دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨٩ - ارگلی
ارگلی
نویسنده (ها) :
ابوالحسن دیانت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِرِگْلی، نام چند شهر در نواحی مختلف تركیه كه برای تفكیك و رفع تخلیط، آنها را به نامهای ارگلی دریای سیاه، ارگلی قونیه، ارگلی مرمره، ارگلی كارامرسلی و ارگلی شادكوی (كه بعدها به صورت ارگلیجه درآمد) نامیدهاند. امروز عمدهترین آنها عبارتند از:
ارگلی دریای سیاه
اولیا چلبی (٣/ ٢٨) از این شهر چون میان دو شهر بارطین و آقجه شار قرار گرفته، به نام «بارطین ارگلی سی» نام برده است. این ارگلی شهری است از توابع استان زونگولداق و مركز شهرستانی به همین نام در كنار دریای سیاه در ٤١ و ١٧ عرض شمالی و ٣١ و ٢٥ طول شرقی (EI٢, II/ ٧٠٥) در شمال كوههای آقجهقوجا، در ارتفاع ١٠ متری از سطح دریا. مساحت آن ١٣٢‘١ كمـ٢ است («دائرةالمعارف جدید»، III/ ٨٢٢). جمعیت این شهرستان طبق آمار ١٩٩٠م بالغ بر ٧١٠‘١٥٢ نفر و مركز آن ٩٨٧‘٦٣ نفر بوده كه بیش از ١١٪ نسبت به آمار ١٩٨٥م افزایش جمعیت داشته است («آمار...»، ٣٦).
این شهر مدتی جزو محدوده و قلمرو پونتوس روم بوده، و به همین جهت هراكلی پونتیكا یا هراكلیاپونتو نامیده میشده است (پاولی، XV/ ٤٣٣؛ IV/ ٣٠٧، IA). نام دیگر آن در قدیم متروپولیس بوده كه آن را اریبولوم نیز میگفتند («دائرةالمعارف دیانت» XI/ ٢٨٩؛ سامی، ٢/ ٨٣٧). در مآخذ مربوط به سدههای ١٥ و ١٦م از این شهر به نام «بندرگلی» نیز یاد شده است («دائرةالمعارف دیانت»، XI/ ٢٩٠).
خرابهها و آثار موجود در اطراف شهر نشان میدهد كه ارگلی زمانی شهری بزرگ و آباد و بندری فعال بوده، به مرور زمان رو به ویرانی گذاشته، و در زیر شنها مدفون شده است گویند كه شهر در حدود ٥٦٠قم وسیلۀ كوچنشینان مگارا (عمر، I/ ١٧٩)، در داخل سرزمین ماریاندینها در دهانۀ درۀ لیكوس احداث شده است (تكسیه، ٣/ ١٥٥-١٥٦). دیودروس نیز اشارهای به این مطلب دارد (VI/ ١٠١). در سدۀ ٤قم شهر تحت حاكمیت تیرانها و مدت كوتاهی نیز تحت حاكمیت لوسیماخوس (سردار اسكندر مقدونی) قرار گرفت (پاولی، همانجا؛ «دائرةالمعارف دیانت»، XI/ ٢٨٩). در ٢٨١ قم كه رومیها بر آسیای صغیر مسلط بودند، با اینكه مردم ارگلی در جنگ بین روم و پونتوس برضد میتریدات بیطرفی اتخاذ كرده بودند، باز شهر به بهانۀ یاری رساندن به میتریدات از سوی نیروهای رومی اشغال و ویران (IA، همانجا)، و پس از چندی بازسازی و مرمت شد. در ٣٩٥م، بعد از تجزیۀ روم، جزو خاك بیزانس قرار گرفت و بهسبب بندر بودن، اهمیت خود را حفظ كرد («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا).
در حملۀ مسلمانان به این منطقه، شهر از سوی نیروی محمد بن مروان اشغال شد (میدان لاروس، IV/ ٣٠٦). در ١٢٠٤م با استیلای مسیحیان بر استانبول، این شهر تحت نفوذ فرمانروایان جنوایی قرار گرفت . سپس هنگامی كه امپراتوری طرابوزان تأسیس شد، ابتدا بخش ساحلی شهر تحت حاكمیت این امپراتوری بود، ولی بر اثر خیانت داوید، فرمانروای طرابوزان، در ٦١١ق/ ١٢١٤م به تصرف عزالدین كیكاووس اول، فرمانروای سلاجقۀ روم درآمد (اوزون چارشیلی، ٢/ ٥٢٩). شهر تا اواسط سدۀ ١٤م در تصرف امپراتوری بیزانس و مدت مدیدی نیز از توابع امپراتوری روم بود (IA، همانجا). به روایتی در ٧٦١ق/ ١٣٦٠م و یا در ٧٩٩ق/ ١٣٩٧م به حاكمیت عثمانی درآمد («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا). كلاویخو سفیر اسپانیا كه در مارس ١٤٠٤ از ارگلی دیدن كرده، مینویسد: در روزگار پیشین، این شهر در قلمرو امپراتوری یونان بود، اما (چنانكه برای ما نقل كردند) حدود ٣٠ سال پیش، امپراتور (مانوئل) شهر را به بهای چند هزار دوكا به سلطان بایزید فروخت (ص ١١٢-١١٣). گفته شده كه در ٧٦١ق این شهر محتملاً از راه فروش به دست تركها افتاده، و در ٧٩٥ق/ ١٣٩٣م در زمان بایزید اول جزو قلمرو عثمانی شده است (نك : IA، همانجا).
اهمیت و شهرت ارگلی دریای سیاه، به لحاظ وجود معادن زغال سنگ در این بخش است كه در ١٨٢٩م كشف شد و از ١٨٤٨م مورد بهرهبرداری قرار گرفت (YA, X/ ٧٧٧٩). گرچه محل اصلی این معادن در كوزلو و زونگولداق است، ولی تمام منطقه به نام حوزۀ زغالسنگ ارگلی معروف است («دائرةالمعارف ترك»، XV/ ٢٧٨). زغال سنگ استخراجی از زونگولداق به وسیلۀ كشتی و نیز از طریق راهآهن به ارگلی منتقل میشود (همان، XV/ ٢٨٣).
در جریان جنگ بینالملل اول بهسبب نیاز مبرمی كه كشتیهای روسی به زغالسنگ داشتند، در ١٥ مارس ١٩١٥ ارگلی یكی از ٤ شهری بود كه مورد حمله و هدف توپخانۀ نیروهای روسیه قرار گرفت و اشغال شد (نك : بایور، III(٢)/ ٨١، حاشیۀ ٢٢). كارخانههای ذوب آهن و فولاد كه در آنها سهامداران خارجی نیز شركت دارند، در نیمۀ دوم سدۀ حاضر احداث شده است («دائرةالمعارف ترك»، همانجا). كشف معادن زغالسنگ و احداث كارخانههای ذوب آهن و فولاد و ایجاد راه آهن در عمران و آبادی این شهر نقطۀ عطفی به شمار میآید. جمعیت شهر، هر سال نسبت به سال پیش در افزایش است. همگام با ازدیاد نفوس، شهر نیز رو به توسعه گذاشت و محلات جدیدی احداث شد (نك : «دائرةالمعارف دیانت»،XI/ ٢٩٠).
در ارگلی در تمام فصول باران بسیار میبارد. در بعضی قسمتها درخت زیتون كاشته میشود و گندم و جو، و انواع مختلف میوهها مانند گلابی، سیب، گوجه، گیلاس، بادام، توت، انجیر، فندق و گردو به عمل میآید («دائرةالمعارف ترك»، XV/ ٢٧٧-٢٧٨؛ «دائرةالمعارف جدید»، III/ ٨٢٢).
ارگلی قونیه
نام قدیم آن كیبیسترا بوده است (عمر، I/ ١٢٤, ١٨٢؛ «دائرةالمعارف دیانت»، XI/ ٢٩١) و سابق بر این آنجا را ارگلی قرامان میگفتند (IA, IV/ ٣٠٨). اكنون برای باز شناختن از دیگر مناطق همنام، ارگلی قونیه نامیده میشود («دائرةالمعارف جدید»، III/ ٨٢٢).
ارگلی قونیه شهری است از توابع استان قونیه و مركز شهرستانی به همین نام، در ◦٣٧ و ′٣٠ عرض شمالی و ◦٣٤ و ′٥ طول شرقی (EI٢) و در حاشیۀ جنوب شرقی جلگۀ قونیه و شمال غربی سلسله جبال توروس میانه («دائرةالمعارف دیانت»، XI/ ٢٩٠). ارتفاع آن از سطح دریا ٠٥٠‘١ متر («دائرةالمعارف جدید»، همانجا)، و مساحت شهرستان ٩٥٩‘٤ كمـ٢ است (YA,VII/ ٥١١٢، جدول ٥). جمعیت شهرستان در ١٩٩٠م بالغ بر ٨٤٧‘١١٦ نفر و مركز آن ٢٨٣‘٧٤ نفر و افزایش جمعیت نسبت به سال ١٩٨٥م، ٨٨/ ٧ درصد بوده است («آمار»، ٣١). فاصلۀ آن از مركز استان ١٤٧ كمـ است (YA, VII/ ٥١٨٣). ارگلی قونیه، قدیمترین شهری است كه از دوران حتّیها در آسیای صغیر مانده است. اضافۀ نام هراكلس بر نام قدیمی آن (كیبسترا) از سوی مستعمرهنشینان یونانی و یا بر اثر بازسازیهایی كه هراكلیوس، امپراتور بیزانس، انجام داده، صورت گرفته است («دائرةالمعارف دیانت»، XI/ ٢٩١ ). به نوشتۀ قزوینی (ص ٥٦٦) این شهر زمانی حاكمنشین قیصر روم بوده، و هرقل (هراكلیوس) آنجا را احداث كرده است. به عقیدۀ یاقوت این شهر را روم بنالیفزبنسامبننوح بنیاد نهاده است (٤/ ٩٦١). مسعودی به كتیبهای كه گویا در این شهر پیدا شده است، اشاره كرده، میافزاید: این سنگنوشته كه به خط یونانی است، در این تاریخ [نیمۀ اول سدۀ ٤ق] به بیش از ٢ هزار سال پیش باز میگردد (١/ ٣٦٨).
در ٧٤٢ قم شهر در استیلای آسور، پس از آن در دست كیمریان و فریگیان (فریقیان) لیدی و از ٥٤٦ قم به بعد در حاكمیت ایران بوده است. در ٣٣٣ قم به تصرف اسكندر در آمد و بعد از مرگ اسكندر همچنان از شهرهای مهم بود، تا آنكه به عنوان جزئی از ایالت كاپادوكیه زیر سلطۀ روم واقع شد و در دورۀ بیزانس به صورت قلعۀ سوقالجیشی درآمد. مسلمانان نیز از ٢٢ق/ ٦٤٤م به بعد چندینبار ارگلی را مورد هجوم قرار دادند («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا). سرانجام،هارونالرشید در ١٩٠ق آنجا را به تصرف درآورد و شهر را ویران كرد و عدهای را به قتل رسانید و یا به اسارت گرفت (یعقوبی، ٢/ ٤٤٤؛ طبری، ٣(٢)/ ٧٠٩). شهر پس از مدتكوتاهی از دست مسلمانان خارج شد، ولی در ٢١٦ق هنگامی كه مأمون به روم لشكر كشید، محتملاً دوباره به تصرف مسلمانان درآمد (یعقوبی، ٢/ ٤٨٨). بعد از آن مدتها در دست بیزانس بود، تا اینكه در سدۀ ١١ق تركان سلجوقی پس از ملازگرد، ارگلی را نیز فتح كردند («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا). در ٤٨٤ق/ ١٠٩١م علاءالدین سلجوقی آنجا را محاصره و تصرف كرد (اولیاچلبی، ٣/ ٢٨). در ٤٩٤ق/ ١١٠١م قلج ارسلان اردوی صلیبیون را كه از راه آقشهر، قونیه و ارگلی قصد حمله و ورود به خاك سوریه داشتند (رانسیمان، I/ ١٤١)، در حوالی این شهر تارومار كرد (سویم، ١١٤). هنگامی كه قلج ارسلان منطقه را بین ١١ فرزند خود تقسیم میكرد، ارگلی نصیب سنجر شاه شد و مقر او گردید («مختصر...»، ١/ ٥؛ آقسرایی، ٢٩-٣٠).
در اوایل سدۀ ٧ ق، شهر ارگلی صحنۀ جنگهای ارمنیان با تركان سلجوقی بود (سویم، ١٥٠) و سپس مورد تاختوتاز باچو، سردار تاتار واقع شد (ابن كمال، ١/ ٥٥). در اواخر سدۀ ٧ق، به دستور علاءالدین ارگلی كه به دست تنجار، سردار تاتار، ویران شده بود، محاصره شد و سرانجام شهر به تصرف درآمد (هامرپورگشتال، ١/ ٥٨؛ عاشق پاشازاده، ٩). در ٦٩٠ق/ ١٢٩١م گیخاتو ارگلی را فتح كرد و ویران ساخت («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا). پس از انقراض سلجوقیان، شهر زیر حاكمیت امرای (بیكهای) قرامان قرار گرفت و در زمان ایلدرم بایزید (حك ٧٩١- ٨٠٥ق) نخستینبار به تابعیت دولت عثمانی درآمد، ولی این امر چندان دوام نیافت («دائرةالمعارف جدید»، EI٢، «دائرةالمعارف دیانت»، همانجاها). در ٨٧٤ق محمدپاشا، وزیر سلطان محمد فاتح آنجا را متصرف شد و از قتل و ستم كوتاهی نكرد (نشری، ٢/ ٧٨٨؛ عاشق پاشازاده، ١٧٢؛ سعدالدین، ١/ ٥١٦). وی بار دیگر در ٨٧٩ق/ ١٤٧٤م برای قلع و قمع قرامان اوغوللری و رفع آشوب و دفع مخالفان وارد ارگلی شد (روملو، ٥٤٩-٥٥٠؛ ابنكمال، ٧/ ٣١٩-٣٢٠؛ سعدالدین، همانجا) و قلعه را با خاك یكسان كرد (اولیاچلبی، همانجا). در دورۀ بایزید دوم شهر با متجاوزان مملوك روبهرو شد و در سدۀ ١٧م شاهد آشوبها و طغیانهای جلالی بود. در ١٨٣٢م به اشغال نیروی ابراهیم پاشا كه با همراهی قوای مصری در آناتولی پیشرفت میكردند، درآمد، ولی در ١٨٣٣م از نیروی مهاجم تخلیه، و دوباره تابع استان قرامان شد. ارگلی به سبب اینكه بر سر راه واقع است، جمعیت آن از سدۀ ١٥م شروع به افزایش كرد و در سدۀ ١٦م محلههای جدیدی در آن احداث شد و شهر همچنان رو به توسعه نهاد («دائرةالمعارف دیانت»، XI/ ٢٩١-٢٩٢).
به بركت آبها و رودهایی كه از رشتهكوههای توروس سرچشمه میگیرند و در این منطقه جریان دارند، شهر از رشد گیاهی خوبی برخوردار است و باغهای فراوانی دارد (EI٢). گندم و جو به فراوانی در آنجا به دست میآید (YA, VII/ ٥١٦١). بازرگانی شهر نیز رونق خاصی دارد. در منطقۀ ارگلی معادن آلومینیوم و منگنز موجود است. یك كارخانۀ تهیۀ آب میوه و یك كارخانۀ بزرگ نساجی در آنجا احداث شده است. ارگلی از زمانهای قدیم بر سر راه حجاج واقع بوده، و در اوایل سدۀ اخیر بهوسیلۀ راهآهن به حیدرپاشا و بغداد پیوسته است («دائرةالمعارف جدید»، همانجا؛ «دائرةالمعارف دیانت»، XI/ ٢٩٢؛ EI٢).
در این شهر، در محلی كه رودخانه از درۀ توروس در نزدیكی ایوْریز، واقع در ١٢ كیلومتری شهر، جریان دارد، مجسمههای بسیاری از دوران حتیها بازمانده كه در دست راست، خوشۀ انگور، و در دست چپ، خوشۀ گندم گرفتهاند؛ و این میتواند نشانی از علاقه و اشتغال مردم این ناحیه به زراعت باشد (عمر، I/ ١٤٩؛ «دائرةالمعارف ترک»، XV/ ٢٨١؛ EI٢). اولیا چلبی مینویسد (٣/ ٢٨) چون این شهر نظرگاه مولانا جلالالدین [محمد بلخی] بوده است، روزبهروز رو به آبادی میرود. ارگلی دارای چند مسجد بزرگ و ١١ مسجد كوچك است. یكی از مساجد بزرگ آن، به نوشتۀ جهاننما، وسیلۀ قرامان اوغلی، ابراهیم بیك (یا به نوشتۀ مناسك الحج، وسیلۀ قلجارسلان) بنا شده است. علاوه بر آن كاروانسرایی در شهر موجود است كه به دستور رستم پاشا در سدۀ ١٥ و یا سدۀ ١٦م بنا شده است (IA, IV/ ٣٠٨-٣٠٩;
EI٢). چشمههایی در این ناحیه وجود دارد كه مردم معتقدند جریان و فوران آب آنها بر اثر یك معجزه است. ارگلی وقف حرمین بوده، و مردمش از پرداختن مالیات معاف بودهاند (همانجا). جامع تربه (تربت)، مسجد كوچكی است كه آرامگاه شیخ شهابالدین سهروردی در صحن آن قرار دارد (EI٢).
ارگلی مرمره (یا تراكیا، یا ارگلی تكیر داغی): این شهر بندر كوچكی است كه در ساحل شمالی دریای مرمره بین سیلیوْری و تكیر داغی، در امتداد شرقی ـ غربی شبه جزیرهای كه به مولابورنو منتهی میشود، قرار گرفته، و از توابع استان تكیر داغی و مركز ناحیهای از شهرستان چورلو است (IA, IV/ ٣٠٧). نام قدیم آن پرینتوس بوده (پاولی، XV/ ٤٢٩) كه در ٥٩٩ ق م برای ارتباط بازرگانی بین تراكیه و مناطق اطراف احداث شده، و از سدۀ ٤م نام هراكلیا به خود گرفته است كه برای بازشناسی از دیگر جاها، آن را هراكلیای تراكیه نامیدهاند («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا). جمعیت این شهر، برابر سرشماری ١٩٩٠م، بالغ بر ٤٥٥‘١٢ نفر بوده است («آمار»، ٣٤).
خرابهها و آثار برجای مانده از دیوارها، نشان باستانی بودن این شهراست. گسترش شهر در طول سدههای ١٦-١٩م فراز و نشیبهایی داشته، اما از ١٩٨٥م به بعد بهتدریج رو به افزایش بوده است («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا).
مآخذ
آقسرایی، محمود، مسامرةالاخبار و مسایرةالاخیار، به كوشش عثمان توران، آنكارا، ١٩٤٤م؛
ابن كمال، تواریخ آل عثمان، آنكارا، ١٩٧٠م؛
اوزون چارشیلی، اسماعیل حقی، تاریخ عثمانی، ترجمۀ وهاب ولی، تهران، ١٣٧٠ش؛
اولیاچلبی، سیاحتنامه، استانبول، ١٣١٤ق؛
تكسیه، شارل، كوچوك آسیا، ترجمۀ علی سعاد، استانبول، ١٣٤٠ق؛
روملو، حسن، احسن التواریخ، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٤٩ش؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
سعدالدین، محمد، تاج التواریخ، استانبول، ١٢٧٩ق؛
طبری، تاریخ، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٩-١٨٨١م؛
عاشق پاشازاده، درویش احمد، تاریخ، استانبول، ١٣٣٢ق؛
قزوینی، زكریا، آثارالبلادواخبارالعباد، بیروت، ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠م؛
كلاویخو، سفرنامه، ترجمۀ مسعود رجبنیا، تهران، ١٣٤٤ش؛
«مختصر سلجوق نامۀ ابن بیبی»، اخبار سلاجقۀ روم، به كوشش محمد جواد مشكور، تهران، ١٣٥٠ش؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به كوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٥م؛
نشری، محمد، جهان نما، به كوشش اونات و كویمن، آنكارا، ١٩٨٧م؛
هامر پورگشتال، ی.، تاریخ امپراطوری عثمانی، ترجمۀ زكی علی آبادی، به كوشش جمشید كیانفر، تهران، ١٣٦٧ش؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، ترجمۀ محمد ابراهیم آیتی، تهران، ١٣٥٦ش؛
نیز:
Bayur, Y. H., Türk inkı lābı tarihi, Ankara, ١٩٨٣;
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١;
Diodorus of Sicily, tr. C.H. Oldfather, London, ١٩٦٣;
EI٢;
IA;
Meydan-Larousse, Istanbul, ١٩٨٧;
Pauly;
Runciman, S., Haçlı seferleri tarihi, tr. F. Isıltan, Ankara, ١٩٨٦;
Sevim, A. & Y. Yücel, Türkiye tarihi, Ankara, ١٩٨٩;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٨;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul,١٩٩٥;
Umar,B., Türkiye halkının ilkçag tarihi, Izmir, ١٩٨٢;
YA;
Yeni Türk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٦٥.
ابوالحسن دیانت