دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٢ - پامیر
پامیر
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پامیر، رشته كوههایی در جنوب شرقی آسیای مركزی. پامیر نامی است ایرانی كه از روزگار باستان برجامانده، و ظاهراً با ایزد میترا (مهر ـ خورشید) مربوط بوده است. پامیر را پای مهر نامیدهاند (BSE٣, XIX / ١٢٧). ابن رسته نام مذكور را به صورت «فامر» در نزدیكی راشت (به احتمال ژاشْت) از نواحی كنونی تاجیكستان نوشته است (ص ٩٢؛ نیز نک : حدود ... ، ٢٧، ٢٨). ماركوارت با تكیه به نوشتۀ ابن رسته آن را غیر از «فامر» و «قامر» به صورت «بامر» نیز آورده است (ص ٦٣، ٦٤). با توجه به نكات مذكور میتوان نظر ارائه شده را دربارۀ نام پامیر، مقرون به صحت دانست. در بعضی نوشتهها پامیر را «بام جهان» نیز نامیدهاند.
بخش بزرگی از كوههای پامیر در استان خود مختار كوهستانی بدخشان جمهوری تاجیكستان واقع است.
بخش شرقی و جنوبی پامیر تا محدودۀ اراضی چین و افغانستان كشیده شده است. پامیر در شمال به ارتفاعات رشته كوههای زاآلای (آلایی)، در شرق به ارتفاعات كاشغر و تاش كورگان، در جنوب به دامنۀ سلسله كوههای هندوكش، در مغرب به جلگۀ رودپنج و در شمال غرب به مدار °٧٠ عرض شمالی محدود است و صورت ٤ ضلعی نامنظمی را به خود گرفته است كه دو ضلع شمالی و جنوبی آن به تقریب ٢٨٠كمـ و دو ضلع غربی و شرقی آن حدود ٤٢٥كم تخمین زده میشود («دائرة المعارف...»، III / ٢٠٣).
رشتهكوههای پامیر را میتوان به دو بخش پامیر شرقی و پامیر غربی منقسم كرد. محدودۀ رودمرغاب، دریاچۀ یاشیل كول (دریاچۀ سبز) و پیوندگاه رود وَخان دریا را میتوان مرز مشروط میان دو بخش شرقی و غربی پامیر به شمار آورد. میانگین ارتفاعات كوههای پامیر ٧٥٧‘٥متر و كوتاهترین قلۀ این رشته كوهها كَشلك به ارتفاع ٣٤٠‘٤متر از سطح دریاست كه تقریباً برابر قلۀ مون بلان ( ٨٠٧‘٤متر)، بلندترین قلۀ كوههای آلپ در اروپاست («جمهوری ... »، ١٤).
یكی از بلندترین قلههای پامیر، قلۀ كمونیسم به ارتفاع ٤٩٥‘٧ متر است كه توسط آبالاكف كوهنورد شوروی در ١٩٣٣م مسخر گردید (نورنظرف، ٩-١٠). دیگر از قلههای بلندپامیر، قلۀ كورژنفسكی: ١٠٥‘٧متر، مورجیلكا: ٣٧٦‘٦متر، قلۀ مسكو: ٦٨٥‘٧ متر، قلۀ لنین: ١٣٤‘٧متر و قلۀ انقلاب: ٩٧٤‘٦متر است. شمار دیگری از قلههای پامیر نیز بیش از ٦هزار متر ارتفاع دارند. در ارتفاعات ٠٠٠‘٦ تا ١٠٠‘٦ متری منطقۀ وسیعی وجود دارد كه آن را «فلات یخ» مینامند. در این منطقه قطر یخ به ١٥٠متر میرسد. كوه معروف به آكادمی علوم در شمال و كرانۀ چپ رود مغ سو واقع است. در غرب این كوه، ٤ شاخ كوهستانی بلند با نامهای پتر اول، دَرواز، وانچِك و یزغلام (یزگلام) واقع شدهاند. شاخ كوهستانی پتر اول میان سرخاب، مغ سو و ابیخینگو واقع، و شامل دو رشته كوه است («جمهوری»، همانجا). قلههای كُنگور: ٧١٩‘٧متر، موزتگات: ٥٤٦‘٧متر و پتر اول: ٤٩٥‘٧متر از دیگر قلههای بلند پامیرند («دائرةالمعارف»، همانجا).
پامیر یكی از زلزله خیزترین مناطق كوهستانی جهان است. در ارتفاع ٦٠٠‘٣متر، میانگین دمای پامیر در ماه ژانویه °٨ / ١٧- سانتیگراد است. میزان بارندگی سالانه در محدودۀ یخچالهای پامیر به ٨٠٠ میلیمتر، و در جلگههای غرب پامیر به ١٠٠ ،٢میلیمتر میرسد (همان، III / ٢٠٤). زمستان پامیر ٧ ماه از اول اكتبر تا آخر آوریل ادامه دارد و حداقل سرما در ارتفاع ٦٠٠‘٣ متر به °٥٠- سانتیگراد میرسد. تابستانهای پامیر كوتاه است و دمای آن حداكثر به °٢٠+ در ماه ژوئیه میرسد كه میانگین آن حدود °٩ / ١٣+ است (BSE٣, XIX / ١٢٨).
پامیر دارای یخچالهای متعددی است كه عمدهترین آنها در محدودۀ شمال غرب و ارتفاعات زاآلای و كاشغر واقع شدهاند. شمار یخچالهای پامیر را ٠٨٥‘١و مساحت آنها را بیش از ٠٤١‘٨ كمـ٢ نوشتهاند. یخچال فدچنكو در پامیر به طول ٧٧كمـ و عرض ٢ تا ٥ كمـ و ضخامت ٥٥٠ متر است. رودهای پامیر عمدتاً به حوضۀ آمودریا (جیحون) و تاریم (طاریم) تعلق دارند («دائرة المعارف»، نیز BSE٣، همانجاها؛ ایرانیكا، V / ١٦٠). پامیر غربی شامل ارتفاعاتی بسیار مضرس و پوشیده از برف، درههایی بسیار عمیق و رودهایی با حركت تند و سریع است. در پامیر شرقی با آنكه كمترین ارتفاع ٦٠٠‘٣متر است، با این همه، رودهای آن جریانی ملایم و آرام دارند كه در مسیر آنها دریاچههای متعددی پدید آمدهاند (نورنظرف، ١٠). از عمدهترین آنها میتوان به دریاچههای قراكول، سرز و یاشیل كول اشاره كرد («دائرة المعارف»، III / ٢٠٤). در شرق ارتفاعات ساری كول حدود ٩٠٩‘٥ متر به صورت مرزی طبیعی با كشور چین درآمده است (نورنظرف، ١٠).
تا ربع چهارم سدۀ ١٩م پامیر سرزمینی ناشناخته و افسانهای بود. مردم روسیه و حتى ساكنان اراضی همجوار پامیر در آسیای مركزی دربارۀ آن آگاهی چندانی نداشتند. از آن زمان، در مطبوعات مقالههایی منتشر شد كه در آنها پامیر «بام دنیا» نام گرفت. از این پس، گزارشهایی نیز از سوی جهانگردان انتشار یافت كه شامل مطالبی دربارۀ استخوانهای انواع جانوران، كوره راهها، كوههای بلند پوشیده از برف، دریاچهها و رودهای سركش
این سرزمین از یاد رفته، بود (زاتولوفسكی، ١٣). در پامیر تصویرهایی بر روی صخرهها كشف شده است كه مربوط به دوران نوسنگی است. این نكته مؤید زندگی انسان در آن كوهستان است (غفورف، I / ١٨, ١٩). در عهد مفرغ از پایان هزارۀ ٢قم تا سدۀ ٧قم نشانههایی از وجود اقوام آریایی در پامیر به دست آمده است كه نشان میدهد از گروههای اسكیت (سكایی) و یا نزدیك به آنها بودهاند (همو، I / ٤٣). در عصر آهن نیز پامیر از جایگاه معینی برخوردار بود، چنان كه در بعضی نواحی آن سرزمین كوهستانی، آهنگران احترام خاصی داشتند و كارگاههای آهنگری مكانهای مقدسی به شمار میرفتند (همو، I / ٤٤).
تا آنجا كه آگاهی در دست است، نخستین بار لشكریان اسكندر مقدونی در بهار ٣٢٩قم به محدودۀ بلخ (باكتریا ـ باختر) رفتند و در ٣٢٧قم با گذر از دامنۀ كوههای هندوكش راه هندوستان را در پیش گرفتند (زاتولوفسكی، ١٤, ١٥). در جریان پیكارهای مردم آسیای مركزی با سپاهیان مقدونی از تبر به عنوان ابزار جنگی استفاده میشد. در پامیر طی كشفیات باستانشناسان نمونههایی از این سلاح به دست آمده است (غفورف، I / ٩٢).
در ١٤٠قم نخستین نقشۀ بطلمیوس از باكتریای باستانی ترسیم شد كه ارتفاعات امودوس تا رشته كوههای هیمالیا را شامل میشد (زاتولوفسكی، ١٧، ١٦). با اطمینان میتوان گفت كه راه كاروانی از سرزمین سغد در غرب كوههای پامیر میگذشت (همو، ١٧). در كتیبۀ شاپور اول در كعبۀ زردشت از كوشانشهر یاد شده است كه ظاهراً تا پیشاور امتداد داشت. از بررسیهای باستانشناسان و سكههای عهد ساسانی چنین برمیآید كه اراضی جنوب تاجیكستان كنونی و نیز كوهستان پامیر، ازبكستان كنونی و جلگه زرافشان، بیگمان در محدودۀ دولت كانیشكا قرار داشتهاند (غفورف، I / ١٥١).
سیوآن تسزان سیاح چینی كه در سدۀ ٧م میزیسته، در ٦٣٩-٦٤٥م ضمن شرح نواحی تخارستان، كوههای پامیر را تسون لین نامیده، و تخارستان را هم مرز آن دانسته است (همو، I / ٢٢٦, ٢٢٧)؛ اما متأسفانه جغرافینویسان مسلمان در سدههای نخست اسلامی پامیر را مورد توجه قرار ندادهاند (زاتولوفسكی، ١٩). مؤلف حدودالعالم از حدود پامیر با نامهای شكنان (شغنان)، وخان، راشت (ژاشت)، سكاشِم (اشكاشم) و بدخشان یاد كرده، ولی نامی از پامیر نبرده است (نک : ص ٢٧، ٢٨، ٤٠، ١٢١). برتلس با تكیه به حدودالعالم چنین اظهار نظر كرده است كه «در كوههای پامیر ظاهراً مردمانی با نظامهای اجتماعی بدوی میزیستند كه مؤلف حدودالعالم آنان را وحشی مینامد. در ضمن باید افزود كه در آثار قدیم، اغلب مردم غیرمسلمان راوحشی نامیدهاند» (ص ٣٨). این نظر را نمیتوان دقیق دانست، زیرا مؤلف حدودالعالم در شرح مربوط به سكاشم مینویسد: «شهری است و قصبۀ ناحیت او وخان است و اندر وی گبركاناند و مسلمانان و ملك وخان آنجا نشیند» (ص ١٢١).
اواخر سدۀ ٦ و اوایل سدۀ ٧م گروههایی از تركان غربی به دین بودایی درآمدند؛ غیر از تخارستان و تختگاه آن شهر بلخ، این دین به پامیر نیز نفوذ كرد. به عنوان نمونه در وخان پرستشگاهی با راهبان بودایی وجود داشت، چنان كه برخی معابد بودایی دارای املاك فراوان و ثروت بسیار بودند (غفورف، I / ٢٤٦).
در سدۀ ٥ق / ١١م كه ناصر خسرو تا پایان زندگی مورد تعقیب بود، پس از چند سال زندگی پنهانی در خراسان و طبرستان به سوی پامیر گریخت و در روستایی كوهستانی در بدخشان مأوا گزید و آخرین سالهای عمر خویش را در عزلت به سر برد (همو، I / ٤٣٨). ظاهراً قدیمترین نسخۀ خطی سفرنامۀ ناصر خسرو در پامیر كشف شده است. این نسخه كه ظاهراً مناسبتی با سفرنامۀ حقیقی ندارد، از پامیر برای آ. سمیونف فرستاده شد كه اكنون درانستیتوی خاورشناسی روسیه موجود است (برتلس، ١٥٠، ١٤٩).
در ٦٧٣ق / ١٢٧٤م ماركوپولو از آسیای مركزی و پامیر گذشت. وی مردم این سرزمین را مسلمان نامیده است («مردم...»). در پامیر چند گروه قومی به تعداد اندك سكنا دارند كه شمار آنها چندان دقیق نیست. از آن جمله: شُغنی (شكنانی) روشنی: ح ٣٠-٤٠ هزار نفر، یزگلامی (یزغلامی): ح دو هزار نفر، وخی یا وخانی: ح ١٥-٢٠ هزار نفر، اِشكاشمی (سكاشمی) و یقنبی (یغنبی) و دیگران: ح ٣-٤ هزار نفر (همانجا).
دولتهای روس و انگلیس در ابتدا پامیر را غیرقابل استفاده میدانستند، از اینرو، در پیمان ١٢٩٠ق / ١٨٧٣م توجهی نسبت به پامیر مبذول نشد، ولی چندی بعد مقامات دولت بریتانیا از بیم استقرار روسها در آن سرزمین، چینیها و افغانها را به اقامت در پامیر ــ كه تابستانگاه گروهی از افغانان بود ــ ترغیب كردند. دولت روسیه كه متوجه این امر بود، گروم پچوسكی را در ١٣٠٦ق / ١٨٨٩م مأمور جلوگیری از نفوذ بریتانیا در پامیر كرد؛ متعاقب آن سرهنگ یووف را در ١٨٩٠م به پامیر فرستاد كه مدت مأموریت او تا ١٣١٢ق / ١٨٩٤م ادامه یافت و به تصرف پامیر منجر شد. در كمیسیونی مركب از نمایندگان بریتانیا، روسیه و چین در ١١ مارس ١٨٩٥ پیمانی منعقد شد كه بنا بر آن، مرز متصرفات روسیه از امتداد رود پنج تا پیوندگاه آن به رود پامیر و گذر از دریاچۀ ساری كول و كوههای وخان تا شمال قزل رباط مشخص گردید و پس از ١٨٩٦م همچنان بیتغییر ماند (دیدرِل، ٤٨-٥٢).
از دهۀ ١٩٧٠م بررسی علمی اقوام ساكن پامیر و زبانها و گویشهای پامیری آغاز شد. در روسیه، زالمان در دهۀ ١٩٩٠م به بررسی پیرامون گروههای قومی پامیر و زبانها و گویشهای رایج در آن سرزمین پرداخت. در سدۀ ٢٠م زاروبین و تنی چند از شاگردان او، از جمله سوكولووا، پاخالینا، ادلمان، گرونبرگ، استبلین ـ كامنسكی در روسیه و نیز مرگنستیرنه دانشمند ایرانشناس نروژی به تحقیق دربارۀ پامیر پرداختند. از ١٩٦٠م در تاجیكستان مطالعه و بررسی دربارۀ پامیر آغاز شد. در ١٩٦٧م بخش ویژۀ پامیرشناسی در انستیتوی زبان و ادبیات تاجیكستان تأسیس گردید كه در ١٩٧٤م به صورت نهادی مستقل درآمد كه اكنون تنی چند از محققان در آنجا به مطالعه و بررسی پیرامون پامیر اشتغال دارند («جمهوری»، ٣٦٥).
مآخذ
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به كوشش دخویه، لیدن ١٣٠٩ق / ١٨٩١م؛
حدود العالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
دیدرل، سلطان، روسها و انگلیسیها در آسیای مركزی، ترجمۀ عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٠٨ش؛
ماركوارت، ی.، وهرود و ارنگ، ترجمۀ داوود منشی زاده، تهران، ١٣٦٨ش؛
نیز:
Bertel’s, A. E., Nasir - i Khosrov i Ismailizm, Moscow, ١٩٥٩;
BSE٣;
Gafurov, B. G., Tadzhiki, Moscow, ١٩٧٢;
Iranica;
Kratkaya geograficheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٦٢;
Nurnazarov, M. and Kh. Muhabbatov, Geografiya Tadzhikskoĭ SSR, Dushanbe, ١٩٩١;
«The People of the Pamirs», Institute of the Estonian Language, www. eki. ee / books / redbook / pamir _ peoples. shtml;
Tadzhikskaya sovetskaya sotsialisticheskaya respublika, ed. Asimov et al., Dushanbe, ١٩٨٤;
Zatulovskiĭ, D. M., Sredisnegov i Skal (V gorakh Pamir i Tsentralnog Tian- Shan), Moscow, ١٩٥٧.
عنایتالله رضا