دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٤ - برونئی
برونئی
نویسنده (ها) :
محمدحسن گنجی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُرونِئی، كشوری كوچك در آسیای جنوب شرقی. عنوان رسمی آن «كشور برونئی دارالسلام» است. این كشور با مساحت ٧٦٥‘٥ كمـ٢، میان °٤ تا °٥ و ´٤ عرض شمالی و °١١٤ تا °١١٥ و ´٢١ طول شرقی در ساحل دریای چین جنوبی و شمال جزیرۀ برنئو قرار دارد. درۀ رود لیمبانگ آن را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم كرده است. برونئی كشوری نسبتاً كمارتفاع محسوب میشود و ٧٥٪ آن را جنگلهای پرباران استوایی پوشانیده، و آبوهوای آن استوایی و گرم و مرطوب است. نواحی پست ساحلی در شرق به كوهستان، و در غرب به تپههایی كمارتفاع میپیوندد و بلندترین قلۀ آن در بوكیت پاگُن ٨٥٠‘١ متر ارتفاع دارد («زمین ... »؛ «شهرها ... »،؛ IV/٩٤-٩٥؛ بختیاری، ٥٠؛ «برونئی»).
جمعیت این كشور براساس برآورد سال ١٣٨١ ش/٢٠٠٢ م، برابر ٨٩٨‘٣٥٠ نفر، و تراكم آن ٥٨/٦٦ نفر بر كمـ٢ بوده است. برخی آمارهای جمعیتی چون نرخ رشد جمعیت ٠٦/٢٪، عمر متوسط ٠٦/٧٤ سال، و نرخ زایش ٤/٢ برای هر زن، نشان از وضع بهداشتی كشور دارد. گروههای قومی تشكیل دهندۀ جمعیت، ٦٧٪ مالایایی، ١٥٪ چینی و ٦٪ اقوام كوچك بومی (شامل كِدازان، موروت، بیسایا و ایبان ) و ١٢٪ دیگر گروههاست كه در میان آنها مهاجران هندی شاخصند («زمین»).
اسلام به عنوان دین رسمی ٦٧٪ پیرو دارد و در عمل دین مالایاییهاست كه عموماً سنی شافعیند. آیین بودا با ١٣٪ پیرو، و مسیحیت با ١٠٪ پیرو در رتبههای بعد قرار دارند و ١٠٪ نیز به آیینهای كهن بومی پای بندند («برونئی»).
زبان رسمی مالایایی است كه گویش محلی آن به همین نام برونئی شناخته شده است. انگلیسی زبان دوم كشور است و چینی (ماندارین ) هم در ردۀ پس از آن قرار دارد. از ١٩٨٥م، دو زبان مالایایی و انگلیسی در همۀ مدارس غیردولتی تدریس میشود، خط رسمی بر مبنای لاتین است و نگارش بر مبنای عربی نیز رواج دارد («زبانها ... »؛ شهریاری، ١١). ابعاد گوناگونی از مسائل اجتماعی و سیاسی زبان در برونئی، در ١٩٩٦ م مورد مطالعه قرار گرفته است.
براساس برآورد سال ١٣٧٤ ش/١٩٩٥ م، ٢/ ٨٨٪ مردم باسواد بودهاند. مهمترین مركز آموزش عالی دانشگاه برونئی دارالسلام در ١٩٨٥م تأسیس شده است («مقدمه»؛ «برونئی»؛ نیز نك : بختیاری، ٥١). از نظر اقتصادی برونئی از رفاه درخور توجهی برخوردار است، چنانكه درآمد سرانۀ آن در برآورد سال ٢٠٠١م برابر ١٨ هزار دلار بوده است. واحد پول كشور دلار برونئی (= ١٠٠ سنت ) است. منابع طبیعی مهم برونئی، نفت، گاز و چوب است؛ این كشور چهارمین تولیدكنندۀ گاز طبیعی در جهان است و حدود نیمی از درآمد ملی را صدور نفت و گاز تشكیل میدهد. در بخش كشاورزی، تولیدات اصلی برنج، انواع میوه و سبزیجات، محصولات دامی و شیلات است. كشاورزی در گذشته مهمترین منبع درآمد كشور محسوب میشده، ولی پس از كشف نفت، اهمیت آن به شدت كاهش یافته است. براساس برآورد سال ٢٠٠١م، سهم كشاورزی، صنعت و خدمات در درآمد ملی، به ترتیب ٥٪، ٤٥٪ و ٥٠٪ بوده است. بهعنوان برنامهریزی درازمدت برای جایگزینی منابع ناپایا در اقتصاد ملی، دولت برونئی در برنامۀ هفتم توسعۀ اقتصادی (١٩٩٦-٢٠٠٠ م)، ٢/٧ میلیارد دلار برای پروژههای جایگزین، در بخشهای مختلف صنعت، كشاورزی و خدمات سرمایهگذاری كرده است («اقتصاد»؛ «برونئی»؛ نیز نك : اسعدی، ١/٤٢٦)، اما پژوهشها نشان میدهد كه جامعۀ سنتی برونئی، برای دست یافتن به این هدف، نیازمند تحولات فرهنگی است (نك : بلُمكویست، سراسر مقاله).
راههای آبی نه تنها در حمل و نقل خارجی، بلكه در ارتباطات داخلی نیز نقش حائز اهمیتی دارد و طول راههای آبی آن به
٢٠٩ كمـ بالغ میشود. طول آزاد راهها در ١٩٩٦م، برابر ٧١٢‘١ كمـ بوده است. راهآهن از اهمیت اندكی برخوردار است و خطوط راه آهن به طول ١٣ كمـ برای فعالیتهای اختصاصی شركتهای نفتی است. تنها فرودگاه عمومی و بینالمللی در پایتخت قرار دارد كه از ١٩٧٤م تأسیس شده است («برونئی»؛ نیز نك : اسعدی، ١/٤٣٨).
سیستم حقوقی كشور «حقوق عرفی» انگلیس است، اما در برخی از حیطههای حقوق مدنی، برای اكثریت مسلمان شریعت اسلامی بر آن حاكم است. برونئی از بدو استقلال خود در ١٩٨٤م عضو سازمان ملل متحد است و از همان سال در سازمانهای گوناگون بینالمللی چون «آسئان» و سازمان كنفرانس اسلامی عضویت دارد. این كشور از ١٩٩٢م به «جنبش غیر متعهدها» پیوسته است («برونئی»؛ نیز بختیاری، همانجا).
نظام سیاسی كشور، سلطنتی است كه اعمال حاكمیت آن بر مبنای قانون اساسی مصوب ١٩٥٩م صورت میگیرد. سلطان خود به عنوان رئیس هیأت وزیران ادارۀ دولت را بر عهده دارد و چند شورا، از جمله شورای مذهبی و شورای ولایتعهدی وجود دارد كه افراد آن به انتخاب سلطان منصوب میشوند. قانونگذاری توسط «مجلس رایزنان پادشاه» صورت میگیرد كه تمامی ٢١ عضو آن از سوی سلطان منصوب میگردند. پایتخت بندر سری بگاوان است كه تا ١٩٧٠م شهر برونئی نامیده میشد. كشور از ٤ استان، یا به تعبیر محلی «دائره» تشكیل شده است: بِلایت، برونئی ـ موارا، تِمبورُنگ و توتُنگ. بجز پایتخت، از شهرهای مهم سریا، كوالا بلایت و توتنگ قابل ذكرند (همو، ٥٠؛ «برونئی»).
برخی عوامل تاریخی چون نقش تعیین كنندۀ نخستین سلاطین مستقل برونئی در گسترش اسلام و نیز نقشی كه در دورۀ قیمومت بریتانیا برای رسیدگی به امور مذهبی و احیای رسوم دینی به سلاطین برونئی سپرده شده بود، رابطهای نمادین را میان دیانت اسلام و سلطنت برونئی ترسیم كرده است. این رابطۀ نمادین به وضوح به عصر حاضر نیز انتقال یافته، ملقب شدن سلطان سرمودا حسن البلكیاه به «معزالدین و الدوله» بازتابی آشكار از این سنت نمادین است. گفتنی است كه رابطۀ میان اسلام و حكومت در برونئی در پژوهشهایی از ویزنر و فاروق باجنید مطالعه و بررسی شده است. دولت برونئی، به عنوان اندیشۀ سیاسی خود، بر «سلطنت اسلامی مالایایی» تأكید دارد كه از قرنها پیش در منطقه ریشه گرفته، و باور آن است كه اكنون در كالبد سلطنت برونئی تبلور یافته است («فلسفۀ ملی»؛ نیز بلمكویست، سراسر مقاله).
تاریخ
قدیمترین اطلاعات تاریخی درباره برونئی در تواریخ و گاهشمارهای چینی مربوط به قرون ٦ و ٧ م بازتاب یافته كه عموماً از آن به «پونی» تعبیر شده است (جرینی، ٥١٢؛ «تاریخ١١»). تاریخ برونئی پیش از قرن ٨ ق/١٤ م را باید در تاریخ دولتهای مقتدر منطقه چون ماجاپاهیت پیجویی كرد كه بر این منطقه نیز استیلا داشتند؛ تاریخ آن به عنوان كشوری مستقل نیز از همین سده آغاز میگردد. نخستین سلطان برونئی آوانگ آلاك بِتاتار اندكی پس از حاكمیت یافتن بر برونئی، در ٧٦٩ق/١٣٦٨م اسلام آورد و خود را محمد شاه خواند. اگرچه اسلام پیشتر در این سرزمین نفوذی یافته بود، اما گسترش چشمگیر آن به خصوص با كوشش سلاطین مسلمان در سدۀ ١٠ ق/١٦ م تحقق پذیرفت (نك : آرنولد، ٣٩٢؛ چگنی، ٦٩-٧٠؛ «تاریخ»).
سلطنت برونئی تا سدۀ ١١ ق/١٧ م دورۀ اقتدار و شكوفایی خود را سپری كرد. در ١٥٢١ م سرنشینان كشتیهای ماژلان از این كشور دیدن كردند. در ١٥٨٠م، دریانوردان اسپانیایی این سرزمین را به اشغال خود درآوردند، اما حضور آنان دیری نپایید. در طی این سدهها، قلمرو حاكمیت سلاطین برونئی افزونبر جزیرۀ برنئو، تا بخشهایی از فیلیپین نیز گسترش مییافت (هال، ١٩٨, ٢١٩؛ بریتانیكا، II/٥٧٥).
از سدۀ ١٢ ق/ ١٨ م عواملی چون گسترش نفوذ استعماری اروپاییان به خصوص پرتغالیان و هلندیان، منازعات داخلی برای دستیابی بر تاج و تخت، و تاختوتازهای دزدان دریایی موجبات كاستی اقتدار در برونئی را فراهم آورد. سلطان برونئی در ١٨٤١م در قبال فرونشاندن شورش محلی، ساراواك را به جیمز بروك، نظامی بریتانیایی واگذار كرد و در ١٨٤٧م با واگذاری ناحیۀ لابوان، با بریتانیا وارد پیمانی تجاری و امنیتی شد (هال، ٥٤٠؛ میلر، ٩٦, ٩٨-٩٩؛ بریتانیكا، II/٥٧٦؛ «تاریخ»).
در دهۀ ١٨٥٠ م، برونئی با ایالات متحده پیمان دوستی و تجارت منعقد كرد («دربارۀ ... ») كه در عمل با توفیق چندانی روبهرو نبوده است. در ١٨٧٧ م بخش برونئی از شمال جزیرۀ برنئو به گروهی از تجار بریتانیایی اجاره داده شد كه كنترل آن در سالهای بعد در اختیار «شركت بریتانیایی برنئوی شمالی» قرار گرفت ( بریتانیكا، همانجا).
در ١٨٨٨ م سلطان برونئی تحت الحمایۀ بریتانیا شد و روابط خارجی برونئی كاملاً تحت نظارت دولت بریتانیا قرار گرفت. در ١٩٠٦ م، سلطان برونئی پذیرفت كه یك نمایندۀ مقیم از طرف دولت بریتانیا امور كشوری را نیز عهدهدار شود و تنها از مداخله در رسوم و سنن مالایایی و مسائل مذهبی اسلام بپرهیزد. كشف منابع نفت در ١٩٢٩م و آغاز استخراج در ١٩٣١م، جایگاه برونئی را در صحنۀ منطقه دگرگون كرد. در جریان جنگ جهانی دوم، برونئی درگیر جنگ بود، در ١٣٢٠ ش/١٩٤١ م به اشغال ژاپن درآمد و در ١٩٤٥م توسط نیروهای استرالیایی بازپس گرفته شد (همانجا؛ «تاریخ»).
نفت در بازسازی برونئی در سالهای پس از جنگ نقش مهمی داشت و زمینۀ تحولات مهم اجتماعی ـ سیاسی را پدید آورد (نك : هُرتن، ١٠٣-٩١)، اما بخشی دیگر از تحولات اجتماعی كشور را باید ناشی از توجه به فرهنگ بومی و روی آوردن به اصلاحات مذهبی دانست كه از ١٩١٢م آغاز شده بود (نك : منصور نور، ٧٧-١١٣). به عنوان برآیندی از اوضاع جهانی و تحولات داخلی، در ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩ م براساس توافقنامهای، قانونی اساسی به وجود آمد كه استقلال سلطان برونئی در امور داخلی را به رسمیت شناخت («تاریخ»). در ١٣٤١ ش/١٩٦٢ م شورشی مسلحانه به رهبری «ازهری»، رخ داد كه از سوی سوكارنو، رهبر اندونزی مورد حمایت قرار گرفت، اما در نهایت فرونشانده شد (گالیك، ٢٢٤؛ یهودا، ٦١؛ میلر، ٢٣٠-٢٣٢). در همین اوان برونئی با پیوستن به فدراسیون مالزی كه پیشتر نسبت به آن ابراز تمایل كرده بود، مخالفت كرد (فیتزجرالد، ٣٤٥؛ گالیك، ٢٢٥؛ اسعدی، ١/٤١٤).
در ١٩٦٧م سلطان حاجی سرمودا عمر علی سیفالدین به نفع فرزندش پنگیران مودا ماهكوتا حسن البُلكیا كنارهگیری كرد. در ١٩٧١ م توافقنامۀ یاد شده مورد بازنگری قرار گرفت و حاصل آن استقلال كامل داخلی برای برونئی، و محدود شدن نقش دولت بریتانیا به امور دفاعی و روابط خارجی بود. در ١٣٥٨ش/ ١٩٧٩م مذاكراتی برای عقد پیمانی جدید میان سلطان برونئی و دولت بریتانیا صورت گرفت كه حاصل آن پیمانی برای دوستی و همكاری بود. در ١٣٦٣ ش/١٩٨٤ م برونئی استقلال كامل خود را به دست آورد و سلطان زمام امور كشور را به دست گرفت. دستگاه اداری تا ١٩٨٨ م در حال شكلگیری پرتحولی بود تا با شرایط جدید هماهنگ گردد. سلطان كنونی متعلق به خاندانی سلطنتی است كه با وجود فراز و نشیبها، افزون بر ٦ قرن بر این كشور حكم راندهاند ( بریتانیكا، همانجا؛ «برونئی»).
مآخذ
اسعدی، مرتضى، جهان اسلام، تهران، ١٣٦٦ش؛
بختیاری، سعید، «برونئی»، رشد (آموزش جغرافیا)، تهران، ١٣٧٢ ش، س ٩، شم ٣٣؛
چگنی، علی، اسلام در برونئی، تهران، ١٣٧٩ش؛
شهریاری، محمد مهدی، برونئی دارالسلام، وزارت امور خارجه، تهران، ١٣٧٨ ش؛
نیز:
«About Brunei Darussalam» Brunei Darussalam Embassy ... , www. bruneiembassy.org/about.html;
Arnold, T. W., The Preeching of Islam, Lahore, ١٩٧٩;
Blomqvist, H. C., The Endogenous State of Brunei Darussalam: The Traditional Society Versus Economic Development, University of Vaasa, ١٩٩٧;
Britannica, micropaedia, ١٩٨٩;
«Brunei», The World Factbook ٢٠٠٢, www.cia.gov/cia/publications/factbook/ geos/bx.html;
Cities of the World, eds. M. W. Young and S. L. Stetler, Detroit etc., ١٩٨٧;
«Economy», The Government of Brunei ... , www. brunei.gov.bn/about_brunei/economy.htm;
Fitzgerald, C. P., A Concise History of East Asia, Harmondsworth, ١٩٧٤;
Gerini, G. E., Researches on Ptolemy’s Geography of Eastern Asia, New Delhi, ١٩٧٤;
Gullick, J. M., Malaya, London, ١٩٦٤;
Hall, D. G. E., A History of South-East Asia, London, ١٩٦٤;
«History», Brunet, www.brunet.bn/homepage/ intro/nbdhis.htm;
Horton, A. V. M., «So Rich as to Be Almost Indecent: Some Aspects of Post-War Rehabilitation in Brunei, ١٩٤٦-١٩٥٣», Bulletin of the School of Oriental and African Studies, ١٩٩٥, vol. LVIII(١);
«Introduction», Universiti Brunei Darussalam, www.ubd.edu. bn/about/main.htm;
»Land and People«, The Government of Brunei ... , www.brunei.gov.bn/about_brunei/land.htm;
«Languages of Brunei», Ethnologue, www.ethnologue.com/show_country.asp?name=Brunei;
Mansurnoor, I. A., «Historiography and Religious Reform in Brunei During the Period ١٩١٢-١٩٥٩», SI, ١٩٩٥, vol. II(٣);
Miller, H., The Story of Malaysia, London, ١٩٦٥;
«National Philosophy», The Government of Brunei ... , www.brunei.gov.bn/government/mib.htm;
Yahuda, M., The International Politics of the Asia-Pacific, ١٩٤٥-١٩٩٥, London/ New York, ١٩٩٦.
محمدحسن گنجی