دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٣ - بیحان
بیحان
نویسنده (ها) :
ستار عودی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَیحان، وادی (درّۀ) وسیعی در یمن و نیز چندین محل دیگر در این كشور. این وادی با مساحت ٤٥٦‘٢ كمـ٢ و درازای ١٠٠ كمـ، از شمالِ بیضاء تا بیابانهای رملۀ السبعتین امتداد دارد و از جنوب به وادی مرخه در حوالی بیضاء، از شمال به سرزمین سبأ، از شرق به شَبوه و العبر و ربع الخالی، و از غرب به استان بیضاء و سرزمین عواذل محدود میشود (ثور، ٤٨٧؛ مقحفی، ١ / ٢٠٨). در سنگنبشتههای قَتَبانی، بیحان در معنای قبیله (ذوبیحان) یا معبد به كار رفته است، اما عدهای آن را به معنای چراگاه عمومی (در مقابل حِمى به معنای قورق) دانستهاند (نک : EI٢).
بیحان از نظر مواد كانی یكی از مناطق نسبتاً غنی یمن به شمار میرود و دارای معادن نفت، اورانیوم، زغالسنگ و طلاست (ثور،٥٥-٥٧). این وادی شامل روستاها و كشتزارهای فراوانی است و از مناطق حاصلخیز و پرآب یمن محسوب میشود. مردمان آن بیشتر كشاورزند و به دامپروری و پرورش زنبور عسل نیز میپردازند (مقحفی، همانجا). كشاورزی در این منطقه از گذشتههای دور رواج داشته است؛ امروزه بقایای سدها، شبكههای آبرسانی و كاریزهایی كه از دوران كهن به جای مانده است، در این وادی به چشم میخورد (علی، ٢ /٢٢٢-٢٢٣). ویرانههای شهر تَمْنَع (تمنا یا حجر كحلان یا كحلان كنونی)، پایتخت دولت باستانی قتبان در این ناحیه واقع است (ثور، ١٧٥؛ مقحفی، علی، همانجاها؛ باوزیر، ٢٣١؛ ترسیسی، بلاد ... ، ٥٨).
بیحان را به ٣ منطقۀ مشخص میتوان تقسیم كرد: ١. بیحانالدوله یا بیحان الاعلى، كه بخش جنوبی وادی را تشكیل میدهد؛ ٢. بیحان القَصاب، كه شامل بخش حاصلخیز مركزی وادی است؛ ٣. بیحان الاسفل، كه به شمالیترین بخش وادی بیحان اطلاق میشود (نک : EI٢).
وادی بیحان از دیرباز محل اقامت گروهی از سادات علوی (بعكر، ٧١٣) و طوایفی از قبیلۀ مراد (همدانی، ١٩٣)، آل احمد، آل عریف و مُصعَبَین بوده است (EI٢؛ مقحفی، همانجا؛ ابوعزالدین، ١٥). از طوایف مشهوری كه امروزه در بیحان به سر میبرند، میتوان از آل هبیلی ــ كه حكومت بیحان را تا پیش از تشكیل جمهوری یمن برعهده داشتند ــ نام برد (مقحفی، همانجا؛ ابوعزالدین، ١٤-٢٠). طایفۀ بنی عبدرضا از قبیلۀ طی هم از دیگر طوایفی هستند كه در این ناحیه به سر میبرند (كحاله، ٢٦١).
بیحان تا آغاز سدۀ ١٤ ق /٢٠ م به دست شریفان یمن اداره میشد، و در ١٣٢١ ق /١٩٠٣ م به عنوان آخرین ولایت یمن به ولایات تحتالحمایۀ انگلیس در این سرزمین ضمیمه شد. انگلیسیها توسط افسری كه ظاهراً به دین اسلام گرویده، و دختر حاكم بیحان را به همسری گرفته بود، موفق شدند این منطقه را تحت نفوذ خود درآورند (باوزیر، همانجا؛ سعید، ١٨٧).
نام بیحان در گزارشهای مربوط به حوادث جنوب و شرق یمن در فاصلۀ دو جنگ جهانی اول و دوم مكرراً به چشم میخورد كه حاكی از اهمیت این منطقه است (نک : ماكرو، ١٢٠، ١٢٢؛ جرافی، ٣١١؛ اوبالانس، ١٤٨-١٤٩، ٢٢١؛ صایدی، ١١٦). در ١٣٢٨ش / ١٩٤٩م، شریف بیحان برای جلوگیری از ورود قاچاق به این منطقه، با حمایت انگلیسیها مركز گمرگی در ناحیۀ نجد مَرقَد برپا كرد؛ اما حكومت یمن با این كار مخالفت كرد و در پی آن درگیریهایی میان طرفین به وقوع پیوست كه به «واقعۀ بیحان» معروف است. برای حل اختلاف، مسئله به سازمان ملل متحد ارجاع شد، اما نتیجهای به دست نیامد و اختلافات همچنان حل نشده باقی ماند (نک : ماكرو، ١٧٨-١٨٢)؛ و به رغم آنكه گفتوگوهایی میان طرفین برای حل اختلافات مرزی در مهر ١٣٢٩ ش / اكتبر ١٩٥٠ (همو، ١٨٣) صورت گرفت، توافقی قطعی به دست نیامد و در ١٣٣٤ش /١٩٥٥م بار دیگر درگیریهایی آغاز شد كه تا ١٣٣٦ش / ١٩٥٧م ادامه یافت (همو، ٢٠١، ٢٠٥، ٢١٠-٢١١). سرانجام، با تأسیس جمهوری یمن در ١٣٤٦ش /١٩٦٧م، بیحان به این كشور ملحق شد (EI٢).
نام بیحان بر چند محل و شهر دیگر در یمن نیز اطلاق میشود: ١. شهر بیحان واقع در جَوف كه امروزه جز ویرانههایی از آن بر جای نمانده است؛ ٢. بیحان الاعماس، واقع در جنوب وادی مَسوَر؛ ٣. ذوبیحان، روستایی در شهرستان العَشّه؛ ٤-٦. سه روستا به همین نام در شمال غرب ذَمار و غرب صنعا؛ ٧. بیحان النقب و كوه بیحان در حجریه (مقحفی، ١ / ٢٠٨- ٢٠٩؛ ترسیسی، الیمن ... ، ٢٠٩؛ علی، ٥ /١٢؛ ثور، ٤٨٧- ٤٨٨).
مآخذ
ابوعزالدین، نجیب سعید، الامارات الیمنیة الجنوبیة، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
اوبالانس، ادگار، الیمن، الثورة والحرب، ترجمۀ عبدالخالق محمد لاشید، قاهره، ١٩٩٠م؛
باوزیر، سعید عوض، معالم تاریخ الجزیرة العربیة، عدن، ١٩٩٦م؛
بعكر، عبدالرحمان، كواكب یمنیۀ فی سماء الاسلام، بیروت، ١٩٩٠م؛
ترسیسی، عدنان، بلاد سبأ و حضارات العرب الاولى، بیروت، ١٩٩٠م؛
همو، الیمن و حضارة العرب، بیروت، دار مكتبة الحیاة؛
ثور، عبدالله احمد محمد، هذه هی الیمن، بیروت، ١٩٨٥م؛
جرافی یمنی، عبدالله، المقتطف من تاریخ الیمن، به كوشش زید بن علی وزیر، بیروت، ١٩٨٧م؛
سعید، امین، الیمن، قاهره، ١٩٥٩م؛
صایدی، احمد قاید، المادة التاریخیة فی كتابات نیبور عن الیمن، بیروت، ١٩٩٠م؛
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، ١٩٧٣م؛
كحاله، عمررضا، جغرافیة شبه جزیرة العرب، به كوشش احمدعلی، مكه، ١٩٦٤م؛
ماكرو، اریك، الیمن والغرب، ترجمۀ حسین بن عبدالله عمری، دمشق، ١٩٨٧ م؛
مقحفی، ابراهیم احمد، معجم البلدان و القبائل الیمنیة، بیروت، ١٤٢٢ ق /٢٠٠٢ م؛
همدانی، حسن، صفة جزیرة العرب، به كوشش محمد بن علی اكوع، صنعاء، ١٩٨٢م؛
نیز: EI٢
ستار عودی