دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٨ - ارسباران
ارسباران
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَرَسْباران، منطقه و رشته كوهی در شرق آذربایجان.
ارسباران را در گذشته قرهداغ (فقیه، ١٦، حاشیۀ ١)، قراچهداغ (مینورسكی، ١٨٩؛ نیز نك : محبوبی، ٨٦، حاشیۀ ٢) و قراجه داغ (كریمی، ٦٨؛ كیهان، ١/ ٣٣) به معنای سیاه كوه (همو، ٢/ ١٠؛ مینورسكی، ٢٤٣) میگفتند كه آن را به صورت قرچه داغ (مشكور، تاریخ...، ٦، ٣٥٠، نظری به...، ١٤٠)، قاراداغ و كاراداغ (دوستی، ٦٦) نیز نوشتهاند. این نام كه به صورت ارسبار نیز نوشته شده (مستوفی،١٦٨)، مدتی به جای نام اهر بهكار میرفته است (گزارش...، «الف»؛ مشكور، همان، ١٧٩؛ محبوبی، ٢٦٤).
منطقۀ ارسباران
منطقهای است مرتفع كه از جنوب به محور اردبیل - تبریز، از شمال به كرانههای رود ارس (نفیسی، بابك...، ١٦٨؛ مینورسكی، ١٨٩)، از شرق به مشكین شهر و از غرب به مرند محدود میشود (خاماچی، ١٨٥). این منطقه آب و هوایی متنوع دارد: قسمتهای شمالی و كرانههای ارس گرمسیری و قسمت جنوبی كه عمدتاً كوهستانی است، سردسیر و ییلاقی قسمتهای داخلی و غربی آب و هوایی معتدل دارد (فرهنگ جغرافیایی...، ٦٠). در این منطقه شبكههای متعدد رودخانهای در سطح محلی شكل و گرفته كه با حفر درههای عمیق غالباً به رود ارس میپیوندند (هویدا، ٣٨). مهمترین اینگونه رودخانهها قرهسو، دوزال، كلیبر، سلین، كجرود، قوریچای، سرند و ملك چایی است (خاماچی، ١٨٦).
در شمال غربی این منطقه به علت مساعدت آب و هوا و برخورداری از خاك حاصلخیز و باران كافی، جنگلهای پراكندهای مشاهده میشود (گنجی، ٦٩) كه عمدتاً نواحی كلیبر، میشه پاره و حسنآباد را شامل میشود (فرهنگ جغرافیایی، ٦١) و درختان آن بیشتر از نوع بلوط، ممرز و درختان میوۀ وحشی است (خاماچی، همانجا). این جنگلها از مشرق به جنگلهای گیلان متصل میشود (بدیعی، ٣/ ٢٦٦). علاوهبراین، در مرتفعات ارسباران مراتعی غنی وجود دارد كه ناحیۀ ییلاقی شاهسونها به شمار میرود (گنجی، همانجا). پوشش گیاهی این مراتع بیشتر گونههای یونجۀ وحشی، اسپرس، خلر، گل گندم، كنگر صحرایی، گل رنگ و گون است (شاهسوند، ٤٥). مستوفی یزدی این منطقه را به سبب «طیب هوا و كثرت اشجار» منطقهای استثنایی خوانده است (همانجا).
ارسباران در طول زمان به سبب برخورداری از نواحی مستحكم و استوار، پیوسته از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است (اسكندربیك، ١/ ٣٠٧؛ نیز نك : واله، ٧١٣). قیام بابك خرم دین در برابر خلیفه معتصم عباسی و مبارزات او در این منطقه بوده است (نفیسی، همانجا؛ مشكور، همان، ١٤٠). از آثار تاریخی بازمانده در این منطقه میتوان از قلعه و قصری بر فراز كوه در غرب كلیبر (به ارتفاع ٦٠٠‘٢ متر) مشهور به قیز قلعهسی (قلعۀ دختر) نام برد (جغرافیا...، ١/ ١٩٦) كه گفتهاند اقامتگاه بابك خرمدین بوده است (نفیسی،همان،٢٠٤؛مشكور،همانجا)؛ و نیز از قلعۀ جوشن (جوشین) كه از سنگ یكپارچه ساخته شده، و در بالادست آن استخر بزرگی تعبیه شده است (هویدا، ٤١) و قلعه و زندان قهقهه (جغرافیا، ١/ ١٩٤) و سنگنبشتهای به خط میخی از دورۀ اورارتو در روستای سقن دل (نفیسی، تاریخ...، ١٩٩) و بقعۀ شیخ شهابالدین اهری و مسجد خروانق (جغرافیا، ١/ ١٩٤) یاد شده است.
طایفههای شاهسون كه از مراتع ییلاقی این منطقه استفاده میكنند، به شاهسونهای ارسباران (شاهسوند، ٢٩١) و یا ایل قره داغ (خاماچی، همانجا) شهرت یافتهاند. این طوایف زمستان را معمولاً در جلگۀ مغان و كرانههای رود ارس میگذرانیدند (بدیعی، ٢/ ٧٤؛ گنجی، همانجا) كه در ٦٠ سال اخیر بیشتر آنان یكجانشین شدهاند (مشكور، نظری به، ١٨١-١٨٣؛ بدیعی، ٢/ ٨١، ١٥٥؛ قس: بیگدلی، ٢٣١-٢٣٧)، در حال حاضر، در میان گروههای كوچندۀ ارسباران طایفههای چلبیاتلو (چلپیانلو)، حاج علیلو (حاجی علیلو)، محمد خانلو، حسن بیگلو و قورنازلو از اهمیت بیشتری برخوردارند (شاهسوند، ٢٩١، ٢٩٧؛ قس: گنجی، ١١٧؛ بیگدلی، ٢٢٥). در زمان فتحعلی شاه قاجار برخی طایفهها از شیروان و قره باغ نیز به این منطقه كوچانیده شدند (هدایت، ٩/ ٤٢٤، ٦٥٣). مطابق آخرین سرشماری عشایری (١٣٦٦ش) ایل ارسباران (قره داغ) ٦٧٦‘٤ خانوار (٣٥٠‘٣١ نفر) را شامل میشود (سرشماری اجتماعی، ١٣).
زبان مردم منطقۀ ارسباران تركی آذربایجانی است، لیكن در برخی آبادیهای منطقه مانند كرینگان، چای كندی، خوینراو (خونیرق)، ارزین و كلاسور گویش تاتی رواج دارد (دوستی، ٥٢ -٥٣). ٩٩٪ از اهالی این منطقه مسلمان (گزارش، «ه ») و شیعۀ اثناعشری هستند (مشكور، همان، ١٨١؛ خاماچی، همانجا). در برخی نواحی ارسباران از جمله در وینق مسیحیان زندگی میكردند (همانجا؛ حكمت، ٢/ ١١٩٤)؛ ضمناً در بعضی روستاهای میشه پارۀ كلیبر و خدا آفرین گروههای اهل حق زندگی میكنند (خاماچی، همانجا).
در ١٣٣٥ش جمعیت ارسباران ٦٤٥‘٢٣٩ نفر بود كه از آن میان ٨١٦‘١٩ نفر در نقطۀ شهری منطقه و مابقی ( ٨٢٩‘٢١٩ نفر) در سایر نقاط زندگی میكردند (گزارش، «الف»). جمعیت ارسباران در ١٣٦٥ش به ٣٢٩‘٣٣١ نفر بالغ گردید كه ٥/ ٢٠٪ در نقاط شهری و ٤/ ٧٩٪ در نقاط روستایی میزیستند و مابقی غیرساكن بهشمار میآمدند (سرشماری عمومی، ١).
مطابق تقسیمات اخیر كشوری، قسمت اعظم محدودۀ این منطقه به دو شهرستان اهر و كلیبر تفكیك شده است ( آمارنامه...، ٢٣، ٤١؛ نیز نك : ه د، اهر و كلیبر).
رشتهكوه ارسباران
این رشتهكوه كه به كوههای قرهداغ نیز موسوم است، از مهمترین رشته كوههای آذربایجان به شمار میآید. این رشته از غرب به آرارات و از شرق به كوههای تالش میپیوندد و دنبالۀ كوههای قفقاز است كه درۀ عمیق ارس این دو را از یكدیگر جدا كرده است (كیهان، ١/ ٣٣؛ بدیعی، ١/ ٤٥). این رشتهكوه به سبب آتش فشانیهای سهند، سبلان و آرارات مكرر چین خورده است و بنابراین امتداد چینخوردگی مشخصی ندارد (كیهان، ١/ ٣٤) و بهصورت مجموعۀ خرد شده و نامنظمی درآمده است (هویدا، ٣٧). طول این رشتهكوه حدود ٢٣٠كمـ و عرض آن در نقاط مختلف متفاوت است: در مركز ٦٥كمـ ، در شرق ٤٠كمـ و در غرب ٢٠ كمـ است (همو، ٣٩).
جنس سنگهای رشتهكوه ارسباران متنوع است و آثار دوران اول تا دورۀ پلیوسن به خوبی قابل مشاهده است. بازالت، آندزیت و توف مهمترین سنگهای منطقه را تشكیل میدهند كه رسوبات جدیدتر روی آنها را پوشانده است (همانجا). قسمت جنوبی و دامنههای مشرف به ارس دارای شیب بسیار تند و درههای بسیار عمیقی است. تنها در ناحیۀ اوزمدل و حدود ورزَقان از ارتفاع كاسته شده، و جلگههای مرتفعی پدید آمده است (همو، ٣٨). این كوهها محل تقسیم آبهایی است كه از یك سو به ناحیۀ اهر و از سوی دیگر به ارس میریزند (كیهان، همانجا؛ ختمی مآب، ٨). بلندترین قلۀ ارسباران (نشانكوه) در قسمت شرقی این رشتهكوه قرار گرفته است و ٣٧٠‘٣ متر از سطح دریا ارتفاع دارد (كیهان، همانجا؛ قس: شاهسوند، ٤٤؛ بدیعی، ١/ ٤٥؛ هویدا، ٣٩).
مآخذ
آمارنامۀ استان آذربایجان شرقی (١٣٧١ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان آذربایجان شرقی، تهران، ١٣٧٣ش؛
اسكندربیك منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣٦٧ش؛
بیگدلی، محمدرضا، ایلسون (شاهسون)های ایران، تهران، ١٣٧٢ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
حكمت، علیاصغر، «فرهنگ»، ایرانشهر، تهران، ١٣٤٣ش/ ١٩٦٤م؛
خاماچی، بهروز، فرهنگ جغرافیایی آذربایجان شرقی، تهران، ١٣٧٠ش؛
ختمی مآب، محمد و ناصر ایمانیراد، مقدمهای بر شناخت امكانات توسعۀ كشاورزی شهرستان اردبیل، سازمان برنامه و بودجۀ آذربایجان شرقی، تهران، ١٣٧٠ش؛
دوستی، حسین، نگاهی به تاریخ و جغرافیای ارسباران، تبریز، ١٣٣٧ش؛
سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده (١٣٦٦ش)، نتایج تفصیلی، استان آذربایجان شرقی، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٩ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٦٥ش)، نتایج تفصیلی، شهرستان اهر، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٧ش؛
شاهسوند بغدادی، پریچهره، بررسی مسائل ایل شاهسون، تهران، ١٣٧٠ش؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان ٣ و ٤ آذربایجان، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٣٠ش؛
فقیه، جمالالدین، آتور پاتكان (آذربایجان) و نهضت ادبی، تهران، ١٣٤٦ش؛
كریمی، بهمن، جغرافی مفصل تاریخی غرب ایران، تهران، ١٣١٦ش؛
كیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١٠- ١٣١١ش؛
گزارش مشروح سرشماری، حوزۀ سرشماری ارسباران، وزارت كشور، تهران، ١٣٣٨ش؛
گنجی، محمدحسن، «نواحی و مناطق ایران»، ایرانشهر، تهران، ١٣٤٢ش/ ١٩٦٣م، ج ١؛
محبوبی، جمشید، نگاهی به تاریخ و جغرافیای میاندوآب، ١٣٧٠ش؛
مستوفی یزدی، محمد مفید، مختصر مفید در احوال بلاد ولایت ایران، ویسبادن، ١٩٨٩م؛
مشكور، محمدجواد، نظری به تاریخ آذربایجان و آثار باستانی و جمعیتشناسی آن، تهران، ١٣٤٩ش؛
همو، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری، تهران، ١٣٥٢ش؛
مینورسكی، و.، سازمان اداری حكومت صفوی ، ترجمۀ مسعود رجبنیا، تهران، ١٣٣٤ش؛
نفیسی، سعید، بابك خرم دین، دلاور آذربایجان، تهران، ١٣٤٢ش؛
همو، تاریخ اجتماعی ایران در دوران پیش از تاریخ و آغاز تاریخ، تهران، ١٣٤٢ش؛
واله اصفهانی، محمدیوسف، خلد برین، به كوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٧٢ش؛
هدایت، رضاقلی، ملحقات تاریخ روضةالصفای ناصری، قم، ١٣٣٩ش؛
هویدا، رحیم، جغرافیای طبیعی آذربایجان، تبریز، ١٣٥٢ش.
عباس سعیدی