دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣١٤ - بوکان
بوکان
نویسنده (ها) :
کریم شریعت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٤ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بوكان، شهرستان و شهری در جنوب آذربایجان غربی. بوكان را واژهای كردی و مركب از «بوك» (عروس) و «ان» (نشانۀ جمع یا نسبت) دانستهاند (نک : افخمی، ١ /١٨-١٩؛ توكلی، ١ /٢١٦؛ برهان... ، نیز لغت نامه... ، ذیل بیوگ، بیوگان و بیوگانی).
شهرستان بوكان: این شهرستان با ٤٥١‘٢ كمـ٢ وسعت، از شهرستانهای ١٤گانۀ آذربایجانغربی است كه از شمال به میاندوآب، از خاور به شاهین دژ، از جنوب به سقز (كردستان) و از باختر به مهاباد محدود است ( نشریه ... ، ٥؛ سرشماری، نتایج، نقشه؛ آمارنامه... ، ٣٤). سیمینه رود (تاتائو یا تغتو) و رود بوكان در این شهرستان جاری است (بدیعی، ١ /١٦٥؛ دایرةالمعارف...، ١ /٤٦٧؛ جعفری، رودها...، ٢٨٦؛ هویدا، ١٥٧- ١٥٨). در ١٣٥٠ش، در ٣٦ كیلومتری جنوب خاوری بوكان بربستر زرینه رود (جغتو) سدی احداث گردید كه به نام زرینه رود /بوكان (شهید كاظمی) نام گذاری شده است (نجفی، ٤٩٢-٤٩٣؛ جعفری، همان، ٢٥٠-٢٥١؛ سرشماری، شناسنامه، ٢٢). بلندترین قلۀ ارتفاعات بوكان موسوم به ترغه ٦٧٠‘٢متر است. از دیگر قلل آن میتوان به كَلْ تَگه، بناكیله، تولَكه، چرش، بَردِ زرد (برده زرد) و ناله شكینه اشاره كرد (افخمی، ١ /٧٠، ١٨٢؛ جعفری، كوهها...، ٩٩، ١١٤، ١٦٨، ١٩٠، ٤٣٦).
در ١٣٦٨ش، برابر تصویب نامۀ هیئت دولت، بوكان از بخش به شهرستان تبدیل شد ( مجموعه قوانین ...، ٦٧، ٧٦٨). جمعیت این شهرستان در ١٣٧٥ش، بالغ بر ٥٤١‘١٧٥نفر گزارش شده است ( سرشماری ،نتایج، سیونه). شماری از ایلهای دِهبُكری، منگور و فیض الله بیگی در این شهرستان زندگی میكنند (افشار، ٢ /٧٠٥، ٧١٧؛ فرهنگ ...، ٤ /٩٨). مردم بوكان به زبان كردی با گویش كرمانجی جنوبی (سورانی) سخن میگویند (میرنیا، ١٦؛ كلباسی، ٢٤٩-٢٥٠). شهرستان بوكان دارای دو بخش به نام سیمینه و مركزی، ٧ دهستان و ١٨٣ آبادی مسكونی است ( آمارنامه، ٢٢، ٢٤؛ نشریه، همانجا). غلات این شهرستان به ویژه گندم بوكان از شهرت و مرغوبیت ویژهای برخوردار است (افشار، ٢ /٨٧٤، ٨٧٧). از معادن بوكان خاك نسوز را میتوان نام برد (همو، ٢ /٨٩٨؛ جغرافیا ...، ١ /٢٨١).
شهر بوكان: این شهر در دورۀ ناصرالدین شاه قاجار، روستایی كوچك با حدود ٦٠نفر سكنه از املاك عزیز خان مكری به شمار میرفت (افخمی، ١ /٦). در ١٣١٦ش، بنا بر قانون تقسیمات كشوری مركز بخشی به نام بوكان، تابع شهرستان مهاباد شد ( دانشنامه...،٤ /٦٠٢) و به تدریج جمعیت آن رو به افزایش نهاد تا در ١٣٦٨ش، به عنوان مركز شهرستانی به همین نام شناخته شد ( مجموعه قوانین، همانجا). جمعیت این شهر در ١٣٧٥ش، ١٨٨‘١١٨ نفر گزارش شده است ( سرشماری، نتایج، چهل).
بوكان با هوایی معتدل در ارتفاع ٣٥٠‘١متری از سطح دریا، در ٥٦كیلومتری جنوب خاوری مهاباد و ٣٥ كیلومتری سقز واقع شده، و حد فاصل دو استان آذربایجان غربی و كردستان است (پاپلی، ١١١؛ افخمی، ١ /٥؛ دایرةالمعارف، همانجا؛ جغرافیا، ١ /٢٦٧). در این شهر چشمهای وجود دارد كه به حوض بوكان معروف است و آب آن به مصرف آشامیدن میرسد (افخمی، ١ /١٧٦- ١٧٨؛ بدیعی، ١ /٢٠١، ٣ /٥٣٣؛ زنده دل، ٢ /٥٤، ١٤٦). در گذشته باغهای بزرگ و سر سبز، بوكان را چون نگینی در میان گرفته بود، و شاید یكی از علل نامگذاری شهر به بوكان (عروسان) وجود همین باغها بوده باشد (نك : افخمی، ١ /٦، ١٩).
پیشینۀ تاریخی: تا پیش از دورۀ قاجاریه نامی از بوكان در منابع تاریخی و جغرافیایی دیده نمیشود، اما نتایج حاصله از كاوشهای باستان شناسان، تاریخ این منطقه را به هزارۀ نخست قم میرساند (نک : افخمی، ١ /١٥-١٧). آثار یافت شده از دژ قهلایچی (قلایچی، قلعه چی) واقع در ٧كیلومتری بوكان كه قدمت آن به ٨٠٠‘٢ سال پیش میرسد، نشان دهندۀ آبادانی این ناحیه و وجود تمدنی مهم در آن است و چنین مینماید كه اینجا مركز دولت مانّا بوده است و حتى برخی گمان بردهاند آنچه مورخان یونانی و از جمله هرودت در وصف اكباتان گفتهاند، ممكن است با قلایچی بوكان تطبیق كند (پدرام، ٢٤، ٣٠، ٣٢).
در ضمن كاوشهای سالهای ١٣٦٤ و ١٣٦٩ش در روستای قلایچی، كتیبهای به خط و زبان آرامی كهن به دست آمده است كه تاریخ آن را، ٧١٦قم تخمین زدهاند. مضمون كتیبه، به رسمیت شناختن فرمانروایی تختگاه مانا به وسیلۀ «خدای معبدشاهی» و ادامۀ حكمرانی آنان در آن سرزمین اشاره دارد (بشاش، ٢٥-٣٩). قراین نشان میدهد كه سرزمین مانا بر جنوب دریاچۀ اورمیه تا حدود سنندج و بیجار كنونی اطلاق میشد كه همه آباد و مسكون بود و بوكان نیز در همین منطقه قرار داشت (پدرام، ٢٦، ٣٠؛ نیاكان، ١٦٦).
این سرزمین به سبب موقعیت حساس سپاهگردانی خود كه میان دولتهای آشور، اورارتو و ماد قرار داشت، در كشمكشهای این دولتها دست به دست میگشت (همانجا). یافتههای باستانشناسان مؤید این نظر است كه سرزمین بوكان در دورههای بعدی نیز موقعیت سپاهگردانی خود را همچنان حفظ كرد و در دورههای اشكانیان و ساسانیان، از این منطقه به عنوان پادگان نظامی بهرهبرداری میشده است (افخمی، ١ /١٥).
از تاریخ این منطقه در دورۀ فتوحات اسلامی آگاهیهای روشنی در دست نیست؛ اما با توجه به نزدیكی بوكان به شیز (تخت سلیمان امروزی)، و فتح شیز در ٢٢ق /٦٤٣م، این منطقه نیز همچون دیگر نواحی آذربایجان، میبایستی در همان تاریخ به دست مسلمانها گشوده شده باشد (نک : بلاذری، ٤٥٥-٤٥٧؛ طبری، ٤ /١٥٣-١٥٥؛ ابن اثیر، ٣ /٢٧). از رویدادهای تاریخی این بخش از ایران در دورۀ اسلامی كمتر آگاهی داریم و از منابع تاریخی نیز در اینباره اطلاعات مهمی به دست نمیآید، اما نامهای مغولی كه بر نقاط جغرافیایی و طوایف منطقه اطلاق میشده، و همچنان در گویش كردی مكری باقی مانده است، نشانۀ چیرگی مغولان و مبین حضور دراز مدت آنان بر این نواحی از جمله بوكان است (مینورسكی، .(٥٨-٧٥
در اواخر سدۀ ٩ق سردودمان حاكمان محلی، یعنی خاندان مكری به نام سیفالدین كه نسب او به حاكمان بابان (ه م) میرسید، مناطق آختاچی و ایل تیمور، از دهستانهای امروزی بوكان را جزو سرزمینهای تابع خود درآورد. شاه اسماعیل صفوی (حك ٩٠٧-٩٣٠ق /١٥٠١-١٥٢٤م) چندین بار كوشید تا آنان را سركوب كند، اما موفق نشد و سرانجام صارم، پسر سیفالدین به اطاعت سلطان سلیم عثمانی (حك ٩١٨-٩٢٦ق /١٥١٢-١٥٢٠م) درآمد تا از تحكم شاهان صفوی رهایی یابد (بدلیسی، ٣٧٢-٣٧٤؛ مردوخ، ٣(٢) /٣٧١-٣٧٢؛ نیكیتین، ٣٥٥؛ نشریه، ٥). از استقرار مكریان در نواحی تابع بوكان امروزی میتوان حدس زد كه این محل دست كم از اواخر سدۀ ٩ق آباد و مسكون بوده است. به سبب كوچنشینی طوایف كرد مكری، هیچ گاه مراكز مسكونی بزرگ در این بخش از كردستان به وجود نیامد (مرگان، ٤٦).
بوكان در دورۀ قاجاریه دهی كوچك متشكل از خانههای كوچك گلین در پیرامون چشمهای بیش نبوده است (افخمی، ١ /١٩) و اهمیت آن به واسطۀ ارتباط این شهر با خاندان سردار عزیزخان مكری (١٢٠٧-١٢٨٧ق /١٧٩٣-١٨٧٠م) بوده است. پس از درگذشت سردار عزیزخان، پسرش سیفالدین (١٢٧٨- ١٣٠٨ق / ١٨٦١-١٨٩١م) كه در آن زمان كودكی بیش نبود، بر مسند پدر نشست و مادرش كه نیابت او را برعهده داشت، از خردسالی وی به نفع خود استفاده كرد و هنگامی كه سیف الدین به سن بلوغ رسید، از ٨٠٠ پارچه آبادی قلمرو پدرش، تنها بوكان برای او باقی مانده بود. از این زمان بوكان به عنوان مركز قلمرو مكریان نقش و اهمیت سیاسی و فرهنگی بیشتری یافت (مرگان، ٤٣؛ ایرانیكا ).
مآخذ
آمارنامۀ استان آذربایجان غربی (١٣٧٣ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان آذربایجان غربی، تهران، ١٣٧٥ش؛
ابن اثیر، الكامل؛
افخمی، ابراهیم، تاریخ فرهنگ و ادب مكریان (بوكان)، تبریز، ١٣٦٤ش؛
افشار سیستانی، ایرج، نگاهی به آذربایجان غربی، تهران، ١٣٦٩ش؛
بدلیسی، شرف خان، شرف نامه، به كوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٤٣ش؛
بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣٦٢ش؛
برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی، به كوشش محمدمعین، تهران، ١٣٦١ش؛
بشاش كنزق، رسول، «قرائت كامل كتیبۀ بوكان»، مجموعۀ مقالات اولین گردهمایی زبان، كتیبه و متون كهن، تهران، ١٣٧٥ش؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق /١٩٨٧م؛
پاپلی یزدی، محمد حسن، فرهنگ آبادیها و مكانهای مذهبی كشور، مشهد، ١٣٦٧ش؛
پدرام (زوزان)، محمود، تمدن مهاباد، تهران، ١٣٧٣ش؛
توكلی مقدم، غلامحسین، وجه تسمیۀ شهرهای ایران، تهران، ١٣٧٥ش؛
جعفری، عباس، رودها و رودنامۀ ایران، تهران، ١٣٦٧ش؛
همو، كوهها و كوهنامۀ ایران، تهران، ١٣٦٨ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٧٧ش؛
دایرۀ المعارف فارسی؛
زنده دل، حسن و دیگران، مجموعۀ راهنمای جامع ایرانگردی (استان آذربایجان غربی)، تهران، ١٣٧٧ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، شناسنامۀ آبادیهای كشور، شهرستان بوكان، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
همان، نتایج تفصیلی؛
طبری، تاریخ؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان ٣ و ٤ (آذربایجان)، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٣٠ش؛
كلباسی، ایران، «فعل در گویش كردی مهاباد»، سومین كنگرۀ تحقیقات ایرانی (بیست و پنج خطابه)، به كوشش محمد روشن، تهران، ١٣٥١ش، ج ٢؛
لغت نامۀ دهخدا؛
مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت كشور، وزارت كشور، تهران، ١٣٧٠ش؛
مردوخ روحانی، بابا، تاریخ مشاهیر كرد، به كوشش ماجد مردوخ روحانی، تهران، ١٣٧١ش؛
مرگان، ژاك، جغرافیای غرب ایران، ترجمۀ كاظم ودیعی، تبریز، ١٣٣٩ش؛
میرنیا، علی، ایلها و طایفههای عشایری كرد ایران، تهران، ١٣٦٨ش؛
نجفی، یدالله، جغرافیای عمومی استان كردستان، تهران، ١٣٦٩ش؛
نشریۀ دفتر تقسیمات كشوری، معاونت سیاسی اجتماعی وزارت كشور، تهران، ١٣٧٩ش، شم ٢؛
نیاكان، لیلی، «خلاصهای از مطالعات فنی آجرهای بوكان»، باستان شناسی و هنر ایران، به كوشش عباس علیزاده و دیگران، تهران، ١٣٧٨ش؛
نیكیتین، واسیلی، كرد و كردستان، ترجمۀ محمد قاضی، تهران، ١٣٦٦ش؛
هویدا، رحیم، جغرافیای طبیعی آذربایجان، تبریز، ١٣٥٢ش؛
نیز:
Iranica; Minorsky, V., « Mongol Place - Names in Mukri Kurdistan», Bulletin of the
كریم شریعت