دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٠ - ابن دلایی
ابن دلایی
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ دَلایی، ابوالعباس احمد بن عمر بن انس بن دَلْهاث عُذری (٣٩٣- ٤٧٨ ق/ ١٠٠٣-١٠٨٥ م)، محدث، فقیه، حافظ، مورخ و جغرافیدان اندلسی. اشتهار وی به ابن دلایی به دلیل انتساب وی به دلایة شهری نزدیك المریه در اندلس بوده است (سمعانی، ٥/ ٤٣٤) چنانكه شهرت وی به مرییی نیز به علت انتساب او به المریه است (یاقوت، ٤/ ٥١٧). معروفیت او به عذری نیز از آن روی است كه به قبیلۀ عذره منسوب بوده است، چنانكه خود دركتاب ترصیع الاخبار ذیل فصلی كه مربوط به البیره و توابع آن است، به این نكته تصریح كرده است كه وی از نسل زغیبة بن قطبه از قبیلۀ عذره است (عَدوی در ابن حزم، ٢٣٤، بیشك تصحیف عذری است). زغیبه نیای بزرگ ابن دلایی از اطرافیان ابوایوب بن خلیفه عبدالرحمن بن معاویه (د ١٧٢ ق/ ٧٨٨ م) از امیران اموی اندلس بود و بعد به ولید بن عبدالملك اموی (د٩٦ ق/ ٧١٥ م) پیوست و در اختلافی كه پس از مرگ عبدالرحمن بن هشام (د ١٨٠ ق/ ٧٩٦ م) و سلیمان برادرش روی داد، به هواداری از سلیمان برخاست، اما بعد به هشام پیوست و به قولش كشته شد. منزلگاه خاندان و نیاكان ابندلایی، دلایه (اهوانی، «ب»، ٩٠-٩٢)، جیّان و ثغر اندلس بوده است (ابن حزم، ٤٠٠) كه نیای پنجم وی، عمران به گفتۀ یاقوت از كسانی بود كه در ربض قُرطُبه در ٢٠٢ ق/ ٨١٧ م علیه حَكم قیام كرد (٢/ ٥٨٢). ابن دلایی مقدمات علوم را در زادگاه خویش فراگرفت و به گفتۀ یاقوت پیش از رفتن به مشرق نزد ابومحمد علی بن حزم اندلسی و ابوعمر یوسف بن عبدالبر استماع حدیث كرد (٤/ ٥١٧). در ٤٠٧ ق/ ١٠١٦ م (ابنبشكوال، ١/ ٦٦) و یا در ٤٠٨ ق (ذهبی، سیر، ١٨/ ٥٦٧) در حالی كه نوجوانی بیش نبود، با پدر و مادر خود به مشرق سفر كرد و در رمضان ٤٠٨ ق وارد مكۀ معظمه گردید و از عالمان آنجا و جماعتی از محدثان عراق و خراسان و شامات كه به مكه رفته بودند، حدیث شنید. او صحیح بخاری را از ابوذر عبد بن احمد هروی معروف به ابن سماك فرا گرفت (ابن بشكوال، ١/ ٦٧) و صحیح مسلم را از ابوالعباس احمد بن حسن بن بُندار رازی آموخت (ذهبی، همانجا) و پس از ٨ سال (همانجا) و یا ٩ سال اقامت در مكه (كراچكوفسكی، ١/ ٢٧٣) از آنجا خارج شد. سمعانی نوشته است كه وی به مصر نیز سفر كرده و از جماعتی از عالمان آن دیار حدیث شنیده (٥/ ٤٣٥)، در حالی كه ابن بشكول و دیگران تصریح كردهاند كه در مصر از كسی حدیث نشنیده است (١/ ٦٧؛ یاقوت، ذهبی، همانجاها). ابن دلایی پس از بازگشت به اندلس به نقل روایات و نشر احادیث پرداخت و در آنجا از دانشمندان و محدثان اندلسی مانند ابوعلی حسین بن عبدالله بن یعقوب بجّانی و ابوالقاسم مهلب بن ابی صُفْرۀ اسدی و دیگران حدیث شنید (حُمیدی، ١/ ٢٩٩؛ ابنبشكوال، ١/ ٦٧). ابندلایی اهتمام بسیاری به حدیث و ضبط صحیح روایات و نقل آن داشته ( ابن بشكوال، همانجا) و عنایت وی به حدیث بیش از تاریخ و جغرافیا بوده است. این اهتمام در درجۀ اول به قرائت امهات كتب حدیث مخصوصاً صحیحین بخاری و مسلم بوده است، چنانكه در شرح حال بیشتر علمای سدۀ ٥ ق/ ١١ م اندلس آمده است كه نزد ابندلایی صحیح بخاری و صحیح مسلم را شنیدهاند (اهوانی، «د»). ابن بشكوال (همانجا) و یاقوت حموی او را ثقه و كثیرالروایه و عالی السند توصیف كردهاند. ابن دلایی به سبب عمر طولانی شاگردان بسیار تربیت كرده و شمار بسیاری از علمای بزرگ اندلس نزد وی حدیث شنیده و از او روایت كردهاند و حتی افرادی چون ابن حزم و ابن عبدالبر كه پیش از رفتن وی به مشرق استاد او بودند، پس از بازگشت ابن دلایی به اندلس از او حدیث شنیدند و روایت كردند (یاقوت، ٢/ ٥٨٢، ٤/ ٥١٧). ذهبی نوشته كه در بزرگی و افتخار وی همین بس كه دو تن از بزرگان اندلس، ابن حزم و ابن عبدالبر، از او حدیث شنیده و روایت كردهاند ( العبر، ٣/ ٢٩٠). ابن حزم در جمهرة انساب العرب (ص ٢٣٤) و ابن عبدالبر در كتاب الصحابة و دیگر تصنیفات خویش از او نقل كردهاند (یاقوت، ٢/ ٥٨٢). از دیگر شاگردان برجسته و نامدار وی یكی ابوعبدالله محمد بن ابی نصر حمیدی (د ٤٨٨ ق/ ١٠٩٥ م) است كه خود گوید در اندلس از وی حدیث شنیدهام (١/ ٢١٤). دیگری ابوعُبَید بكری (د ٤٨٧ ق/ ١٠٩٤ م) جغرافیدان معروف اندلسی است (یاقوت، ٢/ ٥٨٢) كه این دو تن نیز در كتب خود از او روایت كردهاند (نک : حمیدی، ١/ ٢١٣-٢١٧). جای شگفتی نخواهد بود اگر گفته شود نوشتۀ عذری یكی از مآخذ اصلی اثر جغرافیایی شاگرد او بكری بوده است (كراچكوفسكی، ١/ ٢٧٤). شاگرد دیگر او ابوعلی حسین بن سكرّۀ صدفی (د ٥١٤ ق/ ١١٢٠ م) است (ذهبی، سیر، ١٨/ ٥٦٨). محمد بن علی بن شبّاط (د ٦٧٨ ق/ ١٢٧٩ م) نویسندۀ كتاب السمط به نقل از ابوحفص توزری گوید كه ابوعلی صدفی گفته است كه من استماع صحیح مسلم را در مسجد مریة در شرق اندلس نزد ابوالعباس عذری به انتها رسانیدم. همان ابوعلی صدفی گفته است كه در ٤٤٠ ق/ ١٠٤٨ م در بلنسیه از وی حدیث شنیدم (وزیر، ١(٢)/ ٣٩٨). با توجه به نكاتی كه ذكر شد، روشن میشود كه ابن دلایی در مریه و در بلنسیه حوزۀ درس تشكیل داده بوده است. وی به سرقسطه نیز سفر كرده بوده، چنانكه خود به این موضوع اشاره كرده است (ص ٢٣).
آثـار
ابندلایی نویسنده ای پركار بود. حُمیدی اشاره كرده كه وی بیشتر آثار خود را در مكه نوشته است (١/ ٢١٤). ابن خیر اندلسی از كتاب افتضاض ابكار اوائل الاخبار و فهرست نام برده است. جزئی از كتاب وی كه در مورد بربرها و فصلهایی از اولیات بوده، توسط ابومحمد عبدالله بن احمد بن سعید بن یربوع (د ٥٢٢ ق/ ١١٢٨ م) از كتاب افتضاض ابكار اوائل الاخبار استخراج شده است (صص ٢٢٢، ٤٣٠). یاقوت نیز دو كتاب به وی نسبت داده است: اعلام النبوة و نظام المرجان فی المسالك و الممالك (٢/ ٥٨٢). كتاب اعلام النبوة ظاهراً همان دلائل النبوة است كه ذهبی و دیگران به آن اشاره كردهاند (سیر، ١٨/ ٥٦٨؛ یافعی، ٣/ ١٢٢؛ ابن عماد، ٣/ ٣٥٨) و نظام المرجان فی المسالك والممالك او به اسامی المسالك والممالك (ذهبی، همانجا) و المسالك و الممالك الشرقیة و المسالك و الممالك الغربیه (اهوانی، «ز»، نقل از تحفة العجائب) و البلدان (وزیر، ١(٢)/ ٣٩٨) نیز معرفی شده است. از این آثار چیزی باقی نمانده است. تنها اثر باقی ماندۀ او كتابی است به نام: ترصیع الاخبار و تنویع الآثار و البستان فی غرائب البلدان و المسالك الی جمیع الممالك به زبان عربی در جغرافیای تاریخی. نسخهای منحصر به فرد از این كتاب در مكتبة البدیری در قدس و میكروفیلمی از آن در ٤٨ برگ در معهد المخطوطات جامعة الدول العربیة موجود است. این كتاب در ١٩٦٥ م در مادرید به كوشش عبدالعزیز اهوانی در ٢٣٨ صفحه (شامل مقدمه، متن، حواشی، تعلیقات و فهرستهای عمومی) به چاپ رسیده است. این كتاب به تصریح مصحح، جزء هفتم از كتابی بزرگ در جغرافیاست و عنوان «السفر السابع» كه در آغاز نسخه قید شده مؤید این نكته است. این قسمت از كتاب دربارۀ جغرافیای تاریخی اندلس است (اهوانی، «ه»، «و») و مؤلف در آن ٩ ناحیه (منطقه یا استان) از اندلس را مورد بحث قرار داده است. این ٩ ناحیه به این شرحند: بلادتُدمیر، بلنسیه، سرقسطه، البیره، اشبیلیه، لبلة، شذونه، الجزیره، قرطبه. در پایان كتاب قصیدهای در مدح خلیفه الناصر آمده است. ابن دلایی در بیان جغرافیایی این نواحی به شیوهای مخصوص سخن رانده است، به این شكل كه ابتدا نام ناحیه و یا مركز ناحیه را ذكر كرده است و سپس نام شهرها، غرایب و عجایب، راهها، اقلیمها و در آخر هر ناحیه شورشها و نام شورشیان آن ناحیه را یكی پس از دیگری بیان كرده است. در این كتاب گاهی از قبیلههای مهاجمی كه به نواحی مذكور هجوم آورده و مسلط شدهاند، مانند قبایل مضر، یمانی، تُجیبیون، بنوسلمه و حمدون و گاهی هم از هجوم مجوسیان و نیز از حكام و فرمانروایان مناطق مزبور سخن به میان آمده است. ابندلایی ظاهراً در این قسمت از كتاب حوادث تاریخی را از فتنۀ بین دو قبیلۀ مضر و یمانیان شروع كرده و تا حوادث سال ٤٦١ ق/ ١٠٦٩ م، زمان وفات المعتضد عباد بن محمد بن عباد از حـاكمان لبله به پـایان برده است (نک : صص، ١- ١٠٨). كتاب وی را میتوان به دو قسمت تقسیم كرد: بخشی از آن منحصراً روایت و نقل از دیگران است كه در این قسمت (ص ٧) مشخصاً خود او از ابراهیم بن یعقوب اسرائیلی طرطوشی (زنده در ٣٥٤ ق/ ٩٦٥ م) و ابوعبدالله محمد بن فورتش قاضی سرقسطه (ص ٢٢) و احمد بن محمد بن موسی رازی (د ٣٤٤ ق/ ٩٥٥ م) و فرزند وی عیسی بن احمد رازی (د ٣٧٩ ق/ ٩٨٩ م) و شخص ناشناختهای به نام حكیم عبدالملك نام برده است (صص ٢، ٤٩، ٦٤، ٨٧). بخش دوم كتاب یافتههای شخصی و مشاهدات عینی و حضور او در متن حوادث و یا نقل از افرادی است كه خود شاهد آن حوادث بودهاند. از این دست حوادث است مطالب مربوط به شهر المریه (در بیشتر صفحات) زادگاه خود و بنی صمادح (صص ٨٤ به بعد) و مطالبی راجع به جنگهای محمد بن ابی عامر (د ٣٩٣ ق/ ١٠٠٣ م) در شهرهای مختلف اندلس كه آنها را تا ٣٧٦ ق/ ٩٨٦ م دنبال كرده است (ص ٧٤ به بعد) و همچنین اظهارات وی در مورد مجاری آبها و چشمهها و نهرها كه در ذیل بلاد تدمیر (ص ١) از آن نام میبرد. در مجموع از بررسی كتاب وی چنین مستفاد میشود كه ابن دلایی تمایل عجیبی به ذكر و تصدیق عجایب و غرایب در كتاب خود داشته است، به صورتی كه در ذیل ذكر هر ناحیه عنوانی به نام غرایب آورده و به نقل مطالب غریبی پرداخته است كه دیگران نقل كردهاند و یا خود دیده است (ص ٨٩ و صفحات دیگر). در ذكر مطالب تاریخی بیشتر متكی به روایت از مورخین اندلسی پیش از خـود است، تـا به مشـاهدات شخصی خود (نک : اهوانی، «ج»)، اما حقیقت این است كه این داوری در مورد بخش اول از دو بخش كتاب كه اشاره شد، درست است، ولی همان مطالب اندكی كه ناشی از مشاهدات و تجربیات و یافتههای شخصی اوست بسیار ارزنده است.
كراچكوفسكی او را برتر از ابن عبدالبر دانسته و مینویسد كه او نه تنها به مطالعۀ كتاب، بلكه به مشاهدات خود نیز متكی بود (١/ ٢٧٣). ادریسی در مقدمۀ نزهة المشتاق تصریح كرده است كه یكی از منابع وی كتاب ابن دلایی بوده (ص ٥) و یاقوت در معجم البلدان ذیل كلمۀ كداء (صحرا) به نقل از ابن حزم مطالبی از ابن دلایی آورده است (٤/ ٢٤١). زكریای قزوینی در آثار البلاد مخصوصاً مواد مربوط به اسپانیا و اروپای غربی (ص ٢١٦ به بعد) را از كتاب وی نقل كرده است. حاجی خلیفه نیز در مقدمۀ جهان نمای خود یكی از مصادر خود را كتاب ابن دلایی ذكر كرده است (كراچكوفسكی، ٢/ ٦٣٢). جغرافیدانان معاصر نیز، مانند خلیل ابراهیم صالح سامرایی در الثغر الاعلی الاندلسی (ص ٧٤ به بعد و حاشیۀ ٦ همین صفحه)، از كتاب وی استفاده كردهاند. ابن دلایی به قولی در بلنسیه درگذشت (یاقوت، ٤/ ٥١٨) و پس از اینكه پسر وی انس بر وی نماز گزارد، در مقبرۀ «حوض» المریّة به خاك سپرده شد (ابن بشكوال، ١/ ٦٧).
مآخذ
ابن بشكوال، خلف بن عبدالملک، الصلة، قاهره، ١٩٦٦ م؛
ابنحزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
ابن خیر، محمد، فهرسة، به كوشش فرانسیسكو كودرا، سرقسطه، ١٨٩٣ م؛
ابن دلایی، احمد بن عمر، ترصیع الاخبار و تنویع الآثار، به كوشش عبدالعزیز اهوانی، مادرید، ١٩٦٥ م؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ ق/ ١٩٣١ م؛
ادریسی، محمد بن محمد، نزهة المشتاق، به كوشش چرولی و دیگران، رم، ١٩٧٠ م؛
اهوانی، عبدالعزیز، حاشیه بر ترصیع (نک : ابن دلایی در همین مآخذ)؛
حمیدی، محمد بن ابی نصر، جذوة المقتبس، به كوشش ابراهیم ابیاری، بیروت، ١٩٨٣ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٩٨٤ م؛
همو، العبر، به كوشش فؤاد سید، كویت، ١٩٦١ م؛
سامرایی، خلیل ابراهیم صالح، الثغر الاعلی الاندلسی، بغداد، ١٩٧٦ م؛
سمعانی، عبدالكریم بن محمد، الانساب، به كوشش عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدرآباد دكن، ١٣٨٥ ق/ ١٩٦٥ م؛
قزوینی، زكریا، آثار البلاد، بیروت، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
كراچكوفسكی، ایگناتی یولیا نویچ، تاریخ الادب الجغرافی العربی، ترجمۀ صلاحالدین عثمان هاشم، قاهره، ١٩٥٧ م؛
وزیر سراج، محمد بن محمد، الحلل السندسیة، به كوشش محمد حبیب الهیله، تونس، ١٩٧٠ م؛
یافعی، عبدالله بن احمد، مرآة الجنان، حیدرآباد دكن، ١٣٣٧- ١٣٣٩ ق؛
یاقوت، بلدان.
علی رفیعی