دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤١ - بیجاپور
بیجاپور
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بیجاپور، شهرستان و شهری به همین نام در ایالت كرناتكه در جنوب هند. بعضی نام بیجاپور را بر گرفته از «ویجایاپورا» به معنی شهر پیروزی، و عدهای آن را مأخوذ از «ویدیاپور» به معنی شهر آگاهی و بینش، نام مدرسهای قدیمی كه در دورۀ چالوكیان بنا شده است و امروزه آثار آن در شهر بیجاپور دیده میشود، دانستهاند (لاو، ٩١).
شهرستان بیجاپور با مساحت ٠٧٨‘١٧ كمـ٢ و جمعیت ٠٠٠‘٨١٠‘٢ تن (١٣٦٩ ش /١٩٩٠ م) در شمال ایالت كرناتكه واقع است ( بریتانیكا، II /١٤؛ «اطلس هند»، ٦٤, ١٥٤). وجود رودخانههای پرآبی چون كریشنا، دُن و بهیما شرایط مناسبی را برای كشاورزی این شهرستان فراهم آورده است. مهمترین محصولات كشاورزی آن كتان، بادام زمینی، نیشكر و گندم است («اطلس بریتانیكا»، ١٢٢؛ «فرهنگ سلطنتی ... »، VIII /١٧٦؛ «اطلس هند»، ١٥٧, ١٥٨, ١٦٢). صنایع نساجی و صنایع غذایی از عمدهترین صنایع شهرستان بیجاپور به شمار میرود ( انكارتا؛ «اطلس هند»، ١٧٠). شهر بیجاپور مركز شهرستان بیجاپور با جمعیتی حدود ٠٠٠‘٦٠٦‘٢ تن (١٣٨٣ ش /٢٠٠٤ م) در °١٦ و ´٥٠ عرض شمالی و °٧٥ و ´٤٢ طول شرقی واقع است («فرهنگ جهانی»؛ «اطلس بریتانیكا»، فهرست، ٢٠).
پیشینۀ تاریخی: تاریخ ناحیۀ بیجاپور به سدههای نخستین میلادی میرسد. بطلمیوس در سدۀ ٢ م از ٣ شهر به نامهای بادامی، اندی و كالكری در ناحیهای كه امروزه بیجاپور خوانده میشود، نام برده است. در سدۀ ٧م هیوئن تسیانگ، زائر چینی در سفرنامۀ خود از شهر بادامی به عنوان مركز پادشاهی چالوكیان یاد كرده است. تاریخ ناحیۀ بیجاپور از زمان چیرگی چالوكیان بر بادامی تا استیلای مسلمانان بر این ناحیه به ٤ دوره تقسیم میشود: ١. دورۀ تسلط چالوكیان بر این ناحیه كه تا حدود سال ٧٦٠م به طول انجامید. ٢. دورۀ راشتراكوتها (٧٦٠-٩٧٣ م). ٣. در این دوره كه از ٩٧٣ تا ١١٩٠م ادامه داشت، ناحیۀ بیجاپور میان چندین حكومت محلی دست به دست گشت. ٤. دورۀ استیلای یاداواها از ١١٩٠ م تا تسخیر این ناحیه بهدست مسلمانان در ٦٩٣ق /١٢٩٤م («فرهنگ سلطنتی»، VIII /١٧٧-١٧٨؛ لاو، همانجا؛ نک : «نبرد ... »، ٢١٥).
در ٦٩٣ ق علاءالدین نوۀ جلالالدین خلجی پادشاه دهلی، بیجاپور را به تصرف درآورد و در ٧٤٨ق /١٣٤٧م بیجاپور ضمیمۀ قلمرو بهمنیان دكن شد («فرهنگ سلطنتی»، VIII /١٧٨؛ «تاریخ»). تا این زمان بیجاپور ناحیۀ مرزی دورافتاده و ناآرامی بود، اما پس از آن، ثبات بیشتری یافت. قلمرو بهمنیان در دورۀ وزارت
محمود گاوان، وزیر نامی این خاندان به ٥ ناحیۀ اداری تقسیم شد كه یكی از آنها بیجاپور بود (اسپیر، ١١٧). در همین دوره، محمود گاوان یكی از غلامان گرجی خود به نام یوسف عادل خان را كه پسر خواندۀ او نیز بود، به حكومت بیجاپور منصوب كرد. وی كه مدعی بود از فرزندان سلطان مراد دوم عثمانی است، در ٨٩٤ ق / ١٤٨٩ م از فرصت سود جست و در بیجاپور علم استقلال برافراشت و در ٨٩٥ یا به روایتی ٨٩٦ ق پادشاهی سلسلۀ عادل شاهیان به مركزیت بیجاپور را بنیان نهاد (نک : فرشته، ٢ /٢-٥؛ هالیستر، ١٢٥-١٢٦؛ احمد، ٢٨).
بیشتر پادشاهان سلسلۀ عادل شاهی پیرو مذهب تشیع بودند. یوسف عادل شاه بنیانگذار این سلسله با پیروی از دودمان صفوی در دادن صبغۀ شیعی به آیین و مراسم عبادی عمومی در قلمرو خویش مبادرت ورزید. درزمان پادشاهیپسرش اسماعیل عادلشاه (حك ٩١٦-٩٤١ ق /١٥١٠-١٥٣٤م) مذهب تشیع در نظام اداری جا افتاد و نام شاه صفوی در خطبههای نماز جمعه ذكر میشد (همانجا؛ هالیستر، ١٢٦، ١٢٩). بیجاپور در زمان فرمانروایی عادل شاهیان به اوج شكوفایی خود رسید (نک : ندوی، ١٤).
ریشههای غیرهندی و گرایشهای شیعیِ پادشاهانِ بیجاپور به ویژه یوسف عادل شاه سردودمان این خاندان كه تا دوران جوانی در ایران پرورش یافته بود (نک : فرشته، ٢ /٢-٣)، به خدمت گرفتن هنرمندان ایرانی را ترغیب میكرد؛ نفوذ فرهنگ ایرانی در دربار عادل شاهیان به حدی بود كه زبان فارسی بهعنوان زبان دربار بهشمار میرفت («مقالهها ... »، ١٩٧؛ ایرانیكا، IV /٢٥٤). پادشاهان بیجاپور همواره شاعران و هنرمندان ایرانی را به دربار خود دعوت میكردند (كمات، «پادشاهی ... »). از جملۀ این شاعران ظهوری ترشیزی و ملاملك قمی بودند كه به بیجاپور مهاجرت كردند (نک : ایرانیكا، همانجا).
در دورۀ فرمانروایی عادل شاهیان بناهای پرشكوهی در بیجاپور ساخته شد. بنابر برخی گزارشها در سدۀ ١١ق /١٧م بیجاپور دارای بیش از ١٠٠ هزار واحد مسكونی و ٦٠٠‘١ مسجد بوده است ( انكارتا؛ بریگز، ٢٥٣). مهمترین بناهای به جای مانده از این دوران عبارتاند از بنای تاریخی گل گمبذ (گنبد) كه گنبد آن یكی از بزرگترین گنبدهای جهان به شمار میرود، در واقع مقبرۀ محمد عادل شاه (هفتمین فرمانروای عادل شاهیان) است كه احداث بنای آن را ١٠٦٦ق /١٦٥٦م دانستهاند («فرهنگ سلطنتی»، VIII /١٨٨؛ «تماشا»، گل گمبذ؛ براون، ٥٧١). از دیگر بناهای بیجاپور بنای ابراهیم روضه است كه مزار ابراهیم عادلشاه دوم و خانوادهاش در آنجاست. این بنا كه شاید بزرگترین كار معماری دوران عادلشاهی باشد، توسط معماری ایرانی برپا گردیده است (نک : «تماشا»، ابراهیم روضه؛ «فرهنگ سلطنتی»، همانجا؛ EI٢, I /١٢٠٤). بنای زیبا و پرشكوه مسجد جامع، مسجد بخارا، مسجد ملك جهان، آثار محل، مهتر محل، گَگَن محل و ملك میدان از دیگر بناهای به جای مانده از دورۀ عادل شاهیان در بیجاپور به شمار میرود (نک : «فرهنگ سلطنتی»، همانجا؛ «تماشا»؛ انكارتا؛ «مقالهها»، ١٩٧, ١٩٨؛ ندوی، ١٥).
علاوه بر آثار اسلامی چندین معبد كهن هندی در بیجاپور وجود دارد كه مشهورترین آنها معبد پاپاناتها نام دارد (بریگز، ٢٣٦). كتابخانۀ سلطنتی بیجاپور كه متعلق به اوج گسترش فرهنگ اسلامی در این شهر است، امروزه مجموعهای ارزشمند از آثار خطی و چاپی را در خود جای داده است (نک : سوامی، ١١٥ ff.). مینیاتورهای باارزش به جای مانده در این شهر بیانگر نفوذ هرچه بیشتر فرهنگ و هنر ایرانی در بیجاپور است (یزدانی، ٢١١ ff.).
قلمرو پادشاهی بیجاپور در اوایل سدۀ ١١ ق / اواخر سدۀ ١٦م مورد تهاجم اكبر شاه (حك ٩٦٣-١٠١٤ق /١٥٥٦-١٦٠٥م) از فرمانروایان مغول هند قرار گرفت. اما پادشاهی بیجاپور با در پیش گرفتن راه مصالحه استقلال خود را حفظ كرد (روی، ١٦٢-١٦٥). در ١٠٤٠ق شاه جهان، پنجمین پادشاه مغول (حك ١٠٣٧-١٠٦٨ق /١٦٢٨-١٦٥٨م) سپاهی را برای تصرف بیجاپور گسیل داشت، اما نتیجهای نگرفت (عبدالرشید، ٢٠٧-٢٠٨)؛ سرانجام، اورنگ زیب در ١٠٩٦ق /١٦٨٥م بیجاپور را به تصرف درآورد و اسكندر عادل شاه آخرین پادشاه عادل شاهیان، بیجاپور را ترك كرد (هالیستر، ١٤٠؛ سركار، ٢٨٦؛ «برتری ... »، ٥؛ نیز نک : واتسن، ١٢٢).
اورنگ زیب، در اواخر سلطنت خود پسر كهترش كامبخش را به حكومت بیجاپور منصوب كرد و پس از مرگ اورنگ زیب در ١١١٨ق / ١٧٠٦م، كامبخش در بیجاپور اعلام استقلال كرد. در ١١٣٧ق /١٧٢٥م بیجاپور ضمیمۀ قلمرو نظام حیدرآباد شد، اما در ١١٧٤ق /١٧٦٠م در برابر٦میلیون روپیه به مراتههها واگذار شد. با برافتادن آخرین«پیشوا» در ١٨١٨م، بیجاپور به تصرف نیروهای بریتانیا درآمد، و از سوی آنها به راجۀ ساتارا واگذار شد و تا ١٨٤٨م كه بیجاپور رسماً ضمیمۀ متصرفات بریتانیا در هند شد، در دست او باقی بود (نک : EI٢, I /١٢٠٢-١٢٠٣؛ «فرهنگ سلطنتی»، VIII /١٨٧).
مآخذ
احمد، عزیز، تاریخ تفكر اسلامی در هند، ترجمۀ نقی لطفی و محمد جعفر یاحقی، تهران، ١٣٦٧ش؛
فرشته، محمدقاسم، تاریخ، كانپور، ١٢٩٠ق /١٨٧٤م؛
ندوی، معینالدین، معجمالامكنة، حیدرآباد دكن، ١٣٥٣ق؛
هالیستر، ج. ن.، تشیع در هند، ترجمۀ آزرمیدخت مشایخ فریدنی، تهران، ١٣٧٣ش؛
نیز:
Abdurrashid, »Shāh Jahān«, The Mughul Empire, ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٧٤;
An Atlas of India, New York, ١٩٩٠;
Briggs, M. S., «Muslim Architecture in India», The Legacy of India, ed. G. T. Garratt, Oxford, ١٩٤٨;
Britannica, micropaedia, ١٩٧٨;
Britannica Atlas, Chicago, ١٩٩٦;
Brown, P., «Munuments of the Mughul Period», The Cambridge History of India, vol. IV, ed. R. Burn, Cambridge, ١٩٣٧;
EI٢;
Encarta Reference Library, ٢٠٠٤;
«History», Bijapur.net, www.bijapur.net /history.htm;
The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٨١;
Iranica;
Kamat, J., «The Adilshahi Kingdom», Kamat's Potpourri,www.Kamat.com /Kalranga /bijapur /adilshahis.htm;
Law, N. N., Muslim India, Varanasi, ١٩٨٥;
The Maratha Supremacy, ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٧٧;
Research Articles, ed. V. A. Smith, Lahore, ١٩٢٧;
Roy, S., «Akbar», The Mughul Empire, ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٧٤;
Sarkar, J., «Aurang Z /b ١٦٨١-١٧٠٧», The Cambridge History of India, vol. IV, ed. R. Burn, Cambridge, ١٩٣٧, «Sightseeing», Bijapur.net, www.bijapur.net /sightseeing.htm;
Spear, P., India, a Modern History, Michigan, ١٩٦١;
The Struggle for Empire, ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٦٤;
Swami, K. S. K., «The Royal Library at Bijapur», Islamic Culture, ١٩٣٤, vol.VIII;
Watson, F., A Concise History of India, London, ١٩٧٩;
The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com /d /d_in_ka.htm;
Yazdani, G., «Two Miniatures from Bījapûr», Islamic Culture, ١٩٣٥, vol. IX.
پرویز امین