دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٠ - برقه
برقه
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرْقه، ناحیهای با تاریخی کهن در شمال افریقا، و امروزه شهر و استانی در کشور لیبی. برقه (یونانی= بارکه) از نخستین شهرهای یونانی است که در منطقۀ سیرنائیک بنیاد نهاده شد. تاریخ زیستگاهی انسان در این سرزمین، بنابر آثار مکشوفه دست کم به دورۀ دوم عصر پارینه سنگی میرسد و دانشمندان برآنند که صحرای سرنائیک در هزارۀ ٧قم حاصلخیز و پرجمعیت بوده است (وارد، ١٣-١٤). پس از آنکه یونانیان در سدۀ ٧قم ٤شهر دیگر را نیز در کنار برقه پدید آوردند، مجموع آنها را پنتاپولیس خواندند و از آنجاست که در برخی آثار اسلامی نام این منطقه، انطابلس یا بناطابلس آمده است (ابوالفدا، ١٢٧؛ مراکشی، ٣٤٧؛ یاقوت، ١/٥٧٣؛ ابوعبید، ٢/٦٤٩؛ لیبی...، ٧-٨).
جغرافیدانان و نویسندگان مسلمان، برقه را در اقلیم سوم جای میدادند (مثلاً یعقوبی، ٩٧؛ ابوعبید، ١/١٨٣؛ ابوالفدا، ١٤٨؛ یاقوت، همانجا؛ ادریسی، ١/٣١٠). کوهستان آهکی شمال برقه این منطقه را به جبل الخضر متصل میگرداند (اوانس پریچارد، ٢٩).
برقه در سدۀ ٦قم در تصرف ایرانیان، و از سدۀ ٤ تا ٧٤قم در قلمرو بطالسه، و از این تاریخ جزو متصرفات دولت روم بود (هرودت، II/١٧؛ لیبی، ٨). در عصر طالسه گروه بزرگی از یهودیان اخراج شده از دیگر کشورها در برقه (سیرنائیک) سکنى گزیدند (همان، ١٠). مسیحیت از اواخر سدۀ ٤م به این منطقه راه یافت (وارد، ١٥). در آغاز فتوح اسلامی (٦٣٤ق) مسلمانان با گرفتن جزیه آنجا را به صلح گشودند (ابنعبدالحکم، ١٧٠؛ خلیفه، ١/١٣٨). در اوایل خلافت مروانیان برقه جزو ولایت افریقیه بود که خود از توابع حکومت مصر به شمار میرفت (بلاذری، ٣٢١؛ اصطخری، ٣٨). در ٣٠٠ق مهدی فاطمی سپاه مقتدر عباسی را شکست داد و بر آنجا چیره شد (انطاکی، ٦٨). پس از فاطمیان برقه به دست ایوبیان و ممالیک مصر افتاد؛ تا اینکه در سدۀ ١٠ق/١٦م عثمانیان برقه را تسخیر کردند (همو، ٢٦٠-٢٦٢؛ لیبی، ١٨). از همان سالها تا اوایل سدۀ ١٢ق/١٨م از طرف دولت عثمانی، طرابلس دارای نایبالسلطنه شد و برقه که جزو قلمرو آن بهشمار میرفت، مانند دیگر ولایت این ناحیه استقلال نسبی داشت (کوک، ٦٠).
در سدۀ ١٣ق/١٩م شهر جدید برقه (مرج) در کنار شهر قدیم شکل گرفت (بریتانیکا، VII/٨٥٧). در همین سالها سنوسیها اولین زاویۀ خود را در برقه تأسیس کردند و از اینجا کوشیدند تا اسلام را به افریقای مرکزی بسط دهند (اوانس پریچارد، ١١١؛ زیاده، ٢٤٧(، چنانکه در آغاز سدۀ ١٤ق/٢٠م بخش مهمی از مراکز تبلیغی سنوسی در برقه قرار داشت (همانجا). نهضت سنوسی توانست با متحد گردانیدن قبایل منطقه، نیرویی بزرگ پدید آورد که همواره در اندیشۀ استقلال داخلی بود (حمیده، ١٣٨؛ لیبی، ٣-٤). محمد ادریس نوادۀ مهدی سنوسی که در ١٩١٦م حاکم برقه شد، شاید در اندیشۀ تحقق این هدف بود، ولی اندک بعد توسط نیروهای ایتالیا اخراج گردید (کوک، ٦١-٦٢). با اینهمه، سیطرۀ ایتالیا بر برقه بدون نگهای سنگین با رهبران محلی چون عمر مختار میسر نگردید (رایت، ٣٣). برقه در دورۀ تسلط ایتالیا مشتمل بر دو کرسی بنغازی و درنه بود و بعداً به یک کرسی تبدیل شد (خدوری، ٤٥). در ١٩٤٩م/١٣٢٨ش محمدادریس امیر مستقل برقه، و در ١٩٥٢م/١٣٣١ش فرمانروای پادشاهی لیبی شامل برقه، طرابلس غرب و فزان شد (کوک، ٦٢). جمعیت شهر برقه (مرج) در برآورد سال ١٩٧٢م/١٣٥١ش حدود ١٥ هزار نفر بود (بریتانیکا، همانجا).
در برقه، بهرغم معمول بودن کشاورزی، گرایش همگانی به گلهداری است (اوانس، پریچارد، ٣٤). در این منطقه انواع غلات، بهویژه جو به عمل میآید و انگور نیز تولید میشود (همو، ٣٨؛ لیبی، ٨). از صادرات برقه عسل، شمع، روغن، پوست دباغی شده، پشم و چهارپایان را میتوان نام برد (ﻧﻜ : ابوعبید، ٢/٦٥٠؛ ابنحوقل، ٦٧؛ لیبی، همانجا؛ اوانس ـ پریچارد، ٣٧). در سدههای گذشته زندگی مردم برقه بیشتر از طریق زائرانی که بدانجا میآمدند و کاروانهای تجارتی میان مغرب و مصر تأمین میشد (ﻧﻜ : لیبی، ١٨). در دهۀ ١٩٦٠م یک حوزۀ نفتی در این منطقه کشف گردید (افریقا، ٣٨).
در برقه خرابههای شهرهای باستانی یونانی و رومی وجود دارد (ﻧﻜ : ابوالفدا، ١٢٧؛ ویلارد، ٩٨-٩٩؛ نیز ﻧﻜ : وارد، ٤٤، که به قصرهایی هم اشاره کرده است). مزار رویفع، صحابی پیامبر(ص) (ابوعبید، همانجا) نیز در این شهر است. برقه یکی از مراکز مهم فرهنگی ـ هنری یونان بود و از جملۀ دانشمندان قدیم آنجا از کالیماخوس (فکاهی نویس و منتقد) و اراتسن (جغرافیاییدان) نام بردهاند (لیبی، ٨). دانشمندان مسلمان بسیاری از برقه برخاسته، و یا منسوب به آنجا بودهاند (ﻧﻜ : بن ماکولا، ١/٤٨٠؛ سمعانی، ٢/١٧١-١٧٢؛ یاقوت، ١/٥٧٤).
مآخذ
ابن حوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٨م؛
ابن عبدالحکم، عبدالرحمان، فتوح مصر و اخبارها، بغداد، ١٩٢٠م؛
ابم ماکولا، علی، الاکمال، حیدرآباد دکن، ١٩٦٢م؛
ابوعبید بکری، عبدالله، المسالک و الممالک، به کوشش وان لون و ا. فره، تونس، ١٩٩٢م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
ادریسی، محمد، نزهةالمشتاق، بیروت، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه ، لیدن، ١٩٢٧م؛
انطاکی، یحیى، تاریخ، طرابلس، ١٩٩٠م؛
بلاذری، احمد، فتوحالبلدان، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
حمیده، علی عبداللطیف، المجتمع و الدولة و الاستثمار فی لیبیا، بیروت، ١٩٩٥م؛
خلیفه بن خیاط، تاریخ، دمشق، ١٩٦٨م؛
زیاده، نقولا، افریقات، لندن، ١٩٩١م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛
کوک، ژرف م.، مسلمانان افریقا، ترجمۀ اسدالله علوی، مشهر، ١٣٧٣ش؛
مراکشی، عبدالواحد، المعجب، به کوشش محمد سعید عریان و محمد عربی علمی، قاهره، ١٣٦٨ق/ ١٩٤٩م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
نیز:
Africa ed. C. Legum, London, ١٩٧١;
Britanica, ١٩٨٦;
Evans - Pritchard, E. E., The Sanusi of Cyrnaica, Oxford, ١٩٤٩;
Herodotus, The History, tr. A. D. Godley. London;
١٩٥٧;
Khadduri, M., Modern Libya, Baltimore, ١٩٦٨;
Libya, ed. H. D. Nelson, Washington, ١٩٧٩;
villard, H. S., Libya, New York, Cornell University Press;
Ward, Ph., Touring Libya, London, ١٩٦٩;
Wright, J., Libya: A Modern History, London,١٩٨١.
پرویز امین