دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٥ - اسدآباد
اسدآباد
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسَدْآباد، شهر و مركز استان كُنَر افغانستان. این شهر در ٧١ و ٩ طول شرقی و ٣٤ و ٥٢ عرض شمالی قرار دارد (دوپره، ٧٢٨). نام پیشین آن چغهسرای و چغانسرای بوده است. اسدآباد در موقعیت مناسبی در محل تلاقی جادههای نورستان (كافرستان سابق) و چترال و در امتداد رود كنر و شاخۀ اصلی آن، یعنی رود پیچ واقع شده است. وسعت ناحیۀ اسدآباد ٣١٨ كم ٢ و طبق آمار ١٣٥٨ش/ ١٩٧٩م، جمعیت آن، ٢٩ هزار نفر و جمعیت مركز اسدآباد دو هزار نفر بوده است ( ایرانیكا، II/ ٦٩٨).
منطقۀ اسدآباد دارای جنگلهای طبیعی با درختان بلوط، صنوبر، بادام، گردو، به و جز آنهاست. در این منطقه انواع حیوانات وحشی از قبیل خرس، پلنگ و بوزینه وجود دارند كه اهالی از پوست آنها استفاده میكنند ( دائرة المعارف...، ٥/ ٤١١٧).
بقایای آبادیها، خشتهای بزرگ، سر ستونها و ستونهای مزین و منقش مرمری نشان میدهد كه روزگاری در این ناحیه آبادیهای مهمی وجود داشته است. تاریخ برخی از سنگ گورها به ٦٠٠ سال پیش میرسد (كُهزاد، ٢٨٣-٢٨٤). بابُر از چغانسرای به صورت روستایی منفرد و كمزمین یاد كرده كه بر مدخل كافرستان قرار داشته است. همو مینویسد كه مردمان چغانسرای مسلمانند و چون با كافران درآمیختهاند، به شیوۀ زندگی آنان خو كردهاند (ص ٢١٢). در سدۀ ١٩م نیز این ناحیه حالت روستایی داشت و در مرز منطقۀ مسلمانان پشتو زبان - در برابر كافرستان آن روز - واقع بود و دژی برای مقابله با حملههای كافران داشت. در ١٣١٤ق/ ١٨٩٦م در نبردی كه به فتح كافرستان انجامید، منطقۀ چغهسرای پایگاهِ عمدۀ سپاه افغان بود و به جای پَشَد، مركز ادارۀ بخش جنوبی هندوكش شرقی انتخاب شد ( ایرانیكا، همانجا).
اسدآباد در ١٩٧٣م مركز استان كنر شد. شهر اسدآباد دارای ساختمانهای اداری و حكومتی، مدارس و بیمارستان و كارخانۀ برق با مولدهای دیزلی است. شهر دارای زیربنایی مناسب است. بازار آن در ١٩٤٧م بنا شد و در ١٣٥٠ش/ ١٩٧ م بازسازی گردید. طرح نوسازی و عمران كه در همان سال آغاز شده بود، تا ١٣٥٣ش/ ١٩٧٤م پیشرفت اندكی كرد، اما از آن استقبال نشد. یك كارخانۀ چوببری و درودگری به كمك فرانسویان در ١٩٦٦م در این ناحیه تأسیس شد، ولی كار آن ادامه نیافت (باخ، ٩١؛ ایرانیكا، همانجا).
چوبهای صنعتی كه با استفاده از جریان آب از این منطقه به داخل و خارج صادر میشود، منبع مهم درآمد مردم را تشكیل میدهد. همچنین اهالی به پرورش زنبور عسل و شكار جانوران میپردازند و چون زمین زراعی اندك است، ارزاق موردنیاز را از جاهای دیگر میآورند. خانهها را عموماً از سنگ و چوب میسازند. برخی در بلندیها و كوهها خانه ساخته، با نردبان یا پلكانهای چوبی رفت و آمد میكنند.
بیشتركارها حتی كشاورزی، شخمزدن زمین، بذرافشاندن و نیز آوردنآباز چشمه،و هیزماز جنگل بر دوشزناناست( دائرةالمعارف، ٥/ ٤١١٧- ٤١١٨). این نكته قابل ذكر است كه معتقدان افغانی بودن سیدجمالالدین اسدآبادی، این شهر را زادگاه او میدانند (نک : واثقی، ١).
مآخذ
باخ، اروین گروتس، جغرافیای شهری در افغانستان، ترجمۀ محسن محسنیان، مشهد، ١٣٦٨ش؛
دائرةالمعارف آریانا، كابل، ١٣٤٨ش؛
كهزاد، احمدعلی، افغانستان در پرتو تاریخ، كابل، ١٣٤٦ش؛
واثقی، صدر، سیدجمالالدین حسینی پایهگذار نهضتهای اسلامی، تهران، ١٣٤٨ش؛
نیز:
Bābur, Zahiru'd-din Muḥammad, Bābur-Nāma, tr. A. S. Beveridge, London, ١٩٢٢;
Dupree, L., Afghanistan, Princeton, ١٩٧٣;
Iranica.
محمدآصف فكرت