دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٠٤ - بورسه
بورسه
نویسنده (ها) :
وهاب ولی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بورْسه، نخستین پایتخت عثمانیان و معروفترین شهر آناتولی پیش از سقوط قسطنطنیه. شهر بورسه با ١٥٠ متر ارتفاع از سطح دریا، در دامنه شمال غربی اولو داغ (كوه كشیش = اولمپوس)، و در مغرب شبه جزیرۀ آسیای صغیر و جنوب شرقی مدیترانه قرار دارد (IA, II / ٨٠٦-٨٠٧). نام این شهر در منابع به صورتهای بروسه، بورسا (ابن عربشاه، ١٨٠، ١٨٦؛ سامی، ٢ / ١٢٩٤؛ عاشق پاشازاده، ١٧؛ اولیاچلبی، ٢ / ٩؛ تتوی، ١٦٠) و بُرصی (ابن بطوطه، ٣٢١) نیز آمده است.
بورسه در دوران باستان پروسا، به نام پروسیاس (از شاهان منطقۀ بیتینیا) خوانده شده، و احتمالاً در زمان فرمانروایی پروسیاس دوم تأسیس گردیده است («دائرةالمعارف ...»، VIII / ٤٥٧). به روایت استرابن، وی معاصر كورش پادشاه ایران و كرسوس پادشاه لیدی بوده است. در صورت صحت این گفته، تأسیس و احداث شهر به اواسط سدۀ ٦ق م بازمیگردد (II / ٨١٠ IA,). در بورسه بقایای برخی از آثار دورۀ حاكمیت حكمرانان بیتینیا نظیر قلعه، برج و حمام هنوز پابرجاست (میدان لاروس، .(II / ٦٥٦
بورسه دارای اقلیمی مرطوب با آبهای فراوان و پوشش گیاهی بسیار است. دامنۀ آن محدود به زیتونستانها و باغهایی است كه از یك سو منتهی به درختان سرو و سپیدار، و از دیگر سو محدود به منارهها و گنبدهاست و به همین سبب، برخی از سیاحان آن را همان «ارض موعود» خواندهاند (IA, II / ٨٠٧).
وجود دشتی بسیار حاصلخیز پر آب، و نیز كوههای كمارتفاع در جنوب دریای مرمره، و اولوداغ در بخش جنوبی بورسه ــ كه چون سدی محكم شهر را محافظت میكند ــ از عوامل مهم احداث شهر بورسه بودهاند. بستر عمیق سیلهایی كه از كوه سرازیر میشوند، پیش از رسیدن به رودخانهای به نام نیلوفر، شهر را از پهنا به ٤ بخش تقسیم میكند: ١. قسمت شرقی كه به تدریج تا بلندیهای «ایشیكها» به ارتفاع ٣٠٠ متر ادامه مییابد؛ ٢. بخش تحتانی كه یشیل جامع (مسجد سبز) را دربرمیگیرد. این بخش نیز مانند قسمت شرقی، و همراه با وادی عمیق و بزرگ گوك دره، تا ارتفاعات ادامه مییابد؛ ٣. بخش مركزی شهر محلههایی است كه شامل عمارت حكومتی، اولوجامع (جامع كبیر)، بازار سرپوشیده و كاروان سراهایی بوده، و آثار برخی از آنها اكنون هم باقی است؛ همچنین در غرب همین محلهها قلعۀ درونی قدیم بورسه، آرامگاههای عثمان غازی و اورخان غازی، برج ساعت و میدان حصار (میدان قلعه) قرار دارد كه به دامنههای كوه میپیوندد؛ ٤. بخش غربی موسوم به مرادیه كه توسط درۀ جیلیمبوز از محلۀ حصار جدا میشود (همانجا).
در دورۀ متأخرتر باستان، بورسه توسط لوكولوس از سرداران رومی تصرف شد و به ولایت نیكومِدیا ملحق گردید. در زمان امپراتوری ترایانوس، پلینیوسِ جوان والی بورسه شد و شهر را با بناهای متعدد و مجهز آراست. یوستی نیانوس امپراتور بیزانس نیز در این شهر بناهایی ایجاد كرد («دائرةالمعارف»، همانجا).
آثار مربوط به پیش از ورود تركها به بورسه، تقریباً همه از میان رفته است و چون این شهر بین دو شهر مهم نیقیه (ازنیق) و كیزیكوس (ادینجق) قرار داشت، نتوانست اهمیت چندانی به دست آورد؛ اما پس از استیلای تركها بر این شهر، بورسه رو به پیشرفت نهاد و از آثار بازمانده از ابنیۀ پیشین برای ساختن بناهای جدید استفادۀ بسیار شد.(IA, II / ٨١٠)
وقایعنگاران بیزانسی كه از اشغال حوضۀ دریای مدیترانه توسط سپاهیان اسلام در زمان خلفای اموی سخن گفتهاند، درباره یورش آنان به بورسه اشارهای نکـردهاند. پس از پیروزی الب ارسلان در ملازگرد بر سپاه روم شرقی (٤٦٣ق / ١٠٧١م) و فتح آناتولی به دست تركها، سلیمانشاه بن قتلمش سلجوقی در ٤٦٧ق / ١٠٧٥م ازنیق را فتح كرد و آن را به عنوان مركز حكومت برگزید و بدین ترتیب، مهاجرت تركها به این سرزمین آغاز شد (توران، ٢٣٢-٢٣٥). در این میان، سلیمانشاه تمامی حوضۀ دریای مرمره، و نیز ادینجق و سپس بورسه را به تصرف درآورد. در ٥٠٠ق / ١١٠٧م به دنبال مرگ سلطان قلیچ ارسلان اول سلجوقی، و كشمكشهای شاهزادگان سلجوقی بر سر تاج و تخت، بورسه از دست سلاجقۀ آسیای صغیر خارج شدIA)، همانجا).
در ٥٠٧ق / ١١١٣م نیروهای سلاجقه تمامی سواحل جنوبی دریای مرمره، از جمله بورسه را دوباره تصرف كردند، اما امپراتور الكسیس كومننوس شخصاً وارد آناتولی شد و آنان را به عقب راند و بورسه و برخی از دیگر شهرها را باز تصرف كرد. تا مدتها بعد از بورسه در حوادث این منطقه یاد نشده است.
در ٧٠١ق / ١٣٠٢م، عثمان غازی (حك ٦٩٨-٧٢٦ق / ١٢٩٩-١٣٢٦م) مؤسس دودمان عثمانی ازنیق و بورسه را زیرفشارهای تهاجمآمیز خود قرار داد (اوزون چارشیلی، I / ١٠٩-١١٠). در ٧٠٨ق / ١٣٠٨م والی رومی بورسه با عثمان غازی معاهدهای منعقد كرد و این شهر به طور موقت از تهاجم رهایی یافت (همانجا)؛ ولی از تواریخ قدیم آل عثمان برمیآید كه عثمان غازی در ٧١٥ق / ١٣١٥م در حوالی بورسه دو قلعه بنا كرد و این شهر را از دو سو در محاصره قرار داد. این محاصره بیش از ١٠ سال به درازا كشید و در اوایل حكومت اورخان (حك ٧٢٦-٧٦١ق / ١٣٢٦-١٣٦٠م) نیز ادامه یافت. والی رومی بورسه كه از دریافت كمك از جانب قسطنطنیه ناامید شده بود، سرانجام شهر را در ٢ جمادیالاول ٧٢٦ق / ٦ آوریل ١٣٢٦م تسلیم تركها كرد (عاشق پاشازاده، ٢٩-٣١).
فتح بورسه كه به زودی پایتخت عثمانی شد، بسیار مهم بود، زیرا قلمرو عثمانیها را از یك امیرنشین كوچك مرزی به صورت یك كشور واقعی درآورد و خود شهر كه اهمیت و وسعت چندانی نداشت، روی به توسعه نهاد (شاو، ١ / ٤٣؛ ینی شهیر اوغلی، ١٣٤٦) و جمعیتش به سرعت فزونی یافت (اولیاچلبی، ٢ / ٩). ابن بطوطه كه چند سال بعد از فتح بورسه این شهر را دیده، از آن بهعنوان شهری بزرگ یاد كرده، و اطلاعاتی هرچند مختصر در اوصاف آن به دست داده است (ص ٣٢١).
اورخان غازی بورسه را تختگاه خود گردانید و آنجا را با ابنیۀ عالی آراست و به دستور او مساجد، بیمارستانها، بازارها و میادینی در شهر ساخته شد و صومعۀ ایا ایلیا به مسجد تبدیل گردید (شاو، همانجا). بدین ترتیب، این شهر به صورت یكی از زیباترین شهرهای مشرق زمین درآمد (اوزون چارشیلی، I / ١١٨-١١٩، حاشیۀ٦ ). سكههای نقرۀ اورخان به نام آقچه در این شهر ضرب شده است (همو،.(I / ٢٥
بورسه تا فتح ادرنه (آدریانوپل) به دست سلطان مراد دوم، پایتخت مستقل عثمانی بود. هرچند او شهر ادرنه را پایتخت كرد، ولی تا فتح قسطنطنیه در ٨٥٧ق / ١٤٥٣م، با آنکـه سلاطین عثمانی در ادرنه اقامت داشتند، ولی بورسه را رسماً پایتخت میشناختند و مراسم جلوس خود را هم در آنجا برگذار میكردند. مقبرۀ بسیاری از آنان در همین شهر است. این شهر كه پس از پایتختی ادرنه، مركز ولایت خداوندگار و از سنجقهای اقطاعی شاهزادگان شد (سامی، ٢ / ١٢٩٦؛ خلج اوغلی، ٥)، در اواخر سدۀ ٨ق / ١٤م از شهرهای بزرگ آناتولی و مركز علما و مشایخ به شمار میرفت و از لحاظ فرهنگی با شهرهایی چون قونیه و قیصریه رقابت میكرد.(IA, II / ٨١١)
بورسه همچنین یكی از مراكز طریقتهای صوفیانۀ یسوی، سهروردی، اكبری، ابواسحاق كازرونی و رفاعی بود كه هر یك خانقاهها و تكیههایی در این شهر تأسیس كردند. از این رو، دانشمندان و مشایخی چون شمسالدین محمد جزری، شمسالدین محمد فناری و عبدالرحمان بسطامی از سراسر آناتولی روی بدانجا مینهادند (همان، II / ٨١٣) و چون علاوه بر سلطان، شمار قابل توجهی از علما، امرا و بزرگان شهر منتسب به یكی از این طریقتها بودند و مردم عادی نیز به این فرقهها تمایل بسیار نشان میدادند، بورسه همانند شهرهای قونیه و قیصریه، بیشتر تحت نفوذ صوفیه درآمد (همان، II / ٨١٢) و رقیب قونیه و سیواس كه میكوشیدند بر سراسر آناتولی نفوذ معنوی یابند، شمرده شد. سلطان مراد اول ابنیۀ عام المنفعه در این شهر ساخت (همان، VIII / ٥٩٥) و سلطان بایزید اول مسجد جامعی با ١٢ ستون و ٢٠ گنبد و نیز حمامها، كاروانسراها، مدرسهها و بیمارستان و خانقاهی در آنجا بنا كرد.
بورسه بر اثر یورش امیر تیمور گوركانی، پس از جنگ آنکـارا در ٨٠٤ق / ١٤٠٢م، تسخیر و غارت گردید و به آتش كشیده شد (نشری، ١ / ٣٥٦). علاوه بر آن، اسناد رسمی مربوط به دورۀ پادشاهان نخستین عثمانی، و نیز بسیاری از آثار مكتوب موجود در آنجا از میان رفت (IA, II / ٨١٢). شهر پس از آن تجدید بنا شد، ولی طی مجادلات شاهزادگان عثمانی بر سر جانشینی بایزید اول دست به دست گشت و سرانجام به دست سلطان محمد اول (سل ٨٠٥-٨٢٤ق / ١٤٠٣-١٤٢١م) افتاد و مركز دولت وی شد. به روزگار او این شهر موردهجوم محمدبیگ قرامانی قرار گرفت. وی شهر را تصرف كرد، اما نتوانست قلعه را تسخیر كند و بعد از یك ماه محاصره ضمن عقبنشینی شهر را غارت كرد (اوزون چارشیلی،I / ٣٤٩-٣٥٠ ).
پس از فتح ادرنه و انتقال مركز دولت به این شهر، پیشرفت مادی و معنوی بورسه تا حدی متوقف شد و بسیاری از اشراف و علمای آن به پایتخت جدید، یعنی ادرنه نقل مكان كردند. با این همه، سلطان محمد اول یشیل جامع (مسجد جامع سبز)، آرامگاه و مدرسه مشهور بورسه را بنا كرد و در آبادی و زیبایی شهر كوشید.پسرش سلطان مراد دوم نیز مسجد جامع، مدرسۀ و مؤسسات عامالمنفعهای كه به نام خود وی نامگذاری شد، بنیاد نهاد («دائرةالمعارف»، VIII / ٤٥٨). برتراندُن دولابروكییر كه در ٨٣٥ق / ١٤٣٢م در زمان فرمانروایی سلطان مراد وارد بورسه شده، تصویری مفصل و جالب از این شهر در سفرنامۀ خود به دست داده است. این سیاح، بورسه را بزرگترین شهر تركان، و دارای ابنیه و آثار زیبای بسیار وصف كرده است. وی از مؤسسات عامالمنفعهای نیز نام میبرد كه در آنجا هر روز بین فقرا غذا توزیع میشده است (همانجا). همچنین ابن بطوطه نیز اشاره كرده است در اینجا زاویهای برای مسافران ایجاد كردهاند كه به آنان غذای رایگان میدهند (ص ٣٢١).
پس از فتح قسطنطنیه در ٨٥٧ق / ١٤٥٣م و انتقال مركز فرمانروایی عثمانیان به این شهر، بورسه نه تنها اهمیت سیاسی، بلكه مركزیت فرهنگی و اعتبار پیشین خود را از دست داد (IA, II / ٨١٣). با این همه، به تصریح خلج اوغلی، بورسه همراه با ادرنه و استانبول «تختگاه ثلاثۀ» عثمانیان نامیده میشدند (ص ١١١ ).
در دوران اولیۀ حكمرانی سلطان بایزید دوم (٨٨٦- ٩١٨ق / ١٤٨١-١٥١٢م) برادرش جم سلطان برای به دست آوردن تاج و تخت سلطنت به مقابله با او برخاست و بورسه را مركز فعالیت خود قرار داد (ابن عربشاه، ١٨٧). جم سلطان در این شهر سكه زد و خطبه به نام خود كرد، اما بیش از ١٨ روز دوام نیاورد (IA, III / ٧١) و به اروپا گریخت و در همان دیار فوت كرد؛ پس از مرگ نیز جنازهاش بنا به وصیت خود او در بورسه و در آرامگاه مرادیه دفن گردید (همان،III / ٧٩ ).
بورسه در زمان سلطنت سلطان احمد اول (١٠١٢-١٠٢٦ق / ١٦٠٣-١٦١٧م) موردتعرض عصیانگران جلالی ــ كه در رأس آنان قلندر اوغلی قرار داشت ــ واقع شد و آنان حومۀ شهر را غارت كرده، به آتش كشیدند (همان، II / ٨١٣). همچنین در عصیان آبازه حسن پاشا كه در زمان سلطنت سلطان محمد چهارم (١٠٥٨- ١٠٩٨ق / ١٦٤٨-١٦٨٧م) صورت گرفت، بورسه به دست عاصیان افتاد (همانجا).
در زمینلرزۀ شدیدی كه در ١٢٧١ق / ١٨٥٥م به وقوع پیوست، بورسه آسیب فراوانی دید؛ از جمله مسجد جامع و مساجد سلطان بایزید اول، امیر بخاری و نیز آرامگاهها و حمامها و بازار بزرگ ویران گردید («تاریخچه ...») كه بسیاری از این بناها بعداً مرمت شد.
بورسه كه پس از انتقال پایتخت به استانبول به صورت «سنجقی» تحت ادارۀ بیگلربیگی كوتاهیه درآمده بود، از ١٢٥٧ق / ١٨٤١م به بعد مركز ایالت شد، چنانکـه برجستهترین رجال و دولتمردان عثمانی به والیگری این ایالت انتخاب میشدند (همانجا)؛ از جملۀ آنان احمد وفیق پاشا بود كه در بورسه به فعالیتهای عمرانی پرداخت و برای اسكان مهاجران بلغاری و رومانیایی محلههای جدیدی ساخت (همانجا). وی برای نخستین بار آمفی تئاتری در این شهر بنا كرد و خود به ترجمۀ نمایشنامههایی پرداخت (IA, II / ٨١٣). همانگونه كه نخستین تشكیلات قاضی عسكری كه برای رسیدگی به مسائل و امور شرعی نظامیان در دورۀ اورخان غازی در بورسه تأسیس یافته بود، نخستین قاضی عسكر نیز خلیل جاندارلی قاضی بورسه بود (خلج اوغلی، ١٥) و نیز نخستین بیمارستان عثمانیان در زمان سلطان بایزید اول در همین شهر ساخته شد (همو،.(١٤٤
بعد از استانبول بیشترین آثار تاریخی عصر عثمانی در بورسه واقع است (بایراق، ١٢٩) كه از آن جمله میتوان به جامع علاءالدین، جامع اورخان غازی، جامع خداوندگار (مراد اول)، مسجد قره دمیرتاش، جامع شهادت، جامع مرادیه، جامع سبز (یشیل جامع)، مسجد افتاده، جامع بایزید اول و اولو جامع (جامع كبیر)، و نیز آرامگاههای بسیاری از سلاطین عثمانی اشاره كرد. این شهر دارای موزههایی همانند موزۀ باستانشناسی و موزۀ آثار ترك ـ اسلام نیز هست (بایراق، ١٢٩ff. ).
پس از آثار مذهبی، بناهای غیرمذهبی در درجه دوم اهمیت قرار دارند كه از جملۀ آنها میتوان به مؤسسات عامالمنفعه چون دارالشفا، كاروان سراها و بازارهای سرپوشیده اشاره كرد. حمامهای آب گرم و دیگر حمامها نیز كه برخی از آنها از دوران حاكمیت بیزانسها باقی مانده است، از دیگر بناهای این شهر به حساب میآیند (ینی شهیر اوغلی، ١٣٤٦, ١٣٤٨, ١٣٥٠).
بورسه به صنعت ابریشمبافی شهرت فراوان داشته است و ابریشمهایی كه هر سال از سوریه و آناتولی به این شهر میآوردند، بعد از آنکـه به صورت پارچه و نخ ابریشم در میآمد، برای فروش به دیگر ایالات و سرزمینها صادر میشد (II / ٨٠٨ IA,)؛ چنانکـه یوزافات باربارو (نک : سفرنامهها...، ٣٨٦) نوشته است كه «مقداری از پارچههای مخمل زربفت را از بروصه (بورسه) و كفا به تبریز میآوردند». این منسوجات به اروپا نیز صادر میشدIA)،همانجا).
اولیاچلبی از بورسه به عنوان مركز حكومت و شهر ابریشم یاد كرده است (٢ / ٣٥٨). در ١٨٥١م در این شهر ٥، و در ١٨٥٥م، ٢٣ كارگاه و كارخانه ابریشمبافی وجود داشته است. اكثر كارگران این كارگاهها را زنان تشكیل میدادند و میتوان گفت كه نخستین شهری كه زنان كارگر در آن كار میكردند، بورسه بود (IA, II / ٨٠٨-٨٠٩). در سالهای پس از ١٨٦١م بورسه دوباره در صنعت ابریشم روبهرشد نهاد. در ١٢٩٨ق / ١٨٨١م برای پیشرفت و گسترش هرچه بیشتر این صنعت، آموزشگاهی به نام «دارالتعلیم حریر» در بورسه تأسیس گردید و توتستانهای جدیدی احداث شد. تولید ابریشم خام در بورسه در نیمۀ اول سدۀ ٢٠م روز به روز افزایش یافت (همانجا). پیش از جنگ جهانی اول تولید این محصول متجاوز از هزار تُن بوده است و حدود یك میلیون اونس از تخم ابریشم آنجا به سرزمینهای بالكان، ایران و روسیه صادر میشد (میدان لاروس، II / ٦٥٦). این پیشرفت با شروع جنگ جهانی اول و شركت دولت عثمانی در جنگ متوقف شد. در دوران اشغال یونانیان (١٩٢٠-١٩٢٢م) به علت پراكندگی كارگران، تخریب توتستانها و تعطیل بازارهای صادرات، سیر قهقرایی این صنعت آغاز، و با پایان یافتن جنگ دوباره فعال شد (همانجا؛.(IA, II / ٨٠٩
بورسه در ١٣٥٩ش / ١٩٨٠م از لحاظ جمعیت ششمین شهر بزرگ تركیه بود. جمعیت این شهر در ١٣٧٦ش / ١٩٩٧م به ٨٤٢‘٠٩٥‘١ تن افزایش یافت ( میدان لاروس، ذیل، II / ١٥٦؛ III / ١٦٢٤ YA,؛ «دائرةالمعارف»، VIII / ٤٥٥؛ انکـارتا)؛ ٥٠٪ از مردم بورسه در كارگاهها و كارخانههای صنعتی كوچك مشغول به كارند و ٢٠٪ به كار كشاورزی و باغداری و بقیه به امور تجاری و تعلیم و تربیت اشتغال دارند و یا كارمند دولت به شمار میروند («دائرةالمعارف»، همانجا).
از دیدگاه فرهنگی بعد از جنگ جهانی اول در بورسه مؤسسات آموزشی بسیار ازجمله مدارس دخترانه و پسرانه، مدرسۀ آموزشهای نظامی، مؤسسه دخترانه، و مركز تربیت معلم
دختران، مدارس متوسطۀ هنر، مدارس آموزش كشاورزی، و نیز به جای دارالتعلیم حریر سابق، مؤسسه ابریشمبافی تأسیس گردید IA)، همانجا). در ١٩٧٤م دانشكده علوم اقتصادی و سیاسی، در ١٩٧٧م دانشكدۀ مكانیك، در ١٩٧٨م دانشكدههای برق و دام پزشكی، و در ١٩٨٠م دانشكده كشاورزی وابسته به دانشگاه اولوداغ بورسه تأسیس شد (میدان لاروس، ذیل،II / ١٥٧ ).
از بورسه شخصیتها و هنرمندانی برخاستهاند كه از آن جملهاند: فخری بورسوی، هنرمند و خطاط مشهور و معاصر سلطان احمد اول كه نمونهای از كارهای هنر خطی خود را با عنوان «گلستان» به این پادشاه هدیه كرد (رادو، ٩٣)؛ شیخ محمود بن عثمان لامعی، یكی از صوفیان هنرمند و شاعر نقشبندی كه از آثار وی باید فتوح المشاهدین لترویج قلوب المجاهدین را كه ترجمۀ نفحات الانس جامی است، و نیز ترجمۀ شواهد النبوۀ همو، و شرف الانسان، منشآت و عبرت نامه را نام برد (نک : مفتاح، ٢٧٠-٢٧١).
مآخذ
ابن بطوطه، رحلة، به كوشش طلال حرب، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
ابنعربشاه، احمد، زندگانی شگفتآور تیمور (عجایب المقدور)، ترجمۀ محمدعلی نجاتی، تهران، ١٣٣٩ش؛
اولیاچلبی، سیاحتنامه، به كوشش احمد جودت، استانبول، ١٣١٤ق / ١٨٩٦م؛
تتوی، احمد و آصف خان قزوینی، تاریخ الفی، به كوشش علی آل داود، تهران، ١٣٧٨ش؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
سفرنامههای ونیزیان در ایران، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، ١٣٤٩ش؛
شاو، ا.ج. و ا.ك. شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و تركیۀ جدید، ترجمه محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
عاشق پاشازاده، درویش احمد، تاریخ، استانبول، ١٣٣٢ق؛
مفتاح، الهامه و وهاب ولی، نگاهی به روند نفوذ و گسترش زبان وادب فارسی درتركیه، تهران، ١٣٧٤ش؛
نشری، محمد، جهان نما، به كوشش فایق رشید اونات و محمد كویمن، آنکـارا، ١٩٤٩م؛
نیز:
Bayrak, M. O., Turkiye tarihi yerler kilavuzu, Istanbul, ١٩٩٤;
« Bursa'nin tarihcesi» , Turkiyede vak o f abideler ve eski eserler, vol. III, ١٩٨٣;
Encarta Reference Library, ٢٠٠٣;
Halacoglu, Y., XIV-XVI. Yuzyillarda osmanli larda devlet teskilati ve sosyal yapi ,
IA;
Meydan Larousse,
Rado,S., Turk hattatlair,
Turan, O., «
Turk ansiklopedisi,
Uzuncarsili , I.H., Osmanli tarihi,
YA;
Yenisehirlioglu, F., « XIV- XV. Yuzyil mimari orenklere gore
وهاب ولی