دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٦ - اسکوپیه
اسکوپیه
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْكوپْیه، شهری در جنوب یوگسلاوی سابق، در شبه جزیرۀ بالكان، مركز جمهوری خودمختار مقدونیۀ سابق و پایتخت كشور مستقل مقدونیۀ كنونی.
نامگذاری
قدیمترین نام آن اسكوپی برگرفته از واژۀ اشكوب در زبان ایلیری - زبان نخستین ساكنان آنجا - است ( پاولی، XIII/ ٩١٠؛ IA, XIII/ ١٢٢). نام این شهر در زبانهای مختلف به صورتهای گونهگون نوشته، و خوانده میشود: در زبان مقدونیایی، اسكوپیه؛در زبانهایصربی و كرواتی،اسكوپلیه؛ در آلبانیایی،اشكوپ ( بریتانیكا، میكرو، IX/ ٢٦١؛ IA، همانجا)؛ در مآخذ تركی در دوران عثمانیها به صورت اوسكوب (عاشق پاشازاده، ٦٤؛ مجدی، ١٢٥؛ اولیا چلبی، ٥/ ٥٥٣) و اسقوپیا (سامی، ٢/ ٩٣٣)، و در عربی نیز اسقوفیه (ادریسی، ٢/ ٧٩٢، ٧٩٤) واصقب ( بستانی، ١٣/ ٢١٧) آمده است. در دوران بطلمیوس دوم در سدۀ ٣ قم از آنجا نام برده شده است ( پاولی، ، IA همانجاها)؛ مدتی نیز یوستینیاناپریما و همچنین سینتیا نامیده شده است (سامی، همانجا).
موقعیت
این شهر در ٤١ و ٥٩ عرض شمالی و ٢١ و ٢٦ طول شرقی ( بریتانیكا، همانجا، نیز، ماكرو، XIX/ ١١٠١، نقشه) بر دو سوی رودخانۀ واردار بر سر راههای مهم سلانیك - اژه در جنوب؛ نیش - بلگراد در شمال، از طریق گذرگاه كاچانیك به قوصووا (كوزوو) - پریشتینه، و كومانووا - كریوا به بلغارستان در شرق و نیز در غرب جادۀ مشرف به آلبانی، قرار دارد (IA، همانجا؛ EI١, VIII/ ١٠٥٢). ارتفاع آن از سطح دریا از ٢٢٠ تا ٣٤٠ متر تغییر میكند و اطراف آن را درههای حاصلخیز و كوهستانهای پربرف احاطه كردهاند (همانجاها). از آنجا كه این شهر از شمال به نقاط كوهستانی و از جنوب به دریای اژه مربوط میشود، دارای اقلیمی دوگانه است؛ چنانكه تابستانها گرم و خشك، و زمستانها سرد و مرطوب است. دمای متوسط سالانه ٤/ ١٢ سانتیگراد است و بیشترین دمای هوا در تابستانها گاه به ٤٠ میرسد و بر اثر آب و هوای مدیترانهای بهار آنجا از فصل پاییز سردتر است. در ١٩٨١م/ ١٣٦٠ش جمعیت شهر ٥٤٧ ،٥٠٦نفر بوده است ( یوگسلاوی...، ٣٤، جدول شم ٥).
پیشینۀ تاریخی
ایلیریها نخستین ساكنان اسكوپی كهن بودند كه ویرانههای آن در چند كیلومتری شمال غربی شهر جدید اسكوپیه قرار دارد ( پاولی، IA، همانجاها؛ EI١, VIII/ ١٠٥٢-١٠٥٣ ). در ٢١٠ ق م، فیلیپ سوم مقدونی آنجا را تصرف، و ضمیمۀ قلمرو خود كرد (سامی، همانجا). در نخستین سدههای پس از میلاد مسیح در قلمرو امپراتوری روم قرار گرفت و مركز ایالتی شد كه رومیها آنجا را داردانیا میخواندند (سامی، نیز IA، بریتانیكا، میكرو، همانجاها). در همین زمانها مركز و پایگاه لژیون هفتم رومیها بود ( پاولی، XIII/ ١٩٠). پس از تجزیۀ امپراتوری روم، در قلمرو دولت روم شرقی قرار گرفت (سامی، ٢/ ٩٣٣). گویند یوستی نیانوس فرمانروای بیزانس آن ناحیه را كه زادگاهش بود، آباد كرد و چنانكه گفته شد، به نام خود یوستی نیاناپریما نامید. برخی نیز معتقدند كه اسكوپیه نبوده، بلكه اوخری بوده است (همانجا). در ٥١٨م زمین لرزۀ شدیدی آنجا را ویران كرد ( پاولی، همانجا). مردمی كه از این زمین لرزه جان سالم به در برده بودند، بر ساحل رودخانۀ واردار، شهر جدید اسكوپیه را پیافكندند (IA, XIII/ ١٢٢).
اسلاوها كه از سدۀ ٦م به شبه جزیرۀ بالكان نفوذ كرده بودند، این شهر را در سدۀ ٧م اشغال كردند و در سدههای بعد، یعنی در ٩ و ١٠م در رونق آنجا كوشیدند ( بریتانیكا، ١ EI، همانجاها) و آنجا را مركز حكومت خود ساختند (سامی، همانجا). سپس در ٦٨١ق/ ١٢٨٢م میلوتین پادشاه قدرتمند صرب، شهر اسكوپیه را تسخیر كرد و آنجا را از دست دولت بیزانس خارج ساخت (استروگُرسكی، ٤٥١ ,٤٢٩). استفان دوشان در ٧٤٧ق/ ١٣٤٦م طی مراسمی در كلیسای شهر اسكوپیه، تاجگذاری كرد (اوزون چارشیلی، I/ ١٩٦؛ استروگرسكی، ٤٨١) و به عنوان نخستین امپراتور صربها شناخته شد. حاكمیت صربها بر این منطقه، از ٦٨١ تا ٧٩٤ق/ ١٢٨٢ تا ١٣٩٢م حدود ١١٠ سال ادامه یافت (١ EI، همانجا). در دوران فرمانروایی صربها، اسكوپیه پایتخت این دولت، و یكی از مراكز مهم بازرگانی در شبه جزیرۀ بالكان بوده است (IA, XIII/ ١٢٢-١٢٣).
پس از پیروزی عثمانیها در جنگ قوصووا، اسكوپیه از اهمیت ویژهای برخوردار شد. شهر در نخستین سالهای فرمانروایی بایزید اول معروف به ایلدرم كه در ٧٩١ق/ ١٣٨٩م به سلطنت دولت عثمانی رسید، به دست پاشا یكیت یكی از امیران وی به تصرف درآمد (نشری، ١/ ٣١٠؛ عاشق پاشازاده، ٦٣ -٦٤). پاشایكیت معادن نقرۀ كوههای كاراتووا (قراطوه) را نیز تصرف كرد و آنگاه مهاجران ترك و تاتار را در آنجا اسكان داد (نشری، همانجا؛ اوزون چارشیلی، I/ ٢٦٠-٢٦١؛ شاو، ١/ ٦٧).
تاریخ فتح اسكوپیه و نیز فاتح آنجا را مآخذ عثمانی با اختلاف یاد كردهاند: نشری فتح آنجا را در ٧٩١ق (همانجا)، عاشق پاشازاده در ٧٩٧ق/ ١٣٩٥م (همانجا) و شمسالدین سامی (همانجا) در ٧٩٢ق/ ١٣٩٠م نوشته است. شابانویچ مورخ صرب معتقد است كه اسكوپیه نه از طریق جنگ، بلكه طبق قراردادی كه میان برانكوویچ و پادشاه عثمانی بسته شد، به آن دولت واگذار گردید و پاشایكیت، نخستین مرزدار آنجا بود (EI١، IA، همانجاها). برخی نیز تاریخ دقیق فتح اسكوپیه را در ٩ صفر ٧٩٤ق/ ٦ ژانویۀ ١٣٩٢م ( ١ EI، همانجا) نوشتهاند. شمسالدین سامی (همانجا)، بدون ذكر مأخذ، تیمورتاش پاشا، و اولیا چلبی (٥/ ٥٥٣) نیز غازی اورانوس را فاتح این شهر نوشته است.
آنچه مسلم است، اینكه از ٧٩٢ق به بعد شهر در قلمرو دولت عثمانی درآمد و به تدریج سیل مهاجرت تركان شروع شد و با احداث مساجد، بازار و كوچههای جدید، به سرعت ماهیت شهری اسلامی به خود گرفت (IA، همانجا) و به قولی نخستین شهر اسلامی در شبه جزیرۀ بالكان شد (سامی، ٢/ ٩٣٣). از همین زمان به بعد مركز فرمانروایان عثمانی در ناحیۀ صربستان شد و بعد از ادرنه دومین اقامتگاه پادشاهان عثمانی گردید؛ چنانكه بایزید اول گاه در ادرنه و گاه در این شهر اقامت گزیده، به ادارۀ امور كشور میپرداخت (اولیا چلبی، همانجا). این شهر همچنین مركز اداری منطقه بوده، و در تحریرهای دورۀ سلطان سلیمان مركز یكی از سنجاقهای مهم به شمار میرفته است (همانجا) و برابر ضبط دفاتر مورخ ٨٥٩ق/ ١٤٥٥م بیشتر اراضی آن در دست زمینداران مسیحی بوده است (اینالجیك، I/ ١٤٩).
شهر اسكوپیه در تمام دوران حاكمیت امپراتوران عثمانی، به ویژه در سدههای ٩ و ١٠ق/ ١٥ و ١٦م از موقعیت سوقالجیشی ویژهای برخوردار بوده، و به هنگام لشكركشیها، محل تجمع سپاهیان بوده است (صولاقزاده، ٢٢٦)؛ از جمله هنگام لشكركشی سلطان محمد دوم در ٨٦٠ق/ ١٤٥٦م به شبه جزیرۀ بالكان و فتح بلگراد كه انكروس (مجارستان) پایگاه لشكر بود، توپهای لازم را كه در اسكوپیه ریخته شده بود (كمال پاشازاده، ٧/ ١٢١-١٢٢، ١٣٠)، با جرثقیل به انكروس منتقل كردند (تورسون، ٧٩-٨٠). پس از فتح صربستان از جانب سلطان محمد، پادشاه صرب از تسلیم برخی قلاع خودداری كرده، راه رفت و آمد اسكوپیه را بست و روستاهای تركها را غارت كرد (تانسل، ١١٤ ). در ١١٠٠ق/ ١٦٨٩م،نیروهای خاندان هابسبورگ اتریش (شاو، ١/ ٣٨٠- ٣٨١) به فرماندهی ژنرال پیكولومینی (IA, XIII/ ١٢٤) و با همكاری هزاران نفر از مردم صربستان، شهرهای آنجا از جمله اسكوپیه را تصرف كرده (شاو، همانجا)، آتش زدند؛ چنانكه این شهر ٦٠ هزار نفری كاملاً ویران شد. شیوع بیماریهای واگیردار از جمله وبا نیز موجب تخلیۀ شهر گردید. ساكنان آنجا به نواحی دیگر مهاجرت كردند: از جمله مسلمانان اسكوپیه به استانبول آمدند و در محلهای كه اكنون اسكوپ نامیده میشود، ساكن شدند، گروهی نیز به شمال یوگسلاوی مهاجرت كردند (IA، همانجا).
از سدۀ ١٢ق/ ١٨م بار دیگر شهر اسكوپیه به تدریج رونق سابق را بازیافت و بر وسعت آنجا افزوده شد و به محلات مسلمان نشین در شمال، ناحیۀ مسیحیان مقدونی تبار و اقلیت یهودی در ساحل چپ رودخانۀ واردار تقسیم شد (همانجا). در سدۀ ١٣ق/ ١٩م جمعیت مقدونی تبار اكثریت یافتند و بر شمار مسیحیان روز به روز افزوده شد. تسلط اتریش بر بوسنی - هرزگوین در ١٢٩٥ق/ ١٨٧٨م بافت شهر را تغییر داد و بر وسعت آن افزود. مسلمانانی كه از بوسنی - هرزگوین به این شهر مهاجرت كرده بودند، در ساحل راست رود واردار در خانههای یك طبقهای كه مخصوص آنان ساخته شده بود، مسكن گزیدند. پس از جنگهای بالكان (١٩١٢م) و جنگ جهانی اول، عدۀ زیادی از مسلمانان اسكوپیه به استانبول مهاجرت كردند (همانجا). از ١٣١٩ق/ ١٩٠١م منطقۀ مقدونیه صحنۀ برخورد میان تركها و بومیان آن ناحیه شد. بلغارها نیز از بومیان حمایت میكردند. از رویدادهای مهم این دوره در اسكوپیه كشته شدن كنسول روسیه به دست یك نفر آلبانیایی بود كه موجب اعتراض دولت روسیه به بابعالی، یعنی دربار عثمانی شد (كارال، ١٥٨).
در جریان جنگهای بالكان در ١٩١٢م صربها این شهر را تصرف كردند؛ در ١٩١٥م به تصرف بلغارها درآمد و سپس در ١٩١٨م بار دیگر به دست صربها افتاد. در فاصلۀ دو جنگ جهانی، مركز خاننشین واردار بود كه شامل قوصووه، صربستان جنوبی بود (IA, XIII/ ١٢٥). در جریان جنگ جهانی دوم در ١٩٤١م آلمانیها آنجا را اشغال كردند و ادارۀ آنجا را به بلغارستان كه هم پیمانشان بود، دادند؛ در ١٩٤٤م از تسلط آلمانیها رهایی یافت و در ١٩٤٥م به جمهوری فدراتیو یوگسلاوی پیوست (همانجا).
زمین لرزۀ شدیدی در ١٩٦٣م/ ١٣٤٢ش شهر را ویران ساخت كه ٠٧٠ ،١نفر كشته، و ١٢٠ هزار نفر نیز بیخانمان شدند و ٨٠% شهر از میان رفت. آنگاه ٧٨ كشور جهان از نظر مالی و فنی در بازسازی شهر شركت جستند، به طوری كه آنجا را شهر «همبستگی بینالمللی» نامیدند ( بریتانیكا، میكرو، IX/ ٢٦١). طراح بخش مركزی شهر جدید معمار معروف ژاپنی تانگه كنزو بود (IA, XXIII/ ٥٠٩). پس از فروپاشی جمهوری یوگسلاوی، اسكوپیه پایتخت كشور مستقل مقدونیه شد و در ١٩٩٢م از سوی جامعۀ اقتصادی اروپا - با تأخیر - به رسمیت شناخته شد. دولت یونان با نام گذاری مقدونیه بر این كشور تازه استقلال یافته به شدت مخالف است و آنجا را فقط با نام كشور تا اسكوپیا؛ و یا ای ایسكوپیانی میشناسد (لاكست، ٢٣٥-٢٣٦).
موقعیت اقتصادی و فرهنگی
شهر اسكوپیه یكی از مراكز مهم بازرگانی و صنعتی یوگسلاوی بوده است. صنایع گونهگون مانند صنایع شیمیایی، الكتریكی، ساخت ماشین آلات كشاورزی، تولید سیمان، صنایعغذایی،چرمسازی و جزآنها در آنجا رونق داشته است ( بریتانیكا، GSE، همانجاها).
اسكوپیه كه امروزه ٢٣ كم طول و ٩ كم عرض آن است (IA، همانجا)، در دوران فرمانروایی عثمانیها، یعنی از سدههای ٨ -١٤ق/ ١٤-٢٠م نیز یكی از مراكز مهم فرهنگی قلمرو عثمانی در شبه جزیرۀ بالكان بوده است. چنانكه عالمان، شاعران و عارفان بسیاری از این شهر برخاسته، یا در آنجا زیسته، و بدرود زندگی گفتهاند كه از آن جملهاند: لطفالله اسكوپی (طاش كوپریزاده، ٣٦٤)؛ شجاعالدین الیاس، معروف به شیخ اسكوپ (مجدی، ١٢٥)؛ حسامالدین (د ٩٦٠ق/ ١٥٥٣م) متخلص به شیدا (عطایی، ١١)؛ شیخ محمد اسكوبی، معروف به چقرقجی زاده (همو، ٧٥٨)؛ همچنین شاعر معروف، عطای اسكوبی كه به گونۀ تجنیسات شعر میسرود (گیب، ١٩١ ، حاشیۀ ٣ )؛ عطاءالله عطایی نوعی زاده، مؤلف حدائق الحقائق مدتی طولانی در این شهر به شغل قضا اشتغال داشته، و این اثر خود را در آنجا به رشتۀ تحریر كشیده است (بروسهلی، ٣/ ٩٥- ٩٦؛ بابینگر، ١٧١ )؛ نیز ویسی بن محمد، سلطان الشعرا كه در این شهر زیسته، و در ١٠١٥ق/ ١٦٠٦م درگذشته است (اولیا چلبی، ٥/ ٥٦٠ -٥٦١) و اسحاق چلبی (د٩٤٩ق/ ١٥٤٢م) معروف به اسكوبی ( بستانی، ١٣/ ٢١٧). امروز نیز اسكوپیه با داشتن دانشگاه معتبر و مراكز علمی و هنری نظیر كتابخانهها، تالارهای موسیقی و جز آن یكی از بزرگ ترین مراكز فرهنگی شبه جزیرۀ بالكان است (EI١, VIII/ ١٠٥٤).
جهانگردان غربی و نیز سیاحان مسلمان از جمله اولیا چلبی جهانگرد سدۀ ١١ق/ ١٧م هر یك از دیدگاه خویش این شهر را وصف كردهاند. در این میان اولیا چلبی بیشترین اطلاعات دربارۀ این منطقه را به دست میدهد. وی از زمینهای واگذار شده به سپاهیان و سركردگان نظامی در عثمانی كه شامل حدود ٣٥٠ روستا بوده، نام برده است و از نبودن تشكیلات گمرك در این شهر و اخذ عوارض گمركی در سلانیك و بلگراد سخن به میان میآورد. همچنین وی از ١٢٠ مسجد بزرگ و كوچك كه در ٤٥ باب از آنها نماز جمعه برگذار میشده است، از ٧٠ محله، ٠٦٠ ،١٠خانه، ٩ دارالقراء، ٢٠ تكیه، ١١٠ چشمۀ آب، ١٥٠ ،٢باب دكان و بازارهای مختلف نظیر بازار بزازها، كفاشان و جز آنها نام میبرد (٥/ ٥٥٣ -٥٥٧).
آثار تاریخی
بیشتر آثار تاریخی و نیز مؤسساتی كه از آنها یاد شد، بر اثر زلزله و آتش سوزی از میان رفته، و شمار اندكی بر جای مانده است. آنچه مسلم است، این آثار بجز بقایای قلعۀ شهر، به دورۀ اسلامی مربوط میشوند. قلعۀ اسكوب كه امروز ویرانههایی از آن بر جا مانده، به صورت ٥ ضلعی و دارای ٧٠ بارو و ٢ حصار مستحكم بوده است كه به سدۀ ٦م مربوط میشود. اولیا چلبی آنجا را با مدرسۀ افلاطون در آتن مقایسه كرده است (٥/ ٥٥٤). وی مرمت آنجا را در ٨٥٠ق/ ١٤٤٦م توسط سلطان مراد دوم دانسته است (٥/ ٥٥٥). دیگر آثار تاریخی این شهر و اهم آثار معماری اسلامی آنجا اینهاست: مسجد خونكار (خواندگار) معروف به مسجد سلطان مراد دوم كه در ٨٤٠ق/ ١٤٣٦م بنا شده است (همانجا). این مسجد كه یكی از زیباترین مساجد شبه جزیرۀ بالكان به شمار میآید، در طول تاریخ خود چندین بار بر اثر آتش سوزی و یا زلزله تخریب شده، و به طور كامل تعمیر نشده است (IA, XIII/ ١٢٥). از دیگر مكانهای اسلامی مسجدهای یحیی پاشا، قارلو زاده، قوجا مصطفی پاشا و اسحاق بیك، و نیز مدارس سلطان مراد و یحیی پاشا را میتوان نام برد (اولیاچلبی، ٥/ ٥٥٥ -٥٥٦). اولیا چلبی همچنین از كلیساهای ارامنه، بلغارها و صربها و نیز عبادتگاههای یهودیان نام میبرد (٥/ ٥٥٨). این شهر مركز اسقف نشین كلیسای ارتدكس رومی است و در اطراف آن چند صومعه و دیر به نام قدیسان مسیحیت مانند مرقُس و مَتی وجود دارد ( بستانی، ١٣/ ٢١٨). همچنین از برج ساعت ( اولیاچلبی، ٥/ ٥٥٥)، پل سنگی بر روی رودخانۀ واردار كه در زمان سلطان مراد دوم ساخته شده، و در ٩٨٧ق/ ١٥٧٩م مرمت شده است، میتوان نام برد (همو، ٥/ ٥٥٨). پس از زمین لرزۀ ١٩٦٣م تقریباً تمام این آثار و محلات مسلمان نشین و بافت قدیمی شهر از میان رفته، و اسكوپیه به صورت شهری جدید درآمده است («دائرۀ المعارف...»، XXXIII/ ٢١٩).
مآخذ
ادریسی، محمد، نزهۀ المشتاق، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
اولیاچلبی، محمد، سیاحت نامه، به كوشش احمد جودت، استانبول، ١٣١٥ق؛
بروسهلی، محمد طاهر، عثمانلی مؤلف لری، استانبول، ١٣٤٢ق؛
بستانی؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
شاو، استانفورد جی، تاریخ امپراتوری عثمانی و تركیۀ جدید، ترجمۀ محمود رمضان زاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
صولاق زاده، محمد، تاریخ، استانبول، ١٢٩٨ق؛
طاش كوپریزاده، احمد، الشقائق النعمانیۀ، استانبول، ١٤٠٥ق؛
عاشق پاشازاده، درویش احمد، تاریخ، استانبول، ١٣٣٢ق؛
عطایی، عطاءالله، حدائق الحقائق فی تكملۀ الشقائق، به كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
كمال پاشازاده، تواریخ آل عثمان، به كوشش شرف الدین توران، آنكارا، ١٩٥٤م؛
لاكست، ایو و دیگران، مسألۀ صربستان و یوگسلاوی سابق، ترجمۀ عباس آگاهی، تهران، ١٣٧٢ش؛
مجدی، محمد، حدائق الشقائق، به كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
نشری، محمد، تاریخ جهان نما، به كوشش رشید اونات و محمد كویمن، آنكارا، ١٩٨٧م؛
یوگسلاوی، مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، تهران، ١٣٦٧ش؛
نیز:
Babinger, F., Die Geschichtsschreiber der Osmanen und ihre Werke, Leipzig, ١٩٢٧;
Britannica, ١٩٧٨;
EI ١ ;
Gibb, E. J. W., A History of Ottoman Poetry , London , ١٩٦٥ ;
GSE ;
IA ;
Inalik , H., Fatih devri üzerinde tetkikler ve vesikalar, Ankara, ١٩٨٧;
Karal, E.Z., Osmanli tarihi , Ankara ١٩٨٣ ;
Ostrogorsky , G . , Bizans devleti tarihi , tr. , F. Iṣiltan, Ankara, ١٩٨١;
Pauly;
Tansel, S., Fatih Sultan Mehmed'in siyasi ve askeri faaliyeti, Ankara, ١٩٨٥;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٨٤;
Tursun Bey, Tarih-i Ebü'l- Feth, Istanbul, ١٩٧٧;
Uzunçarsılı, I.H., Osmanli tarihi, Ankara, ١٩٨٤.
علیاكبر دیانت