دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٩٢ - بنگلادش
بنگلادش
نویسنده (ها) :
هدی سید حسین زاده
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٧ آذر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَنْگْلادِش، كشوری در شرق شبه قارۀ هند در جنوب آسیا. بنگلادش اصلاً بخش شرقی ایالت بنگال هند، یا بنگال شرقی است كه در ١٣٢٦ش / ١٩٤٧م به هنگام تجزیۀ هند و تشكیل پاكستان، جزو قلمرو این كشور جدید درآمد. در ١٣٥٠ش / ١٩٧١م پس از جنگ داخلی پاكستان، بنگال شرقی جدا شد و با عنوان «جمهوری خلق بنگلادش» استقلال و رسمیت یافت (بیندرا، ٧٧؛ اسعدی ٢ / ٣).
بنگلادش با مساحتی حدود ٥٧٠‘١٤٧كمـ ٢، بین °٢٠ و ´٣٤ تا °٢٦ و ´٣٨ عرض شمالی و °٨٨ و ´١ تا °٩٢ و ´٤١ طول شرقی واقع است (علیزاده، ١). این كشور حدود دوسوم ایالت بنگال (ه م) را كه پیش از تجزیۀ هند در ١٩٤٧م بزرگترین و پرجمعیتترین ایالت شبه قاره بود، در برمیگیرد.
بنگلادش در مصب رودهای گنگ، براهما پوترا و مگنا ــ ٣ رود اصلی این كشور ــ در ساحل خلیج بنگال قرار دارد و طول سواحل و اراضی دلتایی و مصبی آن ٥٤٧ كمـ است. این كشور از غرب و شمال به هند، از شرق به میانمار (برمه) و از جنوب به خلیج بنگال محدود است (همو، ٣، ٤). بنگلادش از نظر زمینشناسی به ٣منطقه تقسیم میشود: ١. تپهها كه در بخش چیتاگُنگ در جنوب شرقی قرار دارد؛ ٢. سرزمینهای مرتفع كه شامل ناحیۀ مدهوپور در شمال داكا، و باریند در شمال غربی است؛ ٣.جلگهها كه ٩٠٪ مناطق بنگلادش را تشكیل میدهند (همو، ١-٢؛ فرزیننیا، ٥-٦؛ عبدالكریم، ٣٣). جلگۀ بنگال كه به جلگۀ سفلای هند و گنگ نیز معروف است، بزرگترین دلتای جهان است (اسعدی، ٢ / ٥).
آب و هوای بنگلادش به سبب نزدیكی به خط استوا و وجود بارانهای موسمی، گرم و مرطوب است. مدّ شدید خلیج بنگال، آب شدن برفهای هیمالیا و بارانهای شدید، حدود نیمی از سطح زمینهای پست را به زیر آب میبرد («دائرةالمعارف ...»، II / ٣٥٩؛ اسعدی ٢ / ٦) و خسارت جانی و مالی و ویرانی بسیار پدید میآورد (برای فصول و دورههای بارندگی در بنگلادش، نک : فرزیننیا، ٩، ١٤).
١٧٪ بنگلادش جنگل است و سراسر زمینهای جنگلی را گیاهان متنوع پوشانده است (علیزاده، ٣). در ١٣٧٨ش / ١٩٩٩م جمعیت بنگلادش ١٢٦میلیون تن بوده است. كه از این لحاظ هشتمین كشور جهان، و از جهت تراكم نخستین كشور به شمار میرود (همو، ٤؛ بریتانیكا، .(II / ٦٨٧ تراكم جمعیت در اطراف داكا به ٨٧٥تن در هر كمـ ٢ میرسد («بنگلادش»، جمعیت). بنگلادش از نظر میزان رشد جمعیت (٧٢ / ١٪) دوازدهمین، از نظر موالید و باروری (٩ / ٢٤٪) ششمین، و از بابت نرخ آمار مرگومیر (٦ / ٧٪) سومین كشور جهان است (علیزاده، همانجا). بیشتر جمعیت این كشور روستانشین هستند. در ١٩٩٨م، جمعیت شهرنشین بنگلادش حدود ٢٠٪ بوده است («بنگلادش»، همانجا). میلیونها نفر از مردم نیز در قایقها و روی آب رودخانه زندگی میكنند (اسعدی، ٢ / ٩).
بنگلادش به ٤ ایالت چیتاگنگ، داكا، كولنا(خولنا) و راجشاهی، ٢١منطقه و ٦٤ «زیلا» تقسیم شده است (عبدالكریم، همانجا؛ فرزیننیا، ١٧٤). داكاپایتخت بنگلادش،كولنا، چیتاگنگ وناراین گنج بزرگترین شهرهای كشورند (GSE, XVII / ١٢).
بنگالیها ظاهراً در اصل از نژاد نِگریتو و دراویدی بودند كه در طول زمان با سایر اقوامی كه به این سرزمین مهاجرت كردهاند، درآمیختهاند. بومیان استرالیایی نخستین، و آریاییها دومین گروه مهاجران به این سرزمین به شمار میروند. گفتهاند: روند آریایی شدن مردم این منطقه از حدود ٣ هزار سال پیش شروع شد (اسعدی، ٢ / ١١-١٢؛ عبدالكریم، ٣٦،٣٤ ). بیش از ٩٨٪ مردم این كشور بنگالی هستند كه با نژادهای ترك و سامی، به ویژه در نواحی ساحلی، اختلاط یافتهاند. ٢٪ بقیه را نیز بهاریها و تیرههایی از قبایل مختلف تشكیل میدهند (اسعدی، نیز GSE، همانجاها). حدود ١٢گروه قومی ـ زبانی دیگر كه از جهت نژاد، ناهمگون با بنگالیها و بیشتر از نظر مشخصات چهره و زبان به میانماریها نزدیكند، در تپهها و ارتفاعات چیتاگنگ زندگی میكنند (اسعدی، ٢ / ١٢).
زبان رسمی بنگلادش، بنگالی است كه از زبانهای هند و اروپایی، و دارای لهجههای متفاوتی است («بنگلادش»، زبان؛ برای اطلاع بیشتر، نک : ه د، بنگال). حدود ٨٥٪ مردم بنگلادش مسلمانند و این كشور پس از اندونزی از جهت جمعیت دومین كشور مسلمان جهان به شمار میرود. بعد از مسلمانان، بیشترین جمعیت از آن هندوهاست. بوداییها، مسیحیان و قبایلی با آیینهای خاص از اقلیتهای دینی بنگلادش هستند GSE)، مانجا).
تاریخ بنگلادش (درباره تاریخ این سرزمین تا تشكیل پاكستان در ١٩٤٧م، نک : ه د، بنگال؛ نیز برای پیش از استقلال، نک : ه د، پاكستان). مقارن تجزیۀ شبه قاره، دو نظر متفاوت قومی و دینی در مورد بنگال وجود داشت. قومگرایان خواهان تشكیل كشوری مستقل بودند، اما حزب مسلم لیگ و طرفدارانش، به رهبری محمدعلی جناح تشكیل كشوری متعلق به مسلمانان شبه قاره و از جمله بنگال را میخواستند. سرانجام دولت انگلیس با صدور اعلامیهای در ٣ ژوئن ١٩٤٧، قسمتی از هند را با عنوان كشور پاكستان از این سرزمین جدا كرد. در ١٤ اوت همان سال بنگال شرقی با بخش اعظم ایالت آسام به قلمرو پاكستان افزوده شد (اسعدی، ٢ / ٢٨-٢٩؛ پراكهار، ٢٦٧؛ عبدالكریم،٦٥) و پس از آن عمدتاً آن نواحی را پاكستان شرقی میخواندند.
ایالت بنگال پیش از تقسیم شبه قاره، تأمینكنندۀ تولیدات كشاورزی بود و صنایع هند در بنگال غربی و عمدتاً در كلكته متمركز شده بود. پس از تجزیه نیز بسیاری از سرمایهداران و صنعتگران مسلمان هند به پاكستان مهاجرت كردند. اما اختلاف فاحشی میان پاكستان شرقی و غربی به لحاظ برخورداری مردم از مزایای اقتصادی و مشاركت در حكومت مركزی وجود داشت، چنان كه حدود ٨٠ تا ٨٥٪ مقامات و مشاغل دولتی در اختیار شهروندان پاكستان غربی بود (اسعدی، ٢ / ٤٦؛ بورك، ٤٢٣؛ كلیر...، III / ٥٥٧). افزونبر این اختلاف، مخالفت مردم بنگال با رسمیت یافتن و سراسری شدن زبان اردو، و علاقه به حفظ زبان بنگالی (نک : پراكهار، ٢٦٨، ٢٦٦)، موجب ناخشنودی مردم پاكستان شرقی از حكومت مركزی شد. درحالیكه حدود ٥٤٪ مردم كشور به زبان بنگالی و٤٠٪ به زبانهای دیگر شبه قاره، و تنها ٦٪ به زبان اردو سخن میگفتند. محمد علی جناح در مارس ١٩٤٨ در داكا اعلام كرد كه زبان ملی پاكستان، زبان اردوست. این كار خشم و اعتراض شدید دانشجویان را برانگیخت. در ١٩٥٢م نیز خواجه نظامالدین نخست وزیر وقت پاكستان، دوباره زبان اردو را زبان رسمی و ملی خواند و این بار مردم پاكستان شرقی دست به تظاهرات گسترده زدند (بهویان، ٢٥-٢٤؛ بورك، ٤٢٣-٤٢٤). سرانجام در ١٣٣٥ش / ١٩٥٦م، دولت پاكستان به ناچار زبان بنگالی را بهعنوان یكی از زبانهای رسمی كشور پذیرفت (پراكهار، ٢٧٠؛ فرزیننیا، ٦٤).
در انتخابات ایالتی پاكستان شرقی در ١٩٥٤م، جبههای متحد متشكل از احزاب پاكستان شرقی اكثریت قاطع كرسیها را به دست آورد و به این طریق حكومت جبهه متحد به رهبری فضلالحق تشكیل شد؛ اما به سبب اختلاف میان بنگالیها و غیر بنگالیهای پاكستان شرقی پس از مدتی از سوی دولت مركزی منحل شد (بهویان، ٢٩؛ فرزیننیا، ١٤٩). شیخ مجیب الرحمان، رهبر برجسته عوامی لیگ در فوریۀ ١٩٦٦، با انتشار بیانیهای خواهان تغییرات اساسی در ساختار قدرت پاكستان و خودمختاری پاكستان شرقی شد (بورك، ٤٢٤؛ بهویان، ١٠٠-١٠١,٢٩؛ بیندرا، ١٧٥)؛ ولی در مارس همان سال به دستور ژنرال ایوب خان رئیسجمهور پاكستان، توقیف گردید.
پس از بر كناری ایوب خان در ١٣٤٨ش / ١٩٦٩م، ژنرال محمد یحیی خان زمام امور را در دست گرفت و به مرد پاكستان شرقی اطمینان داد كه نابرابری میان دو بخش پاكستان را از بین خواهد برد. در پی آن از ١٩٧٠م فعالیتهای سیاسی آزاد شد (علیزاده، ١٢؛ بهویان، ١٢٩)، اما پس از پیروزی قاطع حزب عوامی لیگ به رهبری مجیب الرحمان در انتخابات دسامبر ١٩٧٠ در پاكستان شرقی (احراز ١٥٨ كرسی از ١٦٠كرسی)، یحیی خان بار دیگر فعالیتهای سیاسی را ممنوع كرد (بورك، ٤٢٤-٤٢٦؛ بهویان، ١٤٧؛ « كلیر»، همانجا) و شیخ مجیب الرحمان دستگیر، و به پاكستان غربی منتقل گردید. تظاهرات مردم پاكستان شرقی به ویژه در داكا، به شدت توسط نیروهای پاكستان غربی سركوب شد، با این همه، در ٢٨مارس ١٩٧١ نیروهای شورشی پاكستان شرقی تحت فرمان ضیاءالرحمان، در چیتاگنگ اعلام استقلال كردند. رهبران عوامی لیگ بیدرنگ در تبعید دولت تشكیل دادند و مجیب الرحمان را كه هنوز در حبس به سر میبرد، رئیس جمهور بنگلادش خواندند (اسعدی، ٢ / ٣٣؛ علیزاده، ١٣). در حالی كه جنگ داخلی میان نیروهای پاكستان شرقی و غربی ادامه داشت، در این میان دول خارجی نیز هر یك به اقتضای مصالح سیاسی و منافع اقتصادی خود عمل میكردند (نک : بورك، ٤٢٨-٤٣٣؛ رضوی،١٨٩ -١٨٨؛ پراكهار، ٢٦٦).

پس از چند ماه هند به در خواست كمك سران بنگال پاسخ مثبت داد و با پاكستان وارد جنگ شد. در ١٦ دسامبر ١٩٧١ نیروهای متحد بنگالی و هندی، ارتش پاكستان را عقب راندند و بنگلادش رسماً به عنوان یكصد و سی و نهمین كشور مستقل جهان شناخته شد (اسعدی، ٢ / ٣٤).
بنگلادش در این دوره با مشكلات بسیار مواجه بود. اقتصاد ضعیف، حوادث ویرانگر طبیعی، كمبود نیروهای متخصص، پیامد جنگهای داخلی ( كلیر، همانجا)، درگیریها و اختلافات و بیثباتی سیاسی از آن جمله بودند. به دنبال اختلاف شدید سیاسی میان احزاب، مجیب الرحمان در دی ١٣٥٣ / ژانویۀ ١٩٧٥ نظام جمهوری اعلام كرد و خود را رئیس جمهور خواند (اسعدی، ٢ / ٣٥)، اما در اوت همین سال در پی كودتای گروهی از افسران ارتش كه به پاكستان تمایل داشتند، همراه همسر و ٥ فرزندش به قتل رسید (همو، ٢ / ٣٦؛ فرزین نیا، ٦٩).
كشاكش شدید میان سیاستمداران و نظامیان بنگلادش، صحنۀ سیاسی این كشور را بیش از پیش دستخوش آشفتگی و تحولات پیدرپی كرد. این تحولات معمولاً با حبس و اعدام رهبران مخالف تؤم بود، چنان كه ضیاءالرحمان، رئیس جمهور بعدی نیز به قتل رسید، و جانشین او عبدالستار نیز بر اثر كودتای ژنرال ارشاد بركنار شد. ژنرال ارشاد نخست فرمانده كل حكومت نظامی و سپس نخست وزیر اعلام شد و محمد احسانالدین جودهری به ریاست جمهوری منصوب گردید (١٩٨٢م). اما ارشاد در دسامبر ١٩٨٣ خود رشته امور را به عنوان رئیس جمهور در دست گرفت (اسعدی، ٢ / ٣٨-٤٠). وی پس از حدود ٧سال حكومت، بر اثر تظاهرات احزاب مخالف و دانشجویان در اواخر سال ١٩٩٠م به ناچار استعفا داد و قاضی شهابالدین احمد به طور موقت ریاست جمهوری را در دست گرفت. دولت وی زمینه را برای یك انتخاب آزاد پارلمانی آماده كرد.
در انتخابات ١٣٧٠ش / ١٩٩١م احزاب ناسیونالیست بنگلادش اكثریت آراء را به دست آوردند و بیگم خالده ضیاء، بیوۀ ضیاءالرحمان به عنوان نخست وزیر انتخاب شد. لایحۀ اصلاح قانون اساسی در همین سال با اكثریت آراء مردم به تصویب رسید و بیگم خالده ضیاء رئیس دولت شد. وی از این تاریخ تا انتخابات ٢٠٠١م ٣ دورۀ متوالی با اكثریت آراء نخستوزیر بنگلادش شد ودر رأس قدرت باقی ماند(«بنگلادش»، تاریخ جدید).
قانون اساسی بنگلادش از زمان تصویب در ١٩٧٢م تا ١٩٩١م چندین بار دستخوش اصلاح شد (فرزیننیا، ٦٩-٧٠، ١٦٩). براساس قانون اساسی بنگلادش و نظام پارلمانی آن، نخست وزیر كه در رأس قوۀ مجریه قرار دارد، توسط حزب حاكم در پارلمان انتخاب میشود. رئیس جمهور كه از سوی مجلس برای یك دورۀ ٥ساله برگزیده میشود. نقش دوم را پس از نخست وزیر در ادارۀ امور ایفا میكند. انتخابات مجلس نیز هر ٥ سال یك بار برگذار میشود. مجلس ٣٣٠ كرسی دارد كه ٣٠ كرسی آن به بانوان اختصاص یافته است («بنگلادش»، حكومت). احزاب سیاسی فعالیت چشمگیری در صحنۀ سیاسی بنگلادش دارند. عوامی لیگ (= اتحاد خلق) كه در ١٣٢٧ش / ١٩٤٨م برای فعالیتهای جداییطلبانه از پاكستان توسط مجیب الرحمان تأسیس شد، از احزاب مهم بنگلادش است. حزب مسلم لیگ نیز از دیگر احزاب فعال این كشور است (نک : اسعدی، ٢ / ٤٩-٥٧).
نیاز بنگلادش به كمكهای بینالمللی نقش بزرگی در اتخاذ سیاستهای خارجی این كشور دارد. بنگلادش با وجود مشكلات داخلی بسیار، همواره حضوری فعال در روابط بینالمللی داشته است. این كشور در ١٣٥٣ش / ١٩٧٤م به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. افزون بر این عضو ١٦ سازمان تخصصی وابسته به این سازمان و٦ سازمان بینالمللی دیگر و از جمله سازمان كنفرانس اسلامی است (همو، ٢ / ٥٧ - ٦٢؛ فرزین نیا، ٤٣).
بنگلادش برای قدرتهای بزرگ سیاسی ـ اقتصادی جهان، به سبب موقعیت ویژه جغرافیایی و استراتژیك، برای هند، به دلیل مرزهای مشترك، و برای چین به جهت دسترسی یافتن به آبهای اقیانوس هند، از اهمیت خاصی برخوردار است (همو، ٢٩-٣٠). در دورۀ ریاست جمهوری ضیاء الرحمان نزدیكی به دولتهای مسلمان و ثروتمند عرب در دستور كار وی قرار گرفت، و از این رو، این كشورها به سرمایهگذاری در بنگلادش اقدام كردند (اسعدی، ٢ / ٦١).
یكی از عمدهترین مسائل میان بنگلادش و پاكستان پس از استقلال، مسألۀ مهاجران بهاری بود. بهاریها (ساكنان ایالت بهار در شمال شرقی هند) مسلمانان اردوزبان و غیر بنگالیاند كه در ١٩٤٧م به پاكستان شرقی مهاجرت كردند. اینان در جنگهای استقلال ١٩٧١م، به حمایت از دولت مركزی پاكستان برخاستند و از این رو دولت بنگلادش پس از استقلال، خواهان بازگشت آنها به پاكستان شد و ظاهراً پاكستان نیز چندان تمایلی به پذیرش و یا حتی صدور روادید برای آنها نداشت (همو، ٢ / ١٠؛ برای اطلاع بیشتر، نک : ه د، بهار).
بنگلادش با جمعیت بسیار و شرایط خاص اقلیمی و مشكلات سیاسی كه موجب عقبماندگی و بینظمی امور اقتصادی آن شده، در زمرۀ كم درآمدترین كشورهای جهان است و اقتصاد آن به كمكهای خارجی و ارزی ــ كه بنگلادشیهای خارج از كشور به داخل میفرستند ــ متكی است (اسعدی، ٢ / ٦٥) پس از استقلال، دولت ٣ برنامۀ ٥ساله (از ١٩٧٣ تا ١٩٨٩م) برای بهبود اوضاع اقتصادی تدارك دید. واحد پول بنگلادش «تاكا» است كه از ١٩٧٢م به جای روپیۀ پاكستان به جریان افتاد (فرزیننیا، ١٠٠، ١١٧؛ «بنگلادش»، اقتصاد).
اساس اقتصاد بنگلادش مبتنی بر كشاورزی است كه توسط بخش خصوصی اداره میشود. خاك بنگلادش بسیار حاصلخیز است و حدود ٨٠٪ كل نیروی كار این كشور به كشاورزی اشتغال دارند ( بریتانیكا،II٦٩١) و ٩٠٪ عواید صادراتی این كشور از محصولات كشاورزی تأمین میشود؛ اما به سبب تراكم شدید جمعیت، حدود ١٧٪ واردات این كشور نیز به موادغذایی اختصاص یافته است (اسعدی، ٢ / ٧٥). برنج و چتایی (كنف هندی) از محصولات عمدۀ كشاورزی و صادرات اصلی بنگلادش به شمار میروند و كارخانۀ كنف ریسی آدامْجی در شهر ناراین گنج بزرگترین كارخانۀ كنف ریسی جهان است (همو، ٢ / ٧٣، ٧٧). چای، سیبزمینی، نیشكر، توتون، ادویه و میوههای گرمسیری از محصولات دیگر بنگلادش است. ماهیگیری نیز از مشاغل مهم در این كشور به شمار میرود و بیش از ٥ میلیون تن به آن كار اشتغال دارند (همو، ٢ / ٧٨، ٨١؛ بریتانیكا، همانجا).
بنگلادش بجز گاز طبیعی منابع معدنی زیادی ندارد. زغالسنگ و سنگ آهك نیز در این كشور كشف شده، و مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. مس، نمك و سنگ شیشه از دیگر منابع معدنی بنگلادش است (علیزاده، ٤٤). از ١٩٧٢ تا ١٩٧٥م قسمت عمدۀ صنایع بنگلادش دولتی بود، اما از این تاریخ به تدریج مشاركت بخش خصوصی در صنایع افزایش یافت (فرزیننیا، ١٠٠-١٠١). بنگلادش از لحاظ صنعتی كشوری عقب مانده است و تنها ٧٪ نیروی كار در بخش صنعت اشتغال دارد. نساجی، كودسازی و تهیۀ فولاد، سیمان و شكر از صنایع بزرگ این كشور است كه غالباً در شهرهای داكا، چیتاگنگ، سیلهت و كومیلا متمركز است (اسعدی، ٢ / ٨١-٨٢).
رودخانهها و آب راهها نقش حیاتی در حمل و نقل داخلی این كشور دارند. طول كل آب راههای قابل كشتیرانی، ٤٣٠‘٨كم است كه بسیار بیشتر از كل طول شبكۀ راههای زمینی است. حمل و نقل آسان و ارزان از طریق آب ــ به ویژه برای بسیاری از روستاها كه راهی جز راه آبی ندارند ــ مهم است. ٥ بندر رودخانهای مهم و اصلی داخلی بنگلادش در داكا، ناراین گنج، چاندِرپور، پاریسال و كولْناست، و دو بندر عمیق آن چیتاگنگ و مُنگا كه به چالْنا نیز معروف است، برای پهلو گرفتن كشتیهای بزرگ مناسب است (همو، ٢ / ٩١-٩٢؛ «بنگلادش»، حمل و نقل). راهآهن كشور در ١٩٨٢م به دو شبكۀ شرقی و غربی تقسیم شد: شهر چیتاگنگ مركز شبكۀ شرقی راهآهن، و شهر راج شاهی مركز شبكه غربی آن است (اسعدی، ٢ / ٩١). بنگلادش در ١٩٨٣م به سیستم ارتباط مستقیم بینالمللی پیوست (فرزیننیا، ١٢٥).
از اقلام صادراتی بنگلادش، میتوان از چتایی كه به اختلاف سالها، رقمی بین ٥٠ تا ٩٠٪ صادرات بوده است (اسعدی، ٢ / ٨٥)، چای و میگو كه در اطراف خلیج بنگال پرورش مییابد، یاد كرد («بنگلادش»، اقتصاد). بیشترین واردات بنگلادش مواد غذایی شامل گندم، برنج، روغنهای خوراكی و دانههای روغنی، و نیز نفتخام، فرآوردههای نفتی، پنبه، منسوجات و كودهای شیمیایی است (فرزیننیا، ١٣٣). عمدهترین خریداران كالاهای بنگلادش، آمریكا، ژاپن و كشورهای اتحادیۀ اروپا، و مهمترین صادركنندگان، سنگاپور، ژاپن، آمریكا، كره جنوبی، چین، هند و آلمان هستند (اسعدی، نیز «بنگلادش»، همانجاها).
٧ / ٥١٪ مردان و ٥ / ٢٩٪ زنان بنگلادشی باسوادند (آمار ٢٠٠٠م) كه رقم بسیاری نازلی در قارۀ آسیاست. زبان تحصیلی در دورۀ ابتدایی بنگالی و در دوره متوسطه همراه با انگلیسی است. برطبق همین آمار كمتر از یك پنجم مردم تحصیلات متوسطه دارند و حدود ٣٪ به دانشگاه راه مییابند. بنگلادش دارای چندین دانشگاه و مدرسۀ عالی در رشتههای مختلف است (همان، آموزش). روزنامههای پرتیراژ متعددی در این كشور به چاپ میرسد. اتفاق داكا كه به زبان بنگالی منتشر میشود، از مهمترین روزنامههای بنگلادش است (اسعدی، ٢ / ١٠٦).
سنت ساخت مساجد و مدارس دینی در بنگال ریشهای دیرینه دارد و داكا به سبب داشتن مساجد متعدد قدیم و جدید به شهر مساجد شهرت یافته است. تا پیش از تسلط بریتانیا بر بنگال، بیش از ٨٠هزار مدرسۀ دینی در این منطقه وجود داشت و طلاب از نقاط دور دست شرق آسیا برای كسب علم بدانجا میرفتند. مدرسۀ معروف «ایمان ابوتواما» واقع در سونارگان كه مدتی نیز پایتخت بنگال بود، مدرسۀ علمیۀ لعل (لال) باغ در داكا، مدرسۀ علمیۀ قومیۀ نوریه از مدارس معروف بنگلادش است (فرزیننیا، ٥٠-٥٢). از میان مساجد میتوان از مسجد تاریخی حاجی خواجه شهباز كه در سالهای ١٠٨٩-١٠٩٠ق ساخته شده، مسجد سات گنبد و مسجد كار طلب خان كه بین سالهای ١١١٢ تا ١١١٦ق در داكا ساخته شده است، یاد كرد (اشر، I(٤) / ٢٨٥).
خانقاههای صوفیان موسوم به «درگاه»، همچون درگاه خان جهان علی در كولنا (خولنا) (علیزاده، ٢٠)، درگاه شاه جلال در سیلهت و شاه نعمت و بایزید بسطامی در چیتاگنگ از مراكز مهم اهل تصوف است (فرزیننیا، ٤٨). مجموعۀ قلعه و مسجد جامع لعل باغ كه در ١٠٩١ق در داكا ساخته شده، و مقبرۀ بیبی پری دختر محبوب شایسته خان كه در اوایل سدۀ ١٢ق بنا شده، از نمونههای دیگر معماری بابریان در بنگلادش كنونی است (اشر، ٢٨٥-٢٨٤، I(٤) / ٢٤٢-٢٤٣؛ «بنگلادش»، داكا).
ساختمان بزرگ مجلس در شیر بنگلانگر، مسجد بین المكرم، دانشگاه داكا و جهانگیرنگر، ایستگاه راهآهن كمالپور و منارۀ یادبود شهدا از نمونههای جدید معماری بنگلادش به شمار میروند (همانجا؛ فرزیننیا، ١٠).
مآخذ
اسعدی، مرتضی، جهان اسلام، تهران، ١٣٦٩ش؛
بورك، س. م. و ل. زایرینگ، تاریخ روابط خارجی پاكستان، ترجمۀ ایرج وفایی، تهران، ١٣٧٧ش؛
علیزادۀ اسماعیل كندی، عزیز، شناسنامۀ فرهنگی بنگلادش، تهران، ١٣٧٩ش؛
فرزیننیا، زیبا، بنگلادش، تهران، ١٣٧٣ش؛
نیز:
Abdul Karim, «Bangladesh: History and Culture», Pakistan Journal of History and Culture, Islamabad, ١٩٨٨, vol. IX, no. ٢;
Asher, C. B., The New Cambridge History of India, Cambridg, ١٩٩٢;
« Bangladesh» , Encarta Interactive World Atlas, ٢٠٠١;
Bhuiyan, A. W., Emergence of Bangladesh and Role of Awami League, Delhi, ١٩٨٢;
Bindra, S. S., Determinants of Pakistan's Foreign Policy, New Dehli, ١٩٨٨;
Britannica, micropaedia, ١٩٧٨;
Collier's Encylopedia, New York, ١٩٨٦;
Encyclopedia International, New York, ١٩٧٤;
GSE;
Prakhar, G. M., Indo- Pakistan Relations, New Delhi, ١٩٨٧;
Rizvi, H. A., The Military and Politics in Pakistan ١٩٤٧-٨٦, New Dehli, ١٩٨٨.
هدی سیدحسینزاده