دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٠٩ - بوشهر
بوشهر
نویسنده (ها) :
عبدالکریم مشایخی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٥ مرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بوشِهْر، استان، شهرستان و شهری بندری در جنوب ایران واقع در كرانههای شمالی خلیج فارس.
استان بوشهر
این استان بـا مسـاحتی حدود ٦٥٣‘٢٧كمـ٢ میان °٢٧ و ´١٤ تا °٣٠ و ´١٦ عرض شمالی و °٥٠ و ´٦ تا °٥٢ و ´٥٨ طول شرقی واقع شده، و متشكل از ٨ شهرستان به نامهای بوشهر، تنگستان، دَیر، دشتستان، دشتی، كَنْگان، گَناوه و دِیلَم، و ١٧بخش و ٢٢ شهر است. استان بوشهر از شمال به استان خوزستان و بخشی از استان كهگیلویه و بویراحمد، از شرق به استان فارس، از جنوب شرقی به بخشی از استان هرمزگان و از جنوب و غرب به آبهای خلیج فارس محدود است ( جغرافیا...، ١ /٤٢٠؛ نشریه...، ١٤). بنا بر سرشماری ١٣٧٥ش، جمعیت این استان ٦٧٥‘٧٤٣ نفر بوده است ( سرشماری، استان، شانزده).
استان بوشهر از نظر پستی و بلندی به دو بخش جلگهای و كوهستانی تقسیم میشود. ناحیۀ جلگهای آن در امتداد خلیج فارس قرار گرفته است و هر چه از شمال و شمال غربی به طرف جنوب و جنوب شرقی پیش میرویم، تا درۀ مُند عرض جلگه بیشتر میشود (١٤٠ كم ). پس از آن، جلگه باریك و كم عرض شده، در حد فاصل استانهای بوشهر و هرمزگان، كوهها مشرف به دریا میشوند ( جغرافیا، ١ /٤٢١). ناحیۀ كوهستانی استان بوشهر به وسیلۀ دو رشته كوه موازی كه سراسر استان را طی میكند، از بقیۀ مناطق جدا میشود. رشتۀ اصلی كه در محدودۀ شمالی و شرقی استان بوشهر گسترش یافته، در حقیقت دنبالۀ رشته كوههای زاگرس است و «گچ ترش» نام دارد. بخش دوم از رشته كوههای استان بوشهر كه به موازات رشته كوه اول در حاشیۀ خلیج فارس قرار گرفته، به ارتفاعات «نوكنده» معروف است. این ارتفاعات هر چه به سوی جنوب پیش میرود، به دریا نزدیك شده، تا جایی كه به داخل دریا كشیده میشود ( فرهنگجغرافیایی كوهها...، ٣ /٣٩٩-٤٠٠).
آبهای سطحی استان بوشهر شامل شماری رودخانۀ فصلی و دائمی و چشمههایی است كه به عنوان بخشی از حوزۀ آبریز خلیج فارس و دریای عمان به شمار میآیند. این رودخانهها به سبب شرایط اقلیمی، بیشتر به صورت فصلی و اتفاقی ظاهر میشوند. مهمترین رودخانههای این استان، مند، شاپور و دالَكی است كه سرچشمۀ آنها در خارج از استان بوشهر است، اما درگذر به سوی دریا از این استان میگذرند. آب رودخانههای استان به علت شرایط خاص خاك و عبور از طبقات نمكی، شور و غیرقابل آشامیدن است (افشین، ١ /١١٩).
آب و هوای استان بوشهر در نوار ساحلی، گرم و مرطوب، و در بخشهای داخلی، گرم و خشك و صحرایی است. در هر دو بخش، متوسط دمای سالانه برابر °٢٤ سانتیگراد است كه بیشترین مقدار آن در تابستان حدود °٥٠ و كمترین آن در زمستان حدود °٦ سانتیگراد است ( جغرافیا، ١ /٤٢٢).
استان بوشهر از نواحی مهم پرورش ماهی و میگو و صنایع شیلاتی است (نک : آمارنامه...، ٣٥٢-٣٥٩). محصولات كشاورزی این استان به سبب شرایط نامساعد آب و هوایی و مرغوب نبودن زمین، چندان تنوعی ندارد و بازده محصولات، به ویژه غلات در سطح پایینی است. عمدهترین محصولات كشاورزی استان بوشهر گندم، جو، خرما، مركبات، تنباكو و محصولات جالیزی است (بدیعی، ٣ /١٦٣-١٦٤).
شهرستان بوشهر
این شهرستان در مغرب استان بوشهر قرار دارد و از شمال به شهرستانهای گناوه و دشتستان، از شرق و جنوب به شهرستانهای دشتستان و تنگستان، و از غرب به خلیج فارس محدود است ( نک : نقشه... ). شهرستان بوشهر شامل دو بخش ، به نامهای مركزی و خارك، دو دهستان، ٣ شهر به نامهای بوشهر، چُغادَك و خارك،و ٣٩ آبادی است ( نشریه، ١٤؛ سرشماری، شهرستان،پانزده). بنابر سرشماری ١٣٧٥ش، جمعیت شهرستان بوشهر ٩١٤‘١٨٧ نفر بوده است كه از این شمار ٠٨ /٨١٪ در نقاط شهری و ٩٢ /١٨٪ در نقاط روستایی سكنا داشتهاند (همان، شانزده). اراضی این شهرستان را دشت ساحلی همواری فرا گرفته، و جز در جزیرۀ خارك كه دارای تپهماهورهایی حداكثر به بلندی حدود ٥٠ متر است، ارتفاع درخور توجهی در آن دیده نمیشود و رودخانۀ هِلّه كه شهرستان بوشهر را از شهرستان گناوه جدا میكند، مهمترین رودخانۀ آن است (جعفری، ٢١٢).

بندر بوشهر
این شهر بندری كه مركز استان و شهرستان بوشهر است، در °٢٨ و ´٥٨ عرض شمالی و °٥٠ و ´٥٠ طول شرقی، و در ارتفاع ٩متری از سطح دریا به صورت شبه جزیرهای در كرانۀ خلیج فارس واقع است و رودخانه یا بلندیهایی ندارد. عمدهترین فرآوردههای كشاورزی اطراف بوشهر به ترتیب اهمیت اینهاست: خرما، لیمو، گندم، جو و ترهبار. همچنین صید ماهی در آبهای ساحلی این شهر رواج دارد ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها...، ٣-٤). بنابر سرشماری ١٣٧٥ش، جمعیت این شهر ٦١٢‘١٣٥نفر بوده است ( سرشماری، استان، چهل).
نامگذاری
این شهر بندری از قدیمترین ایام تاكنون نامهای گوناگون داشته است. در دورۀ ایلامی، آن را لیان مینامیدند (اقتداری، ١٩٠؛ مصطفوی، ١٤٢)، در زمان اردوكشی نِئارخوس ـ دریاسالار اسكندر مقدونی ـ مسامبریا، و در روزگار سلوكیان انطاكیۀ پارس خوانده میشد (گیرشمن، ١٩٩؛ وایتهاوس، ٢٨). در منابع عصر ساسانی آن را بُخْتْ اردشیر و ریو اردشیر٢ مینامیدند ( كارنامه... ، ٢٣١؛ دایرة المعارف... ، ١ /١١٥٢) و در دورۀ اسلامی نام آن به صورت ریشهر (بافقی، ٣٧٨؛ ابن حوقل، ٢ /٢٦٩)، راشهر (بلاذری، ٥٤٥)، اَبوشهر (كازرونی، ٤٧؛ فرصت، ٣٦٩) و بوشهر آمده است. گمان میرود، یاقوت نخستین كسی است كه از بوشهر قدیم نام برده است (لسترنج، ٢٦١؛ مشكور، ٥٩٦).
پیشینۀ تاریخی
براساس كاوشهای باستانشناختی در دورۀ ایلامی (هزارۀ دوم و بخشی از هزارۀ اول ق م) لیان كه بر سر راه شوش به موهنجودارو قرار داشته، پل ارتباطی ایلامیها با نواحی اقیانوس هند و جنوب شرقی آسیا بوده است (نورزاده، ١٢٣؛ مشكور، ٥٩٥). در زمان هخامنشیان، پادشاهان این سلسله كاخها و معابد چندی در نواحی اطراف بوشهر و نیز بُرازجان كنونی بنا كردند (نک : اتابكزاده، ٢٩). سلوكیها در جایگاه بوشهر كنونی، انطاكیۀ پارس را ساختند كه مدتها از رونق و آبادی برخوردار بود (گیرشمن، همانجا). در زمان ساسانیان، بوشهر قدیم موردتوجه و عنایت خاصی بود. فرمانروایان ساسانی در آنجا قلعهای استوار و عظیم بنا كردند كه آثار ویرانههای آن هنوز پابرجاست (اقتداری، ١٥٦).
بلاذری تصرف این شهر را به دست عثمان ابن ابی العاص در ١٩ق /٦٤٠م ذكر میكند (همانجا). سردار معروف ایرانی كه در مقابل اعراب مقاومت نمود، شَهْرَك نام داشت (ابن بلخی، ١١٤). برای تسخیر شهر، جنگ شدیدی درگرفت و شهرك و فرزندش به قتل رسیدند و ریشهر با تلفات زیاد تسلیم شد (طبری، ٤ /١٧٦؛ بلاذری، همانجا). بلاذری این فتح را از نظر دشواری و مقدار غنایم به دست آمده، با فتح قادسیه مقایسه كرده است (نک : همانجا). پس از این فتح، ریشهر مركزیت و اهمیت خود را برای چند قرن از دست داد و به شهری متروك و منزوی بدل شد.
در دورۀ حاكمیت شاهان صفوی و در روزگار شاه طهماسب اول، بار دیگر از ناحیۀ ریشهر نام برده شده است. مؤلف تكملة الاخبار در ذیل وقایع سال ٩٤٦ق /١٥٣٩م از طغیان حسن سلطان ریشهری كه از مرتبۀ پیشوایی ده به مرتبۀ حكومت بر ایالت رسیده بود، سخن میگوید و جریان محاصرۀ قلعۀ ریشهر به وسیلۀ امرای فارس، دستگیری حسن سلطان و مجازات شدن وی در میانَج گرمرود به دستور شاه طهماسب را بیان میكند (نویدی، ٩٠).
تاریخ جدید بوشهربا پادشاهی نادرشاه افشار (١١٤٨-١١٦٠ق / ١٧٣٦-١٧٤٧م) شروع میشود (كازرونی، ٤٧). نادر و سیاست دریایی او در مبارزه با عثمانیها و گسترش قلمرو دریایی او در خلیج فارس سبب شد تا شهر بندری بوشهر موردتوجه خاصی قرار گیرد (رائین، ٢ /٦٣١؛ كیهان، ١ /١١١). نادرشاه با به كار گماردن یك تاجر انگلیسی به نام جان اِلتن، بوشهر را كه نام آن به «بندر نادریه» تغییر داده شده بود، به صورت یك مركز كشتیسازی و پادگان نظامی درآورد (رائین، ٢ /٦٣٢). بنابر گزارش هلندیها، در زمان نادر ناوگانی با ٨ تا ١٢ هزار تن در بوشهر مستقر بود (فلور، ١٥٣). ظاهراً الوار و چوبهای لازم برای كشتیسازی از شمال ایران به بوشهر حمل میشد. مورخان و سیاحان انگلیسی كه چندین سال بعد به بوشهر سفر كردند، از یك كشتی نیمه ساخته در این شهر گزارش دادند كه محصول كارخانجات كشتیسازی زمان نادر در بوشهر بود (سایكس، ٢ /٣٩٤). با مرگ نادر، سپاه دریایی او میان حكام بوشهر و بندرعباس تقسیم شد. شیخ ناصرخان آل مذكور كه ناخدا باشی كشتیهای نادر بود، پس از مرگ وی، كشتیها و ناوگان مستقر در بوشهر را متصرف شده، حكومت قدرتمندی پدید آورد كه صد سال ادامه یافت (رای، ٤٩). در دوران حاكمیت او و فرزندش شیخ نصرخان، بوشهر رو به عمران و آبادی گذاشت و روابط تجاری گستردهای با انگلیسیها برقرار شد (نورزاده، ٧٥). شاید به همین دلیل است كه مؤلف مرآة البلدان بانی شهر بوشهر را شیخ نصر عرب معرفی میكند (اعتمادالسلطنه، ١ /٤٧٩).
در دوران كریمخان زند (سل ١١٦٤-١١٩٣ق /١٧٥١-١٧٧٩م) بار دیگر آرامش در ایران برقرار شد و با پایان یافتن هرج و مرج ناشی از مرگ نادر، بوشهر وارد مرحلۀ جدیدی از تاریخ خود شد. جابهجایی مركز قدرت ایران از خراسان به شیراز سبب شد تا بوشهر كه به شیراز نزدیك بود، بندر اصلی بازرگانی ایران شود ( ایرانیكا، .(IV /٥٧٠ در ١١٧٧ق /١٧٦٣م شركت هند شرقی بریتانیا قرار داد معروفی با كریمخان زند و شیخ سَعدون، حاكم بوشهر منعقد كرد كه در واقع سنگ بنای حضور نظامی انگلستان در جنوب ایران و خلیج فارس بود (امین، ٨٨-٩١؛ فرامرزی، ٥). شركت هند شرقی بریتانیا با تأسیس كارخانهای در این شهر بندری و ترك بندرعباس، وضع بازرگانی این شهر را بهبود بخشید. ویلیام اَندرو پرایس سرپرست كل اتباع انگلیسی مقیم خلیج فارس، بنجامین جِرْویس را به عنوان نمایندۀ مقیم كمپانی هند شرقی در بوشهر منصوب كرد. این اقدام تفاهم میان بریتانیاییها و حاكم عرب منطقه را محكمتر كرد (رابینو، ٤٥). فعالیت كمپانی هند شرقی بریتانیا در بوشهر به دلیل بروز اختلاف میان كریم خان زند و نمایندگان كمپانی دچار مشكل شد و انگلیسیها مركز مبادلات تجاری خویش را از بوشهر به بصره منتقل كردند، ولی كریمخان در ١١٩٠ق /١٧٧٦م بصره را تصرف كرد و انگلیسیها را ناگزیر نمود تا در ١١٩٢ق /١٧٧٨م بوشهر را به عنوان پایگاه اصلی بازرگانی خود در خلیج فارس برگزینند (پری، ٢٥٩).
با مرگ كریمخان زند، كشمكش میان بازماندگان وی آغاز شد كه چند سال به طول انجامید. سرانجام لطفعلیخان زند در ١٢٠٣ق /١٧٨٩م قدرت را به دست گرفت (ابوالحسن گلستانه، ٣٥٢). اما آغاز حكومت لطفعلیخان مقار با ستیزهای آقا محمدخان قاجار بود. با وجود مقاومت و مقابلۀ خان زند و یارانش، در نتیجۀ خیانت حاج ابراهیم شیرازی، راهی جز عقبنشینی و فرار به سمت بندر بوشهر برای لطفعلیخان نماند (جونز، ٥٢). لطفعلیخان در بوشهر از شیخ ناصرخان اَبومُهَیری، حاكم وقت تقاضای كمك كرد. ناصرخان به وی وعدۀ مساعدت داد، اما اندكی بعد درگذشت و فرزندش شیخ نصرخان جانشین او شد (شریف، ٣١٧). لطفعلیخان كه برای بار دوم خود را به بوشهر رسانیده بود، با مخالفت و دشمنی شیخ نصرخان رو به رو شد (همو، ٣٤٨). خان زند عازم بندر ریگ شد و از امیرعلیخان زَعابی حكمران آنجا كمك خواست. حاكم بندر ریگ نیز به دلیل دشمنی با شیخ نصرخان به لطفعلیخان كمك كرد (ورهرام، ٩٢). اگرچه خان زند در منطقۀ جنوب پیروزیهایی به دست آورد، اما سرانجام به كرمان عقبنشینی كرد و پس از دستگیر شدن، به دستور آقا محمدخان قاجار به قتل رسید.
در روزگار فتحعلیشاه قاجار كه انگلستان نفوذ خود را در هند و خلیجفارس گسترش میداد، در ١٢٢٧ق /١٨١٢م دفتر نمایندگی سیاسی خود را در بوشهر تأسیس كرد. حضور فعال انگلستان در بوشهر كه نمایندگی سیاسی آن همچون یك نایبالسلطنه عمل میكرد (رایت، ٧٩)، زمینهساز حضور دیگر دولتهای اروپایی شد (نک : نشأت، ١٤٣، ١٨١-١٨٢). بوشهر در این زمان، مركز اصلی بازرگانی انگلیس در جنوب ایران بود (نک : فلاندن، ٣٦٨). برخی از دولتهای بزرگ اروپایی در این شهر دفتر نمایندگی سیاسی داشتند و تجار بزرگ به فعالیتهای بازرگانی مشغول بودند (مرگان، ٢ /٣١٠). دولتهای فرانسه، آلمان و روسیه، به ترتیب در ١٣٠٦ق /١٨٨٩م، ١٣١٥ق /١٨٩٧م و ١٣١٩ق / ١٩٠١م، كنسولگریهای خود را در بوشهر تأسیس كردند (وادالا، ٥٠؛ نشأت، ١٨١-١٨٢؛ سدیدالسلطنه، سرزمینها... ، ٣٧). دولت هلند، برای سالهای متمادی در بوشهر كنسولگری داشت و آخرین كنسول آن دولت، مدت ٢٠ سال در بوشهر مأمور بود (همو، بندرعباس...، ٦٢٧- ٦٢٨). دولتهای نروژ، ایتالیا و عثمانی هم در بوشهر كنسولگری داشتند (همو، سرزمینها، همانجا).
در ١٢٧٠ق /١٨٥٤م، پس از مرگ شیخ نصرخان دوم حاكم بوشهر از خاندان ابومهیری، حكومت بوشهر از این خاندان گرفته شد و از آن پس، والیان فارس حكمرانان بوشهر را منصوب میكردند (نورزاده، ١٢٦). حاكم بوشهر را «حكمران كل بنادر و جزایر خلیج فارس» مینامیدند كه قلمرو او تا بندرعباس ادامه داشت (خیراندیش، ١٨٣).
به دنبال حضور نمایندگیهای سیاسی كشورهای خارجی و فعالیت بازرگانان ایرانی و خارجی، بوشهر بندر اصلی و عمدۀ سراسر خلیج فارس شد (فرامرزی، ٩٣). از آنجایی كه ترقی بوشهر در اواخر سدۀ ١٨ و نیمۀ اول سدۀ ١٩م با گسترش مطامع سیاسی و اقتصادی انگلستان در خلیج فارس همزمان بود، بنابراین، موقعیت بوشهر كه به صورت یك شبه جزیرۀ كوچك از ٣ جهت به خلیج فارس محدود میشد، وضع مناسبی برای دفاع از منافع انگلستان فراهم نمود. این مسئله سبب شد تا بوشهر در طرحهای سیاسی ـ اقتصادی بریتانیا در خلیج فارس نقشی اساسی ایفا نماید (جناب، ٤٠٩).
از هنگام به قدرت رسیدن قاجاریه، به مدت یك قرن و نیم، بوشهر مهمترین بندر تجاری ایران بود. از ١٢١٥ق /١٨٠٠م، بوشهر رفته رفته از بندری واقع در مسیر كشتیها، به بندری ترانزیتی تبدیل شد (رای، ١٦٩). سالانه نزدیك به صد كشتی انگلیسی و عربی از هند و مسقط برای امور بازرگانی به این بندر میآمدند و رویهمرفته در فاصلۀ سالهای ١٢٣٢- ١٢٣٨ق /١٨١٧-١٨٢٣م سه چهارم كالاهای وارد شده به بوشهر از هندوستان و چین، و یك چهارم دیگر از اروپا بود ( ایرانیكا، .(IV /٥٧٠ برقراری نظم و امنیت در سراسر ایران، همگام با امنیت روزافزون خلیج فارس به سبب حضور ناوگان انگلیس در این منطقه، زمینهساز رشد تجارت بوشهر شد، تا آنجا كه در ١٢٣٢ق / ١٨١٧م كل واردات از طریق بندر بوشهر بالغ بر ٣٠٠ هزار لیره و در ١٢٣٨ق /١٨٢٣م ٦٧٠ هزار لیره، یعنی دو برابر شد ( تاریخ... ، ١٢٥). به دنبال این تحولات اقتصادی، بازار شیراز و اصفهان با ورود كالا از راه بوشهر رو به رشد نهاد (لاریمر، ١٧٠).
رشد جمعیت این شهر بندری كه از گسترش بازرگانی آن سرچشمه میگرفت، شتابان بود. در سدۀ ١٢ق /١٨م، شمار جمعیت بوشهر میان ١٠ تا ٢٠ هزار تن در نوسان بود. تخمین همانندی نیز در سدۀ بعد و اوایل سدۀ ٢٠م ارائه شد. تامسن در ١٢٨٤ق /١٨٦٧م جمعیت بوشهر را ١٨ هزار نفر مینویسد، اما كُرزن در ١٣٠٥ق / ١٨٨٨م و لاریمر در ١٣٢٣ق /١٩٠٥م جمعیت این شهر را ١٥ هزار نفر تخمین زدهاند (رای، ٣٣). تركیب جمعیتی بوشهر درگذشته، ناهمگون بوده است. براساس جدولهایی كه لاریمر ارائه نموده است، بیشتر ساكنان بوشهر ایرانی، و از نژادهای نامتجانس بودند و به زبان فارسی سخن میگفتند (ص ١٦٨). مَلكم كه در اوایل سدۀ ١٣ق /١٩م از بوشهر دیدن كرده، ساكنان بوشهر و حومۀ آن را از نظر نژادی عرب معرفی نموده است (رای، همانجا). كرزن نیز كه با این نظر نادرست همداستان بوده، ساكنان این بندر را از تبار عربها شمرده است (٢ /٢٨٣).
در دورۀ قاجاریه، بوشهر به سبب حضور فعال انگلیسیها و اهمیت بازرگانی آن ٤ بار مورد هجوم قرار گرفت. نخستین رویارویی مردم بوشهر با انگلیسیها در ١٢٥٣ق /١٨٣٧م اتفاق افتاد (كلی، ٢١). مردم بوشهر به رهبری شیخ حسن آل عُصْفور از روحانیان برجستۀ بوشهر و با حمایت تفنگچیان سرهنگ باقرخان تنگستانی با قوای انگلیس درگیر شدند، اما به دنبال حل اختلاف ایران و انگلیس بر سر مسئلۀ هرات، انگلیسیها به جزیرۀ خارك عقبنشینی كردند (همو، ٣٩).
دومین نبرد مردم بوشهر با انگلیسیها در ١٢٧٢ق /١٨٥٦م روی داد. با خروج هیئت كنسولی بریتانیا از تهران، كشتیهای انگلیس عازم بوشهر شدند (پولاك، ٢٨٣). تفنگچیان تنگستانی و مردم بوشهر به رهبری سرهنگ باقرخان تنگستانی به مقاومت پرداختند. پس از كشته شدن احمدخان تنگستانی فرزند باقرخان و شماری از افسران برجستۀ انگلیسی، بوشهر سقوط كرد و فرمانده نیروهای انگلیسی، پس از تصرف بوشهر، تا مُحَمَّره (خرمشهر كنونی) پیشروی نمود، اما به دنبال انعقاد عهدنامۀ پاریس (١٢٧٣ق /١٨٥٧م) نیروهای خود را فراخواند و بوشهر نیز از اشغال نیروهای نظامی انگلیس رهایی یافت (خورموجی، ٢١٣-٢١٤؛ اعتمادالسلطنه، ١ /٤٨٤، بب ).
در دوران انقلاب مشروطیت، جنوب ایران و از جمله بندر بوشهر از نواحی حساس و پر تنش بود. در ١٣٢٧ق /١٩٠٩م در روزگار محمدعلی شاه قاجار و در دورۀ استبداد صغیر و سركوب آزادیخواهان در تهران، سیدمرتضی مجتهد اَهْرَمی، ملقب به علم الهدی به توصیۀ آیتالله آخوند خراسانی و آیتالله عبدالحسین لاری، با كمك رئیس علی دلواری و میرزاعلی كازرونی، گمرك و سایر مراكز دولتی بوشهر را تصرف كرد (تركمان، ١٠، نیز حاشیۀ ١؛ گریوز، ٦٣، نیز حاشیه). بوشهر مدت دو ماه در تصرف نیروهای ملی بود ( كتاب آبی، ٢ /٤٦٧). انگلیسیها كه منافع خود را در خطر دیدند، با فرستادن ناو جنگی فاكس به بوشهر، در صدد نابود كردن نیروهای طرفدار سیدمرتضی برآمدند (كاكس، ٧١). ٤٠٠ نفر از نیروهای انگلیسی بوشهر را تصرف كرده، سیدمرتضی را دستگیر، و در ٨ رجب ١٣٢٧ق /٢٦ ژوئیۀ ١٩٠٩م همراه خانوادهاش به نجف اشرف تبعید كردند (همو، ٧٤).
چهارمین نبرد مردم بوشهر با نیروهای انگلیسی در آغازین سالهای جنگ جهانی اول و به دنبال اشغال بوشهر در ١٨ اوت ١٩١٥ واقع شد (فراشبندی، ٣٢). مردم بوشهر به رهبری رئیس علی دلواری و دیگر خوانین جنوب برای حفظ استقلال میهن به مبارزه برخاستند، اما با كشته شدن رئیس علی دلواری و شكست خوانین همرزم او در جنگ كوه كُزی، نیروهای انگلیسی كاملاً بر بوشهر مسلط شدند (همو، ٧١-٧٩).
با پایان یافتن جنگ جهانی اول، انگلیسیها بوشهر را در جمادی الآخر ١٣٣٧ /مارس ١٩١٩ تخلیه كردند. خروج انگلیسیها از بوشهر آغازگر دوران افول این شهر بندری بود. انگلیسیها كه در دوران جنگ، بوشهر را كانونی ناامن برای حضور نیروهای خود میدیدند، توجه خود را به شهرهای آبادان و بصره معطوف كردند. همچنین به سبب بهبود كیفیت راه بغداد - تهران حجم عمدۀ داد و ستدها از ایران به سوی بصره سرازیر شد ( ایرانیكا، .(IV /٥٧١
با ظهور رضاشاه پهلوی در صحنۀ سیاسی ایران، بوشهر همچنان كانون پر تشنج وقایع باقی ماند. خالو حسین بُرْدخونی در سالهای ١٣٠٨-١٣١٠ش /١٩٢٩-١٩٣١م و محمدخان غضنفرالسلطنۀ برازجانی در ١٣٠٨ش برضد خلع سلاح خوانین طغیان كردند (یاحسینی، ٣٤). با تأسیس راه آهن سراسری، بندر بوشهر رو به افول گذاشت و با ایجاد و توسعۀ بندر خرمشهر، از ١٣٢٤ش /١٩٤٥م از رونق بازرگانی و تجاری بوشهر كاسته شد (نورزاده، ٧٦).
در فاصلۀ سالهای ١٣٤٢- ١٣٤٧ش /١٩٦٣- ١٩٦٨م گنجایش بارگیری اسكلۀ بندر بوشهر افزایش یافت. تأسیسات نظامی دریایی و هوایی گسترش یافت و نخستین تأسیسات هستهای ایران با كوشش آلمانیها در منطقۀ هَلیله در جنوب بوشهر ساخته شد. با پیروزی انقلاب اسلامی، این تأسیسات تعطیل شد، اما پس از مدتی، عملیات ساخت آن به وسیلۀ روسها ادامه یافت.
پیشرفتهای اقتصادی بوشهر به گونهای چشمگیر موجب افزایش جمعیت شد. بر طبق سرشماری ١٣٥٥ش، جمعیت شهر بوشهر از مرز ٦٨١‘٥٧ نفر گذشت و شمار جمعیت شهری در شهرستان بوشهر به ٥٣٣‘٨٧ نفر افزایش یافت ( ایرانیكا، همانجا). با آغاز جنگ ایران و عراق در ١٣٥٩ش /١٩٨٠م به سببب نزدیكی نسبی بوشهر به جبهۀ جنگ و حملات مداوم هواپیماهای عراقی به آنجا از جمعیت بوشهر كاسته شد، اما با پایان گرفتن جنگ، بار دیگر جمعیت بوشهر افزایش یافت. براساس نتایج سرشماری در ١٣٧٥ش، جمعیت شهرستان بوشهر برابر با ٩١٤‘١٨٧نفر بود، یعنی در مدت ٢٠ سال جمعیت آن به بیش از دو برابر افزایش یافت ( آمارنامه، ٤٧).
مآخذ
آمارنامۀ استان بوشهر (١٣٧٨ش)، سازمان مدیریت و برنامهریزی استان بوشهر، بوشهر، ١٣٧٩ش؛
ابن بلخی، فارسنامه، به كوشش لسترنج و نیكلسن، كیمبریج، ١٣٣٩ق /١٩٢١م؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش كرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛
ابوالحسن گلستانه، مجمل التواریخ، به كوشش مدرس رضوی، تهران، ١٣٤٤ش؛
اتابكزاده، سروش، جایگاه دشتستان در سرزمین ایران، شیراز، ١٣٧٣ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآة البلدان، به كوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛
افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ش؛
اقتداری، احمد، آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان، تهران، ١٣٤٨ش؛
امین، عبدالامیر محمد، منافع انگلیسیها در خلیج فارس، ترجمۀ علی میرسعید قاضی، تهران، ١٣٦٧ش؛
بافقی، محمدمفید، مختصر مفید، ویسبادن، ١٩٨٩م؛
بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣٦٧ش؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش عبدالله انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق /١٩٨٧م؛
پری، جان ر.، كریم خان زند، ترجمۀ علی محمد ساكی، تهران، ١٣٦٥ش؛
پولاك، یاكوب ادوارد، سفرنامه (ایران و ایرانیان)، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، ١٣٦١ش؛
تاریخ اقتصادی ایران، ترجمۀ یعقوب آژند، تهران، ١٣٦٢ش؛
تركمان، محمد، اسنادی دربارۀ هجوم انگلیس و روس به ایران، تهران، ١٣٧٠ش؛
جعفری، عباس، دایرة المعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
جناب، محمدعلی، خلیج فارس و آشنایی با امارات آن، تهران، ١٣٤٩ش؛
جونز، ه.، آخرین روزهای لطفعلیخان زند، ترجمۀ هما ناطق و جان گرنی، تهران، ١٣٥٣ش؛
خورموجی، محمدجعفر، حقایق الاخبار ناصری، به كوشش حسین خدیوجم، تهران، ١٣٤٤ش؛
خیراندیش، عبدالرسول، «زمینههای اداری و اقتصادی قیام ضداستعماری مردم بوشهر، تنگستان، دشتی و دشستان»، رئیس علی دلواری، مجموعه مقالات، بوشهر، ١٣٧٣ش؛
دایرة المعارف فارسی؛
رابینو، ی.ل.، دیپلماتها و كنسولهای ایران و انگلیس، ترجمۀ غلامحسین میرزا صالح، تهران، ١٣٦٣ش؛
رای، گرومون استفان، چالش برای قدرت و ثروت در جنوب ایران، ترجمۀ حسن زنگنه، قم، ١٣٧٨ش؛
رایت، دنیس، انگلیسها در میان ایرانیان، ترجمۀ لطفعلی خنجی، تهران، ١٣٥٩ش؛
رائین، اسماعیل، دریانوردی ایرانیان، تهران، ١٣٥٦ش؛
سایكس، پرسی، تاریخ ایران، ترجمۀ محمدتقی فخر داعی گیلانی، تهران، ١٣٦٣ش؛
سدیدالسلطنه، محمد علی، بندرعباس و خلیج فارس، به كوشش احمد اقتداری و علی ستایش، تهران، ١٣٦٣ش؛
همو، سرزمینهای شمالی پیرامون خلیج فارس و دریای عمان، به كوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٧١ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، نتایج تفصیلی، استان بوشهر، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
همان، شهرستان بوشهر؛
شریف، عبدالكریم، «ذیل»، تاریخ گیتیگشا یموسوی اصفهانی، به كوشش سعید نفیسی، تهران ١٣٦٣ش؛
طبری، تاریخ؛
فراشبندی، علیمراد، گوشهای از تاریخ انقلاب مسلحانۀ مردم مبارز تنگستان، دشتی و دشتستان علیه استعمار، تهران، ١٣٦٢ش؛
فرامرزی، احمد، كریمخان زند و خلیج فارس، به كوشش حسن فرامرزی، تهران، ١٣٤٦ش؛
فرصت، محمدنصیر، آثار عجم، به كوشش علی دهباشی، تهران، ١٣٦٢ش؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای كشور (بوشهر)، ادارۀ جغرافیایی ارتش، تهران، ١٣٦٥ش، ج ١١٠؛
فرهنگ جغرافیایی كوههای كشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٩ش؛
فلاندن، اوژن، سفرنامه، ترجمۀ حسین نورصادقی، تهران، ١٣٥٦ش؛
فلور، ویلم، حكومت نادرشاه (به روایت منابع هلندی)، ترجمۀ ابوالقاسم سری، تهران، ١٣٦٨ش؛
كارنامۀ اردشیر بابكان، به كوشش محمدجواد مشكور، تهران، ١٣٦٩ش؛
كازرونی، ابراهیم، تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٧ش؛
كاكس، پرسی، گزارشهای سالانه، ترجمۀ حسن زنگنه، به كوشش عبدالكریم مشایخی، تهران، ١٣٧٧ش؛
كتاب آبی، به كوشش احمد بشیری، تهران، ١٣٦٢ش؛
كرزن، جرج، ایران و قضیۀ ایران، ترجمۀ وحید مازندرانی، تهران، ١٣٥٠ش؛
كلی، ج.ب.، هجوم انگلیس به جنوب ایران، ترجمۀ حسن زنگنه، بوشهر، ١٣٧٣ش؛
كیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١٠ش؛
گریوز، فیلیپ، مأموریت سرپرسی كاكس در حوزۀ خلیج فارس و ایران، ترجمۀ حسن زنگنه، تهران، ١٣٨٠ش؛
لاریمر، ج.ج.، راهنمای خلیج فارس (تاریخ و جغرافیای استان بوشهر)، ترجمۀ محمدحسن نبوی، شیراز، ١٣٧٩ش؛
مرگان، ژاك، ایران، مطالعات جغرافیایی، ترجمۀ كاظم ودیعی، تبریز، ١٣٣٩ش؛
مشكور، محمدجواد، جغرافیای تاریخی ایران باستان، تهران، ١٣٧١ش؛
مصطفوی، محمدتقی، اقلیم پارس، تهران، ١٣٤٣ش؛
نشأت، صادق، تاریخ سیاسی خلیج فارس، تهران، ١٣٤٤ش؛
نشریۀ دفتر تقسیمات كشوری، معاونت سیاسی اجتماعی وزارت كشور، تهران، ١٣٧٩ش، شم ٢؛
نقشۀ تقسیمات كشوری، گیتاشناسی، تهران، ١٣٧٧ش، شم ١٢٥؛
نورزادۀ بوشهری، اسماعیل، ایران كنونی و خلیجفارس، تهران، ١٣٢٥ش؛
نویدی شیرازی، زینالعابدین، تكملة الاخبار، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٩ش؛
وادالا، ر.، خلیج فارس در عصر استعمار، ترجمۀ شفیع جوادی، تهران، ١٣٥٦ش؛
وایت هاوس، دیوید و اندرو ویلیامسن، بازرگانی دریایی ساسانیان، ترجمۀ گیوآقاسی، تهران، ١٣٥٥ش؛
ورهرام، غلامرضا، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در عصر زند، تهران، ١٣٦٦ش؛
یاحسینی، قاسم، نگاهی به زندگی و مبارزات خالو حسین بردخونی، بوشهر، ١٣٧٢ش؛
نیز:
Ghirshman, R., L ’Iran des origines à l ’Islam, Paris, ١٩٥١;
Iranica;
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate,
عبدالكریم مشایخی