دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩ - باب الان
باب الان
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٦ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
بابِ آلاّن، یا درِ آلان، گذرگاهی طبیعی درکوههای قفقاز، شرق ارتفاعات کازبِک، به ارتفاع حدود ٧٩٨‘١ متر که رود تِرک از کنار آن میگذرد. این گذرگاه ٣ کیلومتری دارای صخرههایی به ارتفاع ٠٠٠‘١ متر است («دائرةالمعارف جغرافیایی»، I/ ٥٢٣؛ بروکهاوس، V/ ٣٢٠؛ دایرةالمعارف فارسی، ذیل داریال). این گذرگاه در عهد باستان تنها راه شمال و جنوب قفقاز بود. فرضیۀ محققان بر این است که کمیریان از طریق باب الان (گذرگاه داریال) به قفقاز رفتهاند (ﻧﻜ : دیاکونف، ٢٩٥). بعدها مهاجران و کوچندگان از گذرگاههای دیگری استفاده کردند. اکنون تنها در سرزمین اوسِتیا (الآن قدیم) حدود ٢٠ گذرگاه وجود داردکه به فاصلههای ٥ تا ١٥کمـ از یکدیگر قرار گرفتهاند. این گذرگاهها از قدیم با نام ساکنان آن شهرت یافتهاند («مردم... »، I/ ١٠). وجود همین دروازهها سبب شده است که بعدها «دروازۀ خزر» یا دربند قفقازی، «باب الابواب» نامیده شود.
نام بابالان برگرفته از نام قوم آلان (ﻫ م)است. آلانها در دامنۀ شمالی کوههای قفقاز، در نزدیکی گذرگاه داریال و مشرق آن، سکنى داشتهاند (ترور، ١٢٧). بنا به نظر کورپنف ، در عصر نوسنگی، سکاهای غربی، از ٤طریق به قفقاز درآمدند که یکی از آن راهها گذرگاه داریال بود (پیوتروفسکی، ٢٤٥). ترور به نقل از بطلیموس مینویسدکه در عهد باستان، این گذرگاه دروازۀ سرمست نام داشت (ص ٣٨). این نکته مؤید نظر آن گروه از مؤلفانی است که آلانها را شاخهای از قوم سرمست دانستهاند (ﻧﻜ : همو، ١١٧).
پلینی از این گذرگاه به عنوان دروازۀ قفقاز یاد کردهاست (کتاب VI، فصل ١٢). ظاهراً نام داریال صورت گرجی، یا تصحیفی از نام پارسی این گذرگاه است. چنانکه در حدود العالم، این نام به صورت «در الآن» آمده است (ص ١٩١). باکیخانف ضمن بحث دربارۀ نام داریال، چنین مینویسد: «تسلط ایرانیان بر این امکنه به قراین بسیار معلوم میگردد. از آن جمله خود «دَریَل» لفظ فرس قدیم است» (ص ٧). و گومیلف «راه خزر» را همان دروازۀ آلان دانسته است (ص ١٢٥). در آثار مؤلفان قدیم عنوانهای دروازۀ کاسبی (خزر) و دروازۀ آلان با یکدیگر در آمیختهاند. یونانیان و رومیان در عهد پادشاهی نرون، گذرگاه داریال را دروازۀ کاسپی نامیدهاند که اعتراض پلینی را برانگیخت (مارکوارت، ١٠٠). پروکوپیوس نیز همان خطای مؤلفان رومی را تکرار کرده، و گذرگاه آلان را دورازۀ کاسپی نامیده است (٧٨، I/ ٧٦).
در حدود سال ٧٢م هنگامی که ارمنیان بارومیان و ایرانیان سرگرم پیکار بودند، آلانها بارها به ارمنستان تاختند و شاهزادهای به نام زارِن را اسیر کردند و در قلعهای که «درآلان» نام داشت، زندانی کردند (کوالوسکایا، ٨٧-٨٦). به نوشتۀ مسعودی میان مملکت آلان و جبل قبح (قفقاز)، بر یک درۀ بزرگ ، قلعه و پلی است که قلعه را قلعۀ بابالان گویند و آن را به روزگار پیشین، اسفندیار فرزند ویشتاسپ بنا کرد و کسانی را گمارد که مانع رسیدن آلانها به جبل قبح شوند. بجز پل زیر قلعه راه دیگری نیست و قلعه به صخرهای سخت قرار دارد. از بالای صخره درون قلعه را به بلندی و سرسختی در جهان معروف است، میتوان دید. از تفلیس تا این قلعه ٥ روز در راه است (١/ ٢١٦-٢١٧). گردیزی مینویسد که از ولایت سریر تا الان ٣ روز را است که از میان کوهها و مرغزارها میگذرد. از آنجا تا قلعهای که بابالان گویند، میان درختان و چوبها و جاهای خرم ١٠ روز در راه است. قلعه بر سر کوهی نهاده است؛ زیر کوه راهِ راست، و گرداگرد آن کوههای بلند است و هزار مرد این قلعه را پاس دارند (ص ٢٧٨-٢٧٩؛ نیز ﻧﻜ : ابن رسته، ١٤٨).
در عهد نرون، امپراتور روم، سرزمین ارمنستان توسط یکی از دودمانهای اشکانی اداره میشد که متحد رومیان بود. چون آلانها دشواریهایی برای ارمنستان فراهم میآوردند، دولت روم لازم میدانست از دروازۀ آلان حفاظت کند.پس از برقرار صلح ٣٠ساله میان ایران و روم باز پس گرفته شدن ارمنستان صغیر از سوی ایرانیان، شاپور دوم پادشاه ساسانی (ﺳﻠ ٣١٠-٣٧٩م)، فردی ایرانی را جایگزین حاکم رومی کرد. ناگزیر حفاظت از این دروازه برعهدۀ ایرانیان گذارده شد. به ویژه آنکه هونها وارد عرصۀ سیاست و کارزار شده بودند و امنیت مرزهای ایران ایجاب میکرد که دروازههای قفقاز بر روی مهاجران مسدود بماند (مارکوارت، ٩٥؛ کریستنسن، ٢٦٤). نولدکه در شرح جنگ بهرام پنجم با رومیان و پیمان صلح میان ایران و روم مینویسد: رومیان پذیرفتند تا همهساله مبلغی به عنوان کمک به مراقبت از گذرگاه داریال بپردازند (ص ١٩٥). در عهد پادشاهی قباد (٤٨٨-٥٣١م)، خزران مناطق گرجستان و اران را تصرف کردند. قباد آنان را به عقب راند و زمینهای میان رود ارس و شروان را گشود و دیواری از خشت میان شروان و بابالان پدید آورد (بلادزی، ٢٨٠؛ آرتامونف، ١١٦). یعقوبی می-نویسد (١/ ١٧٨)که قباد پادشاه ایران، ارمنستان چهارم (ﻧﻜ : ﻫ د، ٧/ ٦٧٧) را فتح کرد و تا در بندالان، حدود ١٠٠ فرسنگ که ٣٦٠ شهر داشت، به انوشیروان تعلق یافت.
در ٢٢ق/ ٦٤٣م عمر خلیفۀ دوم، سُراقة بن عمرو را مأمور فتح قفقاز کرد. او نیز حذیفة بن اُسید غفاری را به کوهستان الان فرستاد (طبری، ٤/ ١٥٧). در ٤٢ق مسلمانان در الان دست به پیکار زدند (همو، ٥/ ١٧٢). با ورود ترکان به شمال قفقاز و غارت الان در ١٠٣ق/ ٧٢١م (همو، ٦/ ٦١٩). آلانها ناگزیر در اطاعت شدند،
ولی سرانجام ضمن اتحاد با خزران، دولت واحدی پدید آوردند. عربها در جریان پیکار با خزران بارها کوشیدند تا در سرزمین آلانها وباب الان مستقر شوند و از این طریق به سرزمین خزران حمله کنند (آرتامونف، ٣٦٠). در ١٠٥ق جراح بن عبدالله حکمی به الان لشکر کشید و چند قلعه را فتح کرد، و سال بعد مردم آنجا با عربهای مهاجم صلح کردند و به پرداخت جزیه تن دادند (طبری، ٧/ ٢١، ٢٩). در ١١٠ق مسلمة بن عبدالملک با لشکریان خود از بابالان گذشت و قلعۀ آنجا را به تصرف درآورد و گروهی از تازیان را به نگهبانی آن گمارد (آرتامونف، ٢١١-٢١٠). در ١١١٢ق خزران و ترکان که با یکدیگر متحد شده بودند، از بابالان گذشتند و به سوی اردبیل پیش تاختند (ابناثیر، ٥/ ١٥٩). در ١١٤ق مروان بن محمد با سپاه خود از نزدیکی بابالان عبور کرد و به سرزمین خزران رفت (بلادزی، ٢٩٢). در ١٤١ق/ ٧٥٨م. یزید بن اسید سلمی، والی ارمنستان در عهد خلافت منصور عباسی، بابالان را فتح کرد و مأمورانی را از اهل دیوان بر آن گمارد (همو، ٢٩٥).
رویداد نامههای گرجی مؤید آنند که به سرزمین گرجستان، بارها از سوی کوهنشینان شمال قفقاز، از طریق این گذرگاه حمله شده است. گروهی از گرجیان برای جلوگیری از هجوم کوچنشینان در نقاط مختلف این گذرگاه، استحکامات و برجهایی تعبیه کرده بودند (بروکهاوس،٣٢٠ / V). برخی از امیران عرب ساکن قفقاز میکوشیدند تا از وابستگی به خلافت بغداد رها شوند و به استقلال دست یابند؛ از اینرو با امید بسیار به خزران مینگریستند و از آنها در مبارزه با دستگاه خلافت، انتظار یاری داشتند. در یکی از آثار قدیم گرجی با عنوان «رنجهای آبوی تفلیسی» در دهۀ٨٠ سدۀ ٨م آمده است که شاهزادهای فرمانروا از آن دیار، از عربها روی گرداند و در١٥٥-١٥٦ق/ ٧٧٢-٧٧٣م به گناه همکاری با کسانی که طریق دشمنی با مأموران خلیفه را در پیش گرفته بودند، دربغداد زندانی شد، ولی در اوایل خلافت مهدی عباسی (١٥٨-١٦٩ق/ ٧٥٥-٧٨٥م) از زندان آزاد گردیدو به سرزمین خود بازگشت؛ چندی بعد افراد خانوادۀ خود را در ابخاز پنهان کردو با ٣٠٠ سوار از طریق بابالان به سرزمین خزران گریخت (آرتامونف، ٢٤٨).
عربها در جریان پیکار با خزران بارها کوشیدند تا در بابالان مستقر شوند وآن را به پایگاه خود بدل کنند (همو، ٣٦٠). یاقوت در سدۀ ٧ق/ ١٣م از قلعۀ بابالان یادکرده، وبنای آن را به شاهان ایران در عهد باستان نسبت داده است (١/ ٣٥١). یک قرن بعد ابوالفدا نیز به بابالان اشاره کرده است (ص ٧٢).
با نفوذ روسها به قفقاز از زمان پترکبیر، آسها (آلانها) و لزگیها تابع روسیه شدند و برگذرگاه داریال تسلط یافتند. در ١١٨٣ق/ ١٧٦٩م، یکی از سرداران آلمانی که در خدمت دولت روسیه بود، با نیرویی مرکب از ٤٠٠ سرباز و ٤ عراده توپ از طریق گذرگاه داریال از ارتفاعات قفقاز گذشت وشهر تفلیس را فتح کرد (مکلین، ٢٩). شیخ شامل نیز در جریان قیام مردم داغستان وچچن کوشید تا بر گذرگاه داریال مسلط شود، ولی طرح او ناکام ماند (همو، ١٠٣).
مآخذ
ابناثیر، الکامل؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، لیدن، ١٨٩١م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس،١٨٤٠م؛
باکیخانف، عباسقلی، گلستان ارم، به کوشش عبدالکریم علیزاده و دیگران، باکو، ١٩٧٠م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع ، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
حدود العالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
دایرةالمعارف فارسی؛
دیاکونف، ا. م.، تاریخ ماد، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران،١٣٤٥ش؛
طیری، تاریخ؛
کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ رشید یاسمی ، تهران، ١٣٣٢ش؛
گردیزی، عبدالحی، زین الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٧ش؛
مسعودی، علی ، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٥م؛
مکلین، ف. ر.، شیخ شامل داغستانی، ترجمه و تلخیص کاوه بیات، تهران، ١٣٧٠ش؛
نولدکه، تئودور، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، ١٣٥٨ش؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ق/ ١٩٦٠م؛
نیز:
Artamonov, M. I., Istoriya khazar, Leningrad, ١٩٦٢;
Backhous;
Gunive, L..N., Drevnie Tyurki, Moscow, ١٩٦٧;
Kovalevskaya, V.B., Kovkaz i Alany, Moscow, ١٩٨٤;
Kratkaya geograficheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٦٠;
Marquart, J., Ērānšahr, Berlin, ١٩٠١;
Narody Kavkazo, ed. M. O. Kosvena et al., Moscow, ١٩٦٠;
Piotrovskiĭ, B. B., Vanskoe tsarstvo, Moscow, ١٩٥٩;
Pliny, Histroria naturalis;
Procopius, History of the Wars, London, ١٩٥٤;
Trever, K. V., Ocherki po istroii i kulture Kavkazskoĭ Albanii, Mascow, ١٩٥٩.
عنایتالله رضا