI٢, IV/ ١٣٨) به معنی اسكندریۀ كوچك ویا اسكندریۀ الصغری (ابن شحنه، ١٨٧) و به صیغۀ تصغیر در زبانِ آرامی، اسكندرونه ( EI٢، همانجا) نامیدهاند. سپس در زبان عربی نیز به همان شكل اسكندرونه (مقدسی، ١٣٦؛ ابن حوقل، ١٥٣؛ ابن اثیر، ١١/ ٥٣؛ ابن شحنه، همانجا؛ ابن شداد، ١٦٢) و بابِ اسكندرونه (یعقوبی، ١٢١؛ ابوالفدا، ٢٥٥)، و سرانجام اسكندرون به كار رفته است.
موقعیت جغرافیایی و چهرۀ طبیعی
اسكندرون در ٣٦ و ٣٦ عرض شمالی و ٣٣ و ٥٥ طول شرقی (سامی، همانجا؛ خوری، ١٥٥) واقع شده است. فاصلۀ آن از مركز استان حدود ٦٣ كم ( بستانی، همانجا) است. مساحت بخش اسكندرون ٩٥٦ كمـ٢ (YA, V/ ٣٣٨٠) و برابر سرشماری عمومی ١٩٩٠م، جمعیت آن ٤٧٥ ،٢٥٩نفر است. از این شمار ٨٠٧ ،١٥٤نفر در مركز بخش، یعنی شهر اسكندرون، و ٦٦٨ ،١٠٤نفر در روستاها و شهركهای تابع این بخش به كار و فعالیت مشغولند («آمار...»، ٢٩). با توجه به سرشماری ١٩٨٥م كه جمعیت بخش را ٣٨١ ،٢٣٩نفر نشان میدهد، نسبت افزایش جمعیت، ١٢/ ١٦% بوده است (همانجا).
شهر اسكندرون امروزی، در جلگهای ساحلی به پهنای ٥ كم، در امتداد ساحل و در دامنۀ كوه آمانوس، از دهانۀ درۀ ابراهیم پاشا در شرق تا فانوسدریایی در غربگستردهاست (IA, V(٢)/ ١٠٩٠-١٠٩٢). دره های كاپلان در شمال و آق چای در جنوب و نیز رشته كوه آمانوس كه از رسوبات دوران سوم زمینشناسی انباشتهاند، بافت پستی و بلندیهای بخش اسكندرون را تشكیل میدهند («دائرۀ المعارف...»، XX/ ٢١٥٠). گذرگاه طبیعی بلن - بیلان كه در ارتفاع ٦٦٠ متری در دل كوههای آمانوس قرار دارد و راهی كه با گذر از آنجا میتوان به اسكندرون رسید، در طول تاریخ این منطقه از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است (YA, V/ ٣٣٧٠-٣٣٧١, ٣٣٨٠). وجود خلیج كوچك منشعب از خلیج اسكندرون، این شهر را در برابر امواج خروشان و طوفانهای سهمگین دریای مدیترانه حفظ میكند.
همچنین تپههای میسیس و دهانۀ رودخانۀ جیحان كه به سوی دریا پیش رفته است، اسكندرون را از جانب غربی احاطه كرده است (IA، همانجا).
در بخش اسكندرون، شرایط اقلیم مدیترانهای حكمفرماست؛ تابستانها گرم و خشك، و زمستانها ملایم و پرباران است. دمای متوسط سالانه ٢/ ٢٠ سانتیگراد، و میزان متوسط بارش سالانه ٤/ ٧٨٥ میلیمتر است (YA, V/ ٣٣٧٧). گرمای هوا از ماه آوریل روی به افزایش میگذارد و در ماه اوت به حداكثر میرسد، چنانكه دما تا ٢/ ٤٣ سانتیگراد نیز به ثبت رسیده است. میزان رطوبت بسیار، و در حدود ٦٨ -٧٠% است («دائرۀ المعارف»، همانجا). از آنجا كه بخش وسیعی از شهر اسكندرون در سطحی پایینتر از دریا قرار دارد، سیلابهای زمستانی از یك سو و امواج دریا از سوی دیگر در بركهها جمع شده، باتلاقهایی تشكیل میدهند. به سبب این باتلاقها و بیماریهای عفونی ناشی از آنها، این منطقه در طول تاریخ برای زیست نامساعد بوده است. امروزه بیشتر این باتلاقها خشكانده شدهاند (IA، همانجا).
در اطراف اسكندرون تفرجگاهها و ییلاقهایی وجود دارد كه عبارتند از اِسِن تپه، یاریق قلعه، ساری مازی، نرگیسلیك، گل جهان و بِلِن. پلاژ اسكندرون در ٣ كیلومتری، و ساری اسكی در ١٠ كیلومتری این شهر قرار دارند (YA, V/ ٣٣٧٦-٣٣٧٧).
پیشینۀ تاریخی
تاریخ شهر اسكندرون، بزرگترین بخش استان ختای، به سبب نزدیكی با انطاكیه، مركز استان، با تاریخ این منطقه به هم آمیخته است. اسكندرون و اطراف آن یكی از كهنترین زیستگاههای انسان بوده است؛ چنانكه قدمت آنجا را تا دوران دیرینه سنگی تخمین میزنند (همان، V/ ٣٣٨٣). بهرهوری خاك، وجود بندرگاه مساعد برای آمدوشد از بینالنهرینبهمدیترانه، و قرار گرفتن بر سر چهارراه ارتباطی میان سوریه و فلسطین از علل عمدۀ زیست انسان در این ناحیه بوده است (همانجا). در این منطقه در هزارۀ ٣ قم اكدیها، در هزارۀ دوم قم هوریها و سپس حتیها و آنگاه آشوریها فرمان راندند (همان، V/ ٣٤١١). در سدۀ ٦قم، در قلمرو امپراتوری هخامنشی و در ساتراپ نشین آسیای صغیر كه پرجمعیتترین و ثروتمندترین ایالات امپراتوری بود، قرار گرفت (پیرنیا، ١١٧). این حاكمیت، تا جنگ اسكندر مقدونی با داریوش سوم در ایسوس - شهری كوچك در این منطقه (استرابن، VI/ ٣٥٥-٣٥٧) - و شكست داریوش در ٣٣٣ قم (گیرشمن، ٢٤٠؛ پیرنیا، ١١٢) و فروپاشی امپراتوری هخامنشی ادامه داشت.
هستۀ اولیۀ شهر اسكندرون كه از سوی فنیقیها بنا شده بود، اندكی بالاتر از محل فعلی اسكندرون قرار داشته است و میریاندوس نامیده میشد و این نام تا زمان اسكندر متداول بوده است (IA، همانجا). بنای شهر جدید را در ٣٣٣قم (سامی، ٢/ ٩٣٠) و یا در ٣٠٢ قم نوشتهاند ، YA) همانجا). استرابن همراه با شهرهایی مانند روسوس، میریانوس و نیكوپولیس كه در كنار خلیج ایسیك (ایسوس) در مرز میان كیلیكیه و سوریه قرار داشتند، از الكساندرئیا نیز نام میبرد (VI/ ٣٥٧).
بعد از درگذشت اسكندر در ٣٢٣ قم و تقسیم قلمرو او میان سردارانش، این ناحیه نخست تحت فرمان آنتیگون و سپس سلوكوس، سر دودمان سلوكیها، درآمد (پیرنیا، ١٣٩؛ گیرشمن، ٢٥٣-٢٥٤). حاكمیت سلوكیها با فراز و نشیبهایی تا سدۀ ١قم ادامه داشت (YA, V/ ٣٣٩٢). مدتی نیز دولت اشكانی ادارۀ منطقه را بر عهده گرفت و سپس رومیها بر سراسر آسیای صغیر و بخش شرقی دریای مدیترانه كه اسكندروننیز در آنجا قرار دارد، تسلط یافتند (دیاكونف، ٨٠). بعداز سقوط دولت اشكانی و تشكیل دولت ساسانی در ٢٢٦م (كریستنسن، ١٣٧) در رقابت میان ایران و روم، این ناحیه صحنۀ شدیدترین برخوردها بود ، YA) همانجا)؛ چنانكه قلعۀ اسكندرون بعد از تصرف به دست ایرانیها ویران شد و بعدها تجدید بنا گردید (IA، همانجا؛ «دائرۀ المعارف»، XX/ ٢٥٠). با تقسیم امپراتوری روم در ٣٩٥م، اسكندرون جزو ممالك روم شرقی (بیزانس) قرار گرفت (YA، همانجا). بعد از ظهور اسلام، ابوعبیدۀ جراح پس از آنكه از كار یرموك بپرداخت، به جانب قِنّسرین (بلاذری، ١٤٤) كه بر سر راه حلب به عراق و شامات واقع است (اصطخری، ٦٤)، روی آورد و پس از فتح منطقه (بلاذری، همانجا) تمام ناحیۀ اسكندرون جزو «جُند» قنسرین گردید (مقدسی، ١٣٦؛ E٢, IV/ ١٣٨؛ IA،همانجا) و به قلمرو اسلام پیوست. به نوشتۀ برخی مآخذ عربی، زبیده همسر هارون الرشید اسكندرون را بنا كرد (ابن شداد، ١٦٢؛ ابن شحنه، ١٨٧) و احمد بن ابی دؤاد ایادی در روزگار خلافت الواثق بالله، خلیفۀ عباسی، به مرمت باروی آنجا پرداخت (یعقوبی، ١٢١؛ ابوالفدا، ٢٥٤- ٢٥٥).
اسكندرون و اطراف آن در دورۀ حكومت آل حمدان (سدۀ ٤ق) مركز برخورد دولت بیزانس با مسلمانان بوده است (YA, V/ ٣٣٩٣). همچنین در طول جنگهای رومیان و مسلمانان كه در امتداد خط طرسوس - ملطیه - ارزروم جریان داشت، اسكندرون یكی از مهمترین قلعههای این خط بوده است (سویم، ٢٩). بعد از تشكیل دولت سلاجقۀ روم، سلیمانشاه مؤسس این سلسله، به انطاكیه لشكر كشید و قلعههای اسكندرون و بغراس را فتح كرد (همو، ١٠٥) و به اینترتیب، اسكندرون به حاكمیت سلجوقیان درآمد. در طول جنگهای صلیبی نیز صحنۀ برخی از این جنگها بوده است (رانسیمان، I/ ١٥٤). در ٥٣١ق/ ١١٣٧م، امپراتور روم به آبادی آنجا همت گماشت (ابن اثیر، ١١/ ٥٣؛ ابن قلانسی، ٢٥٨).
اسكندرون در سدۀ ٧ق/ ١٣م به تصرف ممالیك مصر در آمد و جزو ولایت حلب گردید. مدتی نیز در قلمرو امیران خاندان ذوالقدر قرار گرفت و در ٩٢٣ق/ ١٥١٧م ضمیمۀ متصرفات امپراتوری عثمانی شد (YA, V/ ٣٣٩٣-٣٣٩٤, ٣٤١٢). در جنگهای دولت عثمانی با ونیز، بندر اسكندرون به صورتهای مختلف مورد استفاده قرار میگرفت (اوزون چارشیلی، (II/ ٢١٣, ٥٧٦).
در سراسر سدۀ ١٣ق/ ١٩م منطقه صحنۀ ناآرامیهای زیادی بوده است. ابراهیم پاشای مصری در لشكركشی به خاك اصلی تركیه در ١٢٤٨ق/ ١٨٣٢م (نك : ه د، ٢/ ٤٧٤- ٤٧٨) بندر اسكندرون را محل استقرار نیرو و لنگرگاه كشتیها و انبار مهمات سپاه خود قرار داد (فریدبك، ٤٥٠؛ غزی، ٢٩٦). در همین قرن شورشیان مخالف دولت عثمانی با حمله به كاروانهای تجارتی و پستی و حتی نظامی موجب ناامنی شده بودند كه با مداخلۀ افراد سازمانی كه خود را «فرقۀ اصلاحیه» میخواندند، در ١٢٨٢ق/ ١٨٦٥م ناآرامیها پایان پذیرفت (YA, V/ ٣٣٩٥).
اسكندرون در تقسیمات كشوری عثمانی در سدۀ ١٣ق/ ١٩م، جزو ولایت حلب، و یكی از ١٤ سَنجق این ولایت گردید و جمعیت آنجا در اواخر سدۀ ١٩م شامل مسلمانان اعم از ترك و عرب، و مسیحیان و شمار اندكی یهودی بود كه در زمینههای كشاورزی، اداری و بازرگانی فعالیتمیكردند (YA, V/ ٣٣٩٦). بعد از جنگكریمه (١٢٦٩-١٢٧٣ق/ ١٨٥٣-١٨٥٧م) میان روسیه و عثمانی، اروپاییها ضمن درخواست امتیازات مختلف، اجازۀ ساختن راه آهن اسكندرون - بیره جیك را از دولت عثمانی خواستند. دولت عثمانی نیز كه با صدور فرمان تنظیمات خیریه، در صدد توسعۀ كشور بود، با دادن این امتیازات موافقت كرد (كارال، VI/ ٢٦٣). دولت روسیه نیز با هدف دسترسی به دریاهای گرم و آزاد به اسكندرون چشم دوخته بود (همو، VIII/ ٤٥) و میخواست به عنوان حمایت از ارامنۀ شرق آناتولی، آن ناحیه را تحت نفوذ خود در آورد تا از یك طرف از راه اسكندرون، و از سویی دیگر از راه بینالنهرین به دریاهای مدیترانه و خلیج فارس راه یابد (همو، VIII/ ١٣٠). موقعیت ویژۀ جغرافیایی اسكندرون و ارتباط آن با دریای آزاد موجب شده بود كه دولتهای اروپایی نیز، از جمله انگلستان و فرانسه، به آنجا توجه داشته باشند (YA, V/ ٣٤٠١). نمایندگان سیاسی این كشورها و همچنین نمایندگان دولتهای آمریكا، مجارستان و ایران در آنجا اقامت داشتند (همان، V/ ٣٤٠٢).
بعد از جنگ جهانی اول كه در جریان آن، این شهر ٦ بار بمباران شد (YA, V(٢)/ ١٠٩١)، كشورهای عرب تابع دولت عثمانی، تحت الحمایۀ انگلیس و فرانسه شدند (حتی، ٩٣٩). شهر اسكندرون نیز در ١٣٣٤ق/ ١٩١٦م از جانب انگلیسیها اشغال شد (IA، همانجا). بعد از امضای عهدنامۀ مُندروس در ٢٤ محرم ١٣٣٧ق/ ٣٠ اكتبر ١٩١٨م فرانسویها از دولت عثمانی خواستند كه اجازۀ استفاده از بندر اسكندرون را بدهد. در پی آن نیروهای فرانسوی در بندر اسكندرون پیاده شدند و با تصرف راه اسكندرون - حلب، آنجا را به پایگاه نظامی خود بدل كردند (YA, V/ ٣٤٠٣). در مدت اشغال شهر از سوی نیروهای خارجی، مبارزه برضد اشغالگران از سوی تركها با شدت ادامه داشت (IA، همانجا). سرانجام، در ١٧ صفر ١٣٤٠ق/ ٢٠ اكتبر ١٩٢١م قراردادی در آنكارا میان تركیه و فرانسه منعقد شد. طبق این قرارداد حكومتی خودمختار تحت نظارت دولت فرانسه تشكیل شد كه آن را سنجق اسكندرون نام نهادند (بروكلمان، ٦٢٥؛ شاو، ٢/ ٦٢٦؛ IA، همانجا؛ (YA, V/ ٣٤٠٦). سنجقاسكندرونشاملشهرهایاسكندرون،انطاكیه، YA قرق خان، ریحانلی و سامان داغ بود. زبان تركی نیز یكی از زبانهای رسمی آنجا شمرده میشد و تركها در اشاعۀ فرهنگ ملی خود آزاد بودند (بروكلمان، نیز YA، همانجاها).
در ١٣٤٠ق/ ١٩٢٢م، اسكندرون به فدراسیون دولتهای سوریه پیوست (YA، همانجا). نابرابری اجتماعی و فشاری كه از طرف اداره كنندگان فرانسوی فدراسیون اعمال میشد، به تشكیل سازمانی مركب از جوانان ترك، عرب، یونانی و ارمنی منجر گردید كه «سلامت بلده» نام داشت. مدتی بعد سازمانی دیگر به نام «انجمن انطاكیه - اسكندرون» تشكیل شد كه هدف آن پیوستن به سرزمین تركیه بود (همانجا). در پی این ناآرامیها دولت فرانسه در ١٣٤٣ق/ ١٩٢٥م خود مختاری اسكندرون را به رسمیت شناخت و در ١٩٢٦م كمیسر عالی دولت فرانسه در سوریه، تشكیل حكومتی در سنجق اسكندرون به مركزیت شهر اسكندرون را اعلام كرد. این حكومت دارای قانون اساسی، مجلس و رئیس حكومت بود كه از طرف مردم انتخاب میشد و زبانهای عربی و فرانسوی نیز مانند زبان تركی رسمیت داشت. همچنین این حكومت در مجلس سوریه نیز ٩ نفر نماینده داشت (IA, YA، همانجاها). با برگذاری انتخابات و تدوین قانون اساسی، حكومت اسكندرون رسمیت یافت و رئیس هیأت نمایندگی فرانسه به ریاست حكومت برگزیده شد. فرانسویها آشكارا در انتخابات دست داشتند و این امر موجب اعتراض سوریها شد و نمایندگان مجلس، الحاق اسكندرون به دولت سوریه را اعلام كردند (IA، همانجا).
در ١٣٥٥ق/ ١٩٣٦م دولت فرانسه به سوریه كه اسكندرون جزو آنجا بود، استقلال داد. از سوی دیگر تركها خواستار استقلال اسكندرون شدند و «انجمن استقلال ختای» را به جای «انجمن انطاكیه - اسكندرون» تشكیل دادند كه هدفش سازماندهی مبارزه برای آزادی اسكندرون بود (شاو، همانجا). آنان نام منطقه را نیز به ختای تغییر دادند (YA, V/ ٣٤٠٧). در همین زمان دولت تركیه موضوع را به جامعۀ ملل ارجاع داد و طبق قراردادی در ١٩٣٧م استقلال اسكندرون اعلام، و مرزهای آن مشخص شد و حقوق تركها نیز تضمین گردید؛ اما زمانی كه انتخابات برگذار، و حكومت اسكندرون تشكیل شد، دولت فرانسه با فشار دولت سوریه شمار نمایندگان ترك را در مجلس محدود كرد. دولت تركیه بر این امر اعتراض، و به جامعۀ ملل شكایت كرد. پس از آن قرارداد ١٣٥٧ق/ ١٩٣٨م با دولت فرانسه منعقد، و ولایت ختای میان فرانسه و تركیه تقسیم شد. بعد از برگذاری انتخابات، تركها با ٢٢ نماینده در برابر ١٨ نماینده از عربها، اكثریت را در مجلس به دست آوردند و حكومت را تشكیل دادند و نام آن را دولت ختای نامیدند. حكومت جدید خواستار الحاق به دولت تركیه شد، دولت فرانسه نیز در ٥ جمادی الاول ١٣٥٨ق / ٢٣ ژوئن ١٩٣٩م با الحاق اسكندرون و ناحیۀ ختای به تركیه موافقتكرد(بروكلمان،٧٠٥؛ شاو،٢/ ٦٢٦-٦٢٧؛ YA, V/ ٣٤٠٧-٣٤٠٨) و با تصویب مجلس تركیه در جلسۀ مورخ ٦ جمادیالا¸خر ١٣٥٨ق / ٢٤ ژوئیه ١٩٣٩م، اسكندرون كه از ١٩١٨م از تركیه جدا شده بود، به خاك تركیه پیوست (همانجا) و استان ختای نامیده شد.
اوضاع اقتصادی و اجتماعی
اگر چه اسكندرون اسكلهای نسبتاً مهم در كنار مدیترانه بوده است، اما در طول تاریخ خود چنانكه باید توسعه نیافت و فقط بعد از الحاق به قلمرو امپراتوری عثمانی در سدۀ ١٠ق/ ١٦م به تدریج به صورت بندری نسبتاً فعال درآمد. اولیا چلبی (٣/ ٤٧) و حاجی خلیفه (ص ٥٩٢) جهانگردان سدۀ ١١ق/ ١٧م، از آمد و شد بازرگانان فرنگی و مسلمان و كشتیهای آنها و نیز ادارۀ گمرك آنجا بحث میكنند كه خود دلیل رونق اقتصادی آنجا بوده است. همچنین اولیاچلبی از فاصلۀ نزدیك آنجا با جزیرۀ قبرس - چنانكه در هوای صاف قلل پربرف جزیره از فاصلۀ ٢٦٠ میلی به وضوح دیده میشدند - و نیز تجدید بنای قلعۀ آنجا توسط نصوح پاشا صدراعظم سلطان احمد سخن به میان آورده، مینویسد كه در اینجا ٧ دولت نماینده داشتند و به سبب آنكه ساكنان آن اكثر خارجی و مسیحی بودند، در آنجا مسجد وجود نداشته است (٣/ ٤٦-٤٧).
با كاهش تجارت شرق مدیترانه از یك سو، و كاهش آمد و شد در راههای بازرگانی به سبب فعال شدن دماغۀ امید از سوی دیگر، بندر اسكندرون كه روزگاری اولین اسكلۀ بازرگانان هندی در تجارت با مدیترانه بود، تا اندازهای اهمیت خود را از دست داد، اما از اواخر سدۀ ١٣ق/ ١٩م به تدریج روی به توسعه نهاد و به صورت بندر صادراتی مهم و پیش بندر شهر حلب درآمد (هید، ٤٠٩ ,١٨٤ )، چندانكه نمایندگان و كنسولهای دولتهای اروپایی در آنجا اقامت یافتند (همو، ٤٦٥) و كاروانهایی كه از حلب به انطاكیه میآمدند، پس از عبور از گذرگاه بِلن، در اسكندرون به نقطۀ پایان میرسیدند (همو، ٤٠٩). در همین زمان بازرگانان خارجی مقیم حلب به سبب فشارهای فرمانروایان شهر طرابلس، از دولت عثمانی درخواست كردند كه تأسیسات بندر اسكندرون را توسعه دهد و برای این كار كمكهای مالی فراوانی نیز بر عهده گرفتند. بعد از تسلط ابراهیم پاشای مصری، اسكندرون به مركز بازرگانی ولایت حلب، دیار بكر، بغداد، موصل و آناتولی تبدیل شد (غزی، ٢٩٥-٢٩٦). در دوران سلطنت سلطان عبدالحمید ثانی، كشور عثمانی اهمیت ترانزیت كالا را از دست داد و در پی آن راههایی نیز كه از بیروت و اسكندرون به سوریه و عراق منتهی میشدند، از اهمیت افتادند (كارال، VIII/ ٤٣٥)
اسكندرون امروزی تنها بخش استان ختای است كه از نظر كشاورزی، صنعتی و بازرگانی توسعه یافته است. در جلگههای آن گندم، مركبات و زیتون به عمل میآید. گذشته از آن، اسكندرون بزرگ ترین دروازۀ بازرگانی در جنوب شرقی تركیه است (YA, V/ ٣٤٤٧). كارخانۀ ذوب آهن اسكندرون كه به «ایسدمیر» معروف است، سومین كارخانۀ ذوب آهن تركیه است. این كارخانه كه در ١٨ كیلومتری شهر اسكندرون قرار دارد، با همكاری دولت روسیه ساخته شده، و از ١٩٧٥م بهرهبرداری از آن آغاز گردیده است (همان، V/ ٣٤٣٤). اسكندرون كه امروزه به منزلۀ پل ارتباطی میان كشورهای خاورمیانه است، به وسیلۀ راهآهن به نقاط مختلف تركیه مربوط است و ارتباط آنها را با دریای مدیترانه تأمین مینماید (همان، V/ ٣٤٥٠-٣٤٥١).
شهر اسكندرون اگر چه سابقهای كهن دارد، اما از نظر آثار تاریخی بسیار فقیر است. از شهر باستانی اثری بر جای نمانده است. در اطراف بخش اسكندرون موزائیكها، آب انبارها و گورستانهای قدیمی وجود دارد و بقایای شهری كه احتمالاً فنیقیها ساختهاند، در اِسن به چشم میخورد ( همان، V/ ٣٤٨٦).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن حوقل، محمد، صورۀ الارض، بیروت، ١٩٧٩م؛
ابن شحنه، الدر المنتخب فی تاریخ مملكۀ حلب، به كوشش یوسف بن الیان، بیروت، ١٩٠٩م؛
ابن شداد، محمد، الاعلاق الخطیرۀ، به كوشش یحیی زكریا عباره، دمشق، ١٩٩١م؛
ابن قلانسی، حمزه، ذیل تاریخ دمشق، به كوشش آمدرُز، بیروت، ١٩٠٨م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به كوشش، رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
اصطخری، ابراهیم، المسالك و الممالك، به كوشش محمدجابر عبدالعال حسینی، دمشق، ١٣٨١ق/ ١٩٦١م؛
اولیاچلبی، محمد، سیاحتنامه، استانبول، ١٣١٤ق؛
بروكلمان، كارل، تاریخ ملل و دول اسلامی، ترجمۀ هادی جزایری، تهران، ١٣٤٦ش؛
بستانی؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، لیدن، ١٨٦٥م؛
پیرنیا، حسن، ایران قدیم، تهران، ١٣٠٨ش؛
حاجی خلیفه، جهان نما، استانبول، ١١٤٥ق؛
حتی، فیلیپ، تاریخ عرب، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، ١٣٦٦ش؛
خوری، سلیم، آثار الادهار، بیروت، ١٢٩١ق/ ١٨٧٥م؛
دیاكونف، م.، اشكانیان، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، ١٣٥١ش؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
شاو، استانفورد، تاریخ امپراتوری عثمانی و تركیۀ جدید، ترجمۀ محمود رمضان زاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
غزی، كامل، نهر الذهب فی تاریخ حلب، به كوشش شوقی شعث و محمود فاخوری، حلب، ١٤١٢ق/ ١٩٩١م؛
فریدبك، محمد، تاریخ الدولۀ العلیۀ العثمانیۀ، بهكوشش احسان حقی،بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
كریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ رشید یاسمی، ١٣٧٠ش؛
گیرشمن، رمان، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمۀ محمد معین، تهران، ١٣٧٢ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش محمد مخزوم، بیروت، ١٩٨٧م؛
یعقوبی، احمد، البلدان، نجف، ١٣٣٧ق/ ١٩١٨م؛
نیز:
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١;
EI ٢ ;
Heyd, W., Yakin - dogu ticaret tarihi, tr. E. Z., Karal, Ankara, ١٩٧٥;
IA;
Karal, E. Z., Osmanli tarihi, Ankara, ١٩٨٣;
Pauly;
Runciman, S., Hacli seferleri tarihi, tr. F. Iṣiltan, Ankara, ١٩٨٦;
Sevim, A. & Y. Yücel, Türkiye tarihi, Ankara, ١٩٨٩;
Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London, ١٩٧٠;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧٢;
Uzunçarsılı, I. H., Osmanli tarihi, Ankara, ١٩٨٣;
YA.
علیاكبر دیانت